
نوشته اصلی توسط
KimiaSoofi
sorena_arman نشين واسه خودت بباف
حساسيتهاي من علت داره. شايد يكي از دلايلش خود همسرم باشه كه الان من اينجوري گارد گرفتم.
تو اين مدت خيلي سعي كردم تا از حالت موضع گرفتن خارج بشم و عادي شدم. حالا حتي وقتي بيرون مي رم چيزي مي بينم بي دليل براش مي خرم.
اما اينكه بيام محبت كنم باهاش بخوام گرم بگيرم و اينا نه تنها با اون با كس ديگه هم نمي تونم. آخه بابا من با بجه اي كه 115-16 سال ازم كوچيكتره چه حرفي دارم.
بعدشم رابطه خواهر و برداري سر جاش. هر چيزي يه حدو مرزي داره. اين چه حركتي كه همسر من جلوي من دراز بكشه خواهرشم بغل دستش بخوابه دست همسرمو نوازش كنه؟؟؟؟؟ يا 3 تايي جايي هستيم اين دو تا در گوشي حرف بزنن. يا زماني كه يك شب خونه ما مهمونه همسرم تخت خواب مارو براي خواب به خواهرش تعارف كنه. آخرشم جاشو بندازه پايين تخت خودمون.
شما ها هم زيادي بي انصافانه قضاوت مي كنين
علاقه مندی ها (Bookmarks)