سلام بچه ها
ما عید غدیر رفته بودیم قم و روز عید رفتیم جمکران.واقعا دلم گرفته بود.بغضم ترکید و متوسل شدم به ائمه که زندگی پدر و مادرم درست شه.بابام به خودش بیاد.دیشب از اونجا برگشتیم قرار بود بریم عروسی وقتی صورت گرفته مادرمو دیدم فهمیدم بازم......
یه لحظه خیلی بر خورد انگار جدا منتظر بودم بعد از برگشتن ببینم معجزه شده و بابام شده بابای سابق![]()






پاسخ با نقل قول





علاقه مندی ها (Bookmarks)