به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    دوست عزیز

    می دونم راهنماییهای دوستان کامل و جامع است و نیازی به تکرار مکررات نیست.

    ولی چون این روزها خودم هم درون ناآرامی دارم خالی از لطف ندیدم که متن زیر را قرار دهم تا شاید بهم ریختگی

    شما رو برطرف کنه و هم شاید تلنگری باشد بر روح خسته خودم.



    آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
    و دریایى غرق نمی کند "موسى" را

    کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد
    تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
    مکر زلیخا زندانیش می کند
    اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

    از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

    که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
    و خدا نخواهد
    نمی توانند

    او که یگانه تکیه گاه من و توست !

    پس

    به "تدبیرش" اعتماد کن

    به "حکمتش" دل بسپار

    به او "توکل" کن

    و به سمت او "قدمی بردار"

    تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...

  2. 9 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    sanjab (چهارشنبه 01 آذر 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-13
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    284
    سطح
    5
    Points: 284, Level: 5
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 83 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    راستش منم پیش چند تا مشاور رفتم برای یه مشکل ثابت . هر کدوم یه چیزی گفتن به نظرم بیشتر از اینکه به راه حلاشون گوش بدم به حرفا و طرز فکر مشاورا بیشتر دقت میکردم و تعجب میکردم چطور اسم خودشون رو گذاشتن مشاور ( به جز یکیشون) چون مشاور باید بی طرف باشه و طرز فکر خودش رو تو مشاوره دخالت نده باید نقش راهنما رو داشته باشه و شرایط روحی طرف رو بهتر از هرکس دیگه ای درک کنه ولی زهی خیال باطل. انگار برای پر کردن وقت مشاوره آسمون ریسمون میبافتن
    دختر مهربون زیاد به حرفش فکر نکن و باورش نکن چون روحیه ات رو از دست میدی . کی از فردا خبر داره؟ به خدا توکل کن که بهترین راهنما و باری رسونه. اگه تونستی بعد از تحقیق در مورد مشاور برو پیشش.

  4. کاربر روبرو از پست مفید افرا90 تشکرکرده است .

    افرا90 (چهارشنبه 01 آذر 91)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    سلام خانمی

    گاهی آدم هایی توی این دکه هایی که سر درش نوشتن "مرکز مشاوره" نشستن که وقتی میری باهاشون صحبت میکنی میبینی بیشتر از هر کسی خودشون به مشاوره نیاز دارند نه تنها کمکی نمی کنند بلکه با تشخیص غلط یا رفتار ناصحیحشون مساله رو بغرنج تر میکنند.

    حرف مشاور رو فراموش کن.

    پست سنجاب رو چند بار بخون ببین چقدر با منطقت نزدیکه.

    انفعال در مورد رفتار و تصمیم پدرت صحیح نیست ولی نگرانی زیادی هم بی مورد هست.

    یه توصیه : اگه مشاوری رو پیدا کردی که مورد تاییدت بود واسه همه مسائلت به همون رجوع کن مشکلات خانوادگی ،ازدواج و تحصیلی و ...




  6. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (پنجشنبه 02 آذر 91)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 آبان 99 [ 01:26]
    تاریخ عضویت
    1390-12-28
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    10,908
    سطح
    69
    Points: 10,908, Level: 69
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 342
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,477

    تشکرشده 1,571 در 419 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    نمیدونم چرا تقریبا همه دارند به مشاور ها حمله میکنند!؟

    درسته که مشاور خوب داریم مشاور بد هم داریم

    ولی
    قرار هم نیست که شخص روانشناس و مشاور ،همه ی حرفها و نظراتش دقیقا مطابق میل ما باشه!!

    قرار نیست قربون صدقمون بره و هرچی گقتیم تایید کنه و لبخند بزنه و یه مشت حرفها و تلقینات قشنگ و شیک رو تحویل ما بده...

    اگه همچین انتظاری از مشاور و روانشناس داشته باشیم بهتره به مادر بزرگ یا خاله جون یا عمه جون مراجعه کنیم!!

    آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن آینه شکستن خطاست!

    ---------------------------
    البته همونطور که اول هم گفتم در این حرفه(روانشناس و مشاور و..) مثل هر حرفه دیگری، آدم های بیخود و کوته فکر و سبک مغز هم وجود دارن.

    به نظرم بهترین کار صحبت و مشاوره با چندین نفر هست.

  8. 5 کاربر از پست مفید mehrdad_m تشکرکرده اند .

    mehrdad_m (پنجشنبه 02 آذر 91)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    ممنونم ازتون.


    آقا مهرداد،
    سه حالت وجود داره:

    1- یا مشاور خوب و قوی نبودن و احساسات و هیجان های شخصی خودشون رو دخالت دادند

    2- یا شما اصل حرف ایشون رو درست متوجه نشدید

    3- یا حرف و راهنماییشون درست بوده و دقیقا به مشکل اصلی اشاره کردن و شما هنوز آمادگی پذیرش و تحمل موضوع رو ندارید
    اولش یه جور دیگه حرفش رو گفته بود من فکر کردم اشتباه دارم برداشت میکنم گفتم منظورتون چیه؟ که برام موضوع رو باز کرد و اینا رو گفت.
    ببینید من هم میدونم مشکل از اینجاست. اما اینجور عنوان کردن موضوع چه کمکی به من کرده؟ بغیر از اینکه بیشتر حس بی عرضگی نسبت به خودم پیدا کردم!

    بهار جان خودم که گفتم نمیدونم ازتون چی میخوام.:)
    --------------------
    نمیدونم چرا اینا رو گفت.
    یعنی فکر میکنم به خاطر این گفته که من احساس کنم هیچ چاره ای ندارم بجز اینکه روی پدرم تاثیر بذارم و مجبور بشم که مجبورشون کنم اونجوری باشه که من میخوام!
    بدون اینکه ازم بپرسه تا به حال این کارو کردم یا نه.
    بدون اینکه بدونه چقدر هربار اذیت شدم سر صحبت با پدرم.
    اصلاً مگه میشه یه آدم با این سن و سال تغییر کنه! من هم دوس ندارم به تغییر پدرم امیدوارم باشم. اصن دنبالش نیستم.
    اصلاً، همه اینا به کنار، بد نیست من با این سن، به پدرم بگم شما بلد نیستی جلوی یک خانواده ای که اولین باره ما رو میبینن چطور صحبت کنین!
    ---------------
    میدونین حالم از چی گرفته شده؟
    از اینکه داره به من غیر مستقیم میگه با این وضعیت، خواستگار سنتی به نتیجه ای نمیرسه یا روی پدرت کار کن(که نتیجه نمیده) یا به فکر راه های دیگه باش!!!!
    ----------------

    هرچند من بعید میدونم اگه یه پسر ادمو واقعا بخواد بخاطر بابامون ولمون کنه بره.
    دقیقا همین جوریه بهار.
    مخصوصا اگه دختری مثل من باشه که نتونه خودشو اونی که هست نشون بده یا برای این کار به فرصت احتیاج داشته باشه. در این صورت توی خواستگاری سنتی قبل از دادن فرصت تصمیم نهایی گرفته میشه و بعدشم که دیگه کاری از دست کسی برنمیاد.

    تو تاپیک قبلیم هم مدیر اومده بودن گفته بودن. نقل قول از اون تاپیک:
    هر کس که قصد دارد با شما ازدواج کند با یک دختر مهربان در میان کویر لوت به صورت انفرادی ازدواج نمی کند. بلکه با یک دختری ازدواج می کند که طبیعتا در یک خانواده هست که والدین و خانواده دارد، اقوامی دارد ، فرهنگی و رسوم و مذهب و اعتقاداتی دارد.
    پس هنگام شناخت به صورت یکپارچه باید همه چیز را با هم دید. اینطور نیست که دختر و پسر صرفا روی خصوصیات شخصی یگدیگر بررسی کنند. بلکه باید معیارهایشان کلیت بیشتری داشته و سایر مسائل مهم طرفین را در خود جای دهد.
    لذا با این توضیحات هرکسی هم قصد ازدواج با شما را دارد باید پذیرای خانواده شما (همین طور که هستند)، باشد. شما هم همین طور.
    البته به نظرم توی همه جور خواستگاری ای خانواده یه عامل مهم هست. چون بالاخره با خانواده ها در ارتباطیم. چه با دوستی شروع بشه چه با خواستگاری رسمی. اما مسئله ای که به من میگفت این مشاوره این بود که توی خواستگاری رسمی بیشتر خانواده دیده میشه. درست هم میگه. اما خب که چی؟ حالا من باید از اینجور خواستگاری دوری کنم؟!

    خوب حالا که موضوع ازقبل واست مسئله ساز بوده چرا دنبال درمان و راه حل نیستی؟؟
    راه حلش تغییر پدرمه. که همه اینجا بهم گفتن که نباید انتظار داشته باشم پدرم تغییر کنه و من هم همچین انتظاری ندارم.


  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون

    بهم گفت "با شرایطی که تو داری هر خواستگار سنتی ای که برات بیاد، معلومه میره یه جایی که بی دردسر تر باشه. "
    سلام دختر مهربون
    خوبی عزیزم ؟دلم برات تنگ شده بود
    یادته بهم ی نصیحت کردی در مورد رابطه با دوستای صمیمیم بعد از ازدواج کردنم....
    خواستم بگم حرفت همیشه تو یادمه.

    دختر مهربون عزیز اون چیزی که نقل قول کردم...می خوام اگر اشکالی نداره و امکانش هست تا ی حدی از شرایطت بگی...

    بعدشم عزیزم کلا مشاورها هم مثل دکترها ممکنه تشخیص اشتباه بدن یا حرف غلطی بزن
    شما باید با توجه به شرایط خودت و منطق خودت حرف اونا رو تعبیر کنی و ازش استفاده کنی.
    اینم حالا ی چیزی گفته،شاید بیراهم نگفته.
    خودتم از شرایط ناراضی هستی....اونم از دید ی کسی که هیچ علاقه ای به شما نداره و هیچ شناختی روت نداره و فقط اومده خواستگاری که شرایط شما رو بسنجه و تصمیم به ازدواج بگیره،حرف زده.
    ولی تو همون خواستگاری سنتی هم اگر همون جلسه اول شما با خواستگارت صحبت کنی ممکنه مهرت به دلش بیفته و حتی اگر زیاد از اخلاق پدرت راضی نباشه ،بازم به خاطر اون نمی زاره بره.

    بعدم منم ی تجربه این چنینی از مشاور رو داشتم که واقعا جالب نبود حرفاش....ی بار من در مورد محدودیت های ارتباط در دوران نامزدی داشتم حرف میزدم،بعد مشاوره گفت شما چرا خودتون رو محدود میکنید...گفتم خانوادم این جوری خواستن.گفتش کی؟گفتم مادرم خواستن منم به نظرم منطقی هست.
    واااااای نمیدونی چقدر راجع مادر من بد گفت..گفت مادرتون چند سالشه؟تحصیلاتش چیه؟
    حالا مادرتون زن نسل قبله،تو که دختر امروزی هستی...راستی تحصیلاتتت چیه؟
    من فکر کردم تو دیپلم هم نداری با این طرز فکرت
    خلاصه باور کن غلو نمیکنم کلا من و خانوادمو و طرز فکرمو برد زیر تریلی 18 چرخ.

    نباید با ی حرف بهم بریزی
    باید از اون حرف در جهت حل مشکلت بهره ببری


  11. 2 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (جمعه 03 آذر 91)

  12. #17
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    مریم 123
    پس فردا در زندگی متاهلی انقدر از این حرفها خواهی شنید که حد و حساب نداره.
    درست میگی. ولی دائم در حال تلقین به خودم هستم که این مشکلی که دارم تاثیری توی اونیکه قراره برام اتفاق بیفته نداره و اونیکه خدا بخواد همون میشه. یعنی به زور خودمو نگه داشتم ذهنم نره به اون جملاتی که خانم مشاور گفته. بعدش یکی دقیقاً بیاد همونا رو بهم بگه همه تلاشام بیهوده میشه:)
    یه جوری ضد حال درونی خوردم!

    خارپشت
    من فکر میکنم منظورش اینه که چرا با یه حرف بهم ریخته ؟
    و احتمالا مشکل از پدرش نیست از اعتماد به نفسشه !
    شما بگو مشکل از کجا نیست!
    هم این هم اون و هم دغدغه ی جامعه مشاورین!


    فرهنگ
    فقط در یک صورت حرف مشاورت می تونه درست باشه.پدرت دزده قاتله جانی معتاده قاچقچی باشه.تازه اگر پسر واقعن

    دخترو بخواد تحت اون شرایط م دست از دختر نمی کشه.مگه اینکه دختره شریک پدرش باشه.

    از نظر مشاورت بخش عمده ای از دخترامون نباید خاستگار سنتی داشته باشن.
    انقدر شرایطم رو بد و بحرانی جلوه داد که فکر میکنم وضعیتم از دخترایی که پدرانی با این شرایط دارن بدتره.
    یه بحث دیگه هم هست که باید روش فکر کرد. به دختر (و همینطور پسر) توی خواستگاری سنتی فرصت زیادی داده نمیشه.

    رز زرد
    از جریانی که تعریف کردی استفاده کردم. متاسفمکه تجربه بدی داشتی در این زمینه!

    یه سوال، خواستگارت سنتی تشریف دارن؟ (یا مدرن!)


    سنجاب عزیز متنی که گذاشتی خیلی قشنگ و به جا بود

  13. کاربر روبرو از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده است .

    دختر مهربون (پنجشنبه 02 آذر 91)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آذر 91 [ 04:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    527
    سطح
    10
    Points: 527, Level: 10
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    سلام
    مهربون عزیز به نظر من شاید تنها منظور این مشاور این بوده که بهتره شما سعی کنین که در اجتماع بیشتر باشین مثلا سر کار رفتن و یا در یه گروهی و ...باشید تا فرد خواستگار از این طریق هم داشته باشین که خودش و یا نزدیکانش مثلا خواهرش ابتدا شما رو ببینه و رفتار مناسب شما رو مشاهده کنه و بعدش خواستگاری صورت بگیره .به نظر من شما هم حرف مشاور رو به بدترین شکل برداشت کردین .البته درسته ایشون میتونستن بهتر صحبت کنن ولی حرفشون اصلا به منظور بی ارزشی شما نیست و یا اینکه ایشون که اصلا پیشنهاد بدی ندادن که مثلا برو دوست پسر و ... پیدا کن که ناراحت شدین .به نظر من ایشون فقط یه راه دادن و اون هم این هست که راههای دیگه ای هم غیر از خواستگاری سنتی هست که میشه همون نیمه سنتی که طرف اول تو محیط مناسبی مثه محیط کار و ... خودش میبینه و بعدش خواستگاری سنتی انجام میشه.
    حالا ممکنه شما خوشتون نیاد که دیگه بهش فکر هم نکنین.

  15. 3 کاربر از پست مفید sara sadat تشکرکرده اند .

    sara sadat (پنجشنبه 02 آذر 91)

  16. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    از جریانی که تعریف کردی استفاده کردم. متاسفمکه تجربه بدی داشتی در این زمینه!

    یه سوال، خواستگارت سنتی تشریف دارن؟ (یا مدرن!)
    بله عزیزم. به شیوه سنتی اومدن خاستگاری و اصل آشنایی ما سنتی بود.

  17. کاربر روبرو از پست مفید roze-zard تشکرکرده است .

    roze-zard (جمعه 03 آذر 91)

  18. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    1,588
    سطح
    22
    Points: 1,588, Level: 22
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    224

    تشکرشده 228 در 80 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    دوست عزیز بذارید من از دید اون مشاور به این قضیه نگاه کنم. البته امکانش زیاده که در بیان مشکل شما غلو کرده باشند اما شاید اصل حرف پر بیراه نباشه. من اصلاً خبر ندارم مشکل پدر شما چیه اما بیایید فرض بگیریم یک پسری بنا به معرفی آشنایان از یک دختری خوشش اومده و می ره خواستگاری دختر. حالا اگر در خواستگاری پدر دختر بی احترامی کنه یا توقعات غیرمعقول مطرح کنه و یا سنگ اندازی کنه و یا هر مشکل دیگر، اون آقا پسر و خانواده فوقش یکبار دیگر سعی کنند با حرف و گفتگو پدر رو قانع کنند تا مواضعش رو اصلاح کنه ولی اگر مشکل همچنان پا بر جا باشه به علت اینکه خواستگاری و آشنایی سنتیه، بحث عشق و عاشقی آتشین هم مطرح نیست و اون پسر و خانواده ش متوجه می شن که این وصلت به صلاح نیست و علیرغم علاقه ی به شما مجبور می شن از شما بگذرند. شاید کل منظور اون مشاور این بوده. همه ی اینا بستگی به این داره که این مشکل پدر شما چیه و تا چه حدی محکم و انعطاف ناپذیره. همونطور که دوستان فرمودند ممکنه مواردی هم پیش بیاد که پافشاری بیشتری در رسیدن به شما بکنند اما به طور کل اگر پدر شما در زمان خواستگاری خودشون رو شخصیت ناجوری نشون بدن و یا خیلی سخت گیر باشن به طور طبیعی خانواده هایی هستند که از خیر این وصلت می گذرند. اما شما ناراحت نباش. قسمت هم خیلی مهمه تو ازدواج. انقدر احتمالات در زندگی هست که انسان تصورش رو هم نمی تونه بکنه.
    من فقط چون دیدم به مشاور زیاد حمله شده خواستم بگم که شاید بد نباشه از دید این شخص هم به مسئله نگاه کرد. اما مشاور ها هم فقط در حد نظر می تونند اعتبار داشته باشند و حرفشون وحی منزل نیست و درصدی از اشتباه رو همیشه می شه در نظر گرفت.

  19. 5 کاربر از پست مفید شب شکن تشکرکرده اند .

    شب شکن (جمعه 03 آذر 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.