freedom عزیز
ببین به نظر من اگه تمام ابعاد عاطفی زندگیتو با این آقا، به اضافه ترس از طلاق و مشکلات بعد از طلاق رو کنار بذاری و فقط بخوای از روی منطق و عقل برای زمان حالت تصمیم بگیری، تو با این آقا خوشبخت نخواهی شد.
تو راست میگی ایشون واقعا قابل اعتماد نیست. کسی که میگه زندگی دنگی باشه ولی باید جهیریه بیاری ، کسی که در مورد همسرش جمله "به کاهدون زدن" رو به زبون میاره واقعا قابل اعتماد نیست.
freedom اگه بهش وابستگی عاطفی خاصی نداری، خودتو اسیر این زندگی نکن. زندگی بحث یک روز و دوروز نیست تو میخوای این فرد تمام عمر همسفرت باشه. این آقا همسفر خوبی واسه تو نمیشه. این آقا نگاهش به زندگی سالم نیست. وقتی میگه اگه میخواستم زنی رو بگیرم که خرجشو بدم از ده دختر میگرفتم این خیلی مفهوم داره.
این آدم بیچاره ت میکنه با این طرز فکرش...
به امید تغییر هم نباش چون تو این سن دیگه نمیشه شخصیت کسی رو تفییر داد.
تو داستان زندگی منو میدونی. مشکل منو با وسواس شوهرم میدونی.
من از طلاق و مشکلات بعد از طلاق نمیترسم
از حرف مردم نمیترسم
مطمئنم هستم که شوهرم دیگه خوب نمیشه. و من اگه این زندگی رو بخوام باید وسواس شوهرمم به همراهش بخوام.
بهتر از هر کسی میدونم که درست ترین تصمیم واسه من طلاقه اگه نه عمرم به باد میره.
ولی...
یه مانعی سر راه من هست که نمیذاره سزیع تصمیمو عملی کنم
اونم دلبستگی من به شوهرمه
چون میدونم اون دوسم داره
واقعا دوسم داره
اون در شرایطی از من خواستگاری کرد که هیچی هیچی واقعا هیچی از من و خانوادمو محل زندگیمو شغل پدر و مادرم و سطح مالیمون نمیدونست.
منو با یه دست لباس ساده دید و خواست.
هنوزم که هنوزه در تمام مدت این چهار سال حتی یک بار حتی یک بار از ظاهر من ایراد نگرفته و همیشه از ظاهرم با همه کم و کاستی هایی که میدونم دارم تعریف کرده و همیشه میگه برام مهم نیست از نظر عموم تو زیبایی یا نه. تو اون جوری هستی که من دوست دارم و همیشه میخواستم.
همین آدم خسیس که منو وادار به بخشیدن مهریه کرد، قبل عقد من ازش خواستم 1000 تا سکه مهریه م کنه ولی اون روز عقد خودش هزار و سیصد و شصت و چندتا مهریه م کرد.
من به اندازه همه بدی هاش ازش خوبی هم دیدم. شایدم بیشتر.
هرچند خیلی وقتا قلب منو شکسته
ولی به همون اندازه هم قلب منو پر کرده از توجه و محبتش
من درگیر عاطفه و احساسمم که علی رغم اینکه میدونم چاره کار من طلاقه
باز دلم به جدایی ازش راضی نمیشه
ولی با این وجود دارم روی خودم کار میکنم که همین دلبستگی عاطفی کار دستم نده و یه عمر پشیمونم نکنه
ولی احساس میکنم تو بعد عاطفی عمیقی هم به همسرت نداری
احساس میکنم اون هم با حساب و کتاب جلو اومده نه واقعا از سر عشق و علاقه
واسه همین میگم چیزی این وسط نیست که تو رو نگه داره
شاید این پست من واسه خیلی از کارشناسان و مشاوران خوشایند نباشه
ولی من اونچه رو که منطقم و وجدانم میگه برات نوشتم
من متنفرم از مشاوره هایی که اساسشون تشویق زن برای حفظ زندگی به هر خفت و خواری و بدبختی ست.
مشکلات بعد از طلاق خانم ها مال ایرانه نه اروپا
سوختن و ساختن به هر قیمتی، مختص خانمای ایرانیه
خیلی از خانم ها توی ایران بعد طلاق تمام تلاششونو میکنن که از ایران برن
ولی تو همین الان اروپا هستی و بهترین موقعیت رو داری
تو هم باز همه فکراتو بکن
بر اساس عقل و منطق تصمیم بگیر نه ترس از طلاق و آینده
به قول دوستمون اگه تا 60 درصد از برایند این زندگی با همه خوب و بدش راضی هستی بمون. حتما هم بمون
ولی اگه نه به خودت ظلم نکن






علاقه مندی ها (Bookmarks)