به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    سلام شانل جان
    عزیزم به خود رسیدن که خوبه، ما رو ترسوندی فکر کردیم چه کار می خوای بکنی.
    من حدس می زدم که شوهر شما یکمی حسود باشه،
    در هر حال به نظر من تغییرات خیلی زیاد نباشه بهتره، برای صحبت در مورد این مسائل بعدا هم فرصت داری.

  2. کاربر روبرو از پست مفید lonely sky تشکرکرده است .

    lonely sky (شنبه 24 اردیبهشت 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 اردیبهشت 90 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1389-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,583
    سطح
    22
    Points: 1,583, Level: 22
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست


    سلام
    شوهرم قرار فردا بیاد خونه اگه خودم یا دخترم بهش بگیم نرو و بمون به نظر شما منت کشی و یا اینکه فکر کنه من از پس خودم بر نیومدم حساب نمیشه ؟
    چیکار کنم بیخیال باشم یا نه یک کاری کنم میدونم اگه بهش بگم بمون میمونه ،لطفآ بگید کدوم درسته

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    شانل جان نظر من رو می خوای اصراری توی این قضیه نکن، اگر دوست داری بمونه بهش بگو ولی اصلا اصرار نباشه، بذار خودش تصمیم بگیره نه اینکه احساس کنه مجبور شده.
    ممکنه خودش هم دوست داشته باشه بمونه ولی منتظر چراغ سبز از طرف تو هست، در هرحال اگه چراغ سبزی هست بهش نشون بده.
    موفق باشی.

  5. کاربر روبرو از پست مفید lonely sky تشکرکرده است .

    lonely sky (شنبه 24 اردیبهشت 90)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 اردیبهشت 90 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1389-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,583
    سطح
    22
    Points: 1,583, Level: 22
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    سلام
    دلم خیلی گرفته دیگه نمیدونم باید چیکار کنم گریه کنم آروم باشم بزنم تو سر خودم بخندم چیکار کنم دارم دیووووووووووووووونه میشم.
    امروز شوهرم اومد خونه اولش فقط سلام کردیم و صحبتی نکردیم فقط با دخترم حرف میزد و کمی باهاش بازی کرد دخترم ازش جدا نمیشود نشسته بود تو بغلش تکون نمیخورد همش پاپا پاپا میکرد،من غذای مورده علاقشو درست کرده بودم و وقتی آوردم سر میز به دخترم گفتم به پاپا بگو بیاد غذا بخوره اولش گفت نه نمیخورم که با اسرار دخترم اومد غذارو خورد بعداز نیم ساعت گفت من دیگه برم خداحافظ که من به دخترم گفتم برو جلوشو بگیر نظر پاپا بره طفلی دختر کوچولوم رفت با اسرار جلو در واستاد گفت نمیزارم بری اما اون میگفت میرم ولی دوباره میام بهت سر میزنم،بعدش من رفتم بهش گفتم این بچه گناه داره اینقدر اسرار میکنه بخاطر اینم شده نرو اینجا خونی خودته دوست داری بری یا بمونی با خودته من مجبورت نمیکنم اما با رفتنت هیچی عوض نمیشه و از مشکلاتمون کم نمیکنه و بعد با اسرارهای مجدد دخترم گفت باشه همین امشب فقط میمونم ولی فردا میرم که اومد داخل و شروع به صحبت کردم و براش توضیح دادم که همه این شکاکیت تو فقط یک سوء تفاهم هستش کلی گریه افتادم گفتم من زندگیم دخترم تورو دوست دارم آخه چرا باید برم دنباله کسه دیگه ای و کلی صحبت کردم که بفهمه اشتباه راجبه من فکر میکنه اما مرغ یک پا داره و اون از حرفه خودش کوتاه نمیاد و میگه دروغ میگی و همیشه چشمت دنبال مردای دیگه هست وخیلی مغرور میگفت همیشه فکر میکردم که جدایی از تو برام خیلی سخته اما حالا میبینم که اصلآ اینطور نیست من الان دارم خیلی راحتر از زمانی که با تو بودم زندگی میکنم خیلی خیلی مغرور شده من تاحالا شوهرمو اینطوری ندیده بودم میگفت آبروی منو بردی همه منو دستبند زده دیدن حالا فکر میکنن چه جنایتی کردم خلاصه سره حرف خودش موند و من هم بهش گفتم حالا که اینطوره و نمیخای کوتاه بیای بهتره بری انگار منتظره این بود که یکی بهش بگه برو و سریع بلند شد لباساشو جمع کردو رفت حالا از همگی خواهش میکنم نظرتونو بگین چیکار کنم چه تصمیمی بگیرم چه راهه حلی واسه مشکلم دارین به نظاره شما شوهرم واقعن داره میره که بره یعنی طلاق!!!!!!! پس این زندگی بچه تکلیفش چی میشه ؟یا شاید هم میخواد منو بترسونه و زهرچشم بگیره که من دیگه از این غلطا نکنم لطفآ رااااااااااااااهنمائی کنید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سر م درد میکنه دارم خل میشم

  7. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    سلام خانم عزیز،

    از اینکه در این مدت این اتفاقات برای شما افتاده متاسفم.

    اینکه شوهر شما شکاک است و همینطور شما را کتک زده چیزی نیست که بشود به راحتی از آن گذشت.

    و همینطور اینکه شوهر شما را پلیس دستبند زده و برده، باعث شده شدیداً غرور او شکسته شود و روی او تاثیر بسیار منفی بگذارد.

    من در جایگاهی نیستم که بخواهم قضاوت کنم که کار شما صحیح یا غلط بوده.

    من فکر می کنم شما در شرایط بسیار سخت و حساسی هستید.
    خیلی مواظب دخترتان باشید.
    از روی عصبانیت هیچ تصمیمی نگیرید. همینطور سعی کنید کاملاً احساسات خود را کنترل کنید و منطقی باشید.

    واقعاً بهترین کار این است که حضوری پیش یک مشاور بروید.
    کمک کردن به شما در این شرایط از طریق یک سایت مجازی آسان نیست.

    موفق باشید

  8. 2 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (یکشنبه 25 اردیبهشت 90)

  9. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    عزيزم

    از ديد من و به نظر من

    شما اشتباه كرديد كه وقتي همسرت به درخواست شما و دخترت پاسخ مثبت داد و شب را تصميم گرفت در كنار شما و دخترش بماند با طرح مشكلات در زماني نامناسب فراري داديد .

    به هر ترتيب او يك پله و يك قدم جلو آمده بود اما با ايجاد تنش از سمت شما او باز اقدام به خروج از خانه كرد .

    پس او يك قدم سهم خودش را برداشت اما شما ...!

    حال يك سئوال باقي مي ماند . همسر شما هميني است كه مي بينيد و شما در پي كسب ازادي هايي هستي كه فكر مي كني توسط او از شما گرفته شده است و مي خواهيد به آن آزادي ها دست پيدا كنيد . نتيجه ي اين كارها چه خواهد بود ؟!

    تا مدتها دخترت را جلو بيندازي تا از پدرش درخواست ماندن كند و شما با طرح حرفها و مسائل و مشكلات در زمان نامناسب و به شكل نامناسب و ...او را متواري كني ؟!
    آيا نمي توانستي در آن شب به جاي طرح مشكلات فضايي را ايجاد كني كه به همسرت تلنگري بخورد و به ياد داشته هاي قشنگ زندگي اش بيفتد و در نهايت جذب شما و زندگي و دخترش و ارزش هايش بشود و بعد به مرور و با كمك گيري از مشاور طي زمان به نتيجه ي مطلوب و دلخواه آزادي در حدي كه متعارف است دست پيدا كني ؟!


    شما بايد تكليفت را اول از همه با خودت روشن كني . شايد متوجه نباشي كه در درون خودت چي مي گذره و براي چي اين جوري شد . اما شما هم كم تر از همسرت اشكال رفتاري و مهارتي و هدف پنهان و ....نداري .

    تكليفت را با خودت روشن كن

    مي خواهي برگردد يا مي خواهي او نباشد و جدا شوي ؟!

    اگر مي خواهي برگردد بايد با سياست و درايت از مهارتها و توانايي هايت طي زمان بهره ببري و درغير اينصورت با توجه به اينكه در خارج از كشور زندگي مي كنيد كارتان به جدايي خواهد كشيد .

  10. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 24 اردیبهشت 90)

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    شانل جان ناراحت شدم که این مشکل پیش اومده.
    دختر خوب باید می ذاشتی یک مدت احساس راحتی کنه توی خونه، بعد سر فرصت باهاش صحبت می کردی.
    گفتنش راحته ولی ذهن ما زنها طوریه که نمی تونیم ناراحتی رو مخفی کنیم و باید هر چه زودتر حلش کنیم، گاهی زمان مناسب رو برای صحبت با طرف مقابل انتخاب نمی کنیم. زمانی که شما انتخاب کردی مناسب نبوده ولی نگران نباش باید مهارتها رو در خودت تقویت کنی. فکر می کنم خیلی به شوهرت وابسته هستی و زندگیت رو دوست داری.
    پس باید در عین اینکه خواسته های خودت رو مطرح می کنی برای برگردوندنش تلاش زیادی کنی، کار آسونی نیست ولی شدنیه. شاید هم مجبور بشی برای برگردوندن دوبارش از بعضی خواسته هات بگذری!!! در این مورد هم با خودت فکر کن.
    موفق باشی

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 اردیبهشت 90 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1389-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,583
    سطح
    22
    Points: 1,583, Level: 22
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    با سلام به همه عزیزانی که به تاپیک من سر زدن و با من همدلی و همدردی کردن و منو تو این غربت تنها نگذاشتن
    آنی عزیزم از شما کمال تشکر رو دارم که وقت با ارزشتونو گذاشتید و پست منو خوندید با همین چند خط کوتاه که نوشته بودید خیلی تونستید منو کمک کنید ومن کمی با خودم واقع بینانه ترفکر کردم و به اشتباه خودم پی بردم، در این مدت که من این تاپیکو گذاشتم خیلی از دوستای مهربون و نازنینم منو دلداری و راهنمایی کردن و من صمیمانه ازشون ممنونم ،اما متاسفانه هیچ کدام ازکارشناساهای محترم تالار نیومدن ومنو راهنمایی نکردن که باید چیکار کنم (البته من این عزیزان را درک میکنم که سر زدن به همه تاپیکها کار ساده ای نیست ) ولی منم نمیدونستم که وقتی شوهرم میاد باید چه رفتاری داشته باشم چی بهش بگم فقط سعی کردم آروم باشم و براش صادقانه توضیح بدم که سوء تفاهم پیش اومده و کلی حرفای دیگه که متاسفانه همسرم قبول نکرد و خیلی خودخواهانه گفت از اینکه خونه نیستم خیلی راضی هستم و آرامش کامل دارم و منم وقتی دیدم اینطوری هستش بهش گفتم پس برو همون جای که بهت آرامش میده و اونم رفت. فکر کردم همون موقع خیلی وقته خوبی هست واسه صحبت چه میدونستم میزنم همچیرو خرابتر میکنم.
    خواهش میکنم منو راهنمایی کنید من میخوام زندگیمو نگه دارم ولی بشرط اینکه همسرم دست از این رفتار زشتش برداره و با هم دوباره زندگی خوبی داشته باشیم .
    من اصلآ از این سیاستها و مهارتها و توانایهای زنانه که گفتید سر در نمیارم و هیچکدومو بلد نیستم اصلآ نمیدونم کی باید حرف بزنم چی باید بگم چه رفتاری کنم کجا مهربون باشم کجا از حق خودم دفاع کنم کجا ناز کنم کجا خشن باشم ......
    به طور خلاصه:اصلآ سیاست و مهارته زنانه یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با چی میخورنش ؟غذا هستش یا یک نوع بازیه یا باید بذارمش تو جیبم.
    من خودم قبول دارم که کمی مغرور هستم و بضی جاها که باید کوتاه بیام و دسته نوازشی به سر همسرم بکشم و آرومش کنم نکردم چون بلد نیستم ...شوهرم گاهی وقتا بهم میگه تو مثل سنگ میمونی سختی احساست شبهه مردهای مغروره این غروره تو مال یک مرد هستش نه زن خوب من هم دسته خودم نیست نمیدونم چطور خودمو عوض کنم که کمی لطیف بشم اصلآ جای دلبری کردن واسه همسر چه وقتی هستش بخدا نمیدونم بهم بگید راهنمایی کنید لطفآ ممکنه زندگیمو از دست بدم بعد میدونم پشیمون میشم از اینکه نتونستم کاری واسه زندگیم بکنم.
    من حتی تو روابطه زناشویی هم کمی سرد شدم چون همسرم زیاده خواه هست و من توانایی پاسخگویی به نیازه او را ندارم بخاطره همین هم بعضی وقتا از من دلگیر میشه میگه تو خیلی نسبت به من سرد شدی و منو دوست نداری که فکر میکنم این موضوع هم بر میگرده به همون مهارتها و سیاستهای زنانه که اصلآ در من وجود ندار.
    از تمام کارشناسای محترم تالار و مدیریت محترم خواهش میکنم بیاید نظراتتونو بگید و منو به بهترین شکل ممکن راهنمای کنید.

    بینهایت سپاس گذارم

  13. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: شوهرم از خونه رفته و حاضر به بازگشت نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel
    ....ولی منم نمیدونستم که وقتی شوهرم میاد باید چه رفتاری داشته باشم چی بهش بگم فقط سعی کردم آروم باشم و براش صادقانه توضیح بدم که سوء تفاهم پیش اومده و کلی حرفای دیگه که متاسفانه همسرم قبول نکرد و خیلی خودخواهانه گفت از اینکه خونه نیستم خیلی راضی هستم و آرامش کامل دارم و منم وقتی دیدم اینطوری هستش بهش گفتم پس برو همون جای که بهت آرامش میده و اونم رفت. فکر کردم همون موقع خیلی وقته خوبی هست واسه صحبت چه میدونستم میزنم همچیرو خرابتر میکنم.
    عزيزم سلام

    خوشحالم از اينكه تصميم گرفته اي با دقت و مهارت بيشتري از توانايي هايت استفاده كني و چاشني اگاهي را هم به آن اضافه كني . پس نويد بهاري موفقيت در راه است .

    و اما

    تو بايد باور كني كه در اولين گام صبوري فاكتور خيلي مهمي است براي اينكه بتواني پرچم پيروزي را به دست بگيري . در مورد بالا كه قبلا توضيح دادم عجله كردن و بي مهارتي در گفتگو و عدم كنترل احساسات دروني را خوب فهميدي.
    حالا بيا و باور كن كه اگر تو بتواني صبوري كني و از عجله كردن پرهيز كني خيلي اتفاقات خوب خوب در راه خواهد بود . ضمن اينكه به خودت باور داشته باش و از چندين زاويه هميشه به مسائلت نگاه كن و احساسات را درتصميم گيري براي مسائل مهم زندگي كنار بگذار . به اين دليل كه ممكن است باز به نقطه اي برسي و نداني كه بايد چگونه برخورد كني و چه بگويي و كسي هم دم دست نباشد تا مشورت كني و احساسات منفي متاسفانه در اينگونه مواقع مخرب است .


    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel

    خواهش میکنم منو راهنمایی کنید من میخوام زندگیمو نگه دارم ولی بشرط اینکه همسرم دست از این رفتار زشتش برداره و با هم دوباره زندگی خوبی داشته باشیم .

    در اولين گام ياد بگير كه شرطي زندگي نكني .
    شوهرت هميني است كه مي بيني .
    قرار نيست او تغيير كند قرار است تو تغيير كني . اگر تو خودت بتواني تغيير كني او هم يك تغييراتي خواهد داشت . به تغييرات 180 درجه اي او هم دلت را خوش نكن . يك تغييراتي . دقت كن كه چي گفتم . ( حالا اگر ميزان اين تغييرات بيشتر شد برو و كيف كن )


    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel
    من اصلآ از این سیاستها و مهارتها و توانایهای زنانه که گفتید سر در نمیارم و هیچکدومو بلد نیستم اصلآ نمیدونم کی باید حرف بزنم چی باید بگم چه رفتاری کنم کجا مهربون باشم کجا از حق خودم دفاع کنم کجا ناز کنم کجا خشن باشم ......
    ياد مي گيري . نگران نباش . همين تالار آدم را استاد مي كند به لحاظ آگاهي . برو مطالب مختلف را بخوان و محدود به تاپيك خودت نباش .



    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel
    به طور خلاصه:اصلآ سیاست و مهارته زنانه یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با چی میخورنش ؟غذا هستش یا یک نوع بازیه یا باید بذارمش تو جیبم.

    هيچكدام از اين ها نيست . قدري خرد را چاشني امورات روزانه كه بكني و افسار احساسات را در دست داشته باشي . مسائل تا حد زيادي حل مي شود و معجزات آن را در خواهي يافت . خيلي هم با واژه ي سياست زنانه موافق نيستم . انسان از زن و مرد براي پيشبرد مثبت زندگي نيازمند خرد و انديشه و مهارت و به كار گيري از توانايي هاي سازنده ي خود است .




    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel
    من خودم قبول دارم که کمی مغرور هستم و بضی جاها که باید کوتاه بیام و دسته نوازشی به سر همسرم بکشم و آرومش کنم نکردم چون بلد نیستم ...شوهرم گاهی وقتا بهم میگه تو مثل سنگ میمونی سختی احساست شبهه مردهای مغروره این غروره تو مال یک مرد هستش نه زن خوب من هم دسته خودم نیست نمیدونم چطور خودمو عوض کنم که کمی لطیف بشم اصلآ جای دلبری کردن واسه همسر چه وقتی هستش بخدا نمیدونم بهم بگید راهنمایی کنید لطفآ ممکنه زندگیمو از دست بدم بعد میدونم پشیمون میشم از اینکه نتونستم کاری واسه زندگیم بکنم.
    من حتی تو روابطه زناشویی هم کمی سرد شدم چون همسرم زیاده خواه هست و من توانایی پاسخگویی به نیازه او را ندارم بخاطره همین هم بعضی وقتا از من دلگیر میشه میگه تو خیلی نسبت به من سرد شدی و منو دوست نداری که فکر میکنم این موضوع هم بر میگرده به همون مهارتها و سیاستهای زنانه که اصلآ در من وجود ندار.
    از قضا من بر خلاف همسرت فكر مي كنم كه تو زن بااحساسي هستي اما احساسات منفي ات را افسارش را ول كرده اي و افسار احساسات سازنده ات را سفت چسبيدي تا در نرود

    بيا و تصميم بگير كه برعكس عمل كني . يعني آنجاهايي كه توي برجك شوهرت مي زني

    مثل



    نقل قول نوشته اصلی توسط shanel
    بهش گفتم پس برو همون جای که بهت آرامش میده و اونم رفت.

    را كنترل كن و به خودت نهيب بزن كه توي برجك ديگران زدن نتيجه ي غير سازنده دارد و طرف رم مي كند و از دستم در ميرود و تو تجربه هاي خوبي از اين قضيه داري برعكس عمل كن .

    در تالار بچرخ و چند روز سكوت كردن را تمرين كن و در اين زمان سكوتي كه داري در تاپيكهاي مختلف و راهنمايي ها بگرد و نكته برداري كن و تصميمات جديدي را براي زندگي ات بگير .


    براي سردي ات در رابطه بايد مثل زن امروزي بروي دكتر و از دكترت كمك بگيري و مسائل را با يك متخصص در ميان بگذاري . حال از دكتر زنان شروع كن و اگر به جواب مناسب نرسيدي با مشاورت اين مسائل را در ميان بگذار كه بسياري از مشكلات زندگي ات و گيرهايي كه همسرت به تو مي دهد شايد به دليل همين مشكلاتي باشد كه در پاراگراف اخر آورده اي .








  14. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 26 اردیبهشت 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.