بهار جان
الان این آقا چی می خواد از شما؟ می گه یا به پدر مادرت می گم یا چی؟
در ضمن اگر امروز با ایشون این مشکل را داری فردا همین مساله را در مورد همسرت هم خواهی داشت. یعنی باز تهدید که یا به همسرت می گم یا ...
می شه بگی چه درخواستی از شما داره؟
تشکرشده 768 در 239 پست
بهار جان
الان این آقا چی می خواد از شما؟ می گه یا به پدر مادرت می گم یا چی؟
در ضمن اگر امروز با ایشون این مشکل را داری فردا همین مساله را در مورد همسرت هم خواهی داشت. یعنی باز تهدید که یا به همسرت می گم یا ...
می شه بگی چه درخواستی از شما داره؟
شب نم (دوشنبه 28 آذر 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
فعلا که خواسته منو ببینه.دیگه بقیشو نمیدونم.
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
بهار عزیزم سلام
دوستان خیلی روشن بهت گفتن بهترین کار چیه بهتر نیست رو عمل کردن به حرفاشون فکر کنی گلم؟
اصلا فکرش دیگه نکن و گوشیتو خاموش کن برو یه هوایی بخور یا مطالعه کن این مشکل با کم توجهی و رها کردن به نتیجه میرسه
همه چی رو به خدا بسپار جانم برات دعا میکنم حل بشه مشکلت
ویدا@ (جمعه 09 دی 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
ویدا جان چه جوری دیگه عمل کنم؟من که اصلا جوابشو نمیدم.فعلا به دلایل دیگه نمیتونم گوشیمو خاموش کنم اما اصلا جوابشو نمیدم.هر چند مطمئن نیستم با اینکار از خر شیطون واقعا پیاده میشه.
ممنون برام دعا میکنین![]()
بهار.زندگی (دوشنبه 28 آذر 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
بچه ها ببخشید که دیر تشکر گذاشتم ذهنم خیلی درگیر بود.
دیشب اس داد داره میره فلان جا،میدونم بره اونجا درگیری و مشغله اش انقد زیاد میشه که کمتر به فکر ازار میفته،یه کم اروم شدم،کاش دیر برگرده خیلی دیر.
بهار.زندگی (دوشنبه 28 آذر 90)
تشکرشده 138 در 41 پست
نگران نباش اینقدر بهار جونم. کاری نمی تونه انجام بده آدم با جرأتی به نظر نمیاد. شما هم سعی کن یکم با خانواده ات به ویژه مادرت صمیمی تر بشی. حالا این موضوع گذشت اما همیشه باید یکی از نزدیکان قابل اعتماد آدم وجود داشته باشه تا باهاش حرف بزنیم و آروم بگیریم. این صمیمت با مادر خیلی جاها به درد آدم میخوره حتی توی خیلی مسائل دیگه. موفق باشی گلم![]()
ch_1383615 (دوشنبه 28 آذر 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
ممنونم اما خونواده و مادر من اونجور که شما فکر میکنی نیستن.مثلا مادرم خیلی دهن لق و بی منطقه.کوچکترین موضوع حتی خصوصی که بهش گفته بشه همه رو خبردار میکنه.نوشته اصلی توسط ch_1383615
تشکرشده 138 در 41 پست
بابا من فکر کردم چه مشکلی داره مامانت!!!!!!!!!!!!! خب دقیقاً مامان منم متأسفانه اینطوریه اما منم نه که فکر کنی سیر تا پیاز همه چیزو بهش می گم ها نه! تا حدی که مشکلی برام ایجاد نکنه دهن لقی اش بهش میگم. گاهی هم شدیداً ازش قول می گیرم به کسی نگه حتی مادرش و خواهراش. اما همیشه در یک حدی از مشکلات و کارام با خبره.منم خیلی اذیت میشم وقتی مامانم به دیگران میگه عزیزم اما گاهی تهدیدش کردم که اگر به کسی بگی دیگه هیچوقت چیزی بهت نمی گم و خدا رو شکر خیلی بهتر شده. مثلاً راجع به این موضوع اگر من بودم به مامانم می گفتم این پسره همش اصرار میکنه باهم ارتباط داشته باشیم و من مخالفت می کنم ولی ولم نمی کنه و اعصابم رو با اصرارهاش ریخته به هم.
همین کافی بود و نیاز به توضیح و تفسیر بیشتر نبود عزیزم![]()
ch_1383615 (سه شنبه 29 آذر 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
تورو خدا فقط برام دعا کنید.باز اومد.باز اس ام اس داد.میگه میخواد به بابام اس ام اس بده.
سرم به اندازه همه دنیا سنگین شده.صدام از ته چاه در میاد.صداها رو نمیشنوم..درست نمیدونم دارم چیکار میکنم.حالم افتضاحه.
هر کی منو ببینه میفهمه یه چی شده.هیچ وقت به اندازه وقتی اون اینو بهم میگه احساس ضعف نکردم.بدنم داغه داغ و سرده سرده.
خدایا چیکار کنم؟
به عموم هم زنگ زده..........عموم بهم میگه نترس.قوی باش.ولی نمیدونه اگه بگه خون به پا میشه
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
بهار66
اگر می خواست بره تا الان رفته بود گفته بود دیگه!کسی که می خواد بره بگه می ره می گه .....نه اینکه هی بیاد اعلام کنه که من می خوام برم بگم
می خواد با این حرفا تو رو تحت فشار بزاره
اصلا اس ام هاشو نخون
پدرت عموت رو قبول داره؟
تو هم که نمی گی بالاخره موضوع چیه!
اصلا شاید در حدی که فکر می کنی حاد نباشه!
راستی خوب می گه به بابات می گم ... مگر اینکه چی ؟مگر اینکه با من دوست شی؟یا چی ؟یعنی چی می خواد از تو؟
امیدوارم مشکلی پیش نیاد برات عزیزم![]()
نازنین آریایی (جمعه 09 دی 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)