سلام بر دوستان
اينم نقاشي من ، البته بايد بگم : بدون شرح ولي بذاريد يه كم شرح بدم ...
[img]
[/img]
تو مدرسه ، نماز جماعت اجباري بود ، ( البته من اصلا با اين نحوه موافق نيستم ) بايد اول فرد رو علاقه مند كرد به نماز ،
امام جماعت ، از خود بچه ها انتخاب مي شد ، منم اون خوشتيپه هسم
( همون كه لباس رنگي داره ) معلم هم بالاي سرمون ايستاده اند ، با يه شيلنگ قرمز ، كه هيچكس از ترس جرأت حرف زدن نداره ..... اگه كسي مي خنديد يا حرف ميزد ...


اون دو نفر كه تو پنجره سرك مي كشن ، از نماز اجباري فرار كردند
يكيشون هم داره پشت سر معلم زبون در مياره ...:P
ما هم براي نماز نيت مي كرديم : چهار ركعت نماز بي وضو ... از ترس شيلينگ قرمزو مي خونم قربة الي المعلم 

البته وقتي اومدم حوزه ، ديگه واقعا با علاقه نماز مي خوندما ، 
علاقه مندی ها (Bookmarks)