سلام.
اینکه دوستان میگن پری فقط برای نیازهاش به سمت شما میوموده قبول. اما شما هم به همین دلیل به سمت اون جذب شده بودید. اصلا دوست داشتن، قسمت عمده ایش نیاز شخصیه. و این طبیعیه.
ولی مساله اینجاست که توی دوستیتون شما پایبند موندید و اون پایبند نموند. این جمله هزار بار توی این سایت تکرار شده که در دوستی هیچ تعهدی نیس. طولانی شدن زمان دوستی و اینکه از دختر بخواید همه خواستگاراش رو به خاطر شما رد کنه تا شما پا پیش بذارید، کار خیلی سختیه برای یه دختر. مخصوصا که باید از پدز مادزش هم پنهان کنه. بنظر من صبرش تموم شده. و خب دانشگاه هم مزید بر علت شده.
شما نمیدونید توی این موقعیت ممکنه توی ذهن یه دختر چه چیزایی بیاد. راجع به اینکه ممکنه خانوادش قبول نکنه و شاید توانایی مقابله و به نوعی مبارزه رو توی خودش نبینه. اینکه اگه هم مبارزه کرد و موفق شد، شاید دیگه از اون حمایتی که هر دختری بعد از ازدواج از خانوادش انتظار داره، محروم بشه.یا سر هر بحث کوچیکی توی دوران متاهلیتون(که خیلی طبیعیه و توی زندگی همه هست) به خودش بگه اگه با فلانی ازدواج میکردم اینجوری نمیشد اون فلان اخلاق بد رو نداشت. (هرچند که بعد ازدواج این مقایسه ها اساساً غلطه)همه اینا رو با خودش فکر میکنه
و بعد هم به شما فکر میکنه. که الان داغید و الان خیلی جوونید. چند سال بعد ازدواج که همه چی عادی شد و شما تازه به سن ازدواجتون(بین بقیه ی هم سناتون) رسیدید، نکنه زندگیم تهدید بشه و از هم بپاشه. و مشکلاتی از این دست پیش بیاد.
اینا میاد که دو دلش میکنه. سردش میکنه و با حرفاش سعی میکنه شما رو هم سرد کنه.
درکل، اگه پری سرد نشده بود، با اینکه کمی ریسک داشت(بخاطر سن) بهتون پیشنهاد میدادم که به خواستگاری برید و با تحقیق بیشتر و احتیاط هر چه زودتر کار رو رسمی کنید.(اینم بخاطر این بود که حد رو نگه نداشتید و صمیمیت رو بیش از حد پیش بردید) اما الان اگه به زور مجبورش کنید بمونه، امروز نره فردا میره. چون فکر میکنه توی وضعیت بدی هست که بیرونش، یه عالمه وضعیت خوب منتظر خوشبخت کردنشه.
البته اینا یه سری نظر شخصیه. و با اطلاعاتی که شما دادین برداشت کردم. بازم شاید از نظر شما که به جریان نزدیک تر هستید، یه جاهایی رو اشتباه قضاوت کرده باشم.
امیدوارم که بتونید درست ترین کار رو انجام بدین توی این مرحله از زندگیتون

علاقه مندی ها (Bookmarks)