عزیزم منم مثل تو یک بار قبلا عقد بودم و الان بار دوممه
اولش فکر می کردم بمیرم سرم بره هم نباید به جدایی فکر کنم و این فکر توی رفتارهام انعکاس پیدا می کرد و شوهرم و خانواده شوهرم هم مشتبه شده بودند که آره هر جوری که باشه سابینا تحمل می کنه، ولی بعد به خودم گفتم نه، سابینا کالا نیست که دست اول و دست دوم باشه، هر کی یه سرنوشتی داره سرنوشت سابینا هم این بوده و فک و فامیل اول برن به زندگی خودشون برسن بعد بیان برای من حرف در بیارن، احساس کردم سابینا لیاقتش بیشتر از اینه و لزومی نداره بسوزه و بسازه، اینا رو نمی گم که فردا بری بگی طلاق می خوام، اینها رو می گم که لونلی هارت بدونه که ارزشش بیشتر از این حرفهاست و آبرو با طلاق گرفتن از بین نمیره، اینو گفتم که لونلی هارت محکم تر باشه و اعتماد به نفسشو ببره بالا، چرا که اگر خودت به خودت ارزش ندی هیچکس بهت ارزش نمی ده
عزیزم غرض من از گذاشتن این فیلم این نبود که بدی شوهرت ببینه، خواستم بگم که میتونی لو بدی این مثلا استاد وسواس خناس رو و مثل این میکشنش به دادگاه و پدرشو در میارن، شهر هرت که نیست!!!
یه موردی هم هست که میخوام بهت بگم، ببین عزیزم در حال حاضر این استاد عین یه غده سرطانی چسپیده به زندگی شما و چشم و گوش شوهرت رو بسته، الان شاید اگر تو طلاق هم بگیری شوهرت عین خیالش نباشه، چون از خود بی خود شده و الان نمیدونه داره چیکار می کنه، انگار افسونش کردن
لونلی ناراحت نباش ولی من چند بار بهت گفتم که اول شر این استاد رو از سرت کم کن بعد به مشکل خودت و شوهرت برس، این استاد عمرا نمیذاره آب خوش از گلوی شما پایین بره و شوهرت رو شدیدا تحریک می کنه، نمیدونم چه نقشه ای داره ولی خوب به نفعشه که شما از هم جدا بشید و برای همین داره تموم زورشو می زنه، پس اینقدر منفعل نباش، الان تو این یکی دو ماهی که اومدی تالار علنا قدمی برای زندگیت بر نداشتی، اومدی و شکایت کردی و ما هم گوش دادیم، ولی تو باید قدم بر داری، اینطوری چیزی حل نمیشه، بازم بهت می گم که نترسی و به وجود این غده سرطانی توی زندگیت عادت نکنی ( استاد) اول باید شر استاد رو از سر زندگیت کم کنی و شوهرت هم نباید بفهمه قضیه زیر سر تو بوده









علاقه مندی ها (Bookmarks)