نمی دونم ، چیزی یادم نمی اد
می خوای بریم لالا
چشمام رو با چوب کبریت باز نگه داشتم
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
نمی دونم ، چیزی یادم نمی اد
می خوای بریم لالا
چشمام رو با چوب کبریت باز نگه داشتم
gole maryam (جمعه 30 دی 90)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
منم همینطور
من رفتم بخوابم
شب بخیر![]()
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (جمعه 30 دی 90)
تشکرشده 1,724 در 298 پست
سلام
این باغه چرا همش فقط بامدادان فعاله :)،چرا وسطای روز هیشکی اینجا نیست
اینجا کل کلش خیلی حال میده،البته من خاطره خوبی از کل ندارما،ولی چه کنم که کلم بو قرمه سبزی میده و
همش دنبال دردسرم،دلم یه نموره گرفته بود،گفتم بیام اینجا یکم دلم وا بشه،ایا کسی
هست مرا همراهی کند؟
shayana (شنبه 01 بهمن 90)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
آره عزیزم من هستم .ولی نمیدونم چرا فکر میکنم شما ، ما جدیدا رو قبول ندارید.البته ببخشید که خیلی رک گفتم![]()
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (سه شنبه 08 فروردین 91)
تشکرشده 1,724 در 298 پست
پاییزان جون بابا من خودم جدیدم ها،اخه خانوم گل کاربر مخفی شدی من خبر ندارم که هستی،والا چون میدونم پایه ای، اسما صدات میکردم.
راستی دیگه اون رک حرف زدنت تکرار نشه ها،خیلی بهم برخورد و اینجوری شدم![]()
اخه تو به این میگی خیلی رک(من کل کلو شروع کردم )
حالا پاییزان برنامت برا من چیه؟دلم گرفته
shayana (سه شنبه 08 فروردین 91)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
خب اول بیا اینو ببین
اگه خواستی بگو واسه چی دلت گرفته.؟نخواستی هم نگو![]()
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (سه شنبه 08 فروردین 91)
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
من هم پایه هستم
آقا من تازه امروز صبح رسیدم خانه مادری ، دیشب تو راه بودم ، چه راهی بود ، جاده لغزنده ، برف هم که میومد ؛ هیچی دیده نمی شد ، همه نگرانم شده بودن ، صبح هم که برای نماز نگه داشت ، رفتم دستشویی ، شیرش مشکل داشت ، به جای اینکه شیر رو ببندم ؛ اشتباهی باز کردم ، حالا عین فواره همه جا آب می پاشیدهیشکی جلوداره شلنگ نبود، منم حسابی در این موارد حساس و وسواسی هستم
، هیچی دیگه حسابی کثییف شدم ، مجبور شدم با اون وضع نماز بخونم ، نمی دونم دیگه صحیح بود یا نه
gole maryam (شنبه 01 بهمن 90)
تشکرشده 1,724 در 298 پست
دیدمش،خندم گرفت،بعضی وقتا واقعا اینجوری میشه ها،گله چقدر سمجه،انگار همه ی
عالم دست بدست هم دادن تا دختره یا پسره نتونن،رمانتیک بازی در بیارن
میدونم که خیلی دلت میخاد بگم،ولی نمیگم،اخه یکی دو تا نیست که انگار ماه و خورشید و فلک در کارن تا یه اب خوش از گلوی من پایین نره
برنامه ی بعدیت چیه؟
گل مریم من الان دیدم پست شمارو
چه ماجرایی واست اتفاق افتاده ها،من بودم گریم میگرفت،نمازت هم خب دیگه چاره ای
نداشتی که،ایشالله که خدا به بزرگواری خودش میبخشه و نمازت صحیحه :D
من چند دقه میام اینجا بعد خونواده صدام میکنن،میرم ببینم چی میگن،واسه همین دیر به دیر جواب میدم
پاییزان کجا رفتی تو؟
shayana (سه شنبه 08 فروردین 91)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
برنامه بعدیم غذای سوخته منه
آیدا کوچولو ی من 4.5 ساله است .اومده میگه مامان چرا اینخودش شکمشو قلقلک میده خودشم میخنده؟
راستی گویا اینجا خانمها و آقایون دو تا باند رو تشکیل دادن .تو توی کدوم باندی؟
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (سه شنبه 08 فروردین 91)
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
این بانده که قبلا بود که متلاشی شد ، سردسته شون هم بی بی بود ، اعضاش چون خیلی زن ذلیل از آب در اومدنبه باند زن ذلیلان تغییر نام دادند.
![]()
gole maryam (شنبه 01 بهمن 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)