RE: دیگه واقعا صبرم سر اومده!
سلام عزیزم.
من میفهمم چی میگی...ولی با توجه به تجربه خودم یه پیشنهاد دوستانه دارم.
به جدایی فکر کردی؟ اگه فکر کردی چند وقته؟ منظورم اینه که چه مدته که داری به جدایی فکر میکنی؟ این وضعیت تردیدی که توش گرفتاری از خود جدایی بدتره...
آدم که نمیتونه همه خوبی ها و بدی های همسرش رو تو 4 تا پست بذاره که...درسته؟ من پیشنهادم اینه که اگه یه لحظه و آنی ازش متنفر میشی و دوباره با دلجویی شوهرت آروم میشی این یعنی واسه جدایی آمادگی لازم رو نداری و اگه جدا شی پشیمون میشی...ولی اگه مدتهاست داری به جدایی فکر میکنی و ته دلت مطمئنی که آرامشی که شوهرت بهت میده به رفتار بدی که داره نمی ارزه...بازهم اقدام به طلاق نکن. به نظر من یه مدتی برو پیش خونوادت و موضوع رو به اونا بگو و ازشون بخواه به شوهرت اعلام کنن تا نیاد راجع به رفتارش توضیحی نده نمیذارن برگردی...بعد با توجه به اقدام شوهرت میتونی یه تصمیم درست بگیری و از طرفی هم به خودت یه زمانی دادی تا بیشتر به خصوصیات خوب و بد شوهرت فکر کنی و تصمیم درست تری بگیری...
کاش از شاخه سرسبز حیات ،
گل اندوه مرا می چیدی ...
"فروغ فرخزاد"
علاقه مندی ها (Bookmarks)