به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 بهمن 90 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    1,794
    سطح
    24
    Points: 1,794, Level: 24
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    762

    تشکرشده 768 در 239 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    تاپیک شما الان دو بحث موازی داره. یکی مساله اعتیاد پدرتون، دیگری مساله تهیه جهیزیه.
    روی یکیش که برات اضطراری تر هست تمرکز کن تا جوابها مسیر بهتری بگیره.

    به نظرم مساله اعتیاد پدر و عوض کردن اخلاقهای ایشون و اختلافش با مادرتون ریشه دارتر از این حرفهاست که بشه تا اسفند ( عروسی شما ) و با یک تاپیک به نتیجه برسه.

    در مورد دوم این اضطراب و استرس روزهای نزدیک به عروسی برای همه هست. سعی کن خیلی به خودت سخت نگیری تا عروسیت بهت خوش بگذره.
    وام ازدواجت + مبلغی که مامانت برات پس انداز کرده و این دو میلیونی که می گی مهر گرفتید از بابا + یک میلغی هم برادرت کمک کنه + خودت هم بالاخره کار کردی مبلغی داری ... جمعش کن روی هم جیهزیه ات را بخر.

    نمی تونی کاری را که پدرت یک عمر نکرده، امروز مجبورش کنی که انجام بده. دوست نداره زمنیش را بفروشه. اینقد هم نشین زندگیت را زیر و رو کن و شخم بزن که فلان شد بهمان شد.

    شما می گی من باید به همسرم برای زندگی کمک کنم و حقوقم را برای کمک خرج خونه می خوام، ولی حاضر نیستی به خانواده و پدرمادرت کمک کنی.


  2. 3 کاربر از پست مفید شب نم تشکرکرده اند .

    شب نم (جمعه 25 آذر 90)

  3. #12
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ch_1383615

    شوهرمم هنوز سربازه اما تدریس خصوصی می کنه و اون هم توی این شرایط سخت ازم انتظار کمک و همراهی داره که اگه کار کردم کمک خرجش باشم. در عین حال هم نمی تونم این مشکل جهازم رو بهش بگم که می خوام به مامانم کمک کنم چون اونم می خواد به مادرش کمک کنه(مال اون بی رویه است چون مادرش حقوق داره و نیازی به کمک شوهرم نداره)اونوقت ما هم که درآمد زیادی نداریم و همون مقدار کم هم باید خرج خانواده هامون بشه و بینمون خدای نکرده ممکنه دلخوری پیش بیاد.

    آخه بابام این همه زمین و... داره و وضع کسب و کارش هم اگه نزولها نباشه عالیه، اونوقت من و مامانم باید اینهمه استرس رو تحمل بکنیم؟
    سلام
    دوستان در خصوص صحبت هاتون راهنمایی می دهند ، نکته ای به نظرم آمد که کمی جای کار داره ، مطالبی هست که از بین نوشته هاتون مشخص کرده ام

    خیلی خوبه که زن و شوهر کمک خرج زندگیشون باشند ، دقت کن عزیزم زن و شوهر در زندگی زناشویی
    شما اکنون دختر خونه پدرت هستی بنابراین اینکه درآمدت رو خرج جهازت کنی یه مسئله طبیعی هست ، چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
    و کمک تو به همسرت این میتونه باشه که به جای خرید یه لباس عروس 800 هزارتومنی یه لباس عروی 200 هزارتومنی بخری
    یا به جای سفارش دسته گل 500 هزار تومنی یه دسته گل 50 هزارتومنی رو سفارش بدی
    نه اینکه از جهزیه خودت بزنی و این همه فشار رو تحمل کنی که انتظار شوهرت رو اونجور که شوهرت می خواد انجام بدهی
    و یه نکته پدر هرچی که هست ، بیمار ، بی کار ، بی برنامه و .... این شخص حامی تو هست ، سعی کن در ضمن اینکه حرمتش رو حفظ می کنی جوری این قضیه جهزیه ات رو مدیریت کنی که بتونی با احترام و سربلندی به خونه شوهر بروی
    عزیزم ناخودآگاه آنچه که در ذهنمون میگذره بر روحیات و رفتار و عملکردمون اثر میگذاره پس در تلاش باش اثر مثبتی بذاره


  4. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 25 آذر 90)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    خیلی خیلی ازتون ممنونم دوستای گلم. بالهای صداقت عزیزم من دقیقاً همین کارارو کردم خیلی با شوهرم راه اومدم اما بالاخره یک انتظاری از پدر آدم باید داشته باشه. من اونقدر پس انداز ندارم که بخوام چیزی از جهازم رو تامین کنم، شاید در حد یک چیز کوچیک باشه. دارم تمام سعی ام رو هم میکنم تا جوری جهیزیه ام رو جور کنم که اصلاً به مامانم فشار نیاد. چون میخواد قسطی برداره همه چیزمو و باید زبونش مو در بیاره وقتی که موعد قسطها میرسه تا بابام پول رو بده. اینو تو 25 سالی که اینجا زندگی کردم دیدم.
    بابام همش مارو ولخرج و پر مصرف میبینه اما به خدا دریغ از کمی پول که به بده تا ما بخواییم ولخرجی بکنیم. به قول مامانم میگه فکر کنم پیش خودش فکر میکنه لباسشویی هزار تومنه، یخچال 2هزار و...از مامانم انتظار داره با دو میلیونی که بهش داده جهاز منو بخره!!!!!!!!!!!!مامانم میگه اگه با این پول میشه تو برو بخر واسش.
    اصلاً در یک دنیای دیگه ای سیر میکنه. من کاملاً احترام بابام رو پیش شوهرم حفظ می کنم و اصلاً نمی خوام بفهمه که بابم داره دریغ میکنه واسه یکدونه دخترش. چون از شوهرم عروسی کمی نخواسته و گفته من آبرو دارم همه چیز خوب باشه و منم گفتم وقتی بابا اینطوری میگه باید حرفش رو گوش کنیم و الان دامادش پیش خودش میگه لابد واسه جهیزیه هم اینقدر به فکر آبروی خودش هست دیگه که واسه آبروش از من عروسی سطح بالا می خواد!
    با دو نوع غذا موافقت نکرد و گفت بیشتر باشه و یک تالار شیک باشه و...
    حالا اینم از طرز جهاز دادنش.نمی دونم آخرش چی قراره بشه.
    شب نم جون اینطور که میگی نیست من اگه داشته باشم به مامانم کمک می کنم تا از از این استرس نجاتش بدم.

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    سلام دفعه قبل چون عجله داشتم نتونستم نظرمو بگم.من درکت می کنم.چون منم یکیم مثل تو.تو حق داری نگران باشی مادرت افسرده بشه چون مادره من تقریبا افسرده شده.از دست پدرم.دیگه بریده.با رفتن من ازون خونه مادرم تنها شده. پدرم قول میده ترک کنه ولی هر دفعه زده زیرش.تو رو خدا هوای مادرتو داشته باش.برخلاف دوستمون که گفته بود ما نباید غصه پدر و مادرو بخوریم من می گم ما نگران نباشیم کی باشه؟.بالهای صداقت راست می گه تو الان پولتو خرج جهزیت کن تا کمر مادرت خم نشه.چه بسا بعدها مادر شوهرت از جهزیت ایراد بگیره که ناقصه.حالا هر چقدر بگو کمک خرجتون بودم.کار خوبی می کنی اجازه نمیدی نامزدت راجع به شرایط پدرت حرف بزنه.تحت هر شرایطی احترامشو حداقل پیش اون نگه دار.پدرامون به احتمال زیاد شخصیتشون پیش خودشون کوچیک هست پس لزومی نداره ما بشیم کاسه داغ تر از آش.منم راجع مشکلم تاپیک ایجاد کردم لینکشو واست می ذارم.بازم بهت سر می زنم.
    http://www.hamdardi.net/thread-18802.html

  7. کاربر روبرو از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده است .

    رایحه عشق (شنبه 26 آذر 90)

  8. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    منظورم اینه که وقتی میخوای راجب پول صحبت کنین فقط راجب پول صحبت کنین،نه اعتیاد،نه مسائل گذشته.وقتی چندتا موضوع با هم مطرح بشه هیچ کدوم به سرانجام نمیرسه.
    واسه بردنش برای خرید جهیزیه فقط از در محبت میتونی وارد بشی.اونم با زمان زیاد و بدون نق و نوق کردن.

  9. 3 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (جمعه 25 آذر 90)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ch_1383615
    وای چه کار سختیه این عنوان دادن. لطفاً خودتون هر چی به نظرتون مناسب با موضوع من هست انتخاب و عنوانم را تغییر دهید.من چیزی به ذهنم نمی رسه واقعاً. چون هدفم اینه که بتونم توی این شرایط نابسامان خونمون به آرامش برسم و بتونم مامانم رو هم به آرامش برسونم و دوباره خانواده شادی داشته باشیم.
    همانطور که دوستان عزیز هم گفتند، اینجا دو تا مشکل مطرح هست.
    یکی مسئله ی اعتیاد پدر شما هست. این مسئله خیلی پیچیده است و از دست شما هم حداقل در این شرایط کاری بر نمی آید. پس فعلاً این رو بپذیرید که پدر این مشکل رو دارد و سعی کنید با کنار آمدن با این شرایط، مشکلات خودتون رو به بهترین نحو حل کنید.

    مسئله ی دیگر مشکل مالی شما برای تهیه جهیزیه و ناهماهنگی هایی که با پدر دارید است.
    فکر می کنم با توجه به این که در شرف ازدواج هستید، باید روی این مسئله تمرکز کنید.
    دوستان عزیز مثل بالهای صداقت و بی دل هم در این رابطه به شما مشاوره دادند که نشان می دهد که در حال حاضر این مشکل اصلی شما هست و مسئله ای هست که حداقل در این تاپیک مجازی می شود روی آن کار کرد.

    اگر موافق هستید، عنوان تاپیک رو بگذاریم: مشکل من با پدرم برای تهیه جهیزیه

  11. 2 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (جمعه 25 آذر 90)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    مرسی آقا حامد، باشه همین عنوان رو بذارید. ممنون از توجه تون.

  13. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    دوست عزیز سلام.
    در مورد 2 مشکلی که عنوان کردی دوستان راهنمایی های خیلی خوبی دادند.
    اما من یه سوال کاملا متفاوتی داشتم .
    از همسرت راضی هستی؟ اخلاق و رفتار ؟ میدونی چرا پرسیدم؟
    چونکه شما که در زندگی گذشته ات خیلی سختی کشیدی و خیلی نیازمند یک زندگی اروم و خوب هستی
    اگه همسر شما یک همسر خوب و همدم خوب برای شما هستند پس به فکر اینده و ساختن اینده ات باش
    اینطوری هم به مامان اینا می تونی کمک کنی و حمایتشون کنی و خودت می تونی گذشته تلخت رو به فراموشی بسپاری .
    امیدوارم خوشبخت بشی.
    توکت به خدا.
    اروم باش سحر نزدیک است.

  14. کاربر روبرو از پست مفید فرانک68 تشکرکرده است .

    فرانک68 (شنبه 26 آذر 90)

  15. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    رایحه عشق عزیزم تاپیکتو خوندم. پدر منم خیلی فرد احساسی ایه. اما می دونی من چند بار باهاش حرف زدم راجع به این موضوع؟!!!!!!!!!!!!!بارها و بارها. همین 1ماه پیش نزدیک 1 ساعت فقط واسش گریه کردم و گفتم حالا که دیگه ترک کردین چرا دوباره میرید سمتش؟!!!!!!این همه خودتون رو اذیت میکنید، زحمت میکشید باز بعد از یک مدت میشید همون!!!!!!!!گفتم بابا تورو خدا ببینید مامانو چقدر افسرده شده چقدر عصبیه. ما خودمون(من و داداشام) رو ببینید هی به هم می پریم. واسه اینه که همه مون افسرده ایم.تورو خدا اینکارو جون من دیگه نکنید.ازش کلی قول گرفتم و به جون این و به جون اون رو گفتم قسم بخوره ولی نتیجه نداد
    منم عین تو با بابام زیاد راحت نیستم، البته من واسه این کارش ازش دور شدم و باهاش راحت نیستم ولی بعضی اوقات که دیگه به سیم آخر میزنم این حرفارو می زنم.بهش گفتم بابا من به عنوان دخترتون دوس ندارم بابام اینطوری باشه و از این موضوع ناراحتم، یعنی شما این ناراحتی من و بقیه واستون مهم نیست؟!!!!!!!!!!!
    منم باری نیست که موقع دعا از خدا نخوام که پدرم برای ابد اعتیادش رو بذاره کنار. فوق العاده هم حساس شدم روش و هر موقع که میاد خونه به قیافش و به اخلاقش توجه شدیدی می کنم و هی میرم سمت لباساش که آویزونه بو میکشم و وقتی مطمئن بشم اینکارو کرده گاهی شبا باز بهش می گم و کمی باهاش قهر می کنم و گاهی فقط بغض می کنم و میام اتاقم تا زمانیکه بره بخوابه دیگه نمی بینمش. بابای منم به شدت از خونه فراریه. ساعاتی که خونه است خیلی خیلی کمه.اما یک خوبی که پدرت داره و پدر من نداره اینه که خانواده اش و نیازهاشون رو درک میکنه اما بابای من هیچوقت اینطوری نبوده.همیشه یادمه وقتی پول می خواستم ازش 2 -3 روز باید گریه می کردم(واسه چیزای کوچیک) در حالیکه خودش خیلی راحت خرجهای بیهوده واسه خودش و دوستاش می کرد.شاید باورتون نشه چند سال پیش یکی از دوستانش از سوئد اومده بود و پدر من هر روز (بدون اغراق) از صبح تا 12 شب باهاش می چرخید و توی اون مدت 13 میلیون خوش گذرونی کرده در حالیکه ما باز هم در مضیقه مالی بودیم و تمام کار و کاسبی اش رو ول کرده و با دوستش می گشت و بعد از اون تمام این 13میلیون رو گذاشت گردن ما که شما خیلی پر مصرفید و همه رو هدر دادید و... یعنی این کار همیشگی اشه و آدم آتیش می گیره اینا رو می شنوه
    من تا جاییکه بتونم به مادرم توی تهیه جهیزیه کمک میکنم.
    آقا حامد پدرم ترک کرده بود و الان دوباره مدتیه که گاهی شبا حس می کنم اینکارو شروع کرده اما نه همه شبا(شایدم همه شباست و من نمیفهمم)و من نمی خوام که دوباره این اعتیاد شدت پیدا کنه، همونطوری که اول گفتم شدت پیدا کردن اعتیادش تمام زندگی ما رو از لحاظ مالی تحت الشعاع قرار می ده. تصمیمات فوق العاده بدی می گیره و ضررهایی با آثار طولانی مدت به ما وارد میکنه بدون کوچکترین مشورت با کسی و وقتی شکست خورد بیایید ببینید اوضاع خونه رو چقدر بهم میریزه. هر کی از راه میرسه می گه تقصیر تو بود اینطور شد.
    من واقعاً نمی تونم بی خیال این مسئله باشم. چون نگران روحیه مامانم هستم و نمی خوام با رفتن من مادرم از این که هست افسرده تر بشه.

    فرانک جون خدا رو شکر من از همسرم بی نهایت راضی ام و پسر فوق العاده مهربون و پاکیه و مامانم هم از این مسئله بی نهایت خوشحاله و خیلی هم منو دوست داره و چون تحصیلکرده است می دونم هیچوقت منو تو زندگی عذابم نمیده. خانواده خیلی آرومی داره و روحیه خودش هم خیلی آرومه دقیقاً برعکس منخدا رو بارها و بارها واسه این قضیه شکر می کنم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید ch_1383615 تشکرکرده است .

    ch_1383615 (شنبه 26 آذر 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.