به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 دی 89 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-5-03
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    2,019
    سطح
    27
    Points: 2,019, Level: 27
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    135

    تشکرشده 139 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    عزیزم شما ظاهرا هنوز به اینکه ایشون برگردن و اوضاع مثل سابق بشه امیدوارید این امید هم به خاطر این هست که ایشون شما رو مستقیما ازخودش طرد نکرد و با تماس مجددش دوباره امید رو در دل شما به وجود اورد...ایشون شمارو در اوج ناباوری با یه دنیا امید و عشق تنها گذاشت و شما در یک شوک بسر میبرید شما نتونستید با خودتون کنار بیاید و پی جواب واسه سوالای بی جواب که ذهن شما رو درگیر کرده بهونه ای واسه دوباره از نو شروع کردنید شاید...!شاید!
    همه ی ما شرایط اینچنینی رو کم و بیش تجربه کردیم !وقتی با واقعیت روبه رو میشیم که دیره .... ما بازیچه احساس خودمون قرار میگیریم ..درست زمانی که عقل ومنطق رو قربانی احساس میکنیم میشیم بازیچه!
    اگه شما واسش مهم بودید هیچ وقت به سادگی از شما و احساس شما و عذاب وجدانی که ممکنه به خاطر کارایی که با شما کرده گریبانگیرش بشه نمیگذشت و خودش رو مسئول حال شما میدونست و کاری نمیکرد که شما وابسته بشید و بعد براحتی بره دنبال کارش..
    دلبستگیی بود که ایجاد شد و عواقبش این حال پریشون شما شد همچنان صبر پیشه کنید و خودتون رو غرق کار و درستون کنید تا فراموشش کنید و هیچ وقت به فکر این نباشید که فرصت دوباره بهش بدید و امید کاذب داشته باشید و سوالهایی که خودتون میتونید و میدونید چه جوابی بهش بدید رو جواب بدیدو ذهنتون رو بیشتر از این درگیر نکنید و اون رو به عنوان یک تجربه هر چند تلخ و طاقت فرسا در دفتر زندگیتون ثبت کنید...

  2. 2 کاربر از پست مفید darya1389 تشکرکرده اند .

    darya1389 (دوشنبه 04 مرداد 89)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    مريم جان
    ببينيد منم دوست سابقم ( عرفان ) اينجوري باهام برخورد ميكرد ، ما يه چند تا چيز مشترك با هم داريم
    1) آشنايي كه با اينترنت شروع شد و بعد هم تلفني و بعدم حضوري
    2) دروغهايي كه اون پسر گفته
    عرفان خيلي به من دروغ گفت و نزديك يك سال منو با دروغهاش بازي داد و وقتي من كاملا وابسته اش ميشدم و هر روز بيشتر از ديروز بهش علاقه مند ميشدم و منتظر روز خواستگاري اي ميشدم كه به اصرار من تعيين شده بود چون نميخواستم بيشتر از اين رابطه ي پنهاني باهاش داشته باشم ،‌اون بيشتر و بيشتر ازم فاصله ميگرفت تا اونجايي كه يك شب با خاطر اشتباهي كه پيش اومد همه ي دروغهايي كه تا حالا به من گفته بود رو فاش كرد و دليش هم براي دروغ گفتناش اين بود كه نميخواسته از دستم بده و واسه اين دروغ گفته ....ولي حالا به اين نتيجه رسيده كه بهتره جدا بشيم و ادامه ي رابطه به نفعمون نيست ..... خلاصه با بي رحمي تمام از من روي برگردوند و منو خورد كرد
    ازم جدا شد و خلاصه بعد از يك مدت برگشت نادم و پشيمان ،‌خلاصه اين بازي چند بار تكرار شد و در آخر وقتي من ميخواستم ازش جدا بشم و ميگفتم ديگه به من زنگ نزن و ارتباط ما تموم شده ،‌اون مثلا يك هفته زنگ نميزد ولي بعدش تماس ميگرفت و يه سوال بي ربط از من ميپرسيد راجع به مسائل ديگه ، مثلا چه ميدونم يه سوال اداري داشت اونوقت ميومد اون سوال اداري رو از من ميپرسيد و بعدش هم خداحافظي ميكرد ....


    عزيزم به نظر من اينكه اون بهت زنگ ميزده به خاطر همكاري و اينجور چيزها فقط يه بهونه اي بوده واسه اينكه دوباره سر صحبت رو باهات باز كنه و با تو رابطه داشته باشه
    و يه موضوعي كه ميخوام بهت بگم اينه كه به نظر من اون پسر به هر دليلي حالا يا مخالفت خانواده يا هرچيز ديگه نميخواد با شما ازدواج كنه ولي ميخواد با شما ارتباط دوستي داشته باشه

    مثلا من يادمه وقتي كه مادر و پدر عرفان و پدر و مادر من مخالفت كردند ، با وجود اينكه من واسه عرفان ميمردم و شب و روز گريه ميكردم اون بعد يك مدت كه از اين جريان گذشت كاملا ريلكس برخورد كرد و بهم گفت شايد من و تو نتونيم ازدواج كنيم ولي ميتونيم دوست باشيم ..... اونم ميخواست بدون اينكه به احساساتي كه قبلا راجع بهش داشتم فكر كنم ، باهاش يه ارتباط دوستي ساده داشته باشم
    ولي اين رابطه عملا امكان نداره به هيچ وجه آدم نميتونه با كسي كه توي خيالش فكر ميكرده يه زماني شوهرشه حالا يه ارتباط ساده داشته باشه مثل همكار .....

    خلاصه از اون اول هم قصدش چيزي به جز دوستي نبوده ، حالا شايد بعدش به من علاقه مند شد و تصميم گرفت ازدواج كنه ولي اونقدر علاقه اش زياد نبود كه در مقابل مشكلات ايستادگي كنه و خلاصه بگم به نظر من اين كارهايي كه پسر ها ميكنن منحصر به فرد يك نفر نيست و عموميت داره


    به نظر من اون به دنبال يه همدم ميگشته كه شمارو گير آورده و حالا وقتي سبك سنگين كرده ديده كه بهتره شما همون همدمش باشين تا اينكه بخواين همسرش باشين

    اينو بر اساس تجربه گفتم .....

  4. 3 کاربر از پست مفید حنان تشکرکرده اند .

    حنان (یکشنبه 10 مرداد 89)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 اردیبهشت 90 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1388-11-04
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    2,469
    سطح
    30
    Points: 2,469, Level: 30
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    نمی دونم واقعا جریان از چه قراری است، اما آقایان به چندین دسته ی مشابه هم تبدیل شدند ..
    من خودم پسر هستم، و کاملا این رو می تونم به خوبی درک کنم ..
    پسر در مرحله ی اول سعی بر این دارند که با گفتمان مسائل به خصوصی از قبیل مسائل شخصی، مشکلات زندگی و خانواده، اعتماد خود را به دختر اثبات کنند ..
    در این صورت دختر هم به احتمال زیادی به پسر اعتماد خواهد کرد، و در نهایت هر دو به هم نزدیک تر می شوند ..
    بعد از مدتی این نزدیکی به درصدی می رسد که به مسائل عاطفی و احساسی ختم می شود ..
    " من احساس می کنم بهت وابسته شدم، احساس می کنم می تونم درک ت کنم، من دوستت دارم "
    معمولا دختر خانم ها بعد از ابراز احساسات پسر ها، دست به افشای احساسات شان می زنند، و تنها در صورتی قبل از پسر احساس شان را افشا خواهند کرد که مدت زیادی بگذرد، و پسر زبان باز نکند ...
    با توجه به شرایط جامعه کنونی، برای رفع یک سری نیاز های روزمره سعی بر ایجاد رابطه های داغ با جنس مخالف دارند ..
    برای خود خیالاتی پوچ، و برای طرف مقابل دنیائی دورغین می سازند ..
    و ممکن است در این میان سوء تفاهمی به وجود آید، شاید پسر خیال ازدواج ندارد و دختر خیال باطل دارد ..
    اما در صورتی که در رابطه ای سخن از ازدواج و خواستگاری و آینده ی پس از ازدواج به میان آید، شرایط متفاوتی دارد ..
    در این مواقع کافسیت چند امتحان مخصوص از طرف مقابل بگیرید تا حساب کار دستتان آید و در دام دروغ های او اسیر نشوید و خیالبافی نکنید ..

    خانم های عزیز ...
    اگر پسری را پسند کردید، و علاقه ای به نسبت به او داشتید، احساس تان را به زبان آورید ..
    اجازه دهید طرف مقابل هم احساس ش را به شما بگوید ..
    این صحیح که برای اولین بار، و برای اولین شخص به زبان آوردن احساسات و عواطف درونی دشوار است ..
    اما تکلیف تان باید مشخص شود ...
    شاید او اصلا شما را دوست ندارد، و فقط به بودن تان عادت کرده است ؟
    اگر بعد از مدتی حرف از ازدواج و خواستگاری به میان آمد، مدتی را صبور باشید، به صحبت ها و اصرار هایش گوش دهید و بعد از مدتی به او بگویید اگر واقعا قصد ازدواج دارد با منزل تماس بگیرد و موضوع را با پدر یا مادرتان در میان بگذارد ..
    مطمئنا عکس و العمل ها متفاوت هست، ولی نکته ی مشابه این است که "آقایان مجرد از ازدواج با خانم هائی که ارتباطی به دور از چشم خانواده و بطور مخفیانه دارند، می هراسند"
    در دنیای ما فرهنگ ها متفاوت است، و مطمئنا فرهنگ ما ایرانیان هم برای همگان آشنا و آشکار است ...
    و به همین دلیل آقایان بعد از مدتی که در دام خیالات شما برای ازدواج اسیر می شوند، و می بینند که آشکارا شما با جدیت اصرار بر خواستگاری و ازدواج دارید، با بهانه هائی این چنینی "نباید بیشتر از به هم وابسته بشیم - از آینده رابطه می ترسم - نمی خوام برای خودت و خانواده ت مشکلی به وجود بیاد - این برای هر دو ما خوبه که از هم جدا بشیم، به نفع هر دو ما است " (مفهوم این بهانه ها ابراز پشیمانی از صحبت های قبلی شان می باشد)
    تلفن ها کمتر می شود، لحن صحبت برمیگردد، آتش احساسات سرد می شود ....
    در این میان چه کسی سنگین ترین ضربه را متحمل می شود ؟ .. خانم ...
    آقایان خوب می دانند که ضعف خانم ها احساسات سرشار آنهاست، و از این راه برای پیشبرد اهداف شان وارد می شوند ..
    خانم ها همیشه قربانی احساسات شان بودند، طبیعت آنها چنین شکل گرفته است ...

    تا حدودی صحبت هایم گویای مسائل بودند، امیدوارم که آنها را با دیدی باز و افکاری روشن بپذیرید ..

    به نظر شما این آقا من را بازی داده؟
    من واسش فقط سرگرمی بودم؟
    چرا 23 اردیبهشت زنگ نزد؟
    دوباره زنگ میزنه؟
    خواهر عزیز، مطمئن باشید اون آقای محترم برای شما نیست ..
    نکته ای که واضح است، این است که شما بیشتر از اون آقا، برای خودتون سرگرمی ایجاد کردید ..
    بهتر و عاقلانه تر این است که امیدوار نباشید، مگر اینکه معجزه ای رخ دهد

    نکته ی دیگری را یادم رفت در پست قبلی اضافه کنم ...
    آن این است که اگر بعد از مدتی که رابطه ای تمام شد، و پسر دوباره به بهانه ای با شما تماس گرفت، تماس ش را جدی نگیرید، امیدوار نباشید که او از روی پشیمانی با شما تماس گرفته است یا هنوز دوست تان دارد و دلش برایتان تنگ شده ..
    اگر حتی صحبتی که مبنی بر ابراز پشیمانی و ادامه ی رابطه از او شد، باور نکنید ..
    مطمئنا مدت زیادی به طول نمی انجامد که دوباره برود ...
    و معنای واقعی تماس دوباره او با شما در واقع "پنچر بودن زاپاس می باشد" تا مدتی را با شما سرگرم باشد ..
    مطمئنا شما با ارزش تر از اونی هستید که به عنوان یک اسباب بازی برای گذران اوقات فراغت کسی مورد استفاده قرار بگیرید ..
    پس هشیار باشید و با جوابی که خود می دانید چیست، به تماس پایان دهید .

    (از مدیر انجمن پوزش می طلبم که نتوانستم پست قبلی را ویرایش کنم، بنده چندین ماه پیش حق عضویت م را پرداخت کردم تا از امکانات تالار استفاده کنم، اما تا این لحظه عضو رسمی سایت ثبت نشده ام)

  6. 4 کاربر از پست مفید ASHES تشکرکرده اند .

    ASHES (سه شنبه 26 مرداد 89)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 شهریور 89 [ 12:16]
    تاریخ عضویت
    1389-5-24
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,141
    سطح
    27
    Points: 2,141, Level: 27
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    خواهر من مطمئن باش اون شمارو اصلا نمیخواست...کار خوبیم کرد که رفت...
    خود من هم تو رابطه ای که با یه دختر خانوم داشتم با اینکه نمیخواستمش اما انقد این دست اون دست کردمو دلم بهش به اشک و زاریاش سوختو کنارش موندم که آخر اون رفتو ضربشم من خوردم...............
    اگه اون آقا حسامم نمیرفت یه روزی شما میرفتیو ضربشم اون میخورد......
    خود من پشیمونم چرا تو دوستیم زمانی که التماس میکردو دنبالم اشک میریخت نذاشتم برم که امروز اون بره و من اشک بریزم........
    خیلی خوب شد که رابطتون اینطوری تموم شد.................
    برو و خداتو شکر کن.................................

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 مهر 89 [ 00:21]
    تاریخ عضویت
    1388-2-03
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    2,991
    سطح
    33
    Points: 2,991, Level: 33
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    بچه ها ممنون که کمک میکنید و بهم جواب دادید. بله شما راست میگید ، حق با شماست .من هنوز به برگشتش دارم. تقریبا مطمئنم که بر میگرده. اینقدر که از الان تمام اس ام اس هایی که وقتی زنگ زد می خواهم بهش بدم را آماده کردم.هر شب می خونم و ویرایشش می کنم. هر شب پیش خودم میگم اگه برگشت چی بهش بگم؟ چه جوری باهاش حرف بزنم؟ اصلا جوابش را بدم یا نه؟
    هر شب تمام رابطمون را مرور میکنم و پیش خودمم حرفاش را حلاجی می کنم.یک جاییش که میرسم میگم خیلی نامرد بود با من بد کرد. به یک جا دیگه که میرسم میگم دوستم داشت . مجبور بود .
    نمیدونم . دلم می خواست یک روز بلند میشدم و کاملا از زندگیم می رفت
    البته اینا باید بگم که هر چقدر که میگذره واسم عادی تر میشه. اما هنوز محبتش تو دلمه.
    دلم می خواهد اینم می رفت. تا دیگه منتظرش نبودم و مطمئن بودم که اگه روزی بر گرده ،دیگه بهش فرصت نمیدم.
    من یک اخلاق بدی دارم اونم اینه که زود می بخشم. یعنی زود همه چیز یادم میره. نه بگم حسام. کلا اینطورم. دیگه در مورد حسام که صد پله بدتر. میدونم اگه زنگ بزنه. اون لحظه تو دلم میگم حتما یک دلیلی واسه رفتنش داشته. همین طور که الان میگم. عقلم حرف شما را میزنه. اما این دلم.
    دلم میگه به خاطر تجربه قبلش می ترسیده بیاد جلو بهش بگی نه. واسه همین خواست شرکت بزنه که تو زیر دستش بشی. واسه اینکه از تو بالاتر بشه. ولی 23 اردیبهش شد و نتونست شرکت بزنه. واسه همین روش نشده زنگ بزنه.
    البته اینا بگم که آمارش را دارم که نتونسته شرکت بزنه. نتونسته مهیا کنه. خود شرکت زدن که کاری نداره . بعدش مهمه.
    نمیدونم. کمکم کنید تا در مورد حسام دل سنگ بشم.

  9. #16
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: آیا من بازیچش بودم؟

    بهتره از هر کاری که ذهن شما را متمرکز بر اون میکنه پرهیز کنی مثل همین اس ام اس آماده کردن براش .

    روزهای زندگیت را در یک انتظار بیهوده سپری نکن که نتیجه اش افسردگی خواهد بود . به خودت بیا و فراموشش کن و به زندگیت برس و برای خودت برنامه های مفید طراحی کن و به اجرای آنها مشغول شو . و هر وقت هم یاد اون سراغت اومد توقف فکر بده و اصلاً بهش فکر نکن .

    اوقاتت را پر کن و وقت خالی جز برای استراحت در حد نیاز نگذار .

    موفق باشی

  10. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 01 مهر 89)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. هزینه های مربوط به هدیه
    توسط سعید95 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 30 دی 96, 15:18
  2. باید جهزیه ام رو جمع کنم و برگردونم،حس بدی دارم
    توسط آرامش خیال در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 اسفند 94, 01:41
  3. روشهای کاهش هزینه های ازدواج
    توسط maryam123 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 22:41
  4. چالشهای فراراه گزینش همسر >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 08 اردیبهشت 91, 14:02
  5. همه ما بازیگریم
    توسط بهار.زندگی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 بهمن 90, 21:18

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.