به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 29 از 49 نخستنخست ... 9192021222324252627282930313233343536373839 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 290 , از مجموع 485
  1. #281
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آذر 89 [ 11:10]
    تاریخ عضویت
    1386-7-02
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    13,995
    سطح
    76
    Points: 13,995, Level: 76
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 507 در 236 پست

    Rep Power
    73
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    سیمین خلیلی یا همان سیمین بهبهانی از چهره های ماندگار و شاعر ارزنده و صاحب سبک درعرصه غزل فارسی و همچنین از زنان پیشرو و سنت ستیز معاصر است که در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان نیز فعالیت می‌‌کند و در کانون نویسندگان ایران نیز فعالیت دارد و مورد احترام تمامی اهل قلم و دوستداران شعر و ادب فارسی و فعالان سیاسی ایران است.
    او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به "نیمای غزل" معروف است. برخی از معروف‌ترین غزل‌های او با این ابیات آغاز می‌‌شود:
    شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا ندارد/ خشم است و آتش نگاهش، یعنی تماشا ندارد

    دوباره می‌‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش/ ستون به سقف تو می‌‌زنم، اگرچه با استخوان خویش


    آثار
    • سه‌تار شکسته (۱۳۳۰/۱۹۵۱)
    • جای پا (۱۳۳۵/۱۹۵۴)
    • چلچراغ (۱۳۳۶/۱۹۵۵)
    • مرمر (۱۳۴۲/۱۹۶۱)
    • رستاخیز (۱۳۵۲/۱۹۷۱)
    • خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰/۱۹۸۰)
    • دشت ارژن (۱۳۶۲/۱۹۸۳)
    • گزینه اشعار (۱۳۶۷)
    • درباره هنر و ادبیات (۱۳۶۸)
    • آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹)
    • کاغذین‌جامه (۱۳۷۱/۱۹۹۲)
    • کولی و نامه و عشق (۱۳۷۳)
    • عاشق‌تر از همیشه بخوان (۱۳۷۳)
    • شاعران امروز فرانسه (۱۳۷۳) ترجمه
    • با قلب خود چه خریدم؟ (۱۳۷۵/۱۹۹۶)
    • یک دریچه آزادی (۱۳۷۴/۱۹۹۵)
    • مجموعه اشعار (۲۰۰۳)



    نمونه اشعار سیمین بهبهانی :


    شلوار تا خورده دارد مردی که یک پا ندارد
    خشم است و اتش نگاهش یعنی :تماشا ندارد
    رخساره میتابم از او اما به چشمم نشسته
    بس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد
    بادا که چون من مبادا چل سال رنجش پس از این
    خود گرچه رنج است بودن (بادامبادا) ندارد
    تق تق کنان چوب دستش روی زمین مینهد مهر
    با انکه ثبت حضورش حاجت به امضا ندارد
    بر چهره سخت و خشکش پیدا خطوط ملال است
    یعنی با کاهش تن جانی شکیبا ندارد
    گویم که با مهربانی خواهم شکیبایی از او
    پندش دهم مادرانه گیرم که پروا ندارد
    رو میکنم سوی او باز تا گفت وگویی کنم ساز
    رفته است و خالی جایش مردی که یک پا ندارد



    نمونه ای دیگر :

    پیر ماه و سال هستم
    پیر یار بی وفا ، نه
    عمر می رود به تلخی
    پیر می شوم ،‌ چرا نه ؟
    پیر می شوی ؟ چه بهتر
    زود می رسی به مقصد
    غیر از این به ماحصل هیچ
    بیش ازین به ماجرا ، نه
    هان ،‌ چگونه مقصد است این ؟
    مرگ ؟
    پس تولدم چیست ؟
    آمدیم تا بمیریم ؟
    این حماقت است ، یا نه ؟
    زاد و مرگ ما دو نقطه ست
    در دو سوی طول یک خط
    هر چه هست ، طول خط است
    ابدا و انتها نه
    در میان این دو نقطه
    می زنی قدم به اجبار
    در چنین عبور ناچار
    اختیار و اقتضا نه
    نه ،‌ قول خاطرم نیست
    می توان شکست خط را
    می توان مخالفت کرد
    با همین کلام : با نه
    زاد ما به جبر اگر بود
    مرگ ما به اختیار است
    زهر ، برق ، رگ زدن ، دار
    هست در توان ما ؟ ، نه
    نه ، به طول خط نظر کن
    راه ، سنگلاخ سختی ست
    صاف می شود ، ولیکن
    جز به ضرب گام ها ، نه
    گر به راه پا گذاری
    از تو بس نشانه ماند
    کاهلان و بی غمان را
    مرگ می برد تو را ، نه
    گر ز راه بازمانی
    هر که پرسد از نشانت
    عابر پس از تو گوید
    هیچ ، هیچ ، کو ؟ کجا ؟ نه

  2. 5 کاربر از پست مفید 108 تشکرکرده اند .

    108 (دوشنبه 26 فروردین 87)

  3. #282
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 10 تیر 90 [ 00:55]
    تاریخ عضویت
    1387-1-04
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    4,361
    سطح
    42
    Points: 4,361, Level: 42
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    89

    تشکرشده 89 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    _روز یا شب
    _نه : ای دوست ، غروب ابدیست
    با عبور دو کبوتر در باد
    چون دو تابوت سفید
    و صداهایی از دور، از آن دشت غریب
    بی ثبات و سر گردان ، همچون حرکت باد

    _سخنی باید گفت
    سخنی باید گفت
    دل من می خواهد با ظلمت جفت شود
    سخنی باید گفت

    چه فراموشی سنگینی
    سیبی از شاخه فرو می افتد
    دانه های زرد تخم کتان
    زیر منقار قناری های عاشق من میشکنند
    گل باقلا، اعصاب کبودشرا درسکر نسیم
    میسپارد به رها گشتن از دلهرهء گنگ دگرگونی
    و در اینجا، در من ، در سر من ؟

    آه...
    در سر من چیزی نیست بجز چرخش ذرات غلیظ سرخ
    و نگاهم
    مثل یک حرف دروغ
    شرمگینست و فرو افتاده

    _من به یک ماه می اندیشم
    _من به حرفی در شعر
    _من به یک چشمه می اندیشم
    _من به وهمی در خاک
    _من به بوی غنی گندمزار
    _من به افسانهء نان
    _من به معصومیت بازی ها
    و به بهتی که پس از کوچه
    و به خالی طویلی که پس از عطر اقاقی ها

    برویم
    _سخنی باید گفت
    _جام یا بستر، تنهایی یا خواب؟
    _برویم ...
    در غروب ابدی /فروغ

  4. 5 کاربر از پست مفید hsh تشکرکرده اند .

    hsh (یکشنبه 25 فروردین 87)

  5. #283
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    سحرم دولت بیدار به بالین آمد
    گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

    قدحی در کش و سر خوش بتماشا بخرام
    تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد


    مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشا
    که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

    گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد
    ناله فریاد رس عاشق مسکین آمد

    مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی است
    ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

    ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
    که به کام دل ما آن بشد و این آمد

    رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
    گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

    چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
    عنبر افشان به تماشای ریاحین آمد

  6. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 25 فروردین 87)

  7. #284
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آذر 89 [ 11:10]
    تاریخ عضویت
    1386-7-02
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    13,995
    سطح
    76
    Points: 13,995, Level: 76
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 507 در 236 پست

    Rep Power
    73
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    حضرت مولانا جلال الدین محمد ( مولوی ) :

    جلال‌الدين محمد درششم ربيع‌الاول سال604 هجري درشهربلخ تولد يافت. سبب شهرت او به رومي ومولاناي روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونيه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نويسان وي درهنگامي كه پدرش بهاءالدين از بلخ هجرت مي‌كرد پنجساله بود. اگر تاريخ عزيمت بهاءالدين رااز بلخ در سال 617 هجري بدانيم، سن جلال‌الدين محمد درآن هنگام قريب سيزده سال بوده است. جلال‌الدين در بين راه در نيشابور به خدمت شيخ عطار رسيد و مدت كوتاهي درك محضر آن عارف بزرگ را كرد.
    در اينجا سخن از پارسای عاشق پيشه و پاكباز ؛ مجذووب و سرانداز و سوخته بلخ است كه سالها اسير بي دلان بود و به بركت عشق ترك اختيار كرد و سوزش جان را نه از طريق كلام بلكه بوسيله نغمه هاي ني بگوش جهانيان رسانيد؛ نواي بي نوايي سر داد و بلاجويان را به دنياي پرجاذبه و عطرانگيز عشق دعوت كرد و در گوش هوششان خواند كه در اين وادي مقدس ؛عقل ودانش را باعشق سوداي برابري نيست.جلال الدين محمد مولوي ،جان باخته دلبسته محتشمي است كه بي پروا جام جهان نما ي عشق را از محبوبي بنام شمس تبريزی در دست گرفت و تا آخرين قطره آن را مشتاقانه نوشيد .
    درسال672وجودمولانا به ناتواني گرائيد ودر بستر بيماري افتاد و به تبي سوزان و لازم دچار گشت و هر چه طبيبان به مداواي او كوشيدند و اكمل‌الدين و عضنفري كه از پزشكان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعي كردند، سودي نبخشيدتادر روزسه شنبه پنچم ماه جمادي‌الاخر سال672 روان پاكش از قالب تن بدرآمد و جان‌به‌جان آفرين تسليم كرد.
    اهل قونيه ازخردوبزرگ درتشييع جنازه ‌او حاضرشدند و حتي عيسويان و يهوديان در ماتم او شيون و افغان مي‌كردند. شيخ صدرالدين قونوي برمولانا نماز خواند و سپس جنازه او ا برگرفته و با تجليل بسيار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاءالدين ولد به خاك سپردند.


    آنان که به سر در طلب کعبه دویدند .................... چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند
    رفتند در آن خانه که بینند خدا را ....................... بسیار بجستند خدا را و ندیدند
    چون معتکف خانه شدند از ره تکلیف ................... ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند
    کی خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ؟............ آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

    ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
    معشوق همین جاست بیایید بیایید
    معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
    در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
    گر صورت بیصورت معشوق ببینید
    هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
    ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
    یک بار از این خانه بر این بام برآیید
    آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
    از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید
    یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید
    یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
    با این همه آن رنج شما گنج شما باد
    افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


    Oh people who have gone for Hajj. Where are you? Where are you?
    The Beloved is here (in the Heart). Come forth! Come forth!
    Since the Beloved is like a neighbour to you, wall to wall
    Why are you wandering in the desert, for what desire?
    If you gain the formless vision of the form of the Beloved
    Then you are at once the Pilgrim, the Kaaba, and the House yourself.
    One hundred times you have left from this house to visit that house
    For once climb from this house to the roof-top (heavenly summit)
    of the Beloved.
    If it be your intention to see that House of your Beloved
    First take to polishing the face of the mirror of your Heart

  8. 4 کاربر از پست مفید 108 تشکرکرده اند .

    108 (یکشنبه 25 فروردین 87)

  9. #285
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    تو به من خندیدی
    و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه
    سیب را دزدیم

    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلوده به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک
    و تو رفتی و هنوز
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم
    که چرا
    خانه کوچک ما سیب نداشت



    حمید مصدق

  10. 3 کاربر از پست مفید zeinab تشکرکرده اند .

    zeinab (دوشنبه 26 فروردین 87)

  11. #286
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 09 مهر 89 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    952
    امتیاز
    20,283
    سطح
    89
    Points: 20,283, Level: 89
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,946

    تشکرشده 1,965 در 675 پست

    Rep Power
    114
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن

    با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن

    زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن

    زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن

    مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت

    از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن

    دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار

    اين شرر از من مگير از نو سياه پوشم مكن

    چون صبا در جستجو خود به هر سويم مكش

    همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن

    اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز

    هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن

  12. 3 کاربر از پست مفید erfan25 تشکرکرده اند .

    erfan25 (دوشنبه 26 فروردین 87)

  13. #287
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    دربه در همیشگی
    کولی صد ساله منم
    خاک تمام جاده هاست
    جامهء کهنهء تنم
    هزار راه رفته ام
    هزار زخم خورده ام
    تا تو مرا زنده کنی
    هزار بار مرده ام
    شب از سرم گذشته بود
    در شب من شعله زدی
    برای تطهیر تنم
    صاعقه وار اومدی
    قلندرم، قلندرم
    گمشدهء دربه درم
    فرو تر از خاک زمین
    از آسمان فرا ترم
    قلندرانه سوختم
    لب از گلایه دوختم
    برهنگی خریدم و
    خرقهءتن فروختم
    هوا شدی نفس شدم
    تیشه زدی، ریشه شدم
    آب شدی، عطش شدم
    سنگ زدی، شیشه شدم

    تهی ز قهر کین شدم
    برهنه چون زمین شدم
    مرا تو خواستی این چنین
    ببین که این چنین شدم
    سپرده ام تن به زمین
    خون به رگ زمان شدم
    سایه صفت در پی تو
    راهی لا مکان شدم
    هیچ شدم تا که شوم سایه تو وقت سفر
    مرا به خویش تن بخوان به باغ آیینه ببر
    قلندرم، قلندرم
    گمشدهءدربه درم
    فرو تر لز خاک زمین
    از آسمان فرا ترم

  14. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (دوشنبه 26 فروردین 87)

  15. #288
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    شعری از حسین پناهی

    ازهیاهوی واژه ها خسته ام
    من سکوتم را
    از اوراق سپید آموخته ام
    آیا سکوت
    روشن ترین واژه ها نیست؟
    همیشه در خلوت
    مرگ را مجسم دیده ام
    آیا مرگ
    خونسردترین واژه ها نیست؟
    تا چشم گشودم
    از چشم زندگی افتادم
    شبی -شاید امشب
    زیر نور یک واژه خواهم نشست
    نام خونسرد معشوقه ام را
    بر حواس پنجگانه ام
    خال خواهم کوفت
    و هم زمان
    پایین آخرین برگ خاطراتم
    خواهم نوشت:
    پایان

  16. کاربر روبرو از پست مفید zeinab تشکرکرده است .

    zeinab (سه شنبه 27 فروردین 87)

  17. #289
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 آبان 91 [ 20:15]
    تاریخ عضویت
    1386-9-13
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    4,856
    سطح
    44
    Points: 4,856, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 51 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    این هم غزلی از آقای شفیعی کدکنی که با صدای استاد شجریان واقعا شنیدنی است...


    اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران
    بيداري ستاره در چشم جويباران
    آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل
    لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
    بازا كه در هوايت خاموشي جنونم
    فرياد ها برانگيخت از سنگ كوه ساران
    اي جويبار جاري ! زين سايه برگ مگريز
    كاين گونه فرصت از كف دادند بي شماران
    گفتي : به روزگاران مهري نشسته گفتم
    بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
    بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز
    زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران
    پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
    ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
    وين نغمه ي محبت بعد از من و تو ماند
    تا در زمانه باقيست آواز باد و باران

  18. کاربر روبرو از پست مفید آرش تشکرکرده است .

    آرش (چهارشنبه 28 فروردین 87)

  19. #290
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    هر روز دلم در غم تو زار تر است

    وز من دل بیرحم تو بیزار تر است

    بگذاشتیم٬ غم تو مگذاشت مرا

    حقا که غمت از تو وفادار تر است

  20. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (سه شنبه 25 خرداد 89)


 
صفحه 29 از 49 نخستنخست ... 9192021222324252627282930313233343536373839 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. سرد شدن نسبت به همسر بدلیل مشکلات زیاد
    توسط سناریا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 94, 18:34
  3. از اینکه خیلی زیاد عاشق شوهرمم خسته شدم چون مشکلات زیادی برام ایجاد کرده
    توسط مهشید93 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 15:23
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  5. استرس شدید -تنبلی زیاد -بی حوصلگی زیاد باعث شده همه اش بخورم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 23:06

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.