به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 112
  1. #51
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    ببخشید هر کسی دیدی نسبت به این زندگی داره. بعضی ها می گن باید زندگی کرد و زندگی از اول باید جوری باشه که از اون لذت برد. بعضی ها می گن باید زندگی کرد و خود را ساخت و از اون خود ساختن لذت می برن. ولی این اقای mta هست که باید تصمیم بگیره.
    تو هر زندگی ای مشکلاتی هست و ادم بی عیب وجود نداره. زن و شوهر باید به خودشون و به همسرشون کمک کنند تا مشکلات رو با هم حل کنند. اینکه از اول همه چی گل و بلبل باشه خیلی واقعی نیست. در ضمن بدست اوردن هر چیزی با تلاش ارزشش بیشتره. اگر اقای mta امروز بتونه این مشکلشو حل کنه مطمئنن می تونه وارد هر زندگی که شد چه این زندگی یا زندگی دیگه خوشبخت باشه. اگر قرار باشه هر کس با یک ماه دست و پنجه نرم کردن با یک مشکل کم بیاره که دیگه همه باید برن طلاف بگیرن.

    امیدوارم آقای mta نوشته های خانم بالهای صداقت رو هم بخونند که در مشاوره برای همه گفتند قفل باید عوض بشه تا کلید عوض بشه. منم فکر می کنم اقای mta شما بیشتر به خودسازی نیاز دارید.

    موفق و موید باشید.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  2. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 26 خرداد 90)

  3. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 تیر 90 [ 16:00]
    تاریخ عضویت
    1390-3-20
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    79

    تشکرشده 79 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق



    اما در مورد آقای mta ظاهرا مشکل جدی تر از این حرفهاست. رفتارهای همسرشون اصلا قابل درک نیست.

    این آقا حتی دلیل درستی برای انتخاب این خانم بعنوان همسر به دوستان ندادند. خودشون هم نمی دونند چرا به سمت زنی رفتند که سابقه 4 سال زندگی مشترک دارد. از دلایل طلاق قبلیشان به حرف خود خانم مبنی بر خیانت همسر بسنده کردند و اصلا تحقیقی در این مورد نکردند و ...

    به نظرم بهتر است از ابتدا شروع کنند. قدم اول تحقیق کافی راجع به جدایی قبلی ایشان است.

  4. 2 کاربر از پست مفید Eva تشکرکرده اند .

    Eva (جمعه 27 خرداد 90)

  5. #53
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    سلام به همه دوستان عزیز
    از اینکه به فکر من هستید خیلی ممنونم
    قبل از اینکه بخوام جواب دوستان رو بدم اول می خوام از اتفاقات این 2 روز براتون بنویسم
    4 شنبه من رفتم دنبال خانمم که بریم برای روز پدر خرید کنیم بگذریم که چقدر به من غر زد که خسته ام و حوصله ندارم و خودت برو خرید من رو برای چی میاری که کم مونده بود تو همومن خیابون قهر کنه بره تو رستوران هم که دائم داشت من رو مسخره میکرد من هم برای اینکه مثل دفعه قبل قهر نکنه و غذا نخورده از رستوران بره بیرون دهنم رو بستم و هیچ اعتراضی نکردم
    تا روز پدر فرارسید و ما برای کادوی روز پدر رفتیم منزل پدر خانمم بعد از چند وقت که من اونجا نرفته بودم خلاصه بعد از نهار شد و همه داشتن کادو ها رو میدادن که برادر خانمم گفت که بریم شیرینی بگیریم ماشین خانمم جلوی همه ماشین ها بود و باید ماشینش رو میاورد بیرون تا ماشین برادر خانمم رو بر میداشتیم برادر خانمم کلید ماشین خانمم رو گرفت داد به من که من ماشین اون رو جابجا کنم خانمم هم شروع کرد به اعتراض که کسی دست به ماشین من نزنه تا خودم بیام جابجا کنم و من اومدم گفتم عزیزم من خودم جابجا میکنم تو راحت باش خدا روز بد براتون نیاره چنان داد و بیدادی راه انداخت که همه جمع شدن اونجا باجناقام و عروس خانوادشون همه تعجب کردن فکر کردن من چی کار کردم حالا خانمم بحثش رو تموم نمیکنه چنان دادی میزد که برق از سرم پرید آبرو من جولوی همه فامیلش رفتم بخدا دوست داشتم زمین دهن باز میکرد و من میرفتم تو زمین از شرمندگی داشتم میمردم جای من نبودید ببینید چه حالی داشتم حالا مگه خانمم تموم میکنه هی داد میزد جیق جیق که به تو چه ربطی داره که به ماشینم دست میزنی آخر سر برادر خانمم اومد و آرومش کرد گفت که من گفتم که بیاد ماشین رو جابجا کنه و من رو آورد بیرون از خونه
    خلاصه کنم که سر یه مساله جزئی چه به روز من آورد بعد از چند دقیقه که همه چی آروم شد من رو آوردن خونه و به بهانه عذر خواهی و حل مشکل با من می خواستن صحبت کنند
    اما من دیگه روم نمیشد که تو روی کسی نگاه کنم بد جوری حالم گرفته شد مخصوصا جلوی باجناقم خواهر برادر های خانمم و آخر سر هم خانمم از من عذر خواهی نکرد
    یه تحقیر دیگه رو به همه اون قبلی ها اضافه کردم و با حال گرفته اومدم خونه خودم انقدر حالم بد بود که دیدن پدر و مادر خودم هم نرفتم تا نکنه که از ماجرا چیزی بفهمن
    الان که دارم اینها رو مینویسم داره حالم از خودم و احساسم به هم میخوره
    مردشور هرچی مرد با احساس ببرن که اولیش خود من باشم
    از خودم بدم اومده و این دو روز تعطیلی زهر مارم شده بعد خانم زنگ زده به من که این چه رفتاری بود که کردی همه خانوادم با من دشمن شدن و با من دعوا کردن تو با این رفتارت آبروی من رو بردی در صورتی که من از خجالتم هیچ حرفی نزدم و هیچ چیزی نگفتم
    احساس میکنم اعتماد به نفسم شده صفر در صورتی که آخر اعتماد به نفس بودم و همه رو به خانمم تزریق کردم و خودم خالی خالی هستم عشق و علاقه ای دیگه تو وجودم ندارم از نظر روحی خرابم و هیچ تمایلی برای انجام کاری ندارم
    این اتفاقات این 2 روز تعطیلی من بوده

  6. #54
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    برادر عزیزم
    شما مشاوره رفتید... اما فکر می کنم اصلا متوجه مشکل خودتون نشدید و متوجه اضطرابهای همسرتون نیستید و بنابراین به مشاور اصلا منتقل نکردید... دوستان هم راهنمایی کردند اما به راهنمایی دوستان هم توجه نکردید...با این اوصاف روز به روز وضعیت پیچیده تر می شه...چرا؟
    همسر شما متاسفانه حالش خوب نیست... البته باید حتما ایشون رو مشاور ببینه که در صورت افسردگی مراحل درمانی رو طی کنند
    ایشون یه شوک داشته در زندگی قبلیش و فکر می کنم مشکلاتش به مسائلی که گفتید ختم نمی شه...
    باید صبر داشته باشید
    اعتماد به نفستون رو بدست بیارید
    ارامش داشته باشید
    اونقدر به فکر تغییر خودتون نباشید... چون هنوز جهت و اندازه این تغییر رو نمی دونید
    مراحل مشاوره رو سرعت بدهید
    ( با توجه به اینکه تحت مشاوره حضوری قرار دارید چیزی نمی نویسم اما به مشاورتون سر خطهای دقیق بدهید، اگر فکر می کنید می تونیم کمکتون کنیم اشاره ای بفرمائید تا پیگیری بیشتری کنیم)

  7. #55
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    برادر عزیزم
    شما مشاوره رفتید... اما فکر می کنم اصلا متوجه مشکل خودتون نشدید و متوجه اضطرابهای همسرتون نیستید و بنابراین به مشاور اصلا منتقل نکردید... دوستان هم راهنمایی کردند اما به راهنمایی دوستان هم توجه نکردید...با این اوصاف روز به روز وضعیت پیچیده تر می شه...چرا؟
    همسر شما متاسفانه حالش خوب نیست... البته باید حتما ایشون رو مشاور ببینه که در صورت افسردگی مراحل درمانی رو طی کنند
    ایشون یه شوک داشته در زندگی قبلیش و فکر می کنم مشکلاتش به مسائلی که گفتید ختم نمی شه...
    باید صبر داشته باشید
    اعتماد به نفستون رو بدست بیارید
    ارامش داشته باشید
    اونقدر به فکر تغییر خودتون نباشید... چون هنوز جهت و اندازه این تغییر رو نمی دونید
    مراحل مشاوره رو سرعت بدهید
    ( با توجه به اینکه تحت مشاوره حضوری قرار دارید چیزی نمی نویسم اما به مشاورتون سر خطهای دقیق بدهید، اگر فکر می کنید می تونیم کمکتون کنیم اشاره ای بفرمائید تا پیگیری بیشتری کنیم)
    سلام دوست من
    مشاوره که به من خیلی کمکم کرد
    اتفاقا مشاوره به من گفت که خانمت هم حتما باید بیاد تا من بتونم کمکتون کنم
    فعلا که خانمم اینجوریه و نمیاد دیگه برا مهم نیست بیاد یا نیاد
    خودم مهم هستم دیگه برام مهم نیست افسردگی داره یا چیز دیگه ای
    وقتی خودش نخواد کمکش کنم من هم نمیتونم کاری کنم
    اصلا می خوام که دیگه بهش فکر نکنم
    خودم میرم مشاوره و کلاس های مهارت زندگی خیلی خوبه
    به قول احمد دوست عزیزم "خانمم جزئی از زندگی منه و من فکرم رو مشغولش نمیکنم "
    می خوام که برم مسافرت
    کم کم خانمم رو فراموشش کنم
    دیگه با این کار هاش از چشمم افتاد
    داره عشقم به تنفر تبدیل میشه
    نتونم کنترلش کنم روی من تاثیر منفی میزاره
    باید روی خودم کار کنم
    مهارت هام رو افزایش بدم و اعتماد به نفسم رو بالا ببرم
    من به اون چیزی که می خواهم میرسم فقط یکمی کار داره

  8. 2 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (جمعه 27 خرداد 90)

  9. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 06 بهمن 91 [ 19:17]
    تاریخ عضویت
    1390-3-25
    نوشته ها
    118
    امتیاز
    1,470
    سطح
    21
    Points: 1,470, Level: 21
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 270 در 103 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    من نميدونم چقدر نظرم درسته
    اول هم ميخواستم اظهار نظر نكنم ولي بعد گفتم بذار بگم اگه اشتباهه حتما دوستان ميگن و شما كار درست را انجام ميدين
    عزيزم فكر نمي كني شما هم زيادي داري گذشت ميكني و همه چيز را تو خودت ميريزي؟
    البته اين گذشت شما خيلي خوبه من يكي كه به شما حسوديم ميشه و از خدامه كه يكمي از گذشت شما را هم من داشتم و از اين بايت واقعا بهت تبريك ميگم
    موفق باشين
    لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی برنج باش و در پهنای آن، لباس.
    واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی!

  10. 2 کاربر از پست مفید mohsenn تشکرکرده اند .

    mohsenn (سه شنبه 26 مهر 90)

  11. #57
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsenn
    من نميدونم چقدر نظرم درسته
    اول هم ميخواستم اظهار نظر نكنم ولي بعد گفتم بذار بگم اگه اشتباهه حتما دوستان ميگن و شما كار درست را انجام ميدين
    عزيزم فكر نمي كني شما هم زيادي داري گذشت ميكني و همه چيز را تو خودت ميريزي؟
    البته اين گذشت شما خيلي خوبه من يكي كه به شما حسوديم ميشه و از خدامه كه يكمي از گذشت شما را هم من داشتم و از اين بايت واقعا بهت تبريك ميگم
    موفق باشين
    دوست خوبم سلام
    گذشت من به خاطر حفظ زندگیم بود دوست داشتم فردا نشه که بگم کاش تلاشم رو میکردم وقتی من از جون مایه میزارم و خانمم براش مهم نیست چی کار کنم
    به خدا دیگه خسته شدم
    از انواع اقسام کادو ها رو براش میخرم اما نمیبینه
    آخرین کارش هم که میدونی چیه گلی رو که برای روز زن بهش هدیه دادم از ماشین پرت کرد بیرون
    همیشه دوست دارم ببرمش بیرون ببرمش گردش و تفریح ببرمش رستوران
    اما اون دلش نمی خواد بیاد یا حوصله بیرون رفتن نداره
    اصلا حوصله من رو نداره
    بار ها به من گفته که فعلا حوصلت رو ندارم
    بابا من این حرف ها رو هیچ جا نمیتونم بزنم دارم منفجر میشم
    دلم پره
    به کی بگم
    به هر کی بگم من رو مسخره میکنه

  12. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 تیر 90 [ 16:00]
    تاریخ عضویت
    1390-3-20
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    79

    تشکرشده 79 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    همزمان با پی گیری مسایل مشاوره و اصلاح زندگیتون، با یک وکیل صحبت کنید. برای داشتن مدارک و دلایل کافی.

    اگر شما احتمالا بخواهید جدا شوید، با توجه به عدم تمکین نیمی از مهریه به همسرتون تعلق نمی گیرد. اما مساله این جاست که با توجه به سابقه ازدواج قبلی همسرتون، ممکن است اثبات عدم تمکین کمی سخت باشد (چون باکره نیستند. هر چند پزشک قانونی به نظرم می تونه کمک کنه. اما بهتر است مطمئن شوید)

    در مورد آبروریزی و داد و بیدادهاش هم نگران نباشید. اون خانواده خودشون در جریان مسایل دخترشون هستند. یه چیزی این وسط هست که شما خبر ندارید. اونها خودشون می دونند.

    چرا مساله جدایی قبلی ایشون را پی گیری نمی کنید؟ چرا نمی رید همسر قبلیشون را ببینید؟ گذشت و صبر فرق داره با ندیدن واقعیت ها و به زور خودتون را قربانی کردن.

    رفتار خود شما هم کم عجیب و غریب نیست. کلا همه در این ماجرا عجیبند!! شما، همسرتون، خانواده اش ...

  13. 3 کاربر از پست مفید Eva تشکرکرده اند .

    Eva (جمعه 27 خرداد 90)

  14. #59
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    دوستان خوبم

    atila_1982 و m25teh

    از هر دوی شما به خاطر اینکه به من کمک میکنید ممنونم

    دوست خوبم آتیلا
    من خودم هم دارم به این نتیجه میرسم که با زور نمیشه که کسی رو خوشبخت کرد و خوشبختی رو نمیشه با زور به 2 نفر تحمیل کرد
    احساس میکنم هرچی تلاش میکنم به در بسته میخورم
    وقتی از حرف زدن با خانمم میترسم و فکر میکنم که هرچی بگم ممکنه که ناراحت بشه
    وقتی نمیتونم با خانم درددل کنم چه زندگیی میشه
    دلم پره و حالم هم خوب نیست فقط همین رو بگم که تو عشق و علاقه چیزی کم نزاشتم خوب بابا من رو نمیخواهد نمیتونه من رو دوست داشته باشه خودش میگه من یه بار تو زندگیم ضربه خوردم و نمیتونم به کسی اعتماد کنم
    خودش دوست داره جدا شیم اما نمیخواد از طرف اون باشه میخواد که از طرف من باشه که فردا خانوادش بهش سرکوفت نزنن
    یه دختر مثل خانمم نیازی به ازدواج نداره اصلا نیازی تو زندگیش نداره و نیاز های روحی و روانی و عاطفیش هم مرده و هیچ احساسی نداره دیگه برام مهم نیست که چی میخواد
    من هم به فکر خودم هستم که خودم رو بسازم آماده کنم و به فکر زندگی خودم باشم هرچند این شکست عاطفی روی من خیلی تاثیر منفی میزاره
    دوست ندارم عشق رو گدایی کنم
    من عشق یه طرفه نمی خوام
    و چیز های دیگه که حالم رو بد میکنه و نمیتونم بگم
    فعلا دارم فراموش میکنم

    احمد جان دوست عزیزم
    من از راهنمایی های خوبت استفاده میکنم و با این راهنمایی هات تا الان به من خیلی کمک کردی
    من رو با واقعیت های زندگی که گاهی هم به مزاج من تلخ بوده آشنا کردی
    من از شما ممنونم که برای درک واقعیت کمکم کردی
    من باز هم از راهنمایی شما استفاده میکنم و نسبت به مسائل مربوط به خانمم حساس نمیشم و میزارم همه چی روال عادی خودش رو طی کنه و من هم سعی میکنم که اتفاقات رو مدیریت کنم مثل احساسات خودم که کنترلش سخته اما آرومم میکنه
    امیدوارم که مشکلات همه دوستان و در آخر مشکلات من ختم به خیر بشه


    نقل قول نوشته اصلی توسط Eva
    همزمان با پی گیری مسایل مشاوره و اصلاح زندگیتون، با یک وکیل صحبت کنید. برای داشتن مدارک و دلایل کافی.

    اگر شما احتمالا بخواهید جدا شوید، با توجه به عدم تمکین نیمی از مهریه به همسرتون تعلق نمی گیرد. اما مساله این جاست که با توجه به سابقه ازدواج قبلی همسرتون، ممکن است اثبات عدم تمکین کمی سخت باشد (چون باکره نیستند. هر چند پزشک قانونی به نظرم می تونه کمک کنه. اما بهتر است مطمئن شوید)

    در مورد آبروریزی و داد و بیدادهاش هم نگران نباشید. اون خانواده خودشون در جریان مسایل دخترشون هستند. یه چیزی این وسط هست که شما خبر ندارید. اونها خودشون می دونند.

    چرا مساله جدایی قبلی ایشون را پی گیری نمی کنید؟ چرا نمی رید همسر قبلیشون را ببینید؟ گذشت و صبر فرق داره با ندیدن واقعیت ها و به زور خودتون را قربانی کردن.

    رفتار خود شما هم کم عجیب و غریب نیست. کلا همه در این ماجرا عجیبند!! شما، همسرتون، خانواده اش ...
    سلام
    اتفاقا خودم هم همین نظر رو دارم که برم در مورد همسر سابقشون یه تحقیقاتی انجام بدم و علل جدا شدنشون رو بپرسم چی بوده و حداقل خودم بدونم جریان از چه قرار بوده

    در مورد عجیب غریب بودن من هم که شکی نیست اگر عجیب غریب نبودم که اینهمه مشکلات رو تحمل نمیکردم و باز هم به حل شدن و درست شدن مشکلات امیدوار نبودم

  15. کاربر روبرو از پست مفید mta تشکرکرده است .

    mta (جمعه 27 خرداد 90)

  16. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    اتفاقا خودم هم همین نظر رو دارم که برم در مورد همسر سابقشون یه تحقیقاتی انجام بدم و علل جدا شدنشون رو بپرسم چی بوده و حداقل خودم بدونم جریان از چه قرار بوده

    در مورد عجیب غریب بودن من هم که شکی نیست اگر عجیب غریب نبودم که اینهمه مشکلات رو تحمل نمیکردم و باز هم به حل شدن و درست شدن مشکلات امیدوار نبودم

    سلام
    خوبی مرد میدان

    قبل از همه بیایید باری دیگر محیط رو برای خودمون تعریف کنیم : اینجا محیطی هست که ما می آییم و مشکلات خانوادگیمون رو مطرح میکنیم و از هر کسی که شاکی هستیم مطرح میکنیم و پرونده رو باز میکنیم . درست در همین بازگشایی پرونده هست که اولین نفر خودمون متهم میشیم و جهت رسیدگی به ادامه پرونده اول باید خود را معرفی کنیم . ایرادات و مزیت های خودمان را مطرح کنیم . تجربه کسب کنیم و بزرگ شویم و در انتها میرسیم به پرونده ای که در ابتدا باز کرده بودیم . آنجاست که نتیجه را می گیریم .

    mta در مورد ازدواج قبلی همسرتون تحقیق لازم نیست . بنا رو بگذار که همسرتون خوب یا بد بوده و جدا شده . این تحقیق برای قبل از نامزدی مفید بوده نه حالا که بدردت نمیخوره و فقط و فقط بار فکری که داری رو بیشتر و بیشتر میکنه و اتفاقا مسیر خودسازیت رو کلا عوض میکنه و بیشتر اذیت میشی .

    در مورد عجیب غریب بودن شما هم اصلا عجیب غریب نیستی . تو هم مثل من یک انسان هستی با ضعف ها و قوت هایی که داری و ما همه اینجا هستیم تا تعادل رو در خودمان به روز رسانی کنیم . حالا بعضی ها در کوهستان 40 روز تنها میشینن و فکر میکنن و تصمیم می گیرن و شما اومدی اینجا داری فکر میکنی و تصمیم میگیری .

    در مورد شروع ازدواجت با این خانم هم اصلا به هزار دلیل اشتباه با ایشون ازدواج کردی . خب همسرت هست نمیتونیم که منکر این قضیه بشیم ، ایشون چه انسان با کرامت باشه چه انسان وحشی ( با عرض معذرت ) همسر شما هست علی الحساب . پس زیاد تمرکزت رو به خوب یا بد بودن معطوف نکن و اندکی تامل کن .

    در مورد اتفاق روز پدر هم که اصلا به خودت فشار نیار . در شان خودش رفتار نشون داده . تو هم در شان خودت رفتار نشون دادی . به جای روز پدر که نرفتی همین فردا یه دست گل و شیرینی و هر چی که میتونه خانواده خودت رو خوشحال کنه بخر و با افتخار برو خونه پدری و کلی کیف کن . اصلا خودت رو ناراحت نکن . مثل یک مرد پاشو برو یک ساعت خوش با خانواده خودت خلق کن و برگرد به خونه خودت .

    به خانمت هم نه زنگ بزن نه چیز دیگه که خیال خودت رو راحت کنی که حرص الکی به بانک خودت تزریق نکنی . بشین با خودت آروم یه گفتگوی کوچیک بکن و تصمیم بگیر به یک دختر کوچولوی بی سرپرست در یکی از شیرخوارگاه ها محبت کنی و محبتت رو خالی ایشون کن بدون اینکه حتی کسی بفهمه .

    یه مثالی یکی از دوستان برای من زد که مثال قشنگی هست من هم برای شما میگم :

    میگفت پدر بزرگش میگفت : گاهی هوا ابری میشد و مردم چشم به آسمان داشتن که خدایا آیا بارون میباره یا نمی باره ، سه چهار ساعت میگذشت و هنوز مردم این سئوال رو میکردن و به فکر این بودن که آیا با این هوای ابری بارون می باره یا نمی باره و اخرش هم یا می بارید یا نمی بارید .
    میگفت : مرد باید مثل اون هوای ابری باشه . جوری برخورد کنه که همه بگن خدایا آیا می باره یا نمی باره ، کی می باره .
    حضرت علی ع می فرماید : مرد تا سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد .

    خب فدای احساس تو ، احساسی هستی ، احساسی باش . حتی من به تو توصیه میکنم احساسی که داری رو برای خدا خرج کن . برای یه گیاه کوچولو خرج کن . اینکه تو منبع انرژی هستی هیچ ایرادی نداره اتفاقا یاد بگیر احساساتت رو عادلانه تقسیم کنی . در حق حتی یه گیاه کوچولو احساساتت رو ببخش و بیشترش هم کن .
    من هم احساسی هستم مگه ایرادی داره ؟ من الان توی خونه یه گل یاس دارم که هر روز باهاش حرف میزنم و احساسی برخورد می کنم .
    با ماه شب ها نگاه میکنم و کلی با همدیگه حرف میزنیم .
    وقتی سوار ماشینم میشم دست میکشم روش و میگم تو چطوری رخش من .
    وقتی مورچه میبینم باهاش کلی حرف میزنم و خدا قوت بهش میگم .
    وقتی یاکریم میبینم که نشسته روی تخم اش و داره نگهداری میکنه و میگه هو هو هو ، حرف میزنم و میگم جیگرتو چقدر ناز نشستی .

    دیدت رو وسیع کن و تا میتونی دور دست ها رو ببین اما همزمان حواست باشه که زیرپاتو هم ببینی .


    حالا بقیه میگن من دیوونه و احساسی و عجیب ام ؟ خب بذار بگن .

    من نمیگم زنت رو نگه دار و طلاق نده درست میشه یا زنت رو طلاق بده و این زندگی زندگی بشو نیست . من میگم زندگی خیلی وسیع تر از یک زن هست و تو باید انقدر قوی باشی و باهوش که بتونی با هر موضوعی شاهانه رفتار کنی چه در بخشش چه در تنبیه چه در تشویق چه در امر و در نهی .

    مهم نیست که امروز کجا قرار داری مهم اینه که اگر امروز رو ته دره ای فرض کنیم میخواهیم که با کمک همدیگه تو برسی به قله کوه و در این مسیر هم همراه و همدرد تو هستیم .

    من خودم بهت قول میدم که در آینده زندگی گذشته ات رو نکوبم توی سرت و نگم که داری شعار میدی . و فوقش اگه کسی هم اومد و این کار رو کرد با قدرت تمام از لحظه لحظه انتخاب هات لذت ببر و هیچ وقت پشیمون نشو پس با همت و جدیت برو جلو و با هر بادی دیواری که در حال ساختن اون هستی رو اجازه نده خراب بشه . حتی اگه شهرداری اومد دیوارت رو خراب کنه با قدرت دفاع کن و بدون که این دیوار امروز تو آشیانه فردای تو خواهد بود .

    دوستت داریم

    آروم باش و کنترل ذهنت رو در اختیارت بگیر
    یامولاعلی

  17. 7 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (سه شنبه 26 مهر 90)


 
صفحه 6 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.