به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 18 نخستنخست ... 6789101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 179
  1. #151
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام
    بچه ها امروز خیلی آرومتر از روزهای پیشم یکم تونستم به خودم مسلط بشم
    آنی عزیزم ممنون از توضیحات خوب و کاملت خانومی من خیلی به حرفایی که اینجا بهم میزنی فکر میکنم و نظر همه تونو چند بار می خونم تا ملکه ذهنم بشه وقتی بهم گفتی احسان رو رهاش کن بزار نفس بکشه احساس کردم این حرف بوی حرفای خود احسان رو داره به طریق دیگه ای درسته من با رفتارهام کاری کردم که نه تنها اونو بدست نیاوردم بلکه حالت خفگی و محدودیت براش ایجاد کردم و باید این حالت رو خودم برطرف کنم


    دل عزیزم
    مامفرد بدون احسان شاید خیلی شکننده است و داره از همین قضیه ضربه می خوره حرفای احسان یه سیلی محکم بود که منو بیدار کرد یه روزایی بهش میگفتم احسان من بدون تو میمیرم بدون تو زندگی رو نمی خوام بدون تو اله بله و اون ناراحت می شد می گفت خودت باش انقدر خودتو تو من غرق نکن و همیشه وقتی من میگفتم احسان تو همه چیز منی و کلا می خواستم حرفای این مدلی بزنم به جای اینکه خوشحال بشه شاکی میشد و من بهش میگفتم تو خیلی بی احساسی من نمی تونم مثل تو سرد باشم و... ولی الان میبینم که چقدر اشتباه کردم من هر کاری می خواستم بکنم از اون نظر می خواستم هرچیزی که می پوشیدم می پرسیدم خوبه؟ خوشگل شدم؟ خوشت میآد؟ بهم میاد؟ دوستش داری؟ خوش گذشت؟؟ و انقدر این سوالا رو می پرسیدم که آخرش قاطی میکرد تو راست میگی من حل شدم تو احسان
    گل مریم گلم
    لحنت تندنیست عزیزم من ناراحت نمیشم و حرفات و قبول دارم
    من از اینکه احسان موقع س ک س خوب برخورد می کنه ناراحت نمی شم از اینکه اجازه نمیده چند لحظه آرامش باقی بمونه و سریع شاکی میشه ناراحت میشم بهتر همین جا پاسخ فیولوسارای عزیزم رو هم بدم
    خانومی من می دونم که حس و نیاز جنسی باید از بحث های دیگه جدا باشه و هیچ وقت هم چیزی رو از همسرم دریغ نکردم و باید بگم اون همیشه تو این مسئله مراعات من رو میکنه و اینکه من چه حسی دارم و ... براش خیلی مهمه و تا بحال یکبار هم نبوده که من از رابطه با همسرم ناراضی باشم چون اون خیلی حواسش به این مسئله هست مشکل من بعد از رابطه است
    زمانی که من نیاز دارم یکم آروم باهاش حرف بزنم ولی اون میگه حرفات کلافم میکنه بخواب و یا اینکه در نهایت شاکی می شه و داد و بی داد میکنه و....


    ودر مورد حرفای فرشته ی مهربان و محمد عزیز باید بگم که اگه می شد هزار تا تشکر میکردم چون دقیقا به نکاتی اشاره کردن
    که نیاز داشتم یکی برام جمع بندیش کنه و این دو عزیز این کارو خیلی ماهرانه انجام دادن خیلی ممنونم

    از آتنای عزیزم هم ممنونم بابت راهنمایی و امیدواری و دید مثبتش

  2. 8 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (سه شنبه 18 اسفند 88)

  3. #152
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    کتاب زنان شیفته را حتما بخوان

    www.hamdardi.net/thread-9866.html

    کتاب وابستگی متقابل
    کتاب وابستگی عاطفی

    هر دو کتاب به قلم ماری بتی را حتما بخوان

    کتاب وضعیت آخر

    به قلم توماس آنتونی هریس را حتما بخوان ( شاید این کتاب قدری سخت پیدا شود )


    همه ی این کتاب ها را می توانی از آدینه بوک تهیه کنی . آدینه بوک را در گوگل می توانی سرچ کنی و سفارش بدهی .

    ضمن اینکه مشاوره یادت نرود . هم خودت و هم احسان . اما به احسان با سیاست پیشنهاد بده . امروز هم نه . این پیشنهاد را باید به مرور بدهی و برنامه ریزی شده باشد که عصبانی نشود . اما خودت مشاوره را حتما شروع کن .

  4. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 18 اسفند 88)

  5. #153
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 92 [ 14:56]
    تاریخ عضویت
    1388-11-12
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,491
    سطح
    30
    Points: 2,491, Level: 30
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 83 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    نقل قول نوشته اصلی توسط mamfred

    اومدم تو اتاق روی تخت دراز کشیده بود م کنار خوابیدم بغلم کرد و گفت تو هنوزم منو مثل روزهای اول دوست داری؟؟؟ گفتم احسان این چه حرفیه من که همیشه روزی 10 بار بهت میگم دوست دارم بازم شک داری؟؟
    [color]گفت تو از من خسته شدی میدونم از بی حوصلگی هامو کلافه بودنم و عصبانیت هام خسته شدی
    می دونم که داری رفتارامو تحمل میکنی از این حالتت عصبانی میشم وقتی خودتو بخاطر می محدود میکنی وقتی من داد میزنم بد و بی راه میگم سکوت می کنی هیچی نمیگی تو باید جوابو بدی خودتو خالی کنی؟؟[/color]

    اصلا از حرفاش سر در نمی اوردم گفتم من نمی خوام پرده احترام بینمون پاره بشه اصلا تو امشب چت شده
    مگه من حرفی زدم ؟؟ کسی چیزی بهت گفته ؟؟
    گفت نه نیاز نیست کسی چیزی بگه [color]خودم دارم میبینم که داری زجر میکشی ؟؟؟ [/color]
    اولش فکر کردم اینا رو گفته که منو آروم کنه منم فقط گوش میکردم
    بعد یهو گفت همه ی حقوق من میره پای قسط خونه و ماشین چیزی برای خرج کردن نمیمونه
    منم گفتم خوب ما از اول باهم قرار گذاشتیم قسط رو تو بدی خرج خونه رو من بدم
    گفت آره ولی من دلم میخواد گاهی برای خونه خودم خرج کنم میخوام اگه تو باران چیزی میخوایین خودم براتون بخرم
    نه اینکه تو برایه منم خرید کنی گفتم عزیزم که خوب از خونه و ماشینم همه داریم استفاده میکنیم تو تنها که استفاده نمیکنی گفتم اگه اینجوری ناراحتی قستارو من میدم خرج خونه باتو شاید اینجوری برایت حسه بهتری داشته باشه
    گفت نه من با یه عالمه مشکل اومدم تو زندگیه تو با یه عالمه بدهی
    احساس میکنم همش داری مشکلات منو حل میکنی من اجازه ندارم زندگی تورو درگیر مشکلات خودم بکنم

    من می خوام تا عید یه ریسک بزرگ تو زمینه ی کاریم بکنم که خیلی ممکنه خوب باشه ولی ممکنک هست همه چی خراب بشه و من چند ماه حقوق نگیرم
    گفتم میدونم ولی برایم مهم نیست یه جوری میگذرونیم
    گفت نه احساساتی فکر نکن من اجازه ندارم تو و بارانو گشنه بزارم بخاطر پیشرفت کاریم بهتره تو اون مدت از هم دور باشیم تا تو زیاد اذیت نشی
    سلام مامفرد عزیزو مهربون!

    از روز اولی که شروع به خوندن تاپیک شما کردم، از این همه خوبی و درایت و فهمیدگی و صبرو حوصله ی شما یه دنیا درس گرفتم.
    شاید باورتون نشه ،اما برای چندین نفر ،از خوبی های شما تعریف کردم و گفتم یادبگیرید مردم چه جوری شوهر داری می کنن!
    تو خیلی مسائل شما رو الگوی خودم قرار دادم.
    بهتون تبریک میگم.شما واقعاً همسر شایسته ای هستید.


    من بر خلاف نظر بعضی ها علت مشکلتون رو نه از شما میدونم نه از همسرتون.
    این نتیجه گیری رو هم از رو صحبت های همسرتون کردم.
    اون قسمتهایی رو که پر رنگ کردم رو لطفاً مجدداً بخونید.
    من فکر می کنم همسرتون از رفتارهای خودش خسته و شرمگین شده بوده.
    دیگه این احسان کنونی رو نمی تونسته تحمل کنه.
    این خیلی خوبه.. اینکه خوبی های شما برای همسرتون عادی نشده و جبران اونها رو وظیفه ی خودش میدونه.
    من فکر می کنم اینکه همسرتون این احساس شرمنگینی رو مستقیماً به شما اطلاع نداده، به خاطر غرور بسیار زیادشونه.

    خلاصه اینکه یه فرضیه هم در مورد رفتارهای آقا احسان شما،احساس پشیمونیش میتونه باشه.
    انشالله به زودی زود همه چیز به خوبی و خوشی تموم میه.

  6. 2 کاربر از پست مفید bek تشکرکرده اند .

    bek (یکشنبه 09 آبان 89)

  7. #154
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    [align=justify]مامفرد عزیزم،


    انسان های وابسته برای اینکه از این وابستگی بیرون بیان، به یه انرژی درونی قوی نیاز دارن.

    به بمب اتمی که درونشون منفجر بشه.

    و من فکر می کنم این بمب اتم وقتی در یک شخص وابسته منفجر می شه و انگیزه لازم برای تغییر رو درش ایجاد می کنه، که حس شدید "بیزار شدن از خود" وجودش رو فرابگیره.

    دو نوع هدف گذاری هست:

    1:: مامفرد

    2:: احسان

    و من فکر می کنم شما اگر هم الان می خوای از وابستگی در بیای، هدفت در واقع احسانه.

    یعنی این هم خودش تلاشیه برای بدست آوردن دل احسان، نه اینکه شما عمیقا خودت رو به شکل دیگری آرزو کنی.


    عزیزم جامعه ما در تربیت دخترها خیلی نقص داره.

    یکیش فیلم هایی که می بینیم.

    یه پسر بچه قهرمان های بسیاری در فیلم ها می بینه که خودش رو در کالبد اونها تجسم می کنه. ازشون ایده می گیره.

    اما دخترها چی؟

    "معشوق". ........................ لطفا به "مفعول" بودنش توجه کن.

    دختری که عاشقش می شن. یک زن خوشبخت در کنار یه مرد عاشق. یک همسر ایده آل.

    جامعه چی رو به تو القا می کنه؟

    ازدواج!

    همه ی خوشبختی ها و شادی ها در ازدواج نهفته ست. در اینکه تو بتونی قلب یک مرد رو برای خودت داشته باشی.


    مامفرد دخترها دو دسته ن.

    بعضی هاشون عمیقا تحت تاثیر اجتماع واقع می شن، بعضی هاشون هم رویاهای دیگری در سر دارن!


    تو جزء کدوم دسته بودی؟ باران قراره بره جزء کدوم دسته؟

    این وسط کسی هست که بخواد این سیکل رو بشکنه؟ کسی که بخواد خلاف جهت آب (اجتماع) شنا کنه؟


    هانی هر وقت ته دلت حس کردی که از وابستگی منزجری، و می خوای انسان دیگری باشی، و تمام قدرت هات بر این هدف متمرکز شدند، من میام که بهت تبریک بگم، چه احسان در کنارت باشه، چه نباشه.

    [/align]

  8. 6 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (سه شنبه 18 اسفند 88)

  9. #155
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام مامفرد عزیز
    این خیلی خوبه که می تونی جزئیات رفتارها و واکنشهات رو در زندگی مشترکتون ثبت کنی و دوستان هم واقعا مایه میذارن اما می خواستم ایندفعه یه پیشنهاد متفاوت بکنم:

    بنظرم تمرکزت روی این قضیه خیلی زیاد شده ، از این حال وهوا برا یه مدتی بیا بیرون ، به احسان و زندگی مشترکتون اصلا فکر نکن ...، به تاپیکت هم سر نزن ... بیا تالار اما تمرکزت رو بذار رو ارائه راه حل به سایرین و ذهنت رو به اون سمت هدایت کن.
    بذار ذهنت رو جنبه های دیگه زندگی پر کنه ، یه مقدار سیال تر و روان تر تو مسیر زندگی حرکت کن. خیلی سر سختی به خرج نده. اینارو فقط برا شما دارم میگم - روی مساله و مشکلت تمرکز نکن ، بهش فکر هم نکن .....(برا یه مدت)

  10. 7 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (سه شنبه 18 اسفند 88)

  11. #156
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    بیبی عزیز باهات موافقم
    شاید خیلی دارم ریز میشم تو مسائلم و باید یه مدت رهاشون کنم
    از همگی ممنون راهنمایی های خیلی خوبی به من کردین
    شاید اگه یه مدت همه چیز رها بشه خودمم راحت تر بتونم با مسائل برخورد کنم

  12. 7 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (پنجشنبه 20 اسفند 88)

  13. #157
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    بچه ها اینو مینویسم تا از حال و هوام باخبر بشین
    باید بگم خیلی آرومترم البته هیچ چیزی تغییر نکرده و همون مشکلات قبلی پا برجاست فقط من برگشتم خونه چون پدر و ماردم شک میکردن ولی سعی کردم آروم باشم و فعلا از احسان هیچ انتظاری نداشته باشم تا بتونه آروم بشه احساس میکنم با این روند خودمم دارم یکم آروم میشم
    دوستتون دارم
    و خوشحالم از اینکه شما رو کنار خودم دارم

  14. 9 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (شنبه 22 اسفند 88)

  15. #158
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام به همگی
    ممنونم از همه بخاطر اینکه به یاد من بودید و حالم رو جویا میشدید
    منم مثل همه ی آدما دارم زندگی میکنم و هیچ فرقی نکرده روال زندگی ولی هنوز رو پاهام هستم و به عشق باران و احرتامی که برای عشقم قائلم دارم مقاومت میکنم
    سال نو ی همگی مبارک باشه و امیداوارم تو این سال همگی زندگی آرومی داشته باشن
    خیلی دوستتون دارم اینو از ته دلم گفتم

  16. 7 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (چهارشنبه 15 اردیبهشت 89)

  17. #159
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش


    سلام خانومی

    جات تو تالار خیلی خالی بود و همه به یادت بودیم .

    سال نو شما هم مبارک باشه و انشالله که سال خوبی رو در کنار همسرت و دختر گلت داشته باشی .

    دل به دل راه داره عزیزم ما هم شما رو دوست داریم .


    خیلی خوشحالم که اومدی تالار و ما رو از حالت با خبر کردی . دلمون براتون تنگ شده بود .


  18. 3 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (شنبه 11 اردیبهشت 89)

  19. #160
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام خوش اومدي....

    ممفرد جون ازت خواهش ميكنم اين مقاومت رو ادامه بده و به هيچ وجه كم نيار...

    اندكي صبر سحر نزديك است


 
صفحه 16 از 18 نخستنخست ... 6789101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.