
نوشته اصلی توسط
armita89
سلام به همه دوستان عزیز
دوستای خوبم همه به من گفتید که چرا این همه مسافرت طولانی میرم در جوابش میخوام بگم والا این اولین بار بود که من سفر رفتم اونم با اسرار شوهرم مراسم چهلم پدربزرگم بود و من فقط برای 2یا 3 روز میرفتم وشوهرم قرار بود بیاد که باهم برگردیم ولی به خاطر مشکلات کاری شوهرم که هی امروزو فردا می شد و از طرفی نزدیک عید هم بود (البته تاعید شوهرم اومده بود)و یه سری علت های دیگه همه دست به دست هم دادن که من یه مدت طولانی نباشم البته دیگه نمی خوام به هیچ عنوان تنهاش بذارم فقط اینجوری هم بهم می گه چون به من شک داری دوست داری زیر نظرت باشم وقتی سفر بودم هم تا می گفتم بیا همین حرفو میزد ولی به خدا من دوسش دارم وفقط بخاطر همین دوست داشتم کنارم باشه به نظرتون چیکار باید بکنم که اعتمادشو جلب کنم
علاقه مندی ها (Bookmarks)