اووه اوه اوه چه دختر بداخلاقی .
خوب پیش میاد دیگه عمدی که نبود با کفش افتادی به جونم .
دلت میاد یه پیرمرد سالخورده رو بزنی .
من میرم همون لب تراس روی صندلیم میشینم عصامم میزارم زیره چونم ش.![]()
تشکرشده 4,547 در 875 پست
اووه اوه اوه چه دختر بداخلاقی .
خوب پیش میاد دیگه عمدی که نبود با کفش افتادی به جونم .
دلت میاد یه پیرمرد سالخورده رو بزنی .
من میرم همون لب تراس روی صندلیم میشینم عصامم میزارم زیره چونم ش.![]()
پدربزرگ (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام بچه ها
از این مریم 123 خبری دارید؟!!!!!!!!!!!!
خیلی وقته نیومده تالار.....جاش سبزه !!
آخی..چقدر زحمت میکشید توی تالار......چقدر دلمون براش تنگ شده!
مریم123 عزیز
هرجا هستی خوش و خرم باشی.....!!
مریم 123 اگر کسی اذیتت کرده بیا بگو...تا به خدمتش برسیم.....!
واقعا تالار بی تو صفا نداره....دل ما طاقت دوریت نداره !
الا ای گل سر سبد تالار ما.....هرجا هستی زودتر بیا برس به ما !
شد این دلها تکه تکه...دل من چون شده صدها تکه !
بیا و بشنو این دردای تالار....بگو ای کاربران بی مهابا !
چو عنوان این تاپیک مبهم است...دست ما از ویرایش کوته است...!!
الا ای مریم جان..ای جان جانان...بیا و روشن کن این کلبه سوزان !!
maryam123 (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 8,998 در 1,493 پست
دوستان دوستان دعوا نکنین به گیرنده هاتونم دست نزین من خوبم :D
بهار جان به شما هم زنگ بزنن بگن مشکوک به .... (بوووووووووق) هستی میای میشینی ماتم میگیری!
اصلا 1 لحظه به خودم شک کردمقبلا که بهت گفته بودم موقع مریضی دست و پامو سریع گم می کنم!
فشارم افتاد رو نزدیکای 8 بچه ها آب قند دستم دادن! داشتم واسه اقلیما تاپیک میزدم زنگ زدن!
اما خوب جنبه هم چیز خوبیه که من ندارم :D هیچ نعمتی مثل سلامتی نیست! خدایا شکرررررررت
پدر بزرگ جان شما هم که قرصاتون رو نشسته خوردین! گلنوش تازه عروسه! حالا من یکه و یالقوز و عذبم![]()
بمیرمم توفیری نداره اما این بچه زندگی داره ، عشق داره! :) از این اشتباها مثل اون خانوم آزمایشگاهیه نکنین پدر
من(البته میدونم اگه من نباشم همتون مثل آقا حامد یاکریم بغل گروه سرود "یاکریم" راه میندازین
)
گلنوش جان شمام اون لنگه کفشو بنداز پایین خواهر من خوبیت نداره! الان فرشته میادا
مریم 123 عزیزم
من دیگه قهر نیستم...آنی نیست اما من هستم! بدو بیا بغل خودم...دل منم برات تنگه...اصلا بیا با هم بریم باغ...
این بهار66 رو هم راه نمیدیم!
اما جدا تلنگری بود برای من!
دوستانی که هر روز به خدا گلایه می کنین! آیا هر روز برای اینکه سلامت هستین ازش تشکر می کنین؟
![]()
bahar.shadi (یکشنبه 28 خرداد 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
آخی..چقدر زحمت میکشید توی تالار......چقدر دلمون براش تنگ شده!
مریم123 عزیز
هرجا هستی خوش و خرم باشی.....!!
مریم 123 اگر کسی اذیتت کرده بیا بگو...تا به خدمتش برسیم.....!
واقعا تالار بی تو صفا نداره....دل ما طاقت دوریت نداره !
الا ای گل سر سبد تالار ما.....هرجا هستی زودتر بیا برس به ما !
شد این دلها تکه تکه...دل من چون شده صدها تکه !
بیا و بشنو این دردای تالار....بگو ای کاربران بی مهابا !
چو عنوان این تاپیک مبهم است...دست ما از ویرایش کوته است...!!
الا ای مریم جان..ای جان جانان...بیا و روشن کن این کلبه سوزان !!
جدی جدی نیستی خواهرمن 123 شمردم زود بیا.
هارداسان سن .![]()
پدربزرگ (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 1,083 در 257 پست
بابا مريم جان ...
نمك در نمكدان شوري ندارد فراموشم نكن تا ميتواني
حدس ميزدم عزيزم كارت به اينجاها بكشه. چقد گفتم توقف فكر
گوش ندادي و تخته گاز رفتي
خدايا به جوونيش رحم كن ...
اهاي بهار خانوم منو از تير غيب نترسون , كلا تخصص اصلي من جاخالي دادن واسه همين تير هاي غيبيه, اصلا من زره پوشيدم واسه همين مواقع , اصلا خوب شد پسره delet شد
اقاي پدر بزرگ خوش اومديد به تالار, جاي يه ريش سفيد توي تالار خالي بود
يه مشت كودك نابالغ ريختن تو تالار , يكيمونم كه سالم بود يهويي نميدونم چش شده, والا به خدا يه برنج سوخته با روح ادم اين كارا رو نميكنه, چقدر ما انسانها ضعيفيم اخه
متاسفم واقعا
هر كس از اين تالار چيزي برداشت
من ازين تالار
دست برداشتم...
naghashi (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
این پدر بزرگ مشکوک میزنه ها !!!!
تو کی هستی؟
اینجا چی میخوای؟
میخوای تالارو بریزی بهم؟؟؟؟؟؟؟
تاریخ عضویت شما جدیده اما با قوانین و راه و رسم تالار اشنایی.....
با یه اسم دیگه امدی...نه؟!
بهار 66...ویدا...بهار شادی..نقاشی....خارپشت ..حامد.....
بدویین بیاین
به تالار حمله کردن....نفوذیشون اینجاست..گرفتمش....
اون بمب صوتی رو بدید به من(اثرات فیلم کارناوال مرگ که دیروز دیدمه !!)
آهان...گذاشتم تو جیبش....
دوووووووووووووففففففففففف ففففففففششششششششششششششششک کککک
دیدید..بازم بگید مریم 123 بده...
اگر من نبودم خدا میدونه این پدربزرگ با تالار چه میکرد...
دفعه بعد با اسلحه میام....حواس بدخواه مدخواهای تالار جمع باشه
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
maryam123 (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 1,083 در 257 پست
بار الها به جوان و پير اين تالار رحم بفرما
naghashi (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
دوستان مریم گلی .اگر قوانین تالار رو خوب بخونید بعد دکمه قبول دارم روبزنید .
اون موقه با قوانیین تالار آشنا میشد.
اکثر قوانین رو نخونده تعید میکنند میگن وللش زود بریم عضو بشیم حلوا پخش میکنند.
یا برنج سوخته مریم گلی رو بخوریم سرگیجه بگیریم.والا مهمونا زیاد بودند به قرمه سبزی آب اضافه کردی به همه برسه.
پدربزرگ (شنبه 27 خرداد 91)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
نوشته اصلی توسط پدربزرگ
این دختر بداخلاقی که میگین منظورشون کیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
اگه با منین که همه تو این تالار میدونن که چقد خوش قلب و مهربون و ماهم.
شما تازه واردین نمیدونین کم کم خودتون هم متوجه میشین و از این لقبی که به من دادین اظهار ندامت میکنین
گلنوش67 (یکشنبه 28 خرداد 91)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
نقاشی جون مثل اینکه درست مطلبو نخووندی قضیه برنج سوخته نیست.قضیه تیر های زهرالود غیبی هست که از سنگر قوم الظالمین میادنوشته اصلی توسط نقاشي
گلنوش67 (شنبه 27 خرداد 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)