به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 56 , از مجموع 56
  1. #51
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    پیمان عزیز خواهش میکنم چند تا مثال عینی بیار ..
    یعنی چند تا از رفتارهایی که همسرت و خانواده ش انجام میدن و شما نمیتونی قبول کنی رو بنویس .. دقیق بنویس که ما بفهمیم چی ازارت میده و راه حل چیه ..
    اینجوری که مبهم تعریف میکنی و فقط میگی خجالت میکشم و رفتاراشون بده به خدا من یکی که هیچی نمیفهمم جز اینکه شما داری بهونه ی الکی میگیری ..
    اگه این طوری نیست چند تا مثال برامون بزن .. چند تا مورد که باعث شده خاطره ی بدی تو ذهنت بمونه رو بگو .. فکر کن داری درد و دل میکنی باهامون .. بگو که اصل موضوع دستمون بیاد ..

    یه چیز دیگه .. پست ها رو واقعا میخونی ؟ چرا هر کسی هر چیزی میگه شما باز همون جواب های تکراری و دو جمله ای خودتو مینویسی ؟ چرا جواب سوالها رو نمیدی ؟!!!!!!!!

  2. 4 کاربر از پست مفید الف-ح تشکرکرده اند .

    الف-ح (یکشنبه 12 آذر 91)

  3. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 13:47]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    121
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    418

    تشکرشده 428 در 112 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط peyman00
    ولی دیگه هیچ حسی بهش ندارم چون اون یه تصویر دیگه از خودش و خانوادش برام بوجود آورده بود.
    الان میبینم که همچین کیسی رو میتونستم هر جا به راحتی حتی با شرایط بسیار ساده تر بدست بیارم حتی با عشق و محبت بیشتر نه با شرایط بسیار بدی خانودادش برام درست کردن و من هم قبول کردم تازه اونم تو قربت و یه شهر دیگه دارم دیونه میشم سرمو میکوبم به دیوار
    چه مواردی رو به راحتی از دست دادم و کجا رسیدم فقط از خدا تقاضای مرگ دارم در این لحظه یا بیماری سرطان
    آقا پیمان
    اینا حقایق ازدواجه...اکثر دخترا و پسرا تصورات خیالی از ازدواج دارن....همونطوری همدیگه رو شیک و پیک و رومانتیک پیش چشمشون مجسم می کنن....فکر می کنن خانواده طرفین تا قیامت شبیه شب خواستگاری اتوکشیده و مبادی آداب رفتار می کنن....
    ولی واقعیت اینه که دختر بعد از ازدواج همیشه موهاش سشوار کشیده و صورتش آرایش شده نیست...اون لباسهای خوشگل رو گاهی فقط تو مهمونیا می پوشن....پدر زن و مادر زنتون نمی تونن همیشه مثل یه مهمون رسمی و با تشریفات باهاتون رفتار کنن و خیلی چیزای دیگه...
    شما اگه چنین تصویری از ازدواج داشته باشید حتی اگه با دختر معروف ترین جراح شهرتون هم ازدو.اج کنید باز هم پشیمون و سرخورده میشید.

  4. 6 کاربر از پست مفید sunlife تشکرکرده اند .

    sunlife (سه شنبه 21 آذر 91)

  5. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 آذر 91 [ 20:57]
    تاریخ عضویت
    1389-7-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,815
    سطح
    25
    Points: 1,815, Level: 25
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    سلام دوستان
    آقا پیمان لطفا نوشته های منو با دقت بخون!
    من تقریبا 7ماهه ازدواج کردم،اینطور که حرفاتونوخوندم متوجه شدم خیلی چیزایی که میگید شبیه شرایط من اوایل عقدم بود!!
    منم اون اوایل واقعا اذیت میشدم، کاملا میفهمم چی میگید. من از یه خونواده با فرهنگ بالاتر یه شرایط خیلی بهتر بودم،از لحاظ مالی اوضاع خوبی داشتیم،از لحاظ تحصیلی هم خودم هم پدرو مادر وخونوادم موقعیت خوبی داشتیم،از لحاظ اجتماعی هم یه موقعیت کاملا خوب و شناخته شده!!!
    از لحاظ عاطفی هم کمبودی نداشتم هم من هم خواهرو برادرام.کاملا براتون ترسیم کردم که بدونیدچه شرایطی بود .
    بعد با خونواده ای روبرو شدم که شاید همسرم یک سوم این شرایطی که من داشتمو از لحاظ خونوادگی داشت!!البته خواهراو براداراش تحصیلکرده ان ولی فرهنگشون واقعا فرق میکرد. اون اوایل خیلیییییییی سختم بود!! حال و احوال شما رو کاملا درک میکنم،خیلی چیزا از نظر اونا عادی بود که تا به حال من ندیده بودم، منی که عزیز دوردونه خونوادم بودم، بابام هنوزم که 7 ماهه ازدواج کردم بغلم میکنه اشک تو چشاش جمع میشه، خیلی چیزایی میدیدمو مجبور بودم تحمل کنم که تا اون موقع تصورشم نمیکردم!! مشابه این مثالایی که زدین منم خیلی دارم!!حتی از یه جنبه هایی بدتر...
    من حتی برای جشن عروسی نگران همین چیزی بودم که شما هستین ، اینکه نکنه خیلی رفتارای بدی داشته باشن که جلو بقیه بد بشه!!
    ولی...
    من همسرمو خودم انتخاب کرده بودم، با همه چیزش!! نمیشد و نباید از خونوادش جداش میکردم! هیچ وقت بهش چیزی نگفتم ولی اون سعی میکرد اگه چیزی هست بهشون تذکر بده یا خودش جبرانش کنه چون این تفاوتو میفهمید!! اون زمان شرایط خوبی رو نگذروندم ولی هیچ وقت نخواستم به جدایی فکر کنم، همه ما در مقابل تعهدی که میدیم مسوولیم!!به علاوه من همسرمو خیلی دوست داشتمو دارم، سعی کردم با تقویت حس خودم به اون مسایل کم اهمیت بشم.
    آقا پیمان به همسرتونم فکر کنید عواقب طلاق برای دختر حتی تو جامعه امروز واقعا زیاد و سخته!!
    شما به فکر شناسنامه خودتونو ابروریزی هستین!! آقا پیمان منطقی تر همه شرایطو کاملا در نظر بگیرین!! طرف مقابل مسوول این نیست که منو شما اوایلش چشممونو خوب باز نکردیم!!
    به همه اینا فکر کنید لطفا!! یه تصمیم درست بگیرید.
    اگه دیدید نه واقعا هیچ راهی نیست نباید همسرتونو تو این شرایط بذارید!!
    من از خودم گفتم تا یه نمونه عینی رو ببنید بعد تصمیم درستی بگیرید.
    امیدوارم خدا کمکتون کنه که بهترین و عاقلانه ترین تصمیمو بگیرین

  6. 8 کاربر از پست مفید شادی67 تشکرکرده اند .

    شادی67 (سه شنبه 14 آذر 91)

  7. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 فروردین 92 [ 03:42]
    تاریخ عضویت
    1390-10-18
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    912
    سطح
    16
    Points: 912, Level: 16
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 13 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    یه لحظه خانواده ی همسرنون رو بذارید کنار. باید فکر کنید که همسرتون براتون مهم هست یا نه. ارزششو داره یا نه.

    بالاخره همسر شما هم با خانواده ی شما رفت و امد داره و فرهنگ خانواده ی شما هم روی ایشون تاثیر داره. لباس هم که مسئله ی ساده تره. خودتون میتونید با کمک خواهر و ... برای همسرتون به عنوان هدیه لباس بخرید.

    حالا اگه واقعا همسرتون براتون ارزش این کارها رو داشته باشه که باید با خانواده ی ایشون هم کنار بیاید. یادتون باشه که هیچ کس کامل نیست و وقتی شما با همسرتون ازدواج کردین با مشکلاتش هم ازدواج کردی

  8. 4 کاربر از پست مفید بستنی تشکرکرده اند .

    بستنی (سه شنبه 14 آذر 91)

  9. #55
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 16:45]
    تاریخ عضویت
    1391-9-05
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    254
    سطح
    5
    Points: 254, Level: 5
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 41 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    لباس خوب و اینارو باید قبل از آشنایی و با تحقیق بیشتر اینارو میفهمیدین نه الان...الان بهتره خانواده ی خانومتو فراموش کنیو بچسبی به خانومت.اگه هم دوس نداری خانمت مثه اونا بشه حتما ریز ریز براش بگو چون یه دفعه ای که نمیتونه اخلاقشو عوض کنه مثه شما باشه چوناونجا بزرگ شده

  10. #56
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: تازه متوجه شدم که اونی نبود که میخاستم خواهشا کمک کنید

    این تاپیک از ظرفیت مجاز ( 50 پست ) عبور کرده



    peyman00 گرامی !

    امیدوارم روی راهکارهای دوستان کمی بیشتر تمرکز کرده و منطقی فکر کنید و تصمیم بگیرید نه احساسی .

    مطالعه تاپیک زیر را هم برای اینکه یک تصمیم مناسب بگیرید را بهتون توصیه می کنم :


    http://www.hamdardi.net/thread-10711.html

    در نهایت اگر باز هم احتیاج به راهنمایی داشتید تاپیک جدید باز کنید


    .



 
صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خیلی خسته ام توروخدا راهکار بهم بگید
    توسط abs در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 مرداد 96, 03:34
  2. از بی توجهی همسرم خسته شدم
    توسط taifun در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آذر 93, 10:51
  3. جدایی یا صبر و ادامه دادن (خواستن همیشه توانستن نیست)
    توسط sonic.quak در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 خرداد 91, 01:50
  4. خواستن توانستن است؟
    توسط abolfazl.a در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 فروردین 89, 11:24

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.