شبنم عزیز
من واقعا از تکرار این بحث اکراه دارم ..حرف شما را صد در صد می پذیرم که پذیرش و ماندن و وارد شدن در یک زندگی زناشویی ایجاد تعهد می کند و عدول از این تعهد و آشنایی با هر شخص ثالثی به هر نوع و به هر شیوه خیانت محسوب می شود ..در این که شکی نیست و به عنوان یک اصل پذیرفته شده در همه جای دنیا ثابت شده اما خواهر خو ب من لطفا به این سوالات من هم پاسخ دهید ..به نظر شما این تعهدی که مد نظر شماست یعنی چی؟؟؟؟؟؟ و شامل چه چیزهایی میشه؟؟؟؟
تعهد یعنی دو نفر در تمام لحظات در غم و شادی هم شریک هستند .نسبت به ایجاد آسایش و آرامش طرف مقابل مسولیت دارند و در مسولیت های زندگی هر کدام به یک میزان وظیفه پذیر هستند و موظف به برآوردن نیازهای روحی و جسمی همدیگر...این یعنی تعریف تعهد ی که شما می گین..
سوال من اینجاست عزیزم اگر هر کدام از طرفین به هر دلیلی موجبات بروز آزار و اذیت شخص مقابل را فراهم کند و شرایطی بوجود آورد که یکی از طرفین تحمل شرایط و وضعیت موجود برایش دشوار باشد و به عبارتی نسبت به رفع نیازهای طرف مقابل چه روحی و چه جسمی
احساس وظیفه نکند آیا به نظر شما این عدول از همان تعهدی که شما می گویید به حساب نمی آید؟؟؟؟
قضیه خیلی روشنه شبنم جان .شخصی که
خواسته های فردی رو به تعهدش به همسرش ترجیح می ده اولین کسی هست که از همان تعهد عدول کرده ولی شما اون شخص رو نمی بینید و می چسبید به کسی که نیازهای سرکوب شدشو جای دیگه جستجو کرده در صورتی که ایشان
متهم ردیف دوم هستند و شما این اصل رو فراموش کردین..تعهد شکنی فقط در جستجوی شخص ثالث نیست ..
همین بی توجهی به نیازهای طرف مقابل اولین قدم های تعهد شکنی هست .
باز هم می دونم چی می خواین جواب بدین .می خواین بگین
بهتره این شخصی که نیازهای سرکوب شده داره اول رابطه رو تموم کنه بصورت رسمی و بعد بره دنبال کسی دیگه...عزیزم نمی دونم چقدر تجربه زندگی مشترک داری ولی در زندگی مشترک فقط خواست شخص تعیین کننده نیست ..دیگه برای ادامه و یا قطع این ارتباط خود شخص شاکی خیلی تصمیم گیرنده نیست .این مساله مثل یه رابطه دوستی ساده نیست که به راحتی قادر به پایانش باشیم ..مسایلی چون حضور طفلی ی گناه چون برخورد خانواده ها و دید جامعه مشکلات مالی و مشکلات رسیدن به استقلال مسایلی چون مسایل حقوقی و قانونی ..... در این امر دخیلند ..به قول ما کرمانشاهی ها بعضی حرفها به دهن آسان هستند ...درست عین شما که اینو مدام تکرار می کنید
..اما این تصمیم خیلی سنگینی هست ..خود من به شخصه ده سال زجر کشیدم و ساختم و با خودم و نیازهام کلنجار رفتم تا تونستم خودمو برای تصمیم به این بزرگی آماده کنم .این یک مرحله حیاتی توی زندگی هر شخصی هست که یه جورایی از ازدواج حساس تر و حیاتی تر هست مخصوصا وقتی پای بچه ای هم وسط باشد .بدون آمادگی و سبک و سنگین کردن خیلی ریسک بالایی دارد..و از همه بدتر اینکه در شرایطی باشیم که مثل همسر ایشان و شوهر من برای این مساله طرف مقابلمان هم اصلا همکاری نکند و از هر دری وارد شود که سنگ جلوی پایمان بیندازد..همانطور که اگر دقت کردید به نوشته های این برادر گرامی بارها تاکید کرد که نیاز به
آرامش روحی دارد و نیاز جسمی اصلا برایش ملاک نیست .می دانید این بعنی چه ..یعنی اینکه این شخص از هیچ لحاظ از جانب همسرش تامین نمیشه و دنبال جایی می گرده که کمی از لحاظ روحی آرامش بگیره ..همون حسی که منو فلج کرده بود.
ولی تمام این حرفها را برای این زدم که بگم مشکل این شخص زوج اصلا وجود شخص سوم نیست ..ایشان زندگی بیماری دارند که توان ذهنی و تصمیم گیریشان را مختل کرده است پس بهتره اصلا به اصل مشکل بپردازیم که روابط ایشان با خانمش هست .
شخص سوم اینجا مطرح نیست ...
برادر گرامی مهراب
من یک خانمم و کاملا مشکل شما را درک می کنم ..من هم خیلی طول کشید تا برای طلاق آماده شدم و شرایط را برای این امر فراهم کردم ...ولی من چون مادر هستم بیشتر فکر می کنم باید به شرایط پسرتان بیشتر فکر بکنید چون سن مناسبی برای این مساله ندارد..
امیدوارم موفق باشید

علاقه مندی ها (Bookmarks)