به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 30 نخستنخست 1234567891011121314151626 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 300
  1. #51
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط داملا
    سلام بهارخانوم،صندلیت چطوره؟

    سلام داملا جونم...چقدر خوشحالم که دوباره شروع کردی به گذاشتن پست های خوب خوبت

    اگه می تونستی برگردی به 3روز پیش،کدوم اشتباه رو تکرارنمی کردی؟

    اشتباهی نکردم خدا رو شکر تو این 3 روز :)

    اگه خداهمین الان جلوت باشه وبتونی یه سوال ازش بپرسی چی می پرسی؟(سوال تقلبی)

    همین الان هست دیگه! مگه نیست؟ تازه هر چی هم میخوام ازش می پرسم! :)

    به نظرت چی میشه که دیگه قدیمیا تایپیک بازنمیکنند؟یعنی مشکلی ندارند؟یاخجالت می کشند؟

    شاید راه برخورد صحیح با مشکلات رو یاد گرفتن و واسه همین از تکنیک هاش استفاده می کنن! اما هر وقتی مشکل خاصی پیش بیاد به نظرم باید تاپیک زد بی رو در واسی!!!!!!!!

    درمورد دوستان زیریک جمله بگو؟

    دانوب: دختر فوق العاده عاقل ، منطقی و باهوشیه...پست هاش رو خیلی دوست دارم!

    گلنوش: گل منه این دختر...با این که احساساتی و عجوله وجودش واسه تالار یک نعمته

    خارپشت: پست هاش و روحیه و طبع شاعریش رو خیلی دوست داشتم ولی نمیدونم چرا یه

    مدته با تالار قهره و دیگه پست نمیزنه! بیا سعی کنیم از انزوا درش بیاریم!


    سرافراز: دختر پر غرور و با صلابته تالار همدردیه! عاشق تفکراتشم

    دخترمهربون: واقعا گله این دختر...مهربون و دلسوز! و فوق العاده هم پایس! خیلی زیاد دوستش دارم! خوشحالم که برادر زادشو دیده

    با اجازت خودمم 2 نفر دیگه رو اضافه می کنم که فرهنگ گفت از قلم انداختی!

    فرهنگ27: رک و صریح و کم گوی و گزیده گوی هست! پسر خوبیه...میخواد داماد هم که بشه

    ان شاالله...


    داملا : خیلی خیلی خیلی زیاد دوستت دارم...تو دوست روزهای سخت من بودی و تو بدترین

    شرایط روحی با حرفات به دادم رسیدی.خیلی از اینکه نرفتی از تالار و کنارمونی خوشحالم گل

    من


    موفق باشی دوست من.


    تو هم موفق باشی عزیز دلم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    سلام عزیزم

    به به سلام به آنی خوب من...خیلی خوشحالم کردی عزیزم که اومدی...خوبی؟ چرا یه مدته

    ساکتی ؟



    به نظرت چطور می توانیم پذیرش را وارد چرخه ی زیستی خود بکنیم و فرق پذیرش با تحمل در چیست ؟

    وقتی بخوایم در دنیای واقعیت ها زندگی کنیم و در رویاهای ذهنمون زندگی نکنیم و با واقعیات

    زندگی هر چند تلخ روبرو بشیم و شروع کنیم به حل مسائل پذیرش رو وارد چرخه زندگیمون

    کردیم! اون موقع می بینیم که چقدر راحت شدیم و زندگی واسمون آسونتر میشه!

    من خودم وقتی پذیرش رو وارد زندگیم کردم تونستم بفهمم که او پسر مناسب من نبوده و بعد

    دیگه رهای رهای رها شدم از همه چیز و الان دارم راحت زندگی می کنم!

    تحمل یعنی ما شرایط رو به اجبار و سختی میگذرونیم با یک خیال خام و باطل تو ذهنمون مثل

    وضعیت من در تاپیک چجوری طاقت بیارم فقدان.... و پذیرش یعنی حال الان من که من

    همینطور که هستم خوشبختم و خداوند صلاح من رو در زندگی چنین دیده
    :)

    به نظرت برای اینکه فردی لیدر باشیم باید چه کارهایی را انجام بدهیم و از انجام چه کارهایی پرهیز کنیم ؟

    باید الگو باشه و قدرت برنامه ریزی برای تیم داشته باشه و جهت رو نشون بده چون

    چشم یک گروه به تصمیمات لیدر هست و باید همیشه 1 راه حل داشته باشه و نا امید و

    مایوس نشه از اهدافش و با ایمان بره جلو تا بقیه با آرامش به لیدر اعتماد کنن و ادامه بدن!

    باید دانش بالایی هم داشته باشه نسبت به بقیه!


    به نظرت بهترین آرزویی که میشه در این لحظه برای جامعه ی بشری کرد چیست ؟

    ظهور منجی و تعجیل در فرجش تا به داد بشریت برسه که سخت محتاج حضورشه!




    نازنین جان اگه میشه امشب تا 12 شب بهم زمان بدید چون الان باید برم جایی و دوست دارم

    به همه سوالات جواب بدم اگه اینترنتم بازی در نیاره!

    ممنونم

  2. 14 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 22 بهمن 90)

  3. #52
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
    چرا تو فیلم های تاریخی هنرپیشه ها کتابی حرف می زنن؟

    علیک سلام جناب فرهنگ...خوبین انشالا؟ من هم خوبم ممنون خجالتم ندید از احوالپرسی :)


    خوب برای اینکه بشر در گذشته به شکل شکسته امروزی صحبت نمی کرده احتمالا! من

    خودم به این شکل بیشتر می پسندم چون بشر قدیم گویا در کلام مودب تر بوده!


    کدوم سریالو دنبال می کنی؟

    باور می کنی وقت سریال دنبال کردن رو ندارم؟ سریال خواب :D یعنی ترجیح میدم وقتی هم

    پیدا میشه کتاب بخونم یا حافظ بخونم یا بخوابم اگه کار خاصی نداشته باشم!


    بیشتر دوست دارم انیمیشن های روز دنیا رو ببینم.

    تو خاستگاری چی می پوشی؟

    بلوز و دامن بلند و شال

    چادری هستی؟ نه اما حجابم خیلی خوبه

    داملا اسم منو جا انداخته تو منو جا نندازی.

    اسمتون رو به متن داملا اضافه کردم! ما همچین جسارتی نمی کنیم جناب فرهنگ :)

  4. 8 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 22 بهمن 90)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    به به به ، بهار عزیزم رو صندلی نشسته ، شرمنده عزیزم ؛ من این تاپیک کم میام و اطلاع نداشتم که شما رو صندلی بودی


    آیا بهار غمین واقعا و از ته دل تبدیل به بهار شادی شده است؟ چگونه این موفقیت حاصل شد؟

    زندگی رو چگونه می بینید؟

    از بغل خیابون رد می شید ، کودکی رو می بینید که فالهاش رو گذاشته جلوش واسه فروش و نشسته مشق می نویسه ، چه احساسی بهتون دست میده؟ به نظرتون بهترین کار ممکن در این موقع چیه؟

    تا حالا دل کسی رو شکسته ای؟ آیا کاری هم در جهت جبرانش کرده ای؟

    بهترین فیلم و آخرین فیلمی که دیده ای چه بود؟

    نظرت راجع به فیلم جدایی نادر از سیمین چیه؟

    رانندگی می کنی؟ بیشترین سرعتی که تاحالا رفته ای چند بود؟به نظرت آیا طرح جدید افزایش جرایم ، در کاهش جرایم تاثیر گذار است؟

    موفق باشی


  6. 7 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (شنبه 22 بهمن 90)

  7. #54
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    سلام خانم بهار،

    به به سلام جناب مدیر ، آقا حامد بابا لطف کردین با این همه گرفتاری سر زدین راضی به

    زحمت نبودیم
    :)

    اول من عذر خواهی می کنم که به علت کمبود وقت، نتوانستم زودتر سوال بپرسم و همینطور هنوز فرصت نکردم پست های قبلی رو بخوانم.

    شرح گرفتاریتون رو تو حال و احوال خوندم...اما میدونم قابلیت Multi Tasking بودن رو دارید و

    همه چیز رو با هم میتونید انجام بدید :) تبریک میگم Master of Science شدنتون رو اون هم

    تو این رشته سخت ... بابا باریکلا به شما
    :)

    ولی گفتم تا نوبت شما تمام نشده، کمی هم من شما رو بسوزونم
    امیدوارم که سوالها تکراری نباشه.

    بابا آقا حامد ما ز یاران چشم یاری داشتیم...شما هم اومدین واسه سوزوندن؟ :D

    1- به نظرت آدم موفقی هستی؟ چند نفر دیگر رو می شناسی که همسن شما باشند و اینقدر موفق باشند؟ چندتاشون دختر هستند؟

    نمیدونم..این رو دیگران باید بگن چون هنوز خیلی راه پیش رو دارم! اما اغلب بهم میگن

    جسارتت قابل تحسینه به عنوان 1 دختر تو این سن! شایدم حماقتم 2 تا از دوستان

    نزدیکم هم کارآفرین هستند و بقیشونم دخترای موفقین...اکثر شرکت های همکارم که

    باهاشون همکاری دارم آقا هستند ولی مثل خودم جوان هستن ولی بسیار تلاشگر!


    2- به نظرت چند درصد مشکلاتی که جوانان ما دارند به شرایط جامعه بر می گردد و چند درصدش به تفکر خودشون.

    خوب جامعه و شرایطی که براشون درست کرده باعث شده زیاد اهل تلاش و تفکر نباشن و

    همه دنبال 1 شبه پولدار شدن هستن اما من نزدیک 3 سال تمام که واقعا روزهای سختی رو

    طی کردم! اما اکثر جوونا 2 ماه که میگذره خسته میشن و ول می کنن و مداومت در کار ندارن

    فکر می کنم 50- 50 هست...

    3- همیشه گفته می شود که آدم باید قانع باشه. قانع بودن رو چطور تعریف می کنی؟ اگر انسان قانع بود، اینقدر پیشرفت می کرد؟ یا ربطی ندارد؟

    قناعت رو در ساده زیستی معنا می کنم و بلندی طبع! وقتی روحت با کمترین ها و حداقل ها

    بتونه شاد و خوشبخت زندگی کنه معلومه که معنای قناعت رو خوب درک کردی اما این

    منافاتی با روحیه تلاشگری نداره و بیشتر بحث قناعت رو در مورد حرص و آز مطرح می کنن!

    اما انسانی که نمیتونه پیشرفت کنه انسان قانعی نیست بلکه خودشو دست کم میگیره و

    توانمندیهاشو و این با معنای قناعت سازگار نیست!


    4- سه نقطه قوت همدردی رو بگو.


    1- نظم خوب

    2- بنیه علمی خوب

    3- داشتن اعضای گرانقدر که سرمایه های همدردی هستند!



    5- سه تا از ضعف های همدردی رو بگو و راه حل بده.


    1- بد نیست از برخی افراد قدیمی دلجویی بشه و دلیل ناراحتیشون از همدردی پرسیده بشه

    2- قوانین آیین نامه هنگام ثبت نام یک ویرایش بشه و برخی نکات بهش اضافه بشه تا اعضای

    تازه وارد بدونن که موقع تاپیک ایجاد کردن باید چه نکاتی رو در نظر بگیرن و یا به پست های

    قدیمی جواب ندن

    3- خود مدیر یک تاپیک انتقادات و پیشنهادات باز کنه تا از نظرات بچه ها با خبر بشه



    6- برای استخدام یک فرد اول از همه به چه چیزهایی دقت می کنی؟

    به اینکه آیا اهل تلاش ، تفکر و دارای روحیه پیشرفت کردن هست یا نه و آیا رفتار سازمانی

    بلده! و از همه مهتر خلاقیتش و قدرت برنامه ریزی واسه خودش توی کار!


    7- برای پیشرفت در زمینه تخصصت چقدر از مطالب خارجی استفاده می کنی؟ تقریبا 99%

    مطالب و مقالات سایت از رفرنس های زبان اصلیه همینطور سیلابس دوره ها یا رفرنس های

    مورد استفاده...تو کار ما مطالب فارسی خوب زیاد نیست اما ما ترجمه می کنیم که همه

    بتونن استفاده کنن!


    8- از Image Processing چی می دونی؟

    میدونم به مجموعه عملیاتی که یک ماشین مثل کامپیوتر به منظور ویرایش تصاویر انجام میده پردازش تصویر یا image processing می گن!

    مثالا برنامه فتوشاپ می تونه مثال خوبی واسه این تعریف باشه. به تمامی عملیاتی که در

    برنامه فوتوشاپ روی تصاویر انجام میده پردازش تصویر می گن! و می دونم پردازش تصویر رو با

    MATLAB هم انجام میدن!


    پایان نامتون راجع به همین موضوع بوده؟

    9- به نظرت یک متخصص نرم افزار برای یادگیری یک زبان جدید چقدر زمان احتیاج دارد؟ برای

    یادگیری مثلا زبان #C حداقل 1 ماه تمام اما واسه تسلط نسبی به 6 ماه زمان نیاز داره تا

    1 برنامه نویس متوسط بشه


    10- فکر می کنی من اگر یک روز به ایران بیام و شرکت بزنم، می توانم موفق بشم؟
    پارسال به سرم زده بود وقتی مدرکم رو گرفتم برگردم. ولی بعد دیدم که ایران شرایط خودش رو دارد و من اطلاعاتم از مسائل اداری در ایران و همینطور بازار کار و ... در حد صفره! :)
    بعد هم نوع برخوردها و تفکر مردم کاملاً متفاوته.

    اگه با برنامه بری جلو چرا که نه؟ البته پشت کار و همت زیادی رو می طلبه ولی اگه یک طرح

    خوب داشته باشی که راجع به بازار کارش تو ایران خوب تحقیق کنی و بدونی بازار خوبی داره

    حتما موفق میشی...اما همه چیز رو باید درست و اصولی بری جلو از اولش تا بی دردسر

    کار کنی! اما باید مهره هات رو درست انتخاب کنی و با برنامه های جزئی بری جلو! اینجا

    شرکت های خوبی هستن واسه ارائه مشاوره های تخصصی در زمینه مدیریتی ، کاری و بازار

    یابی که میتونی ازشون کمک بگیری! اگه کمک یا اطلاعاتی هم بخوای خوشحال میشم

    کمکت کنم اما با برنامه و هدف باید بری جلو! به نظر من اگه همچین فکری تو ذهنت هست

    شروع کن به خوندن کتاب های برایان تریسی!

    میتونی از کتاب "ساخت کسب و کار فوق العاده" شروع کنید! این کتاب یک راهنمای کامله!

    سایت مدیر سبز هم مقالات بسیار خوبی در این زمینه داره و بیشتر ترجمه کتاب ها و مقالات

    برایان تریسی هستش! تو سایتش عضو بشی و از مطالب خوبش استفاده کنی!




    11- سوال فرهنگ رو دیدم راجع به کتابی حرف زدن هنرپیشه ها. حالا منم یک سوال دارم.
    چرا وقتی تو ایران فیلمهای خارجی رو دوبله می کنند، یک صداهای خاص روی هنرپیشه ها می گذارند و با یک لهجه های خاصی صحبت می کنند :)
    البته دیگه همه عادت کردند، ولی اگه دقت کنی گاهی نوع حرف زدن ها خیلی عجیب و گاهی خنده داره. مثلاً هیچ وقت تو یک فیلم ایرانی نمی بینی آدمها اونطوری حرف بزنند.

    شاید اینطوری میخوان فرهنگ متفاوت اونها رو نشون بدن و وجه تمایزشون با ما رو Bold کنن

    :)

    پیشاپیش از پاسخ های شما متشکرم

    من هم از اینکه وقت گذاشتین و به این تاپیک سر زدین ممنونم! از زحماتتون واسه تالار هم تشکر می کنم!

    اما آقا حامد هنوز شام و شیرینی دفاع مونده ها :D همه بچه های تالار منتظرن تا شما

    دعوتشون کنین .... شامی شیرینی Share کنین بد نیست

    موفق باشی

  8. 10 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 22 بهمن 90)

  9. #55
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط gole maryam
    به به به ، بهار عزیزم رو صندلی نشسته ، شرمنده عزیزم ؛ من این تاپیک کم میام و اطلاع نداشتم که شما رو صندلی بودی

    به به ببین کی اومده اینجا! گل مریم من :) سلام عزیز دلم ... خوش اومدی

    آیا بهار غمین واقعا و از ته دل تبدیل به بهار شادی شده است؟ چگونه این موفقیت حاصل شد؟

    واقعا دیگه از ته ته ته دلش شده بهار شادی و داره زندگی میکنه با همه وجود :) این موفقیت

    میسر نشد مگر با لطف خدا...کمک شما عزیزانم...اراده خودم و قدرت پذیرش صلاح خداوند

    مهربان از طرف خودم! و از همه مهتر دعاهای شما عزیزانم!


    زندگی رو چگونه می بینید؟

    زندگی بهترین هدیه و فرصتیه که خداوند به ما آدمها میده! سراسر زیباییه و درس و مقدمه ای

    برای پیوستن به ابدیت و بی نهایت مطلق! حیفه که به خاطر غم های بی ارزش دنیا این یک بار

    فرصت مهم رو از خودمون بگیریم!




    از بغل خیابون رد می شید ، کودکی رو می بینید که فالهاش رو گذاشته جلوش واسه فروش و نشسته مشق می نویسه ، چه احساسی بهتون دست میده؟ به نظرتون بهترین کار ممکن در این موقع چیه؟

    هر روز تقریبا این بچه ها رو میبینم و با چندتاشون که تو مسیرمن صحبت کردم! میگن مشق

    نوشتن 1 نقشه است از طرف آدمهایی که اینارو به کار میگیرن واسه جلب ترحم مردم و اینا هم

    مجبورن اینکار رو بکنن! من ازشون فال نمیخرم چون میدونم پولش میره تو جیب یک عده گردن

    کلفت اما به جاش واسشون یا غذا میخرم یا براشون 1لباس گرم میگیرم که استفاده کنن!

    به چند جا هم زنگ زدم اما کسی ترتیب اثر نمیده!!! ای کاش دولت یک برنامه حمایتی برای

    کودکان خیابانی بذاره!



    تا حالا دل کسی رو شکسته ای؟ آیا کاری هم در جهت جبرانش کرده ای؟

    نه دل کسی رو نشکستم

    بهترین فیلم و آخرین فیلمی که دیده ای چه بود؟

    مستند راز و آفرینش بهترین مستندی بوده که دیدم!

    آخرین فیلم هم جدایی نادر از سیمین بوده!


    نظرت راجع به فیلم جدایی نادر از سیمین چیه؟

    فیلم جالبی بود و نشون میداد که بزرگترها چطور با خودخواهیشون زندگی بچه ها رو سر هیچ و

    پوچ خراب می کنن و دردای جامعه رو هم با بازی زیبای شهاب حسینی نشون می داد!



    رانندگی می کنی؟ بیشترین سرعتی که تاحالا رفته ای چند بود؟به نظرت آیا طرح جدید افزایش جرایم ، در کاهش جرایم تاثیر گذار است؟

    نه تاحالا رانندگی نکردم! نه چندان! باید فرهنگ سازی بشه!

    موفق باشی

    ممنونم عزیز دلم...شما هم همینطور


  10. 9 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (یکشنبه 23 بهمن 90)

  11. #56
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    میبینم که هنوز نوبتت تموم نشده:)
    من نرسیدم سوالای بقیه رو بخونم. چقدرم بچه ها جیزت کردن!
    اگه سوالام تکراری بود، توی جوابشون بنویس که تکراریه.

    1) از چند سالگی شروع کردی به کار جدی؟ از اولش خودت مدیر بودی؟ سرمایه ی اولیه کی بهت داد؟ یعنی کی حاضر شد پولش رو به یه دختر کم سن و سال بده و تا این حد ریسک کنه؟:)

    2) اگه فردا یکی بیاد شرکتت و بخواد که خودت رو ببینه و تقاضای کار بکنه و بعدش بهت بگه که یکی از بچه های همدردیه، براش پارتی بازی میکنی؟

    3) چرا انقدر پست هات رنگ و وارنگه؟! (راستش این سوال یه انتقاده. من چشمم خسته میشه، حواسمم پرت میشه، نمیتونم تا ته بخونمشون. میدونم که پست هات همیشه مفیده و از اینکه نمیتونم تا ته بخونمشون ناراحت میشم!
    معمولاً آقایون این مشکل رو دارن. اما نمیدونم چرا منم اینجوری ام. رعایت حال ما بی حوصله ها رو بکن بیزحمت:))

    4) برای اینکه بتونی در مسیر زندگیت با پدر مادرت یه تعامل خوب داشته باشی، اما به اهدافت که ممکنه مورد تایید اونا نباشه(اما در نظر خودت درسته) برسی، تا الان چه کار کردی؟

    5) تصمیمات خیلی خیلی مهم زندگیت رو چه جوری باهاشون کنار میای و وسواس به خرج نمیدی و در عین حال دقت هم به خرج میدی؟


    ببخشید که خیلی دیر اومدم.
    امیدوارم حالت هنوز به 115 و 125 و . . . کشیده نشده باشه:)




  12. 10 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (دوشنبه 15 اسفند 90)

  13. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم


    بعد از زمستان عزیز
    تاخیر بنده حقیر رو بر من ببخش
    حرارت صندلیت اونقدر زیاد بود که دیگه حتی نمیشد برای ریختن زغال بهش نزدیک شد
    دوستان همچین شعله زیر چارپایه رو باد می زدن، که انگار وعده کبابی چرب و نرم بهشون داده باشی
    بابا جان این برف شادی خودمونه، خوردن نداره که !
    مشتی خس و خاشاک ! جمع کردم
    ارزونی شما
    کبابم نخواستیم

    دختر جان چرا شوهر نمی کنی ؟
    دختر فخری خانوم رو ندیدی که اونقدر ناز و ادا داشت اخرش سی و پنجو رد کرد و به همون پسرخاله خل و چلش شوهر کرد
    دردت به جونم، دختر مثل میوه روی درخت می مونه، اگه زیادی بمونه می پوسه!

    چرا رانندگی یاد نگرفتی ؟
    1-می ترسم بوق بزنم بهم بگن: ببخشید ابجی شب بود سبیلاتو ندیدیم !!!
    2-من قبر ندارم برای چی بیخود کفن بگیرم، هروقت ماشین خریدم . . .
    3-دارندگی و برازندگی، راننده شخصیم که هست، تازه اگه نبود اژانس می گیرم
    4-من به عنوان یک شهروند مسئول و متعهد،وارد کردن یک دستگاه خودروی شخصی را به چرخه ترافیک کلان شهری همچون تهران عقلانی ندانسته
    و از راننده بودن صرف نظر می کنم، باشد که دیگران هم به این امر پسندیده روی اوردند

    فرض کن کارت حسابی گرفته و گستردگی فعالیت های شرکتت بین المللی شده !
    به یه جلسه مهم در یه کشور اروپایی دعوت شدی و نوع رفتار و برخورد شما در اون جلسه کاری، تاثیر مستقیمی بر موفقیت های اینده شرکتت خواهد داشت
    به عبارت بهتر اوضاع از این رو به اون رو خواهد شد، و شما در یک قدمی اینده ای هستی که سالها منتظرش بودی !
    فقط خودت می تونی در جلسه شرکت کنی و امکان فرستادن شخص دیگه ای به عنوان نماینده شما، وجود نداره
    در حالت های زیر چکار میکنی ؟

    1-مادر شوهرت یه روز قبل از جلسه فوت می کنه، مراسم ختم و انتظارات فامیل داره خفه ات می که ! شوهرت اجازه میده بری ولی قلبا راضی به رفتنت نیست، به شدت اوقاتش تلخه

    2-به دلایلی حضور با حجاب در اون جلسه مقدور نیست و در اون جلسه الزاما باید بدون حجاب باشی

    3-شوهرت هم در یه سفر کاریه، و دختر چهار سالت تب شدیدی داره اما مادرت بهت اطمینان میده که دختر کوچولوی شما با یکی دوروز استراحت حالش خوب میشه،
    موقع رفتن، بغض دخترت، که خوب میدونه مامان داره برای چندروز از پیشش میره، دیوونه ات می کنه، دخترت مدام سرفه می کنه و با صدای گرفته، اروم گریه می کنه:(

    یه دوستی می گفت با احمق بحث نکن چون تشخیصت با اون سخت میشه !:)
    تا حالا شده توی تالار گرفتار چنین حماقتی بشی ؟!

    قبل از تابستان عزیز
    باور کن تموم شد
    هر چی زور می زنم، هر چی فوت می کنم روشن نمیشه
    بس که جون سختی !
    یه زمانی ته سیگارتو می نداختی زیر چارپایه، اتیش زبونه می کشید، جهنمی می شد که بیا و ببین
    البته اونموقع وضع سوخت مثل الان نبود، همه چی گل وبلبل بود، ملت الکی خوش بودن
    جک تکراری هم که می گفتی همه از خنده روده بر می شدن !!

  14. 11 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (یکشنبه 23 بهمن 90)

  15. #58
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    میبینم که هنوز نوبتت تموم نشده:)

    به به سلام دختر مهربون عزیزم از این طرفا؟ تموم شده ولی با اجازه نازنین جواب میدم

    من نرسیدم سوالای بقیه رو بخونم. چقدرم بچه ها جیزت کردن!
    اگه سوالام تکراری بود، توی جوابشون بنویس که تکراریه.

    آره حسابی ازم پذیرایی کردن :D

    1) از چند سالگی شروع کردی به کار جدی؟ از اولش خودت مدیر بودی؟ سرمایه ی اولیه کی بهت داد؟ یعنی کی حاضر شد پولش رو به یه دختر کم سن و سال بده و تا این حد ریسک کنه؟

    از 23 سالگی کار حرفه ایم رو شروع کردم...نه....وام گرفتم...قسط هاش رو هم پدرم داد و

    حاضر شد بهم اعتماد کنه! این واسم خیلی ارزش داشت! واقعا ازش ممنونم


    2) اگه فردا یکی بیاد شرکتت و بخواد که خودت رو ببینه و تقاضای کار بکنه و بعدش بهت بگه که یکی از بچه های همدردیه، براش پارتی بازی میکنی؟

    خوب اگه توانمند باشه حتما میپذیرمش چون فقط من تصمیم گیرنده نیستم


    3) چرا انقدر پست هات رنگ و وارنگه؟! (راستش این سوال یه انتقاده. من چشمم خسته میشه، حواسمم پرت میشه، نمیتونم تا ته بخونمشون. میدونم که پست هات همیشه مفیده و از اینکه نمیتونم تا ته بخونمشون ناراحت میشم!
    معمولاً آقایون این مشکل رو دارن. اما نمیدونم چرا منم اینجوری ام. رعایت حال ما بی حوصله ها رو بکن بیزحمت:))

    اتفاقا دلیلش اینه که خواننده خسته نشه و روحیش عوض بشه و مطالب متفاوت نوشته هام

    از هم متمایز بشن...واقعا خوب نیست به نظرت؟ حالا من از پست های یک رنگ خسته میشم



    4) برای اینکه بتونی در مسیر زندگیت با پدر مادرت یه تعامل خوب داشته باشی، اما به اهدافت که ممکنه مورد تایید اونا نباشه(اما در نظر خودت درسته) برسی، تا الان چه کار کردی؟

    واقعا سر اون عقایدم ایستادم و بهشون ثابت کردم که کاری که می کنم درسته

    5) تصمیمات خیلی خیلی مهم زندگیت رو چه جوری باهاشون کنار میای و وسواس به خرج نمیدی و در عین حال دقت هم به خرج میدی؟

    خوب آدمیم که از همه مشورت میگیرم به خصوص خانواده م و تا نظر آدمایی که این راه رو

    رفتن ندونم جلو نمیرم!



    ببخشید که خیلی دیر اومدم.
    امیدوارم حالت هنوز به 115 و 125 و . . . کشیده نشده باشه:)

    دیگه تکرار نشه :D همیشه زود بیا چون دوستت داریم

    موفق باشی گلم





  16. 6 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (دوشنبه 15 اسفند 90)

  17. #59
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت

    بعد از زمستان عزیز
    تاخیر بنده حقیر رو بر من ببخش
    حرارت صندلیت اونقدر زیاد بود که دیگه حتی نمیشد برای ریختن زغال بهش نزدیک شد
    دوستان همچین شعله زیر چارپایه رو باد می زدن، که انگار وعده کبابی چرب و نرم بهشون داده باشی
    بابا جان این برف شادی خودمونه، خوردن نداره که !
    مشتی خس و خاشاک ! جمع کردم
    ارزونی شما
    کبابم نخواستیم

    به به سلام جناب خارپشت عزیز...بابا از این ورا آقا معلم؟ راه گم کردین؟ چه تعبیر جالبی!

    بعد زمستان :) تاحالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم بامزه بود


    دختر جان چرا شوهر نمی کنی ؟
    دختر فخری خانوم رو ندیدی که اونقدر ناز و ادا داشت اخرش سی و پنجو رد کرد و به همون پسرخاله خل و چلش شوهر کرد
    دردت به جونم، دختر مثل میوه روی درخت می مونه، اگه زیادی بمونه می پوسه!

    ای بابا جناب خارپشت دست رو دلم نذار که خونه ... ما که داشتیم مزدوج می شدیم اما ایادی

    استکبار نذاشتن هم باعث تنهایی ما شدن بعضی ها هم آوارگی پسرشون به خارج از

    کشور!... بعد هم مگه من همش چند سالمه؟ نکنه شما از اونهایی هستی که اگه دختر دار

    بشی 17 سالگی ردش میکنی بره خونه شوهر؟ :D بعد هم دختر و پسر نداره! شما که لالایی

    بلدی چرا واسه خودت نمیخونی؟
    :)


    چرا رانندگی یاد نگرفتی ؟
    1-می ترسم بوق بزنم بهم بگن: ببخشید ابجی شب بود سبیلاتو ندیدیم !!!
    2-من قبر ندارم برای چی بیخود کفن بگیرم، هروقت ماشین خریدم . . .
    3-دارندگی و برازندگی، راننده شخصیم که هست، تازه اگه نبود اژانس می گیرم
    4-من به عنوان یک شهروند مسئول و متعهد،وارد کردن یک دستگاه خودروی شخصی را به چرخه ترافیک کلان شهری همچون تهران عقلانی ندانسته
    و از راننده بودن صرف نظر می کنم، باشد که دیگران هم به این امر پسندیده روی اوردند

    واقعا تاحالا فرصت نکردم! اما قراره از اسفند ماه برم! مگه میشه 1 روز اینها رو تنها گذاشت؟

    شرکت رو میذارن رو سرشون تا من نباشم...خواهرمم سر دستشونه :D اما جدا شرکت وسط

    طرح ترافیکه و جز با مترو و BRT نمیشه این مسیر رو اومد...




    فرض کن کارت حسابی گرفته و گستردگی فعالیت های شرکتت بین المللی شده !
    به یه جلسه مهم در یه کشور اروپایی دعوت شدی و نوع رفتار و برخورد شما در اون جلسه کاری، تاثیر مستقیمی بر موفقیت های اینده شرکتت خواهد داشت
    به عبارت بهتر اوضاع از این رو به اون رو خواهد شد، و شما در یک قدمی اینده ای هستی که سالها منتظرش بودی !
    فقط خودت می تونی در جلسه شرکت کنی و امکان فرستادن شخص دیگه ای به عنوان نماینده شما، وجود نداره
    در حالت های زیر چکار میکنی ؟

    1-مادر شوهرت یه روز قبل از جلسه فوت می کنه، مراسم ختم و انتظارات فامیل داره خفه ات می که ! شوهرت اجازه میده بری ولی قلبا راضی به رفتنت نیست، به شدت اوقاتش تلخه!


    واقعا؟ :D چه خوب شوخی کردم...به شوهرم میگم اگه تو قلبا راضی نباشی من نمیرم

    چون زندگیم واسم از همه چیز مهمتره! تا بفهمه که چقدر من خوبم اونم میگه نه عزیزم

    حالا که اینجور شد باید حتما بری من عاشق همین فهمیدگیتم من دوست دارم زن و

    شوهر درک متقابل داشته باشن اما زندگیم به کارم اولویت داره!



    2-به دلایلی حضور با حجاب در اون جلسه مقدور نیست و در اون جلسه الزاما باید بدون حجاب باشی

    اعلام می کنم که تنها با حجاب حاضرم برم و مجابشون می کنم که کار رو با مسائل اعتقادی قاطی نکنن!

    3-شوهرت هم در یه سفر کاریه، و دختر چهار سالت تب شدیدی داره اما مادرت بهت اطمینان میده که دختر کوچولوی شما با یکی دوروز استراحت حالش خوب میشه،
    موقع رفتن، بغض دخترت، که خوب میدونه مامان داره برای چندروز از پیشش میره، دیوونه ات می کنه، دخترت مدام سرفه می کنه و با صدای گرفته، اروم گریه می کنه

    چون به مادرم اطمینان کامل داره با دخترم منطقی ولی به زبون خودش صحبت می کنم چون

    میدونم مامان من خوب بلده کاری کنه که بچم اصلا نفهمه من نیستم! حرفه ایه

    بعد هم جناب خارپشت چطور پدرش بره ماموریت کاری تو مریضی بچه عیب نداره من برم عیب

    داره؟ :D اما الهی که همچین شرایطی پیش نیاد وگرنه شاید دلم نیاد خودم برم! من خیلی

    مامان خوبیم آخه


    یه دوستی می گفت با احمق بحث نکن چون تشخیصت با اون سخت میشه !
    تا حالا شده توی تالار گرفتار چنین حماقتی بشی ؟!

    شاید...

    قبل از تابستان عزیز
    باور کن تموم شد
    هر چی زور می زنم، هر چی فوت می کنم روشن نمیشه
    بس که جون سختی !
    یه زمانی ته سیگارتو می نداختی زیر چارپایه، اتیش زبونه می کشید، جهنمی می شد که بیا و ببین
    البته اونموقع وضع سوخت مثل الان نبود، همه چی گل وبلبل بود، ملت الکی خوش بودن
    جک تکراری هم که می گفتی همه از خنده روده بر می شدن !!


    مرسی اتفاقا سوالات جالب بود و برخواسته از نیازها و خواسته هایت درونت از پدر و مادرت آقا

    معلم...اما ایشالا خودت پدر نمونه ای بشی واسه نازگلت


  18. 8 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (دوشنبه 15 اسفند 90)

  19. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    ممنون از بهار شادی عزیز که روی صندلی داغ نشست و به خوبی و با حوصله به سوالات دوستان پاسخ داد
    با تشکر از دوستانی که با سوالات خودشون حرارت صندلی حسابی بالا بردن :)

    نوبت بهار شادی عزیز به پایان رسید
    با آروزی موفقیت روز افزرون برای بهار شادی







  20. 8 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (یکشنبه 23 بهمن 90)


 
صفحه 6 از 30 نخستنخست 1234567891011121314151626 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.