به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 19 از 26 نخستنخست ... 91011121314151617181920212223242526 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

  1. #181
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 13 بهمن 91 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    582
    امتیاز
    6,583
    سطح
    53
    Points: 6,583, Level: 53
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 574 در 212 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن عزيزم سلام!
    از لحظه اي كه متن فرشته و حرفهاي بچه ها رو تالار با ناباوري دنبال كردم تا رسيدم اينجا همينطوري دارم گريه ميكنم!
    ميدونم بايد دلداريت بدم ولي كلامي براش پيدا نمي كنم. چه خوب حرفاتو در دنباله تاپيك قبليت نوشتي تا دوستاني كه جديد اومدن هم بدونن كه از دست دادن آرماني كه براي شما تواون شرايط سخت يه هديه الهي بود و همه براي اومدنش خوشحال بوديم چقدر سخته!
    اميدوارم خدا بهت اميدواري بده و خودش با يه صبر زيبا و يه هديه الهي ديگه مثل همين آرمان عزيزت شاد و غير منتظره دوباره شور و زندگي را به شما و اميد برگردونه!عززم اين يه اتفاقه خودت يا اميد را سرزنش نكن!و دوري از شما دونفر هيچ دردي را دوا نمي كنه...ديگه نميدونم چي بگم
    اين گلام از راه دور براي آرمان عزيز كه الان پيش خداست!

  2. 10 کاربر از پست مفید niloofar 25 تشکرکرده اند .

    niloofar 25 (شنبه 30 بهمن 89)

  3. #182
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 شهریور 95 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1388-4-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,901
    سطح
    54
    Points: 6,901, Level: 54
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    372

    تشکرشده 369 در 128 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام خانومی باور کن از دیروز که تاپیکتو خوندم واقعا اشک ریختم خیلی مقاوم ، صبور و عاقل و فهمیده هستی واقعا بهت غبطه میخورم بخاطر شخصیت عالی که داری
    از نظرمن تمام ناراحتیهاتم بازخورد جریانات بدی بودهکه برات اتفاق افتاده و حتی سر سوزن از شخصیت والای تو کم نکرده بخاطر از دست دادن پسر کوچلوت خیلی ناراحت شدم.امیدوارم که خدا صبر بیشتری بهت بده.
    در ضمن خیلی دوست داریم زمانی که انشاالله حالت بهتر شد از این دوسالی که نبودی برامون بگی .داستان زندگیت واقعا درس بزرگی به من داد

  4. 8 کاربر از پست مفید پرناز تشکرکرده اند .

    پرناز (شنبه 30 بهمن 89)

  5. #183
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن عزیزم سلام

    چه طوری خانومی؟ ... چقدر خوب تونستی به خودت مسلط بشی... آفرین ... وقتی آرمان مامانش رو اینقدر مقاوم و با اراده می بینی چقدر خوشحال میشه

    خوش به حالش که مادری چون تو داره ... هر چی بشه ... هر اتفاقی که بیفته تو مادر آرمان هستی و آرمان همیشه در کنارت هست

    چقدر خوب کردی که با امید صحبت کردی ... ببین چقدر آرام شدی... اون سنگینی سکوت بینتون شکست

    روزن عزیزم
    امید عشق ازلی و ابدی ات ، مطمئنا خیلی دوستت داره می دونم که خودت خیلی خوب می دونی
    امید خودش رو مسئول تو و زندگی میدونه
    خیلی تحمل کرده
    روزن عزیز اگه تو ده ها میلیارد بار زیر این غم فقدان شکستی امید بیش از تو شکسته
    چون خودش رو مسئول میدونسته و میدونه

    مردها هم احساساتی هستند حتی بیشتر از زنها اما بروز نمی دهند ... مسلما خود تو هم بارها به ارمان کوچولو گفتی که مامانم تو مردی ... مردها که قوی هستند

    امید هم همون مرد قوی هست که الان بسیار شکننده شده
    شاید خودش رو سرزنش می کنه که خنده رو از روی لبانت گرفته

    مهسا جان می دونم که کار سختی هست ... واقعا سخته
    تو خودت الان بینهایت نیاز داری کسی در آغوشت بگیردت و بهت دلداری بده
    خودت الان حساسی و دلتنگ

    و بدان امید الان بیش تر از تو به وجودت نیاز داره
    به اینکه تو در کنارش باشی

    نذار این مدت که از هم دورید بینتون فاصله بیندازه
    سخت هست ولی امکان داره ... با زبان بهش گفتی که آغوشت به رویش باز هست و منتظرش هستی

    هر موقع که مناسب دیدی واقعا او را در آغوش بگیر ....

    مهسا اگه می تونید دوتایی با هم برید مسافرت ... به یه جای دور ... تا کمی در کنار هم باشید...
    واسه تمدد اعصاب ... واسه اینکه یه تغییر توی روحیه تون پیدا بشه

    نمی دونم الان هم چیزی رو هنوز مقصر می دونی یا نه

    اتفاقی است خیلی تلخ که پیش اومده ، هیچکسی هم جز امید و روزن نمی تونن آن رو بسازند

    امید و روزن در کنار هم معنا پیدا می کنند


    و یه چیزی

    همونقدر که روزن احتیاج داشت که از زبان امید بشنوه که

    من نمی تونم حرفی بزنم من تا آخر عمرم خودم رو نمی بخشم و به تو حق می دم که دیگه نخوای منو ببینی.
    نمی دونم چرا دوست داشتم به این حرفاش ادامه بده، نمی خواستم حرفاش رو قطع کنه، احساس می کردم باید این حرفها رو بزنه تا بتونم باهاش رابطه برقرار کنم،

    الان امید هم احتیاج داره که روزن بهش امیدواری بده و مطمئنش کنه که واقعا امید برای روزن همون امید قبل هست

  6. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), بالهای صداقت (شنبه 30 بهمن 89)

  7. #184
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    خیلی شرمنده ام که باعث ناراحتی شما شدم، اگه چاره ای بود این کار رو نمی کردم لطفا از من بگذرید و منو ببخشید.
    این دو روزه که برام مثل دو سال گذشت، بدون امید و آرمان بود، هر روز به علی آقا زنگ می زنم و حال امید رو می پرسم اون هم منو در جریان همه چیز می ذاره. البته می گه امید خیلی تو خودشه و زیاد صحبت نمی کنه، خیلی سعی کرده امید رو بخندونه اما موفق نشده و برای همین گذاشته که این دوره رو سپری کنه.. یه اتاق کامل رو در اختیارش گذاشته، کلید خونه رو بهش داده و گذاشته به حال خودش باشه.
    چیزی که امیدوارم کرد این بود که می گفت هر از چند گاهی عکست رو از توی کیفش بیرون میاره و بهت میگه که مهسا جان تحمل کن تا بتونم روی پام وایسم، جبران می کنم.. و از این جور حرفها میزنه.
    احساس می کنم خیلی بیشتر از قبل دوستش دارم، این قضیه باعث شده که کم تر به آرمان فکر کنم و دارم خاطراتی که با امید داشتم رو مرور می کنم و چون می دونم که میاد ته دلم خوشحاله و امیدوار می شم.
    می خوام وسایل آرمان رو جمع کنم اما نمی دونم کار درستیه یا نه، امید ناراحت نمیشه؟ نمی دونم لطفا راهنماییم کنید، مادرم گفت بده به یه خونواده ای که نیاز دارن اما دلم نمیاد، نمی دونم چی کار کنم..

  8. 18 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (پنجشنبه 08 اردیبهشت 90)

  9. #185
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام روزن جان


    حقيقتش شهامت دادن چنين پيشنهادي را نداشتم .بهترين تصميم را گرفتي اين كار فوق العاده است عزيزم . تو بايد جان تازه اي به زندگي بدهي و مسئوليت توست .

    زندگي را از اينجا شروع كن . اميد ناراحت نميشه . در واقع تو به او كمك هم مي كني كه وقتي بر مي گرده با محيط تازه اي رو به رو بشه و نور زندگي و جريان آن دوباره بر دلهاي شما دو نازنين تابيده مي شه . مطمئن باش . گلم . آفرين . به واقع آفرين به درايت و هوشياري ات .

  10. 13 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 09 اسفند 89)

  11. #186
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    ممنون از راهنماییت آنی جان، حالا چی کارشون کنم، میدونی میترسم اگه به کسی ندمشون هر از چندگاهی دلم هوایی بشه و برم سراغشون و دوباره گریه و زاری راه بندازم.
    آخه تصمیم گرفتم دیگه گریه نکنم، میخوام با این قضیه کنار بیام و یه زندگی جدید بسازم. اما دلم هم نمیاد که بدمشون بره، احساس می کنم آرمان رو ناراحت می کنم، من میخوام همچنان مادر آرمان بمونم، نمی خوام ناراحت بشه، شاید بگین خل شدم، اما نمی دونم چرا حس می کنم هنوز هم مادر آرمانم یعنی هنوز مادرم و نمی خوام بچه ام ناراحت بشه.

  12. 18 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (پنجشنبه 08 اردیبهشت 90)

  13. #187
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خیلی تنهام

    نه عزيزم

    اينجوري فكر نكن . تو هميشه مادر آرمان هستي و مادر خوبي هم براي او بودي و هستي و خواهي بود .

    ولي به نظرم بهترين كار همان پيشنهاد مامان است . رد كن بره . بگذار آرماني ديگر در جايي كه امكان خوابيدن بر تختي نرم نداره از بركت فرزندت استفاده بكند .

    به دور و بر خودت كه نگاه كني پر است از آرمانهايي كه حسرت داشتن يك اسباب بازي دارند . از عشق مادري ات و از عشق بچه ات ببخش به بچه ها ي ديگر .من مطمئنم آرمان با هر لبخند هر بچه اي خوشحالي خواهد كرد

  14. 15 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 21 اسفند 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  15. #188
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن جان بهترین تصمیم رو گرفتی ، واقعا یکبار دیگر برایم ثابت شد که تو اسوه صبر و استقامتی

    مطمئن باش آرمان خیلی خوشحال میشه ،اگر اینکار رو بکنی ، تو برای همیشه مادر آرمان می مونی ، چون یاد اون خیلی مهمتر از اسباب بازیهاش هست ، آرمان هیچ جایی نرفته ، اون تو قلبته ، تو تک تک سلول هات هست ، اون همیشه همراته

    روزن عزیزم خیلی خوشحالم برات که بازم داری پیروز می شی

  16. 14 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (دوشنبه 09 اسفند 89)

  17. #189
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: خیلی تنهام

    آفرین به شما مهساجان

    همیشه زندگیت مثال زدنی بوده و هست چون نمادی از ایستادگی هستی و از هیچ تلاشی برای ساختن زندگیت کوتاهی نمیکنی .


    خیلی خوشحالم که تونستی موقعیتی که همسرت در اون هست رو درک کنی ، اون برای اینکه بتونه زندگی خوبی در کنار شما داشته باشه باید از احساس گناه خلاص بشه . شما هم براش دعا کن و از پسرت بخواه که با قلب پاکش از خدا بخواد تا پدرش در این مرحله از زندگی موفق بشه و دوباره شادی به قلب پدر و مادر عزیزش برگرده .

    همونطور که دوستان گفتند تصمیم درستی گرفتی و خیلی خوشحالم که انقدر با انگیزه به زندگی خودت و امید و شاد بودنتون فکر میکنی .

    مطمئن هستم که آرمان کوچولو هم مثل ما از تصمیم مادر مهربونش خوشحاله و نمیخواد که دیگه هیچ چیز باعث ناراحتی و عذاب پدر و مادرش بشه . شما با رفتن وسایل آرمان از خونه ، مادریت رو از دست نمیدی و برای همیشه یک مادر هستی و آرمان هم از تصمیم شما خوشحال خواهد شد . اون بادیدن پدر و مادرش که شاد و خوشحالند ، خوشحال میشه و اونجا با آرامش بیشتری زندگی میکنه و یکی از فرشته های کوچولوی دوست داشتنی بهشت هست .
    اون در کنار خدایی که از پیش اون اومد و برای مدتی کنار شما بود خوشبخت تر از همیشه است .

    عزیزم تمام تلاشت رو برای عوض کردن فضای زندگیت بکن.

    دوستت دارم گلم

  18. 12 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (شنبه 30 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  19. #190
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array

    RE: خیلی تنهام

    صبر ...


  20. 10 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 09 اسفند 89)


 
صفحه 19 از 26 نخستنخست ... 91011121314151617181920212223242526 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.