به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 102
  1. #91
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اردیبهشت 91 [ 08:31]
    تاریخ عضویت
    1390-2-13
    نوشته ها
    77
    امتیاز
    1,848
    سطح
    25
    Points: 1,848, Level: 25
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    110

    تشکرشده 110 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    ممنون از جوابهاتون .. ما قبلا چند بار به مشاوره رفتیم.. پیش دکتر کیمیایی مشهد.. اونجا بهمون گفت که من دچار افسردگی حاد شدم.. و گفت زندگی ما خیلی که دوام داشته باشه دو سال دیگه است..
    در جواب شب نم عزیز باید بگم توی هیچکدوم از پستهام نه دروغ گفتم و نه اغراق کردم و عین ماجرا رو تعریف کردم.. وقتی اومدم توی این تالار از شدت تنهایی اومدم .. نیومدم که دنبال یه راه حل بگردم اومدم تا تنهایی هام پر بشه.. تنهایی که این جا و توی این شهر غریب و با وجود همسری که به من فقط به عنوان یه منبع پول نگاه میکنه برام کشنده است... ضمن اینکه شب نم عزیز من جواب تموم سوالاتی رو که ازم پرسیدن دادم.. و راه حلهایی که دیگران ارائه دادن رو انجام دادم.. اینجا سایت همدردیه و قرار نیست با این حرفای تند نه تنها غمی از کسی کم نکنیم که حتی غمشو بیشتر هم بکنیم..
    آویژه عزیز...
    ممنون که کنازم بودین .. بهترینها رو براتون آرزو میکنم..

    با همه دوستای خوبی که اینجا پیدا کردم خداحافظی میکنم..
    روحیه من الان اونقدی داغون هست که توانی برای توضیح دادن چراهایی که دیگران میخوان بدونن ندارم... و توانی ندارم که بخوام ازصداقتم توی نوشته هام دفاع کنم...

    فرناز

  2. کاربر روبرو از پست مفید farnaz3211 تشکرکرده است .

    farnaz3211 (چهارشنبه 15 تیر 90)

  3. #92
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    فرناز جان. چرا خداحافظی؟
    یادمه تاپیکت رو از همون اول می خوندم و پی گیر بودم. عزیزم هنوزم کنارتم... هنوزم کنارتیم...
    من هنوزم پست هاتو می خونم. و همینطور پست هایی که برات می نویسن ... شاید نتونم کمکت کنم. اما شونه هام هست رفیق ...

    و اما در مورد اون حرف دکتر:
    بیجا کرده یه همچین پیش بینی کرده. همین الان پا می شم می رم مشهد یه دست کتک مفصل می زنمش حالش بیاد سر جاش ...

    از شوخی گذشته،اون بنده خدا منظورش این بوده که اگه( اگههههههههه) پی گیر درمان افسردگیت نباشی ممکنه وضع متفاوت شه. همین.

    عزیزم دلخور نمی شی ازت یه چیزی بپرسم؟
    پی گیر درمانت شدی نازنین؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید آویژه تشکرکرده است .

    آویژه (چهارشنبه 15 تیر 90)

  5. #93
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    سلام فرناز عزیز من در جایگاهی نیستم که راهنمایی کنم
    ولی یه نظری دارم اونم اینکه یه مدت فقط فقط به
    خودت
    سلامتیت
    شادیت
    فکر کن و هر کاری می تونی برای به دست آوردن اینا بکن
    تو وجودت از همه چیز دنیا مهمتره
    وقتی خودت رو بخوای تمام دنیا هم تو رو می خوادد
    شرایط زندگیت خیلی سخته همه هم می دونیم و لازم و مهم نیست اینو به کسی اثبات کنی
    فقط و فقط و فقط به فکر خودت و خودت باش
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  6. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (چهارشنبه 15 تیر 90)

  7. #94
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    فرناز جون

    من با حرف هاي آويژه و اقليما موافقم به خودت فكر كن به خودت برس

    ما همه دوستت داريم و برايت دعا مي كنيم

    فرناز جون پيگير درمان ات باش عزيزم البته پيش يك دكتر خوب

  8. کاربر روبرو از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده است .

    ليلا موفق (چهارشنبه 15 تیر 90)

  9. #95
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 05 آذر 90 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1390-6-19
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    1,061
    سطح
    17
    Points: 1,061, Level: 17
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    سلام فرناز جان ،من امشب مدت زياي رو تو اين سايت به عنوان کاربر مهمان به خوندن گذرونم اما مورد تو براي من فرق ميکرد ، نه به خاطر حاد بودن و يا وضعيت بد روحي تو به خاطر اينکه اگه زندگي تو ادامه پيدا کنه (ممکنه الان بعيد باشه، ولي احتمال دوري نيست براي آمي که 2 سال ادامه داده ) و بچه اي از تو و همسرت به وجود بياد ميتونم اسمشو به خاطر شباهت زيادي که زندگي پدر و مادرش به زندگي زناشويي پدر و مادر من داشته هم اسم خودم يعني مريم بزارم.
    اين اولين پستي که تو اين سايت ميزارم به خاطر تو ، به خاطر اينکه يه زن ديگه مثل مادر من زندگيشو از دست نده و و کمي هم به خاطر اينکه دلم نميخواد مريم ديگه اي به وجود بياد...( من شخصا زندگي بدي ندارم اما اين منم
    با خصوصيات اخلاقي خودم و همينطور داشتن شخص فداکاري که به جاي پدر و مادرم براي بخشيدن يه زندگي خوب به من همميشه کنارم بود، من امتياز ديگه اي براي زندگي خوبم دارم )
    راستش بيش از اونچه فکر مي کني زندگي تو شبيه زندگي پدر و مادر من بود.از گفتن شباهت هاي بي پايانش مي گذرم و تنها تفاوتش رو ميگم که پدر من بيکار نبود ، با اين وجود حقوق مادرم رو ازش ميگرفت

    براي مادر من هم اون زمان اهميتي نداشت که حقوقشو در اختيار شوهرش بزاره با اينکه هيچ چيز زندگيشون شباهتي به زندگي مشترک نداشت اما اون هم مثل تو عمل ميکرد و براي اينکه يه زندگي مشترک باقي بمونه و رنگ خوبي به خوش بگيره اميدوار منتظر موند ،
    2 سال از زنگي مشترک تو گذشته و الان افسرده اي اما هنوز راهي هست، بخدا هست.تو الان ميدوني که داري از سمت کي آزار مي بيني و کيا ميتونن بهت کمک کنن ميدوني که چجوري ميتوني نجات پيدا کني الان اينا رو ميدوني
    نميدونم اسم اينو چي بزارم اما مرحله اي هست که ديگه حتي نميدوني! هيچي رو واقعا متوجه نميشي و نميدوني اوني که با توئه و ازت حمايت مي کنه کيه! اونقدر روح لطيفت آزار ديده که از همه مي بُري!! حتي خانواده خودت که حمايتت مي کنن!!چون واقعا ديگه قادر به تشخيصش نيستي ، اونقدر اعصابت مختل ميشه که نميتوني به هيچي گوش بدي حتي صدايي که راهنماييت مي کنه اونوقت فکر ميکني چي ميشه؟دست رد به سينه همه کسايي ميزني که ميخوان کمکت کنن،چشاتو ميبندي و سرتو تو لاک تنهايي خودت پنهون ميکني، مگه خانواده خيرخواهت چقر ميتونن تحمل کنن که اصرارشون براي کمک رو بپذيري؟اونا هم کم کم ميرن کنار و بلاخره يه روز ميرسه که نه تو بلکه شوهرت براي طلاق اقدام مي کنه و اگه مثله مادر من در عدم هوشياري باشي( به خاطر وضعيت روحيت) اصلا نمي فهمي که چه زماني مهريه ات رو بخشيدي!!!بعد از 30 سال که همه ي زندگيت رو به خاطر يه نفر نابود کردي!!(وقتي فراموش کني براي چي متولد شدي زمان سريع تر از اونچه فکر کني ميگذره، براي مادر من که 30 سال گذشت...)

    و آخرين چيزي که براي گفتن دارم اينه که اگه زندگي رو مهارش نکني به تو خنجر ميزنه و ميتونه خيلي ناجوانمرد باشه...
    اون کسي که فشار آورد و بد بود پدرم بود، اون کسي که فشارو تحمل کرد و خوب بود مادرم بود اما اوني که الان اخلاقش خوبه پدرمه و اوني که اخلاقش بد شده مادرم...
    اوني که بچه هاش دوسش دارن پدرمه و اوني که همه ازش فراري اند مادرم...
    مادرم اون زمان بزرگترين اشتباهو در زمان اشتباهي کرد!تحمل کرد وقتي جوون بود..وقتي ميتونست زندگيش رو از نو شروع کنه

    الان خسته ست و واقعا غيرقابل تحمل.. با اينکه دوست نداشتم در مورد مادرم اينو بگم اما شايد تغييري در تو ايجاد کنه و رو تصميمت پايدار بموني

    گذشته حال رو تغيير نميده ....
    ما از گذشته مادرمون خبر داريم اما با حال چيکار کنيم که الان آغوش گرمي براي پذيرفتن ما نداره؟؟
    ما هم ازش بريديم ..مثله زندگي که ازش بريد...
    و بدون شک بزرگترين دليل بدبختي هاش خودش بود...اون ادامه رو انتخاب کرد...



  10. 3 کاربر از پست مفید m_p تشکرکرده اند .

    m_p (سه شنبه 23 آبان 91)

  11. #96
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اردیبهشت 91 [ 08:31]
    تاریخ عضویت
    1390-2-13
    نوشته ها
    77
    امتیاز
    1,848
    سطح
    25
    Points: 1,848, Level: 25
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    110

    تشکرشده 110 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    سلام به همه دوستای خوبم
    بعد از مدتها امروز دلم هوای همدردی رو کرد
    تقریبا سه ماه از آخرین روزی که اینجا بودم میگذره .. اتفاقات زیادی افتاد .. یا نه شاید هم نمی شه گفت زیاد.. از خونه رفتم اما با محمد در ارتباط بودم..یه روز عصبانی از این شهر اومد شهر ما و در حضور مامانم منو گرفت زیر کتک و مشت و لگد اگه مامانم نبود معلوم نیست چه بلایی سر من میومد . مامان و بابا کلی باهاش حرف زدن خیلی سعی کردن راهکاری بدن که زندگی ما بهتر شه اما محمد زیر بار هیچکدومشون نرفت که نرفت .. و نهایتا من بهش گفتم طلاقم بده .. گفت به شرطی طلاقت میدم که از همه حقوقت بگذری و من گذشتم... ار همه چیز مهریه ، جهیزیه و لباسهام....
    تو کمتر از یه هفته طلاق گرفتیم .. روز قبل از محضر پسر خاله ام که فقط نوزده سالش بود توی تصادف فوت کرد .. اما من باز هم محضر رو رفتم .. دوران سختی بود .. همزمانی طلاق و فوت پسر خاله ام...
    الان دقیقا دو ماهو شش روزه که جدا شدیم .. از طلاقم پشیمون نیستم و شرایطم بهتر شده.. درسته بالای 50 میلیون از لحاظ مالی ضربه خوردم اما اسمشو میزارم هزینه ای که برای آرامش باید می پرداختم !!!
    شاید هم اصلا کار اشتباهی کردم که از همه حق و حقوقم گذشتم .. نمیدونم ..
    به هر حال جدا شدم و الان
    مطلقه ام...

  12. 3 کاربر از پست مفید farnaz3211 تشکرکرده اند .

    farnaz3211 (شنبه 07 آبان 90)

  13. #97
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    فکر می کنم بهترین کار رو کردید...
    موندن توی همچین رابطه ای به جز ضرر و زیان مالی و جانی و روحی چیزی برای شما نداشت
    عزیزم وقتشه که آروم آروم روی خودت کار کنی...روی شادی و نشاط و اعتماد به نفس از دست رفته ...
    موفق باشی..

  14. #98
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1387-7-22
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    5,482
    سطح
    47
    Points: 5,482, Level: 47
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    932

    تشکرشده 968 در 217 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    سلام فرناز جون
    اولش بگم که خوش اومدی بعدشم بگم،
    امروز که تاپیکتو دیدم و خوندم برام جالب بود که تصمیمتو در سخترین شرایط اجرا کردی و این نشون میده که تو میتونی و حتما موفق میشی در انتخابها و کارهای دیگت.
    منم میگم که بهترین کارو کردی چرا که سلامت روانی خودت مهمتره و اگه تو خوب و سالم باشی دیگرونم خوب و سالم میشن. بهتون تبریک میگم

  15. #99
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 شهریور 95 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    466
    امتیاز
    9,840
    سطح
    66
    Points: 9,840, Level: 66
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 210
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    880

    تشکرشده 885 در 224 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    فرناز عزیز
    من کم تالار میام ولی امشب کل تاپیکت رو خوندم ..با تمام وجودم متاثر شدم که روح و جسمت اینقدر آزار دیده .خوب می دونم و درک می کنم که ترمیمش اصلا به این آسونی نیست .مدتها طول خواهد کشید تا این خاطرات تلخ از ذهنت پاک بشه ..عزیزم منم جدا شدم ..هیچوقت حتی توی ذهن خودمم به خودم اجازه نمی دم که بگم من(( مطلقه ام )) .اصلا این کلمه رو دوست ندارم .من هم شرایط سخت توی زندگیم خیلی زیاد داشتم و هنوز هم درگیر عوارض همان دوران هستم اما فقط خواستم بهت بگم که با وجودی که مشکلات زندگیم کم نیست اما از صمیم قلب زندگی الانم رو دوست دارم ..الان احساس اعتماد به نفس خیلی بیشتری نسبت به سابق دارم و بدون اغراق بهت بگم که خودمو بابت اینکه خیلی قبل تر اینکار رو نکردم سرزنش می کنم ....طلاق مرحله سختی بود و منم تمام این سالها عین تو ازش می ترسیدم اما کم کم دارم حس می کنم که چقدر ترسم بی دلیل بود..می خواستم همه اینا رو برای گفتن یه چیز بهت بگم ...
    عزیزم هیچوقت برای از دست دادن چیزهای مادی خود خوری نکن ..مهریه .جهیزیه .خونه....... هیچ چیزی توی این دنیا اونقدر ارزش نداره که آرامش تو رو مختل بکنه ..پول و همه چیزهای مادی خیلی گذرا تر از اون هستن که بخوای حتی برای لحظه ای بهشون فکر کنی ..تو خیلی چیزهای با ارزش داری که شاید قدرشونو نمی دونی ..یه خانواده خوب که عین کوه پشتت هستن ..یه شغل خوب و استقلال مالی و از همه اینا قشنگ تر جوونی که خدا بهت هدیه داده و بازم از اینا بالاتر یه کوله بار تجربه های مفید که اگرچه تلخن ولی هر کدومشون می تونن خوشبختی آینده تو رو تضمین کنن ...دیگه از خدا چی می خوای؟؟!!
    اصلا به گذشته و اینکه چه چیزهایی از دست دادی فکر نکن ..سعی کن روزهای آینده تو با شادی بسازی .این تویی که تعیین می کنی آینده تو چه شکلی خواهد بود ..پس یه آینده شاد رو برای خودت بساز

  16. 5 کاربر از پست مفید f_z تشکرکرده اند .

    f_z (شنبه 07 آبان 90)

  17. #100
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: اگه به جای من بودین چه کار میکردین؟

    فرناز جان! تولد دوباره ات رو بهت تبريك ميگم. نمي دونم اسم چنين مردهايي رو چي ميشه گذاشت(اصلا مرد هستن يا فقط يك موجود نر هستند!). مردهايي كه از مردونگي فقط زورگويي رو بلدند. ازت مي خوام ته دلت اونو ببخشي نه بخاطر اينكه لايقشه چون نيست و چوبشو بد مي خوره. بخاطر اين ببخشيش كه رهاش كني و حالا كه خودش نيست سايه اش هم توي زندگيت نباشه، نه سايه تنفرش، نه فكرش، نه حسرتش. هيچي هيچي ازش نباشه! سعي كن بتوني خودتو پيدا كني و از اول بسازي. اگه دوست داشتي تاپيك جديد باز كن. ما همه كمكت مي كنيم دوباره بلند شي گل من!
    فوت پسرخاله ات رو هم نسليت ميگم. انشاءالله روحش قرين رحمت باشه و خداوند به پدر و مادرش صبر عنايت كنه.



  18. 2 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (یکشنبه 08 آبان 90)


 
صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.