به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    از این وضع خسته ام، خیلی اذیت شدم توو این 6 ماه، قرص و دارو جواب نداد، ترس از همه چی وجودم رو برداشته، از درس خوندن افتادم، 17 روز از امتحاتا گذشت و من لای کتاب رو هم باز نکردم، می خوام درس بخونم، فکرام اذیتم میکنه، خیلی نا امید شدم، هدفم و آرزو هام برام مردن، هر چی فکر میکنم راهکاری ندارم، هیچ کاری نمیتونم بکنم، فلج شدم. می خوام همه چی رو بسپارم به خدا و از نو شروع کنم ولی یه چیزی اذیتم میکنه، اونم اینکه خدا به من مسئولیت داده و من باید همه چی رو درست کنم ولی وقتی نمیتونم و کاری از دستم بر نمیاد چی کار کنم؟ از خدا هم شرمم میاد... کاش تموم بشه همه چی...

  2. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    علی جون روانپزشک رفتی قرص و دارو گرفتی؟
    به تغذیه و ورزشت برس. مخصوصا وقتی استرس داری می تونی یه ورزش سبک بکنی مثلا دویدن. واسه کم کردن استرس خوبه.
    علی هر غلطی کردیم و نکردیم دیگه تموم شده. اگه کاری رو بتونیم جبران کنیم خوب باید بکنیم اما وقتی دیگه تموم شده دیگه انقدر خودتو ازار نده.
    تو خودت که ازمایش دادی سالمی. اگه نگرانی حالا بعد 6 ماه میتونی دوباره بری یه تست دیگه بدی که خیالت راحت شه که سالمی. انقدر حرص نخور. به جاش به خودت برس. به تغذیه ات به ورزش.
    چیزایی که لازمه روانپزشک بدونه یا روانشناس بدونه رو بهش بگو. لازم نیست طول و تفصیل بدی. کوتاه مشخص و مختصر و واضح بگو که هم تو راحت باشی و طولانی نباشه هم دکتره یا روانشناسه بفهمه چته تا بتونه درست کمکت کنه.
    انقدر به خودت سخت نگیر.

  3. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 08 بهمن 91)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    ممنون مینوش عزیز
    دارو هامو مصرف میکنم با تشخیص روانپزشک مقدارشو بیشتر کردم ولی چه کنم که خوابمم بیشتر شده، رواشناس هرچی بود بهش گفتم، یه لحظه شوکه شد از قیافش فهمیدم ولی خب، اونم گفت از روش تمرکز زدایی و ... که خودمم بلد بودم استفاده کنم...
    ورزش رو شروع میکنم، نباید خودمو اذیت کنم. توو این چند ماه، موهام سفید شده، لاغرتر هم شدم، خیلی خودمو اذیت کردم...
    احتمالا برای بار سوم میرم یه چکاپ کلی تا خیالم راحت بشه، هنوز میترسم، بر فرض هم اگر مثبت باشه کاری از دست من برنمیاد، ولی خب برای اینکه خیالم راحت بشه با اینکه میدونم ذهنم دنبال یه بامبوله جدیده...
    ولی خدایا به امید تو

  5. کاربر روبرو از پست مفید alireza_m تشکرکرده است .

    alireza_m (شنبه 16 دی 91)

  6. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    اچ ای وی رو اگه دو بار تست کردی با فاصله ی 6 یا 7 ماه از هم و اگه توی کل این مدت یعنی از مدتی که اولین ازمایشو دادی تا حالا دیگه رابطه ی پرخطر نداشتی مطمنه که نداری مشکل. از پزشک هم بپرس. واسه چی خودتو انقدر ازار می دی؟
    چکاب خون یعنی همون ازمایش عادی خون هم دادی؟ شاید کم خونی داشته باشی یا هرمونات به هم ریخته باشه یا هر چی که انقدر به خودت سخت می گیری و استرس داری. البته پسری و احتمالش کمه اما ازمایش عادی خون هم بده.
    به خودت به تغذیه ات و به ورزشت برس. بی خودی انقدر خودتو ازار نده.
    این تاپیک پست های اقای sci رو بخون.
    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html

  7. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 16 دی 91)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    نه دیگه از همون 4 سال پیش رابطه ی پرخطر نداشتم. ترسم از هر بیماری دیگه ای هست نه برای خودم بلکه واسه همونا. از آزار خودم خستم دیگه... خیلی خستم... روحیم داغونه... اصن نمیدونم باید چی کار کنم تا بهتر شم. همش ترس و اضطراب...
    تاپیک رو میخونم... ممنون

  9. کاربر روبرو از پست مفید alireza_m تشکرکرده است .

    alireza_m (شنبه 16 دی 91)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    پس یه کمی اطلاعات پزشکیتو زیاد کن! مگه چند تا بیماری هست که بتونه منتقل شه و جون کسی رو به خطر بندازه؟؟ انقدر خودتو ازار نده. اگه 4 سال گذشته تو خودت باید بالاخره اگه بیماری داشتی می فهمیدی دیگه. وقتی خودت از نظر جسمی سالمی دیگه چه مرضی بوده که به دیگران داده باشی؟! اصلا ممکن نیست. با پزشک مشورت کن.
    به جای اینا به خودت برس. به خودت بگو بسه هر چی حرص خوردم. دنیا بزرگه زندگی هم قشنگه حتی اگه من و تو هنوز قشنگیشو ندیده باشیم. ترس و اضطراب اگه ادم یه مدت طولانی داشته باشه یه جورایی عادت می شه. تو باید این عادتو ترک کنی. می تونی با کمک دکتر و ورزش و تغذیه و کنترل فکر و احتمالا کارایی که دوست داری مثلا ارایشگری یا کارای هنری از پسش بربیای. یه مدتی طول می کشه که بتوی کم کنی اضطرابتو و به خودت به بدنت بفهمونی که دیگه دلیلی برای ترسیدن و اضطراب وجود نداره.

  11. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 16 دی 91)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    ممنون مینوش
    میخوام امشب تصمیم بگیرم هرچی بوده بریزم دور (با اینکه 10 دفعه تصمیم گرفتم و باز از گذشته ترسیدم، گفتم آزمایش اشتباه بوده، گفتم کمون طولانی شده)
    به خدا توکل کنم بسپار بهش همه چی رو. دوباره شروع کنم کاش اینبار بشه...

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 09:47]
    تاریخ عضویت
    1391-10-21
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    254
    سطح
    5
    Points: 254, Level: 5
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 55 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    سلام.درموردروانشناستم تحقیق کن.همه نمیتونن به آدم کمک کنن.

  14. کاربر روبرو از پست مفید prince تشکرکرده است .

    انیل (سه شنبه 26 دی 91)

  15. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 بهمن 91 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-14
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    406
    سطح
    8
    Points: 406, Level: 8
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza_m
    ممنون مینوش
    میخوام امشب تصمیم بگیرم هرچی بوده بریزم دور (با اینکه 10 دفعه تصمیم گرفتم و باز از گذشته ترسیدم، گفتم آزمایش اشتباه بوده، گفتم کمون طولانی شده)
    به خدا توکل کنم بسپار بهش همه چی رو. دوباره شروع کنم کاش اینبار بشه...
    سلام علیرضا خان
    امیدوارم اول شرایط زندگی منو که اینجا نوشتمو پیدا کنی بخونی
    ببین
    من سالها مطمئن بودم که ایدز دارم.علائمشو توی خودم میدیم
    منم مدام گریه میکردم.سر خطاهایی که داشتم سر تجاوزی که شد.مدام از تنهایی شاکی بودم.از جمع میترسیدم.گاهی 3ساعت پشت سر هم گریه میکردم.(به دوستم گفتم میخندید میگفت خوشبحالت!!!)فهمیدم نباید با همه کس دردو دل کرد.کسی دردتو میفهمه که خودش تجربه کرده.
    خلاصه تصمیم گرفتم که ازدواج کنم و کارای گذشته(استمنا و دوستی و...) بذارم کنار
    خب 4 ماه گذشت
    همه چی خوب پیش میرفت که یهو گفتم من ایدزمو چیکار کنم.رفتم آزمایش خون دادم.در اوج ناامیدی دیدم جوابش منفیه
    خلاصه داشتیم قرار نامزدی میذاشتیم شاد بودم مرتب نمازامو اول وقت!میخوندم از خد شکر میکردم که یهوووو بله پدر پسره زرتی مخالفت کرد!!!!!
    و همه چی تموووووم.اولش خیلی کلافه بودم میگفتم خدایا بس نیس!حالا که میخوام آدم خوب شم چرا نمیذاری
    آقا گذشت.پسره کم آورده بود شدید میگفت ولم کن.منم همه کارای گذشته مو رفتم به پسره گفتمو چندتا هم روش گذاشتم که دیگه ازم متنفر شه و فراموشم کنه.
    خیلی ناراحت بودم.اما همینی که گذشته تلخمو بده چندین سال به یکی گفتم انگار خالی شدم.منی که از رواشناس هراسون بودم حالا دیدم بهش مثبت شده
    با خودم گفتم دنیا که تموم نشده.رفتم توی سایت بیمارستان محک.خودمو گذاشتم جای سرطانی ها...
    دیگه نمیخوای دوست پسر و کوفت و... داشته باشی قبول.ازدواجت بهم خورد قبول.بابا ارزششو نداره.شاید این فرصتیه که خدا بهت داده واسه آدم شدنه واقعی
    فوق فوقش پاک که بشی.توی بهشت ازدواج میکنی اونم ازدواج جاویدان که هیچوقت تموم نمیشه
    یه چی دیگه اینکه رفتم سراغ دوستای خوبم(نه اونایی که منجر به خلافم شدن) میخوام شاد باشم شادی خوب نه با گناه
    قراره باهم دیگه بریم سفر...

  16. 3 کاربر از پست مفید سپیده سحر تشکرکرده اند .

    سپیده سحر (یکشنبه 08 بهمن 91)

  17. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    آره درست میگی، ممنونم، من حس شما رو دارم. این چند وقت دارو هامو دکتر بیشتر کرده، با توکل به خدا پیش میرم ولی یه هفته اس که عموم سکته مغزی کرده، عمویی که خیلی برام عزیز بود و منی که داشتم بهتر میشدم دوباره با یه غم بزرگتر روبرو شدم، امروز مرگ مغزی شد . اعضاشو اهدا کردیم
    این چند روز اینقدر گریه کردم که تمام بدنم یخ میکرد، از هر طرف چیزی خوبی پیش نمیاد. نمیدونم حکمت خدا چیه ولی هرچی بوده، خداست و از من مواظبت میکنه... منم سعی میکنم وظیفمو توو این دنیا انجام بدم... بقیشو خدا پیش میبره


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.