دوست عزیز سلام. من هم یک پسرم تقریباً هم سن و سال خودت و در اروپا درس می خونم. درسته زندگی در اروپا و تحصیل در یک دانشگاه معتبر چیز جالبی به نظر می رسه و آینده ی شغلی خوبی براش متصوره اما به چه قیمتی؟ ببین شما اگر ایران رو ترک کنی یعنی از هر آنچه که اونجاست دور می شی. ته دلت شاد نیست دیگه. کاش می تونستی توریستی بری یه سفر اون میل یا عطشت برای دیدن کشورهای دیگه کمی کاسته بشه. اونوقت با خیال راحت تر می تونستی ایران زندگی کنی. من اگر شرایط شما رو داشتم و مادرم تنها بود و پایبند یک کشور دیگه نمی شدم ایران می موندم. شما با گرفتن دکترا در ایران هم آینده ی خوبی خواهی داشت. مهاجرت و تحصیل در فرانسه خوبه اما شاید انقدر ارزش نداشته باشه که مادرت رو ترک کنی و از یک طرف همش خودت دلتنگش بشی و از طرفی مادرت غصه ی دوریت رو داشته باشه. به نظر من اگر شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران جور باشه و شرایط عادی باشه اصلاً ارزش نداره آدم بره چند سال خارج زندگی کنه. ولی خب الان با توجه به تنگناهای داخل میل به خروج از کشور دو چندان شده اما باز باید هر کسی شرایط شخصی خودش رو بررسی کنه قبل از تصمیم گرفتن. من می گم اگر همه چیزت جوره و فقط برای درس و دانشگاه می خوای از ایران دور بشی نکن این کار رو. باز تصمیم با خودته. مجرد هم که باشی زن گرفتن در خارج خیلی خیلی سخت تره چون گزینه های زیادی دو رو برت نیست اما اگر ایران باشی باز دور و برت آدم زیاده. خلاصه خیلی خوب فکر کن بعد تصمیم بگیر. بورسیه و اسکالرشیپ چند وقت اولش برات جالبه و هیجان داره اما به مرور برات عادی می شه و اگر دلت شاد نباشه و دلتنگ باشی احساس موفقیت چندانی نخواهی داشت. اگر بتونی مادرت رو ببری خوبه و شاید بهترین راه برات تو این موقعیت باشه اما بعید می دونم زنی با این سن و سال طاقت زندگی در غربت رو داشته باشه.






علاقه مندی ها (Bookmarks)