درباره مشاور با محمد حرف زدم گفتم وقت گرفتم گفت نباید از مشاور مرد وقت می گرفتی تو نمی تونی باهاش راحت باشی و ...، من گفتم می بخشید زنان زایمان که نیست مشاوره چه فرقی داره؟ گفت نه تو باید با مامانت برای با با من، منم گفتم آخه مشاور جاهایی هست که تنها با مراجعه کننده صحبت می کنه اجازه نمیده مادرم بیاد داخل، خلاصه زیاد بحث نکردم گفتم باشه من وقتمو کنسل می کنم یه مشاور زن گیر میارم![]()
![]()









راستی امشب باز من نتونستم خودمو نگه دارم زنگ زدم بهش ، الکی آدرس پرسیدم، اونم آدرسو داد و خیلی ریلکس گفت می رم بخوابم ، منم گفتم حالا نرو، ولی اصرار داشت که بره وقتی گفت خداحافظ من دیگه گریه کردم و برای اینکه نفهمه گوشی رو گذاشتم، بعد دوباره زنگ زد و گفت چرا خداحافظی نکردی منم با بغض گفتم تو نشنیدی، فهمید دارم گریه میکنم ولی خیلی سرد گفت خداحافظ، منم گوشی رو گذاشتم و تا میتونستم گریه کردم تا یه خورده سبک شدم، بیچاره مامانم بیشتر از من عذاب می کشه، اومد نازم کرد و دلداری داد ...
این حس درون اون، چندین برابر بیشتره. شما از همسرتون توجه به زن دیگه ای رو ندیدین و میگین که مطمئن نیستین که او دوستتون داره، حالا اون از شما توجه به شوهر قبلی تون را دیده، 10 برابر بیشتر از شما ناامیده. با خودش میگه، همسرم از طلاقش پشیمونه و اگه به گذشته بر میگشت، با همون مرد میموند و شوهر قبلیشو به من ترجیح میده. 
این جاست که واجبه بری یه مشاور و سیر تا پیاز زندگی ات را از اول کنکاش کنی تا ببینی اصلا کجای کاری. 


علاقه مندی ها (Bookmarks)