به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 13 از 26 نخستنخست ... 34567891011121314151617181920212223 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

  1. #121
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز بوسش کردم و توی بغلم فشارش دادم، چقدر دلم براش تنگ شده، کاش یه خواب بود کاش از این خواب بیدار می شدم و می رفتم اون از توی تختش در می آوردم و بوش می کردم کاش سر کار نمی رتفم و پیشش می موندم کاش بیشتر باهاش بودم کاش بیشتر از بودنش لذت می بردم اصلا چرا اومد که بره وقتی راه رفتن رو یاد گرفت چقدر قه قهه می زد و از ته دل می خندید جرا این حرفها رو می زنم چرا باید بهش فکر کنم؟ کاش از یادم بره نمی خوام دیگه به خاطراتش فکر کنم کاش فراموشی بگیرم و دیگه چیزی یادم نیاد.. چقدر این حافظه مضخرفه
    ،

  2. 11 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (پنجشنبه 08 اردیبهشت 90)

  3. #122
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خیلی تنهام


    مي فهمم عزيزم

    فكر نمي كني اگر ارتباط خودت را با اميد در اين شرايط نزديكتر كني براي برون رفت از اين حال روحي به هم بيشتر كمك مي كنيد ؟!

  4. 8 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  5. #123
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 مهر 96 [ 01:42]
    تاریخ عضویت
    1388-9-11
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    6,415
    سطح
    52
    Points: 6,415, Level: 52
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 643 در 136 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام روزن عزیزم .

    کاملا درکت می‌کنم .از خدا می‌خوام بهت صبر بده .

  6. 10 کاربر از پست مفید pardis81 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), pardis81 (یکشنبه 24 بهمن 89)

  7. #124
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: خیلی تنهام

    عزیزم، این فکرو نکن. اون پاک پاک رفته. مگه اونایی که پاک میرن اونطرف، خدا بهشون وعده یه آرامش ابدی رو بهشون نداده؟
    نمیدونم چقدر باید بگذره، ولی زودتر باید با همسرت حرف بزنی. الان شماها فقط حال همدیگرو میفهمید. فرصت همدلی رو از هم نگیرید.

  8. 8 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), دختر مهربون (سه شنبه 26 بهمن 89)

  9. #125
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام روزن عزیزم خیلی متاسف شدم

    امروز تاپیک شما و فرانک اشکهای ما همدردی ها رو درآورد .

    میدونم خیلی برات سخته ، خاطراتش و عکساش ..... همه چی عذابت میده اما خودتو نباز تو مقاوم تر از این حرفا هستی .

    به همسرت هم فرصت دلجویی بده . اصلا چرا در کنار هم برای غم مشترکتون گریه نمیکنید. این شما رو بیشتر به هم نزدیک میکنه .

    انقدر خودت و خاطراتت رو سرزنش نکن و الان از خودت توقع نداشته باش که سریع همه چیز برات عادی شه . این حال تو طبیعی هست و نیاز به زمان داره تا بتونی هم خاطرات پسرت رو داشته باشی هم رفتنش رو باور کنی .

    شما سختی تو زندگی زیاد کشیدی و موفق بیرون امدی از سختی ها پس این بار هم امیدت به خدا باشه و بدون که هیچوقت بنده هاش رو تنها نمیگذاره .

    به خودش توکل کن و ازش بخواه بهت صبر بده .

    گریه کن اما هیچوقت آرزوی مرگ نکن . بدون که این هم مرحله ای از زندگی است و میگذره و تو هنوز فرصت های زیادی داری و برای سلامتی خودت و همسرت خدا رو شکر کن .

    عزیزم حتما به خود خدا پناه ببر که به قلبت آرامش بده .

  10. 12 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  11. #126
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن عزیزم با اینکه هنوز طعم مادر شدن رو نچشیده ام ولی میدونم چقدر سخته

    خیلی سخته ، نمی تونم خیلی راحت بگم میتونی فراموش کنی ، نه ، مرگ فرزند هیچوقت از یاد آدم نمیره ، ولی تو هنوز هم می تونی آرمان دیگه ای هم به دنیا بیاری ، البته نمیدونم الان با این حال روحی ، حاملگی ضرری برای
    بچه ات خواهد داشت یا نه؟ ولی مطمئن باش آرمان تازه ای میتونه هم یاد آرمان کوچولو رو تو دلت زنده کنه و هم شادی آرامش بخشی رو به خونتون هدیه بده

    روزن عزیزم ما اینجا همیشه با آغوشی گرم و باز پذیرای حضورت خواهیم بود ، ما رو مثل خواهر برادرات بدون ، و هر وقت احساس کردی میخوای درد دل کنی ، بیا و اینجا بازگو کن

  12. 10 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  13. #127
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    این چند وقته همه حرفامون در مورد آرمان بود، اینکه امروز چه کار جدیدی انجام داده، همه ی وقتمون با اون پر می شد حالا که نیست دیگه حرفی هم نداریم که با هم بزنیم، فقط یه سکوت مرگباره که گاهی با یه آه همراه میشه. دوست دارم زودتر سال دیگه بشه، اما سال دیگه با امسال چه فرقی می کنه؟ یعنی دیگه یاد آرمان نمی افتم؟ یا اگه یادش می افتم از شدت گریه نفسم بند نمی یاد؟ منتظرم امید باهام حرف بزنه اما هیچ حرفی نمی زنه فقط سلام و خداحافظ اگه یه چیزی می گفت اگه سر صحبت رو باز می کرد خیلی خوب بود، بعضی وقتها احساس می کنم که خیلی بی رحمه ولی بعد می بینم که اون هم توی شرایط خیلی بدیه شاید بدتر از من چون می دونم صد در صد خودش رو مقصر می دونه .
    نمی دونم با پیشنهادهای مسخره اطرافیانم چی کار کنم، یکیشون می گه یه بچه دیگه بیار، مگه بچه لباسه که سریع بخوام جایگزینش کنم؟ یکی میگه برین مسافرت، آخه مسافرت دل خوش می خواد، یکی هر هفته مهمونی دعوتمون می کنه و با اینکه ما نمی ریم باز هم به کارش ادامه می ده، یکی میگه خودتو مشغول کن، آخه مگه نمی دونن بچه یعنی جی که می گن خودتو مشغول کن، به چی مشغول کنم، خیلی مسخره اس، خیلی

    گل مریم جان ببخش منظورم شما نبود، من الان نمی تونم به یه بچه دیگه فکر کنم، احساس می کنم دارم خفه می شم.

  14. 12 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (سه شنبه 26 بهمن 89)

  15. #128
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خیلی تنهام

    مي فهمم روزن جان

    اما تو پيش قدم شو . با اميد ارتباط بگير . خودت را بينداز در بغلش .سرت را بذار روي شانه هاي او با هم گريه كنيد .

    لازم نيست حرف بزنيد . به وقتش حرف هم مي ايد و سر صحبت هم باز ميشه . اين يك شروع است . از اينجا شروع كن . تو مي تواني . من مطمئنم .

    در ضمن با يك بچه ي ديگر در اين شرايط مخالف هستم . بچه بستري آرام مي خواهد و در حال حاضر تو و اميد اين آمادگي را نداريد .

  16. 16 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  17. #129
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن عزیز این رو همیشه در نظر داشته باش که شما باز هم فرصت داری اما باید وقتی که شرایط روحیت مساعدتر شد فکر بچه باشی .

    عزیزم خودت به رابطت با همسرت کمک کن باهاش دردودل کن همین خاطراتی رو که اینجا به ما میگی برای اونم بگو و کنار اون برای غمت ناراحتی کن بگذار متوجه بشه که تو فقط ناراحت از دست دادن پسرت هستی و اون رو مقصر نمیدونی .

    اون الان دقیقا مثل شما که میگی کاش سرکار نمیرفتم و ........... داره خودش رو سرزنش میکنه که کاش درو میبستم کاش اصلا نمیرفتم بیرون کاش زودتر میبردمش و.......

    پس شرایط روحیش از شما هم بدتره و باید باهم نبودن پسرتون رو باور کنید و همینطور بپذیرید که در این اتفاق هیچ کسی مقصر نیست.

  18. 9 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  19. #130
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    نمی تونم دروغ بگم اما ته دلم حس بدی نسبت به امید دارم، هر چند عقل و منطقم می گه که اون بی تقصیره اما دلم ازش چرکین شده، بعضی وقتها دوست دارم بزنمش اونقدر بزنمش که خالی بشم، اما ته دلم دوستش دارم و نمی تونم نسبت بهش انقدر بی رحم باشم، یه دوگانگی خیلی بد محاصره ام کرده و همینه که نمی ذاره من پیش قدم بشم، میخوام ببخشمش اما با خودم می گم کاری نکرده که من ببخشمش اما اگه یه کلمه می گفت متأسفم همه چی تموم میشد فقط همین یه کلمه، اما شاید اون فکر می کنه که با این یه کلمه نمی تونه منو آروم کنه اما آروم میشم واقعا آروم میشم، احساس می کنم به من توجهی نداره، براش مهم نیست که من چی می کشم که این کلمه رو نمی گه، چرا نمی گه؟ نمی تونه بگه؟ چی فکر می کنه؟ به چی فکر می کنه؟ میخواد با زندگیش چی کار کنه؟ نمی دونم چه تصمیمی داره، خودمم نمی دونم چه تصمیمی دارم. کاش یه مدت از هم دور می شدیم تا بتونیم بهتر تصمیم بگیریم نمی دونم توی این شرایط خوبه که از هم دور بشیم؟

  20. 4 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    روزن (دوشنبه 25 بهمن 89)


 
صفحه 13 از 26 نخستنخست ... 34567891011121314151617181920212223 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.