به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 123
  1. #81
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    بله ivi195 عزيز همين كارو كردم .
    البته اگه درست شناخته باشمش اهل زير قول زدن و نامردي نيست ولي حتي اگه هم باشه اصلا ناراحت نمي شم چون از اولم چشمداشتي به اين مهريه نداشتم .
    فقط صرف اينكه كاري رو كه با من كرد با كس ديگه نكنه مي خواستم مهريمو بگيرم كه اونم توافق كرديم كه اون نصف مهريه مو اونم بصورت قسطي پرداخت كنه . البته هنوز نه ازم شماره حساب گرفته نه هيچي . فقط حرفشو زده .
    خيلي خنگم نه ؟ مي دونم .

  2. کاربر روبرو از پست مفید saboktakin تشکرکرده است .

    saboktakin (دوشنبه 14 شهریور 90)

  3. #82
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 آذر 96 [ 10:48]
    تاریخ عضویت
    1389-5-14
    نوشته ها
    376
    امتیاز
    8,441
    سطح
    61
    Points: 8,441, Level: 61
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,178

    تشکرشده 1,175 در 313 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    چه جالب!

    اگه براتون دادن و ندادنش مهم نیست که هیچ،

    اما اگه مهمه، می خواستم بگم من که اگه یه قولی داده باشم، نمی دونم یه سال دیگه به قولم عمل می کنم یا نه، چه برسه به این که بگم مطمئنم فلانی به قولش عمل می کنه!!!!!!!!

    آدما هر روز در حال تغییر کردن هستن!

    احساساتی نشین یه موقعه!
    اگه خودتون رو مقصر می دونین تو این اختلافات و می گین اشتباه کردین، تو این چند ماه با این سختی هایی که کشیدید، تاوانه اشتباهاتتون رو دادین! خدایی نکرده، خدایی نکرده نیتتون این نباشه که با مهریه نگرفتن بخواین خودتون رو تنبیه کنین!!!!

    مهریه حقه شماست!

    ببخشید، قصد موعظه نداشتما، فقط نظرم رو گفتم!

    براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

  4. 3 کاربر از پست مفید ایوب تشکرکرده اند .

    ایوب (دوشنبه 14 شهریور 90)

  5. #83
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    ممنونم بالهاي صداقت

    همونطور كه گفتم و باهاش توافق كردم صبح رفتم دادگاه و دادخواستمو پس گرفتم . اونم گفت كه قسطي هر ماه يه مبلغي رو پرداخت مي كنه .
    صبحم زنگ زد پيگير كارش باشه خيلي آرومتر بود و ديگه عصبي نبود . همونطور كه قبلا مشورت گرفته بودم ازش خواستم كه حلالم كنه و در مقابل منم نصف مهريه مو مي بخشم . از بزرگواريش خجالت كشيدم واقعا .گفت من كاري به مهريه و اين چيزا ندارم من وقتي طلاق بگيرم حلال مي كنم . فقط وقتي طلاق بگيرم نه الان .
    منظورش اين بود كه زودتر كمكش كنم تا طلاق بگيره . مي بينين چقدر دلگيره . يعني انقدر من آدم بدي بودم كه براي دفع شر من فقط آرزوشه كه زودتر طلاق بگيره و خلاص شه .
    به هر حال ديگه تقريبا تموم شد همه چي . چه تجربه ي بزرگي بود . چه درساي بزرگي بهم داد . اميدوارم شما دوستاي خوبم هم از سرنوشت من عبرت گرفته باشين .
    ما زنا وقتي حرف مي زنيم آرومتر مي شيم . ممنون از همتون كه هميشه پاي درددل من نشستين و باهام همدلي كردين و راهنماييم كردين .
    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    بله ivi195 عزيز همين كارو كردم .
    البته اگه درست شناخته باشمش اهل زير قول زدن و نامردي نيست ولي حتي اگه هم باشه اصلا ناراحت نمي شم چون از اولم چشمداشتي به اين مهريه نداشتم .
    فقط صرف اينكه كاري رو كه با من كرد با كس ديگه نكنه مي خواستم مهريمو بگيرم كه اونم توافق كرديم كه اون نصف مهريه مو اونم بصورت قسطي پرداخت كنه . البته هنوز نه ازم شماره حساب گرفته نه هيچي . فقط حرفشو زده .
    خيلي خنگم نه ؟ مي دونم .


    سلام سبکتکین،

    برخورد چندانی با هم نداشتیم، اما من کما بیش تاپیک‌هات رو دنبال می‌کردم، اما هیچگاه نظ‌ری ندادم، به دو دلیل:

    ۱- تو بالهای صداقت، فرشته مهربان و خیلی‌‌های دیگر رو به عنوان راهنما داشتی، که فوق‌العاده راهنمایی‌‌های خوب و کاربردی به تو ارائه میدادند.

    ۲- من تجربه زندگی‌ مشترک نداشتم و به عنوان یک سیاست کلی‌، به خودم اجازه دخالت در تاپیک‌های حساسی که به خصوص تجربه‌ای در آنها ندارم، نمیدهم.

    اما امروز، با این اشتباه اخرت، دیگر نتوانستم سکوت کنم، و دلم می‌خواد چند خطی‌ برات بنویسم،

    و متاسفم از اینکه مجبورم این چند خط را خیلی‌ صریح برایت بنویسم، چون فکر نمیکنم دیگه حرف‌های قشنگ قشنگ دردی از تو دوا کنه!

    سبکتکین،

    من واقعا برات متاسفم،

    نه برای اینکه شوهرت در حال جدایی‌ از تو هست، بلکه برای شخصیتی که داری،

    شخصیتی که با وجود این همه راهنمایی‌ و کمک، نتونست زندگیش رو حفظ کنه!

    یک شخصیت بی‌ اراده، متزلزل، که هیچ ارزشی برای خودش قائل نیست!

    نه قدرت تصمیم گیری دارد، و نه قاطعیت!

    تنها کاری که خوب بلد هست، التماس کردن هست و آویزون بودن...گریه و زاری...

    نه غروری، نه جذابیتی، هیچی‌...

    فقط یک دختر لوس و ننر، که خوب بلد است نق بزند و گریه زاری راه بیندازد، اگر هم مشکلی‌ پیش آمد، التماس می‌کند.

    ای کاش میدونستی که یک مرد از زنی‌ که گاه و بیگاه غرورش رو می‌شکنه، و بهش التماس میکنه، چقدر میتونه متنفر بشه!

    که چنین زنی‌ هیچ جذابیتی برای هیچ مردی ندارد!

    شاید احساسات تو را به عنوان یک زن درک نکنم،

    اما احساسات شوهرت را درک می‌کنم، و واقعا براش خوشحالم که در حال جدایی‌ از زنی‌ مثل تو هست.

    زندگی‌ با یک آدم بی‌ اراده و ضعیف مثل تو واقعا کسل کننده هست،

    آن هم فردی مثل تو که برای خودش ارزشی قائل نیست!

    یک سوال، تو که ارزشی برای خودت قائل نیستی‌، چرا فکر میکنی‌ شوهرت برای تو باید ارزش قائل بشه؟

    تو چه جذابیتی برای او به عنوان یک زن داری؟ چرا شما زنها فکر می‌کنید، صرف اینکه جنسیت دیگری دارید، یعنی‌ برای یک مرد جذاب هستید؟

    سبکتکین، من واقعا برات متاسفم،

    چون تو هنوز متوجه نشدی، که مهریه می‌تونست یه بهانه باشه برای اینکه، این رو به این مرد ثابت کنی‌، که برای خودت ارزش قائلی!

    ثابت کنی‌ که اگر او به تو اعتماد ندارد و نمی‌خواهد با تو دیگر زندگی‌ مشترک داشته باشد، تو هم لزومی نمی‌بینی به او اعتماد داشته باشی‌ و همچنان سر دادخواست مهریه می‌مانی!

    اینکه مهریه، نمادی بود از همه حقوق تو به عنوان یک زن در این رابطه!

    حقوقی که تا زمانی‌ که همسر تو بود، شاید خیلی‌ جاها اهمال میکردی، اما حالا که نیست، دیگر کوتاه نمیایی!

    گرفتن رسمی‌ مهریه از او، برای او به این معنا بود، که برای خودت ارزش قائلی، حق و حقوق خودت را با قاطعیت میگیری!

    هرچقدر که هست، هر چیزی که هست، حتی اگر ارزش مادی آن برایت مهم نباشد! اما چون حقت هست، آن را از کسی‌ که حالا حکم یک غریبه را قرار است برای تو داشته باشد، میگیری!

    این برای او به این معنا بود که تو واقعا تغییر کردی! که دیگر آن زن ضعیف نیستی‌ که فقط بلد است التماس کند!
    به این معنا بود که هنوز یک زن جذاب هستی‌!

    به عنوان یک مرد به تو بگویم، باور کن، جذابیت تو به عنوان یک زن، برای او خیلی‌ بیشتر از الان بود،

    حتی اگر شده برای یک بار، روی حرف خودت میستادی و از حقوقت دفاع میکردی!

    اگر یک بار به جای التماس کردن، قاطعیت به خرج می‌دادی!

    اگر فقط کمی‌ مغرور بودی و غرورت رو به عنوان یک زن حفظ میکردی!

    اما تو چه کردی؟

    با یک توپ و تشر خشک و خالی‌ تلفنی، میدان را خالی‌ کردی! به او ثابت کردی، هنوز همان آدم قبلی‌ هستی‌!

    اسمش را هم می‌گذاری توافق، فقط من نمی‌دانم این چه توافقی هست که همیشه به عقب نشینی تو از حقوقت منجر میشود، که همیشه به شکستن غرور تو منجر میشود!؟

    ای کاش میدانستی، بیشتر از اینکه جنسیت یک زن او را برای مردش جذاب کند، غرور به جا و ارزش قائل شدن او برای خودش هست، که یک زن را در چشم یک مرد جذاب می‌کند!

    تو دیگر هیچ جذابیتی برای این مرد نداری، چون هیچگاه خودت به خودت احترام نگذاشتی!

    همه دوستان ما اینجا،در طول این مدت سعی‌ کردند، که به تو بگویند، که فقط کمی‌ برای خودت ارزش قائل باش، قاطع باش، جذاب باش!

    اما تو، فقط این همه انرژی و زمان همه را تلف کردی،

    ای کاش یک بار، به جای احساسی‌ تصمیم گرفتن، به خاطر زندگیت هم که شده، منطقی‌ تصمیم می‌گرفتی.

    واقعا برات متاسفم،

    و برای شوهرت خوشحالم و امیدوارم در آینده انتخاب درستی‌ داشته باشد و طعم زندگی‌ با یک زن جذاب رو بچشه و خوشبخت باشه،

    زن جذابی که تو هیچوقت نخواستی که باشی‌!

    کامران






    پی‌‌نوشت:

    سبکتکین،

    هنوز هیچی‌ نشده، چند تا پیام گرفتم با این مضمون که این چیه برای سبکتکین نوشتی‌!

    میبینی‌ سبکتکین، همه دلشون برات میسوزه!

    چون فکر می‌کنن که یک آدم ضعیف هستی‌، یعنی‌ با توجه به رفتارت این برداشتی هست که همه ما از تو داشتیم،

    اما من با هیچکس تعارف ندارم، چون زندگی‌ با هیچکس شوخی‌ نداره!

    این همه حرف قشنگ به دردت نمیخوره، برا ترحم و دلسوزی کردن همیشه وقت هست!

    من اگر جای تو بودم، حتی اگر هیچ نیاز مالی‌ هم که نداشتم، از حقوقم کوتاه نمیومدم!

    تا حداقل به خودم ثابت کنم، اگر هم از این رابطه خارج شدم، به عنوان یک بازنده کامل خارج نشدم،

    بلکه تغییر کردم، بلکه حقوقم رو گرفتم و از موضع قدرت و قاطعانه از این رابطه خارج شدم، بدون اینکه به کسی‌ باج داده باشم!

    هنوز دیر نشده،

    کامران

  6. 20 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (دوشنبه 14 شهریور 90), گل شقایق (پنجشنبه 23 بهمن 04)

  7. #84
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    جمال شخص نه چشمست و زلف و عارض و خال *** هزار نکته در این کار و بار دلداریست

  8. 5 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (دوشنبه 14 شهریور 90)

  9. #85
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    سبكتكين عزيزم
    اميدوارم از حرف هاي كامران ناراحت نشده باشي ولي منم تا يه حدي با ايشون موافقم. راستش من اولين بار كه اينجا برات نوشتم زياد از جريان جدايي ات و نحوه اختلافت با شوهرت اطلاع نداشتم . بعد از خوندن بي تابي هاي تو يه سر به تاپيك قديمي ات زدم و چند تا نكته برام روشن شد. رك بگم اصلا فكر نمي كردم كه فوق ليسانس داري و اين همه شرايطتتون از همسرتون بالاتره. يعني يه جوري خودت رو با نوشته هات نشون داده بودي كه من اصلا يه همچين ذهنيتي نسبت بهت نداشتم. نكته بعدي اين بود كه فكر مي كنم تو كلا نسبت به بيشتر آدماي اطرافت كوتاه مياي و منفعل عمل مي كني. اگه اينا رو مي گم فقط به اين علت كه بتوني قوي تر اين روزهاي سختت رو بگذروني . مسلما هركسي كه تجربه زندگي زناشويي داشته باشه مي دونه كه ادم تا آخرين نفس براي حفظ زندگي اش مي جنگه. چه بسا منم تو طول 5 سال زندگي كه با شوهرم داشتم التماس شوهرم رو كرده باشم كه دست از بي منطقي و بدخلقي بردار و نذار با اين كارات زندگي امون بپاشه. ولي اين يه حدي داشته و بايد داشته باشه.
    اين كه هر دفعه كه همسرت زنگ مي زنه تو بخواي هي خودت رو كوچيك كني و لي لي به لا لاش بذاري به نظر من بي معني ايه.
    ببين دوستم...تمام سرنوشت انسان براي درس گرفتن و تقويت ضعف هاي وجودي اشه. در اين لحظه از زندگي ات تو بايد قاطع بودن و دوست داشتن خودت و احترام گذاشتن به خودت رو ياد بگيري. فكر مي كني كه در از هم پاشي زندگي ات نقش عمده داشتي.. قبول ولي تا كي مي خواي خودت رو تنبيه كني...درس بگير..رو خودت كار كن...خويشتن دار باش.. تا كي مي خواي نقش يك انسان مظلوم رو بازي كني؟ تا كي مي خواي فكر كني كه چه لحظات خوشي داشتم و فلان و بهمان...الان وقت حركته...
    منم معتقدم كه نبايد از مهريه ات كوتاه ميومدي.... من خودم مهريه ام رو بخشيدم چون شوهرم نمي خواست منو طلاق بده...ولي شوهر تو كه پيشقدم بود و الان هم اين همه مشتاق جدايي بايد يه جايي تاوان بده. من مهريه ام رو بخشيدم ولي از شوهر سابقم سفته گرفتم كه به اندازه اين چند سالي كه باهم زندگي كرديم به من كمك بكنه تا من بتونم مستقل بشم از لحاظ مالي (از درون هم اعتقاد ندارم كه به خاطر 5 سال زندگي مشترك شوهرم بايد 500 سكه رو كامل به من ميداد چون اين نامرديه) ولي بازهم حاضر نشدم از حقم بگذرم..
    عزيز من...زندگي انقدر قشنگ و انقدر عجيبه كه نمي توني باور كني... پس غصه خوردن سر تيري كه از كمان در رفته و ديگه بر نمي گرده كار عبث.... منم خيلي روزها ممكنه بي حوصله باشم...ممكنه حس كنم تنهامم.... ولي اميد دارم و مهم تر از همه به خودم اعتماد دارم...
    پس خواهش مي كنم قوي باش و اجازه نده هيچ حسي تو رو از اون ارزشي كه داري محروم كنه.

  10. 3 کاربر از پست مفید الميرا1358 تشکرکرده اند .

    الميرا1358 (دوشنبه 14 شهریور 90)

  11. #86
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    كامران برادرم سلام
    شايد توي اين تاپيك جاي طرح سوالم نباشه ولي مي خوام بدونم كجاها بايد كوتاه اومد كجا قاطع بود كجا بي تفاوت كجا حساس من خودم واقعا" تو تشخيص اين موقعيت فكر ميكنم دچار مشكل شدم يه جورايي مرز احترام بخود و حفظ زندگي با همسر گم ژردم ممنون ميشم از شما و همه دوستاي خوبم كه جوابم بدين


    سبكتكين عزيزم
    راستش منم فكر ميكنم يه مقدار احساسي عمل كردي . وقتي اون اين همه ناديدت گرفته واسه كيو چي تو به خواستش توجه كردي؟ چرا بايد حلالت كنه؟؟؟ چرا اين همه داري خودت سرزنش ميكني تو همه جوري سعيت واسه اين زندگي كردي سعي كردي جبران كني ولي اشتباه نكن اون كسي بود كه زود جا زد خوب بايد هزينه مادي اين زمان از دست رفترو اين كوتاهي اين ... بده حداقل كاريه كه ميكنه . راستش من حس كردم اين كارو كردي كه بازم يه چراغ سبزي بهش نشون بدي ولي اگه جات بودم جاي اين كار يه استاپ محكم بهش مي دادم و ميگفتم اجازه نداره با درخواست هاي غير معقولش بازيم بده فكر كنم گاهي بايد ادم مثل طرفش باشه
    البته شايدم اشتباه بگم ولي ايده من اينه
    همه اين روزهاي سخت اميدوارم هرچه زودتر تموم شه

  12. کاربر روبرو از پست مفید sahra100 تشکرکرده است .

    sahra100 (سه شنبه 15 شهریور 90)

  13. #87
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 شهریور 95 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    466
    امتیاز
    9,840
    سطح
    66
    Points: 9,840, Level: 66
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 210
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    880

    تشکرشده 885 در 224 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    حلالت کنه !!!!!!! برای چی؟؟؟؟؟؟؟؟ دختر جان منم با حرفای آقای کامران موافقم .اگه بخوای بقیه زندگیتم اینجوری ضعیف عمل کنی هر بار یه شکست متحمل میشی از دفعه قبل شدید تر.منم مهرمو بخشیدم موقع طلاق اما زمانی که با هم زندگی می کردیم بیشتر از اون پانصد تا سکه رو ازش گرفتم .تازه خواهان طلاق هم من بودم اون تا لحظه اخر التماس کرد .من که واقعا درک نمی کنم چرا اینقدر پیشش ضعیف بودی ..کاش یه کم درک کنی کارات چقدر برای دیگران عجیبه.

  14. 5 کاربر از پست مفید f_z تشکرکرده اند .

    f_z (سه شنبه 15 شهریور 90)

  15. #88
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1388-5-23
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    345

    تشکرشده 339 در 159 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین


    چرا اون باید تو رو حلال کنه ؟ و برای اینکه شما رو حلال کنه نصف مهریه رو ببخشی و نصف دیگه هم روی هوا
    مگه شما درخواست طلاق دادی ؟؟؟؟
    نکنه می خوای با این کارها شوهرت رو از تصمیمش منصرف کنی


    اقای کامران متشکرم از تذکر به جا
    سبکتکین جان : من بهت یه پیشنهاد دارم تو می گی که مهریه رو نمی خوای باشه قبول تو از این اقا بگیر کمک بکن به تالار همدردی و بچه های بی سرپرست و.... ولی مهریه ات را نبخش
    زود باش برو دادگاه دوباره درخواست بده

  16. 2 کاربر از پست مفید اتنا تشکرکرده اند .

    اتنا (سه شنبه 15 شهریور 90)

  17. #89
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    سبكتكين نبايد مهريه ات را مي بخشيدي.
    نمي دونم تو زندگيت چيكار كردي كه اينقدر عذاب وجدان داري و دنبال اين هستي كه شوهرت ببخشدت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    من قصه تو را خوندم تقصير داشتي ولي نه اينقدر كه خودت را مقصر مي دوني. مگه اينكه يك چيزهايي را ننوشته باشي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  18. 2 کاربر از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده اند .

    ليلا موفق (سه شنبه 15 شهریور 90)

  19. #90
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: زندگی جدید سبکتکین

    ممنونم از همتون مخصوصا آقاي كامران
    اصلا از حرفاتون ناراحت نشدم آقاي كامران 2007 .
    من وقتي رفتم دادگاه و درخواست رجوع به مهريه مو كردم به خاطر همين بود كه واقعا رسيده بودم به حرفاي شما و اين كه من نبايد انقدر خودمو كوچيك كنم و از مهريم بگذرم . هر چند كه بهش نيازي نداشته باشم . ولي متاسفانه يه مشكلي وجود داشت و اون اين بود كه من چون تو جلسه اول دادگاه احساساتي شده بودم و مهريمو بخشيده بودم قاضي هم نامردي نكرده بود و يه فرمي رو داده بود من امضا كرده بودم كه توش نوشته بود اين خانم مهريه شو ابراء كرده و نمي خواد منم امضاش كرده بودم . متاسفانه وقتي رجوع كردم و به قاضي گفتم كه مي خوام مهريه مو بگيرم و پشيمون شدم گفت متاسفانه هيچ راهي نداره تو مهريه تو ابرا كردي اگه نوشته بودي كه بخشيدي تازه با هزار بدبختي مي تونستي اونو بگيري ولي ابرا خيلي معنيش فرق مي كنه . خب من احمقم كه اون موقع نمي دونستم معني اين كلمه چيه ولي به هر حال براي اينكه از حقم نگذرم و يه كاري كرده باشم چون شوهرم از اول گفته بود مهريمو قسطي حاضره پرداخت كنه رفتم و دوباره درخواست دادم ولي حتي با چند تا وكيل و مشاور حقوقي هم كه صحبت كردم گفتن اگه شوهرت نخواد پرداخت كنه تو هيچ جوري ديگه نمي توني مهريتو بگيري . و بهم گفتن اين درخواستو بده تا شوهرت مشخص كنه مي خواد حقتو بده يا نه و سعي كن باهاش به توافق برسي و منم به اين نتيجه رسيدم كه وقتي اون مي خواد بده من چرا نگيرم به قول يكي از دوستان حتي اگه هم نخواستم خرج كنم مي بخشمش به يه آدم محتاج ديگه ولي حداقل شوهرم متوجه ميشه كه ديگه نبايد با كسي اين برخوردو داشته باشه . به خاطر همينم رفتم درخواست دادم و وقتي شوهرم زنگ زد خودشم گفت كه ببين فوقش ده روزم اين دادگاه طول مي كشه و تموم ميشه مي ره الكي طولش نده و فكر كرده بود من براي اين رفتم درخواست دادم كه زمان دادگاه رو طولاني تر كنم تا شايد اون برگرده .
    گفت ببين اگه منظورت اينه كه خيلي در اشتباهي و من بر نمي گردم و منم گفتم اصلا همچين قصدي نداشتم و فقط مهريمو مي خوام . اونم گفت خوب من كه از اول گفتم مهريه تو پرداخت مي كنم . چرا بازي در مياري پس ؟ منم گفتم باشه من ميرم درخواستمو پس مي گيرم و در مورد پرداخت مهريه با هم حرف زديم و چون مي دونستم اگه لج كنه چيزي بهم تعلق نمي گيره سعي كردم خيلي منطقي باهاش به توافق برسم .
    اون اگه نمي خواست مهريه رو بده من اصلا دستم به هيچ جا بند نبود و يه جورايي مجبور بودم باهاش توافق كنم .
    تازه همه ميگن شانس آوردي كه موافقت كرد كه مهريه تو بده . هر چند به قول شما معلوم نيست از حرفش پشيمون بشه يا نه ولي به هر صورت من ديگه دستم به جايي بند نبود . (به دليل همون اشتباهي كه تو جلسه اول دادگاه كرده بودم )
    قبول دارم كه از اول خيلي احساساتي عمل كردم و مخصوصا تو جلسه اول دادگاه .
    ولي به هر حال تموم شد و من متاسفم از اينكه انقدر وابسته و احساساتي هستم و به خاطر همينم هست كه خيلي وقته واقعا تصميم جدي گرفتم از اين وضعيت در بيام .

    من خيلي وقته خودمو گم كردم و واقعا ديگه خودمم از خودم حالم بهم مي خوره ولي دارم رو خودم كار مي كنم .

    همه دوستان ما اینجا،در طول این مدت سعی‌ کردند، که به تو بگویند، که فقط کمی‌ برای خودت ارزش قائل باش، قاطع باش، جذاب باش!

    اما تو، فقط این همه انرژی و زمان همه را تلف کردی،303



    منو ببخشيد اگه وقت گرانبهاتونو تلف كردم و بموقع به حرفاتون گوش ندادم . واقعا قصدم اين نبوده و فقط بدليل اين بود كه متوجه نبودم دارم اشتباه مي كنم . به هر صورت ضربشو خودم خوردم تا مثل هميشه درس عبرتي باشم واسه سايرين .
    منم مثل شما براي شوهرم آرزوي خوشبختي مي كنم و دارم رو خودم كار مي كنم كه اعتماد به نفسمو دوباره بدست بيارم . اعتماد به نفس و غروري كه واقعا بعد از ازدواج از دستش دادم و نمي دونم چرا ؟

    اگه وقتتون تلف نميشه خوشحال ميشم بهم بگين با توجه به حرفايي كه تو پست بالا زدم كارم اشتباه بوده يا درست ؟
    آيا بايد با شوهرم توافق نمي كردم و مي رفتم دنبال كار خودم و اونم لج مي كرد و هيچي بهم تعلق نمي گرفت ؟
    واقعا خوشحال ميشم اگه نظرتونو بدونم .

  20. 5 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 15 شهریور 90)


 
صفحه 9 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.