به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 109

موضوع: مشکل جدی من

  1. #61
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    سخت نگیرید .

    زندگی کنید . قبل از شما هم انسانهایی بودند که تجربه ای مثل شما داشته اند اما نگاه کنید همه زندگی می کنند و از زندگی لذت می برند . کافی است که بخواهید .

    تا شقایق هست زندگی باید کرد !!!!

    یک مدت سخت است . اما باید خودتان به خودتان کمک کنید .

    مرور ایام و گذشت زمان فاکتور فراموشی و کمرنگ شدن است . این یک رسم و قاعده است . امروز قرار نیست حال شما خوب باشد . کم کم و به مرور همه چیز بهتر می شود .

    دیگر هرگز به این خانم زنگ نزنید و ارتباط خود را قطع کنید . از خودتان مراقبت کنید .

  2. 4 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (جمعه 07 خرداد 89)

  3. #62
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    درود

    من امروز شما را دوست دارم...

    من امروز عاشقت هستم...

    من برات می میرم....

    آره عزیزم من هم بدون تو هیچم...

    من عاشقانه دوستت دارم..

    فردا چه تضمینی هست که باز دوستم داشته باشی؟ یا دوستت داشته باشم؟!


    اگر حال را فدای گذشته ساختی.......بدان: آینده ای که در انتظار توست همان گذشته ایست که روزی حال بوده.

    اگه من بگم درکت می کنم بدون دارم دروغ میگم...هیچ کس نمیتونه درکت کنه.. ولی همدلی چرا که نه.

    ببین کاوه جان هیچ چیز آسان نیست از به دنیا آمدن تا مردن... اما می خواهم بدانم اگر بگویی او رفت با مردان دیگر دوست شده و جگر مرا کباب کرد او دیگر دوست نخواهد شد... یا از درد تو کاسته خواهد شد!!

    عزیزجان شعار هم نمیدم که اصلا اهلش نیستم ... بساز ...و همیشه یادت باشه هیچ تضمینی نیست. پس دل نبند... بساز همین.

    بدرود

  4. 3 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .


  5. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 مهر 90 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1387-5-05
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    3,917
    سطح
    39
    Points: 3,917, Level: 39
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    120

    تشکرشده 123 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    کاوره عزیز این نیز بگذرد اما:
    کسی روباید دوست داشته باشی که واسه دوست داشتنت ارزش قائل بشه
    تازمانی میتونی کسی رو دوست داشته باشی که بدونی لیاقت احساس قشنگتو داره

  6. کاربر روبرو از پست مفید meral تشکرکرده است .

    meral (جمعه 07 خرداد 89)

  7. #64
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 99 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-12-06
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    25,868
    سطح
    96
    Points: 25,868, Level: 96
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 482
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    743

    تشکرشده 1,065 در 185 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    سلام

    گاهی آخر کار در اول کار پیداست؛ اما نمی خواهیم باور کنیم.

    شما بهره خود را از این رابطه که مبتنی بر لذت بوده ، برده ای. و این رابطه بیشتر از این ظرفیت لذت بخشی را برای شخص شما نداشته است.



    اگر دیگران عبرت ما نشوند. زندگی ما مایه عبرت دیگران خواهد شد.

    متاسفانه گاهی ممکن است تجربه خود ما نیز عبرت خودمان نشود.

  8. کاربر روبرو از پست مفید غریب آشنا تشکرکرده است .

    غریب آشنا (جمعه 07 خرداد 89)

  9. #65
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 فروردین 90 [ 08:58]
    تاریخ عضویت
    1388-6-26
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    3,056
    سطح
    34
    Points: 3,056, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    تمام حرفها قشنگن و اصولا حرف زدن ساده ترین راهی است که پیش رو هر آدم درمانده ای هست ، گاهی وقتها به خودم می گم چقدر راحت میشه حرف زد !! راستی یعنی اینقدر راحت میشه یه آدم رو فراموش کرد ؟؟ من نمیدونم چه کسی اینجا مثل بوده ! چیزی که نمی تونم درک کنم حس آدمهاست ، واقعا بعضی آدمها هیچوقت ضربه نمی خورن چون مثل بادند هیچوقت دل نمی بندند ، خنده دار ترین کارم اینه که بشینم و بگم خدایی هم هست و بالاخره جواب بدیهارو خواهد داد . کدوم خدا ؟؟؟ طفلک پدر من که صبح تا شب گفت خدا خدا وضعش از همه دور و بریهاش بدتره !!! هرچقدر آدمها بدی کنن و رزو بروز حال و احوالشون بهتره و هرچقدر خوبی روز بروز پیر تر و شکسته تر می شن و در تمام عمرشون تنها به این فکر می کنن که یه لبخند مسخره تحویل بدن ، به من بدی شد تمام زندگیمو ازم گرفتن خونه ، ماشین حالا با یکی از پسرهایی که هیچ زحمتی برای بدست آوردنش نکشیده بود می خوابه و عشق می کنه و همینطور هم خواهد ماند شک نکنید و من روزی که زنگ خانه پدرم را زدم تنها یه کیف همراهم بود که تنها یه شناسنامه توش بود و من هم روز بروز اوضاعم بدتر خواهد شد .

  10. #66
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه
    تمام حرفها قشنگن و اصولا حرف زدن ساده ترین راهی است که پیش رو هر آدم درمانده ای هست ، گاهی وقتها به خودم می گم چقدر راحت میشه حرف زد !! راستی یعنی اینقدر راحت میشه یه آدم رو فراموش کرد ؟؟ من نمیدونم چه کسی اینجا مثل بوده ! چیزی که نمی تونم درک کنم حس آدمهاست ، واقعا بعضی آدمها هیچوقت ضربه نمی خورن چون مثل بادند هیچوقت دل نمی بندند ، خنده دار ترین کارم اینه که بشینم و بگم خدایی هم هست و بالاخره جواب بدیهارو خواهد داد . کدوم خدا ؟؟؟ طفلک پدر من که صبح تا شب گفت خدا خدا وضعش از همه دور و بریهاش بدتره !!! هرچقدر آدمها بدی کنن و رزو بروز حال و احوالشون بهتره و هرچقدر خوبی روز بروز پیر تر و شکسته تر می شن و در تمام عمرشون تنها به این فکر می کنن که یه لبخند مسخره تحویل بدن ، به من بدی شد تمام زندگیمو ازم گرفتن خونه ، ماشین حالا با یکی از پسرهایی که هیچ زحمتی برای بدست آوردنش نکشیده بود می خوابه و عشق می کنه و همینطور هم خواهد ماند شک نکنید و من روزی که زنگ خانه پدرم را زدم تنها یه کیف همراهم بود که تنها یه شناسنامه توش بود و من هم روز بروز اوضاعم بدتر خواهد شد .
    سلام کاوه

    "زندگی‌ عادلانه نیست پس بهش عادت کن"

    ای کاش به جای متهم کردن خدا، کمی‌ بیشتر فکر میکردی...

    خدایی که برای ما تعریف کردن، خدای واقعی‌ نیست...و تعریف ما از خدا اشتباه هست!
    و به همین دلیل، انتظار هامون از خداوند هم اشتباه هست!

    کاوه، خدای واقعی‌ قانون گذار هست...و قوانینی وضع کرده که اگر از آنها تخطی کنی‌، ضربه می‌خوری...مهم نیست چه کسی‌ باشی‌ یا چه کاره باشی‌! به همین سادگی‌...

    باور به چنین خدایی، سخت هست...حتی برای من، چرا که سالهاست به همان تعریف غلط عادت کرده ام...

    اما راستش، من اون خانوم رو عامل ضربه خوردن شما نمیدونم، بلکه خود شما رو مسول وضعیت حال شما میدونم...

    خدا همه کاری که از دستش بر میومد برای شما کرد، به شما عقل و اختیار داد...

    شما از این عقل و اختیار درست استفاده نکردی، انتخابت اشتباه بود و در نتیجه باختی، هزینه این باختت رو هم دادی و داری میدی...به همین سادگی‌...

    در مورد اون خانوم هم، کسی‌ که زندگی‌ با عشق واقعی‌ و تعهد رو درک نکنه، و با داشتن همسری که همه جوره براش مایه گذشته، میره با یه مرد غریبه تو شمال ویلا میگیره...لیاقت هیچ عشق پاکی‌ رو نداره...چنین زنی‌ از نظر من، تنها لیاقت هوس مردای بی‌ ارزشی مثل خودش رو داره...همین!

    بنابرین، اول اینکه، برای شما دیگه نباید مهم باشه با کی‌، کی‌، کجا می‌خواد بخوابه و عشق کنه، چون اون فرد به شما هیچ تعهدی نداره، همونطور که شما نداری...

    و دوم، به این شک نکن، روزی خواهد فهمید، کارهایی که کاوه از روی عشق و محبت براش کرد، هیچ مردی نمیکنه...

    البته نمیدونم، با خوابیدن با چند مرد دیگه و هزینه جسم و روحش به پای هوس چند مرد دیگه، به این نتیجه خواهد رسید...اما خواهد رسید، به این شک نکن...دقیقا به دلیل یکی‌ از همان قوانینی که خداوند وضع کرده...

    ارزش چنین زنی‌، بیشتر از ریختن روح و جسمش به پای هوس پسرانی چون خودش نیست...

    کاوه، این زن ارزش هیچ چیزی رو نداشت پس دیگر نه به خود او‌ نه به روابط او‌ با دیگران فکر نکن، به خودت فکر کن، سعی‌ کن کم کم روی پاهات بایستی، و به آینده فکر کنی‌..آینده در دست تو هست و هنوز کلی‌ زمان داری برای ساختنش...

    خدا رو شکر کن که از دست چنین زنی‌ رها شدی، و این بار اگر تصمیم گرفتی‌ احساست رو جایی‌ خرج کنی‌، درست بسنج تا عشقت رو به پای کسی‌ بریزی که لیاقتش رو داشته باشه...
    تا دیگر نه ببازی، نه هزینه سنگین باخت رو بدی...

    موفق باشی‌،

    کامران

  11. 5 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (جمعه 07 خرداد 89)

  12. #67
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    با درود

    سلامی دیگر کاوه جان

    چی شده عزیز... می خوای با هم از صبح تا شب چند تا پست بزنیم و از زمین و زمان بنالیم.

    بخدا من هستم اگر مایلی شروع کنیم. ولی آخرش چی؟

    هچی نه خدا صداتو می شنوه... نه بندش

    عزیزدلم کسی حالش برایت نخواهد سوخت حتی اگر در گوشه خیابان بدترین ناله ها را گویی تنها فرقش این است شاید قدری سبک شوی.

    کاوه کی مسئوله؟.........> او!!!!!

    به قول خودت ما آدم ها خوب بلدیم تنها حرف بزنیم آخه خرجی نداره برامون.

    پس بذار من هم چون مالیاتی بخاطر حرف هایم نمی پردازم بگم::

    ""اگر امروز بدحالی....
    ""اگر امروز بیماری....
    ""اگر امروز افسردگی...
    ""اگر امروز خیانت دیدی...
    ""اگر امروز دارایت بر باد رفته....
    ""و اگر امروز نتوانی او را از یاد بری....

    .................................................. ............ بدان همین فردا
    .................................................. .............در همین تالار
    .................................................. ..............با همین اعضاء
    .................................................. ............تاسف خواهی خورد
    .................................................. .............و پشیمان خواهی بود

    سال ها سال ها گذشته اند...تجربیات یکی یکی پشت سرهم...تو سختی زیاد کشیده ای... خوشی هم داشته ای...خوب بودی یا بد...بلاخره این سال های سال جمع شده و کاوه امروز را تشکیل داده. نمی خواهم در آینده نزدیک باز این تجربیات تلخ جمع شوند و "کاوه افسرده".. آینده ای را بسازد که جزء حسرت چیزی بر دلش نماند.

    آیا شکست عاطفی آسان است؟

    نه به همان خدایی که باور داری...آسان نیست. ولی زیاد سختش هم نکن. مدتی نالان خواهی بود مدتی عصبانی و مدتی...............

    اصلا فوق دنیا چیست؟ >> مرگ
    ارزش تو در چیست؟ تا هنگام مرگ که هیچ کس وقتش را نمی داند آقامانند زندگی کن. وسلام

    بدرود

  13. 3 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .


  14. #68
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: و تمام شد . . .

    اگر می خوای بفهمی چرا این اتفاق افتاد، این سوال خوبه. اما اگه می خوای بفهمی اون چرا این عکس العمل ها رو نشون داد، هیچ وقت به جواب نمی رسی و هیچ جوابی تو را قانع نمی کنه و فکر کردن بهش، فقط اعصابت رو خورد می کنه.

    توی یه شرایطی، لازمه آدم احساسات رو بگذاره کنار و فقط با منطقش زندگی کنه. شرایطی مانند شرایط شما.
    می دونی چرا؟

    فرض کن تو از شرایط موجودت ناراضی هستی (دقیقا الان تو). دو کار می تونی انجام بدی.
    1)شروع کنی غصه خوردن و اندوه ... بعد کم کم شرایطت رو عوض کنی
    2)بشینی حساب کنی. ببینی این شرایط باید عوض شه. بعد به سمت شرایط بهتر بری

    نتیجه دوتا کار یکی یه. از یه نقطه، به یه نقطه دیگه رسیدی. اما کیفیت زندگی، توی این دو روش متفاوته.

    یه مدت فکر نکن. فقط مثلا بدون که باید فلان پروژه رو انجام بدی. همین و بس. به این صورت زمانی که لازمه سپری بشه، به بهترین شکل و کمترین آسیب سپری می شه.

  15. کاربر روبرو از پست مفید reihaneh تشکرکرده است .

    reihaneh (چهارشنبه 12 خرداد 89)

  16. #69
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1387-10-24
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    13,263
    سطح
    75
    Points: 13,263, Level: 75
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 387
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    285

    تشکرشده 346 در 110 پست

    Rep Power
    33
    Array

    RE: مشکل جدی من

    سلام کاوه
    باید در شرایط بسیار سختی باشید صبور باشید .
    با تشکر از جواب دوستان لینک زیر می تواند به شما کمک کند


    ترمیم و التیام شکست عاطفی

  17. #70
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل جدی من

    میگین حرف زدن آسونه ولی من کاملا مطمئنم اگه عشقم حتی به لحاظ عاطفی و واسه مدت کوتاهی به من خیانت کنه محل سگش هم نمیزارم(در مثل مناقشه نکنید به مفهومش دقت کنید....)....دیگه از نظر من حتی لازم نیست غصه شو بخورم اینو جدی میگم....اگه کسی که دو سال باهاش زندگی کردم اونم نه یه زندگی یه طرفه بلکه از نوع خوبش ...به هر دلیل به من خیانت کنه......حتی ارزش زدن و فحش دادن هم نداره (کاری که خیلی از مردا در اینجور مواقع میکنن یا حتی زندگی شونو با یه قتل ناموسی خراب میکنن...)
    از نظر من در چنین صورتی معشوق من یه الاغی بوده رفته با الاغای دیگه قاطی شده...قاطی باقی الاغا...حسنش هم واسه من اینه که آزاد میشم شاید این بار یه آدم رو گیر آوردم..اون خدا رو هم شکر میکنم که زودتر ماهیت کثیف طرف رو بهم شناسوند....

    به قول حافظ:
    گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان...................نگهدار سررشته تا نگهدارد.
    معشوق من از همون لحظه ای که طناب رو میندازه دیگه معشوقه من نیست

    موفق باشید.


 
صفحه 7 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.