به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 08:06]
    تاریخ عضویت
    1391-1-08
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    923
    سطح
    16
    Points: 923, Level: 16
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 84 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    به نظر منم کم کم رفت و آمدتو کم کن

    اصلا تا الان هم به نظرم درست نبوده که همش خونشون بمونی

    خب واقعاً سخته که همه زندگی آدم جلوی چشم بقیه باشه و از همه چی خبر داشته باشن

    اینکه شوهرت پشتته خیلی خوبه به نظرم بهتره هر دلیلی هم که میخوای بیاری واسشون از طریق اون گفته بشه تا دلخوری پیش نیاد.



  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    fبگو تو خوابگاه ی دوستی پیدا کردی که خیلی افسردگی شدید داره و خانوادشو تو زلزله از دست داده و اگه شما پسشش نمونی ممکنه خودکشی کنه. به بهونه مراقبت از دوستت که از نظر وجدانی و انسانی وظیفه شماست اکثر وقت را در خوابگاه بگذرونید

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    یعنی دیدن داره اون لحظه ای که این قصه جناب کامروا گفته میشه، حتما مادر شوهر احساساتی میشه و میگه الا بلا باید بیاریش خونمون مهمونی حتما بعد هم مثل بعضی از این فیلمای آبکی ایرانی دنبال نقش بازی کردن باشن و کسی رو واسه این کار استخدام کنن.



    به بهونه مراقبت از دوستت که از نظر وجدانی و انسانی وظیفه شماست اکثر وقت را در خوابگاه بگذرونید
    از نظر وجدانی و انسانی دروغ صحیح نیست
    به نظر من هیچ چیز بهتر از راستی نیست..........

  4. کاربر روبرو از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده است .

    گلنوش67 (یکشنبه 14 آبان 91)

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 شهریور 91 [ 09:47]
    تاریخ عضویت
    1391-5-16
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    567
    سطح
    11
    Points: 567, Level: 11
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 26 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    عزیزم من در زمان عقدم که حدود 1/5 طول کشید فقط 2 شب خونه شوهرم خوابیدم که اونم به خاطر این بود که صبحش باید میرفتیم مسافرت از روز اول هم بهش گفتم نه حق داری شب بیای خونه امون و نه من میام و احساس میکنم این کارم درسته خیلی سخت گیرانه بود ولی برای ارزش من تو خانواده شوهرم بهتر بود حتی هر روز هم اونجا نمیرفتم با اینکه با ماشین فقط 10 دقیقه بین خونه هامون فاصله هست و مادرشوهرم از این کار من پیش بقیه تعریف میکرد من میگم هرچقدر بیشتر بری و بیای بیشتر واسشون عادی میشی مثلا اگه اولش براشون مهم باشه که جلوی تو چی بپوشن چطور رفتار کنن یا چطور پذیرایی کنن با رفت امد زیاد باعث میشی این چیزا دیگه مهم نباشه بهانه بیار و کمتر برو مامانت هم راست میگه باید از اول به حرفش گوش میدادی اما الانم دیر نیست
    با خود پیمان ببندید

    آنقدر قوی شوید که هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنیتان را به هم نریزد.

  6. کاربر روبرو از پست مفید baran_3765 تشکرکرده است .

    baran_3765 (چهارشنبه 08 شهریور 91)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 شهریور 91 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    655
    سطح
    13
    Points: 655, Level: 13
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 31 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    ممنون از همگی

    واقعاً هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر متوجه میشم که رفتارشون اونموقع خیلی بهتر بود
    همه اعضای خانواده

    اونایی که میخوان عقد کنن یا الان در دوران عقدن از تجربه من پند بگیرن و کار منو نکنن!!
    واقعاً یزرگترا یه چیزی میدونن که میگن

    فعلا برادرشوهرو بهونه میکنیم و خوابگاه میگیرم
    کمتر میرم خونشون
    اصلا بهتره شک کنن که برادر شوهر بیشتر بهونست
    شک کنن که شاید ناراحتم
    که یکم به رفتار خودشون فکر کنن!
    من که نمیگم من از دست شما ناراحتم که بخواد بی احترامی بشه

    فقط خواهرشوهرو نمیدونم چیکار کنم که میگه حتما واسه اینکه بچم مزاحم نباشه میخوای بری
    مطمئنم باز تیکه میندازه در این مورد
    چی جوابشو بدم؟

  8. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط |سایه|

    فقط خواهرشوهرو نمیدونم چیکار کنم که میگه حتما واسه اینکه بچم مزاحم نباشه میخوای بری
    مطمئنم باز تیکه میندازه در این مورد
    چی جوابشو بدم؟
    اولا ذهن خوانی نکن از کجا معلومه که تیکه بندازه؟؟

    ثانیا اگر این کارو کرد که شما نباید جواب طعنه همه رو بدید .اینجوری که سنگ رو سنگ بند نمیشه .
    ولی اگر چیزی گفت با آرامش بهش بگید نه به این دلیل نیست . اگر متوجه شد که هیج اگر هم نه شما محل نذارید

  9. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 91 [ 21:36]
    تاریخ عضویت
    1391-5-18
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    637
    سطح
    12
    Points: 637, Level: 12
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    94

    تشکرشده 98 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    سایه جان به نظرم تصمیم خیلی درستی گرفتی.چون شما هنوز تو دوران عقد به سر میبیری من هم فکر میکنم زیاد جالب نیست همش اونجا باشی.حتی اگه تو و خونواده شوهرت بهترین ادمای روی زمین باشین بازم ممکنه یه سری اختلافات پیش بیاد.

    در ضمن اخه چرا دنبال جور کردن بهانه هستی؟!!
    اصلا لازم نیست بخوای دنبال دلیل بگردی و قانعشون کنی چون درستش همینه و اونا نباید ناراحت بشن.

  10. کاربر روبرو از پست مفید نیلوی عاشق تشکرکرده است .

    نیلوی عاشق (چهارشنبه 08 شهریور 91)

  11. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 شهریور 91 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    655
    سطح
    13
    Points: 655, Level: 13
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 31 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    گلنوش جان
    آخه اخلاقشو میدونم
    وقتی میخواستیم عروسی رو اون موقع بگیریم
    تیکه انداخت که آره همون موقع خوبه. همون موقست که من میخوام برم سرکار!!

    من بدم میاد که درست جواب ندم
    هرچند که اصلا هم حاضر جواب نیستم و اکثراً درست جواب نمیدم تو دلم میمونه و حرص میخورم و حرص میخورم و ...
    گاهی هم فکر میکنم که حالا که اون اخلاقش اینطوره
    منم فلان جور بگم
    ولی اصلا حالم بهم میخوره که بخوام خودمم مث اون باشم
    اصلا در شأن خودم نمیبینم با هر تیپ آدمی دهن به دهن بشم
    ولی وقتی هم یه چیزی میگه اگه جواب نشنوه یه لبخند پیروزمندانه ای میزنه که دلم میخواد خفش کنم!

    اکثراً وقتی تیکه میندازه مادرشوهر آروم میگه سیس!
    ینی راضی نیست و ناراحت میشه
    گاهی هم که کم پیش میاد خود مادرشوهر هم راضیه و با هم به هم لبخند میزنن که ببین چقدر چزوندیمش!
    منم ناراحت میشم خب..

    البته اینم بگم خواهرشوهر من دقیقا با همه اخلاقش همینه ها
    مثلا با خواهر خودشم مدام کل کل داره
    در حالی که خواهرش خیلی ماهه

    دلم پر بود
    خودش شد یه تایپک جدید!
    این طور آدما انرژی آدمو میگیرن اصلاً


    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    نیلوی عاشق حق با شماست
    باشه سعی میکنم این کارو بکنم حتما
    برام دعا کنین که بتونم

  12. کاربر روبرو از پست مفید |سایه| تشکرکرده است .

    |سایه| (چهارشنبه 08 شهریور 91)

  13. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 شهریور 91 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    655
    سطح
    13
    Points: 655, Level: 13
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 31 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    راستی بچه ها توروخدا نگین من بازم ذهن خوانی میکنم!
    ولی با توجه به اخلاقیات پدرشوهرم (البته از پدرشوهرم راضیم واقعاً) میدونم که شوخی و جدی میگه دیگه ما رو تحویل نمیگیری و ...
    چی بگم اگه اینو گفتن...
    ؟؟؟؟

    یه سری جمله با سیاست میخوام که استفاده کنم!
    آخه من کلا آدم کم حرفی هستم و .....


  14. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array

    RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟

    سایه جان

    به نظر من به پدر شوهرت بگو اینطور نیست من که از دیدارتون سیر نمیشم ولی شرایط این ترمم طوری هست که مجبورم بیشتر خوابگاه باشم و کمتر مزاحم شما بشم

    در مورد خواهر شوهرت هم فکر نکنم بشه جواب خاصی داد چون خودم با نمونش در ارتباط هستم هر جوابی که بدی یک چیز دیگه از توش درمیاد همینکه مادرشوهرت هم باهاش مخالف هست یک دنیا میرزه مهمترین افراد خانواده شوهر پدر شوهر و مادر شوهر هستن بقیه فرعی هستن

    نهایتا به خواهر شوهرت میتونی در همین حد بگی که من این ترم بعضی از درسهام جوری هست که زیاد مجبورم (حتما مجبورم رو استفاده کن) براشون وقت بذارم و متاسفانه مجبورم کمتر جایی برم.

  15. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (جمعه 10 شهریور 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.