به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    سلام عزیزم

    احسنت به همه صبر و امیدت. زندگی با همه این پستی و بلندیهاش که جذاب و دوست داشتنیه. جنگیدن برای عشق لذت بخشه. مطمئن باش نتیجه تلاشت رو میبینی.

    ما هم این روزگار رو داشتیم . بدون لذت داره با کمک هم ذره ذره ساختن.
    موفق باشی دوست عزیز

  2. 2 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 23 مهر 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 09:17]
    تاریخ عضویت
    1391-5-22
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    923
    سطح
    16
    Points: 923, Level: 16
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    307

    تشکرشده 305 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    شرايطت رو كاملا درك مي كنم. من هم تقريبا شرايط شبيه تو رو دارم. اما در آمدم ده برابر همسرمه و ايشون بيكارن تقريبا.البته درس مي خونن و اميدواريم كه تا يكسال ديگر شرايط كاريش خيلي خوب بشه.ولي همسرمن هم خيلي حساس و پرخاشگر شده. همش با هم بحث مي كنيم و همسرم احساس مي كنه من دارم پولمو به رخش مي كشونم. به هر حال حتي سكوت من هم عصبي اش مي كنه.
    دوستان تالار به من گفتن سعي كنم جوري رفتار كنم كه همسرم احساس كنه من بهش در هر صورتي وابسته هستم و هرگز نشون ندم كه مستقلم و كاري به كارش ندارم. منم تست كردم ديدم جواب ميده مثلا با اينكه مي دونم تو حساب همسرم خيلي موجودي نيست ولي ازش خواستم برام يه چيزايي بخره(البته زياد گرونم نبود) .اينو براي مثال گفتم اما در كل سعي كن در مقابلش حرفي از مسايل مالي نزني يا اينكه خانواده ات تنهامون گذاشتن.بيشتر تلاش كنيد از اين روزاتون لذت ببريد. يه شام ساده درست كنيدو دو نفري بريد تو يه پارك بنشينيد و با لذت بخوريدش.كلا از اتفاق هاي ساده لذت ببريد.شرايط اقتصادي اين روزها براي همه ما يه دغدغه است و داريم براي بهتر شدنش تلاش مي كنيم.

  4. 2 کاربر از پست مفید مهرو تشکرکرده اند .

    مهرو (یکشنبه 23 مهر 91)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهسایی
    چه قدر خانمی !
    مطمئن باش وقتی این روزای سختتون تموم می شه همسرت بهت افتخار می کنه و هیچی واست کم نمی ذاره .
    همسرتم حتما در کنار تو احساس خوشبختی می کنه .
    تحصیلات شوهرت چیه ؟ خودت چطور ؟
    مرسی عزیزم.من دانشجو فوق لیسانس و شوهرمم دانشجوی لیسانسه
    ممنونم از همه.همسرم همین الانشم تا پولی دستش میاد اول همه به فکر منه و میپرسه چی لازم دارم و من هم کاملن طبیعی میگم که همه چی دارم و هیچی کم نیست.خیلی سخته اما دارم یاد میگیرم چطور با درامد کم هم بتونم زندگی کنم.بهش گفتم حاضرم همه طلاها و هدیه های عروسیمو بفروشم تا سرمایه کارش کنه.

    فقط بعضی وقتا از ولخرجی های خودش لجم میگیره.اون دیده من تو خونه بابام چطور با دست و دلبازی آشپزی میکردم و مهمونی میدادم.اما حالا تو خونه خودمون دارم ساده زندگی میکنم که رومون فشار نیاد اما مثلن یهو میبینی اون انگار نه انگار.چندروز پیش من سرکار بودم و اون ناهار درست کرد.وقتی رفتم خونه دیدم سه جور غذا درست کرده و هر مدل هم به اندازه 6 نفر بود.واقعا لجم گرفت که موقعیت رو درک نمیکنه.یا مثلن چند شب پیش دقیقا همین کاری که مهرو عزیز گفته کردم.یه شام ساده و رفتیم پارک.یهو پاشد رفت آب معدنی بگیره دیدم تو دستش ساندویچ هم هست با کلی خوردنی.وای که میخاستم بزنمش اما به روم نیاوردم ولی فرداش گفتم که عزیزم ما تو این موقعیت میتونم روی یکسری از خاسته هامون پا بزاریم تا وضعمون روبه راه بشه.میشه یک مدل غذا خورد و از خوردنش لذت برد

  6. 2 کاربر از پست مفید شارلوت تشکرکرده اند .

    شارلوت (چهارشنبه 26 مهر 91)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 09:17]
    تاریخ عضویت
    1391-5-22
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    923
    سطح
    16
    Points: 923, Level: 16
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    307

    تشکرشده 305 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    ببين دقيقا كارايي كه همسرت مي كنه مشابه كاراي همسر منه. همسرمن حتي اگر فقط صد هزار تومن پس انداز داشته باشه .عين اون پول رو مي ره براي من وسيله مي خره. تازگيها فهميدم با اين كار احساس مرد بودن و سرپرست بودنش در خونه بيشتر و بهتر ميشه. اوايل بهش ميگفتم اين كار هارو نكن لازم نيست ولي ديدم به لحاظ رواني بهش فشار مياد... همسرت حتما حواسش به اين هست كه زياد هم ولخرچي نكنه.بگذار يكي دوماهي از زندگيتون بگذره دخل و خرجتون دستش مياد .اونم از ولخرجي دست ميكشه.
    به نظرم هر وقت ازت سوال كرد چيزي لازم داري يا نه بهش (الكي) يه سفارشي بده البته در حد قيمت كم كه زياد بهتون فشار نياره مثلا بگو يه روسري دلم مي خواد يا يه اسپري خاصي رو دوست دارم بگيرم ....كه همسرت با لذت بره برات بخره.
    يادم مياد اولين سالگرد تولدم (هر دومون دانشجو بوديم و تازه ازدواج كرده بوديم) همسرم ازم پرسيد براي تولدت چي دوست داري بخرم .من مي تونستم بگم هيچي ولي نگفتم و در عوض اسم يه كتاب رو بهش گفتم كه مي دونستم حدودا 4 تومنه. همسرم فرداش رفت همون كتابو برام خريد و كادو كرده آورد.خيلي هم خوشحال بود كه برام چيزي كه دوست دارم خريده .من اون كتاب رو به عنوان بهترين هديه تولدم مي دونم.

    صبوري كن كه شرايطتون به زودي تغيير مي كنه

  8. 3 کاربر از پست مفید مهرو تشکرکرده اند .

    مهرو (سه شنبه 16 آبان 91)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 تیر 93 [ 00:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-24
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    2,250
    سطح
    28
    Points: 2,250, Level: 28
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    319

    تشکرشده 338 در 136 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    با سلام با این روحیه مثبتی که دارین میتونیین بر مشکلات غلبه کنیین و این خود تجربه ایه که در برابر مشکلات صبوری کرد و سعی کنیم مشکل رو حل کنیم نه اینکه از مشکلات فرار کنیم .مسلما مشکلات در هر زندگی وجود داره بستگی داره که چطور و با چه دیدی به اون نگاه کنی همونطور که خوشی میگذره مشکلات هم میگذرن و مهم اینه که بتونیم مشکلات رو مدیریت کنیم سخته ولی با تمرین و صبوری این کار شدنیه

    http://ahlekhaneh.ir

  10. کاربر روبرو از پست مفید mostafavi9090 تشکرکرده است .

    mostafavi9090 (چهارشنبه 17 آبان 91)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اسفند 91 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1391-9-12
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    759
    سطح
    14
    Points: 759, Level: 14
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 358 در 180 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: بیکاری شوهرم و سرد شدن زندگیمون

    سلام واقعا بهتون بايد آفرين گفت كه واسه هر مشكلي كه تو زندگيتون پيش مياد مشورت ميگيريد مشكلات مالي تقريبا دغدغه همه آدمها شده مخصوصا مردهاكه خيلي ها به خاطرش قيدازدواج رو زدن حرفاي خانم مهرو خيلي درسته بهشون عمل كنيد نتيجه ميگيريد به دوستان يا آشناهايي كه ميدونيد ميتونن براش كارخوبي پيدا كنن بسپرين البته يه جوري كه خودش نفهمه كه خورد بشه بابام هميشه ميگه زن و شوهري كه باهم زندگيشون رو ميسازن واز صفر شروع ميكنن زندگي بادوام تري دارن چون هردوشون واسش تلاش كردن و به سختي به دستش آوردن اين بحران يه آزمون خودسازي براي شماست كه هم صبور بشيد هم انعطاف پذير از خدا واسه مشكلاتي كه بهمون ميده بايد تشكركنيم چون همين مشكلات مارو ميسازن ووقتي به خوبي به پايان رسيد ميبينيم كه چقدر بزرگ شديم و باهم سن هامون فرق داريم.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.