مو طلایی، شاپرک، سابینا و جویای عزیز متشکرم.
امروز تلفن زدم و کم و بیش از حرفهاشون متوجه شدم که ای میل خونده شده اما کسی جواب نداده و فعلا کمی خونه خلوته. امیدوارم همه جدی بگیرند و مامان باز دلش نسوزه و بگه یک ساعته، یه روزه ... اگه یه ماه محکم وایسن حل می شه.
به هر حال من که دیگه به اون خونه برنمی گردم. خونه ی مستقل می گیرم. ولی به نظرم بهتره که آدم واضح خواسته هاش را بگه. من هم سعی کردم شجاع باشم و با رعایت ادب خواسته هام را مطرح کنم. تا ببینیم خدا چی می خواد.
از همه ممنونم.







علاقه مندی ها (Bookmarks)