به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آبان 95 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    586
    سطح
    11
    Points: 586, Level: 11
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مشکلات ازدواج دوم من

    سلام به همه دوستان


    چون نمیخوام کلام خیلی طولانی بشه از وارد شدن به جزییات خودداری میکنم.


    من مردی ۴۵ ساله و دارای دو فرزند هستم که از همسر اولم پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، به دلیل اختلافات خانوادگی و اخلاقی و مالی جدا شدم. پس از جدایی با خانمی آشنا شدم که ایشان هم در حدود دو سال قبل پس از ۷ سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده بود. با هم پس از مدتی ازدواج کردیم و ایشان بلافاصله باردار شدند برای اینکه به شدت مشتاق بچه دار شدن بودند. به گفته خودشون از همسر اولشان به دلیل خیانت و عقیم بودن جدا شده بودند. برای فرزند دار شدن اقدامات زیادی کرده بودند که نتیجه نداده بود و بالاخره در جریان یک خیانت و به درخواست همسرشان کار به طلاق کشید. یعنی اینکه همسرشان نخواسته بود دیگه با این خانم ادامه بده در حالیکه ایشون حتی حاضر بوده با وجود خیانت همچنان در اون زندگی بمونه.


    الان مشکلات فکری زیادی با ایشون دارم. با اینکه زنی مهربان است اما من نتوانستم با خیلی چیزها کنار بیام و روز به روز حساسیتم بیشتر میشه.


    اول اینکه در زمان آشنایی به من گفت که عاشق شوهر و زندگیش بوده و برای حفظش همه کاری کرده. اما الان میگه دوستش نداشته و فقط برای حفظ ظاهر و اینکه نمیخواسته مطلقه باشه باهاش زندگی میکرده. میگم اگه دوستش نداشتی پس چرا اینهمه تلاش کردی ازش بچه دار بشی...؟ میگه همینطوری... چون من بچه خیلی دوست دارم. میگم مگه میشه آدم با کسی که دوستش نداره هم بستر بشه و بخواد ازش بچه دار بشه فقط به این دلیل که بچه دوست داره؟ میگه آره میشه. میگم پس شاید منو هم دوست نداشته باشی و بچه دار شدنت به خاطر بچه دوست بودنته؟ میگه نه تو رو دوست دارم. میگم بالاخره دم خروس رو باور کنم یا قسم حضرت عباس رو؟ میگه هر دو رو!


    دوم اینکه تا همین الانم خیلی ها تو محل کار نمیدونستن از اون آقا جدا شده و همچنان فکر میکردن که زن اون آقاست. تا اینکه در مراسمی عده ای از همکاراش با دیدن من تازه فهمیدن که خانم از اون آقا جدا شده و به همسری من در اومده. جالبه که یکی از همکاراش من رو به اسم همسر سابق این خانم صدا کرد. از نظر اداری و بیمه و... هنوز اسم اون آقا همه جاست. منو پس از بارداری به بیمارستانی برد که قبلا با اون آقا میرفته و موقع پذیرش وقتی اسمش رو گفت، اسم اون آقا تو پرونده به عنوان همسرش بالا اومد. منم خیلی بهم برخورد و بهش گفتم مگه ازت نخواسته بودم که منو جاهایی که قبلا با اون آقا رفتی نبری؟ اونم گفت که اصلا مهم نیست و من زیادی حساسم...


    در ضمن متوجه شدم که هنوز فعالیتهای اون آقا رو و اینکه الان کجاست و چه کار میکنه رو دنبال میکنه که معنیش اینه که هنوز اون فرد براش مهمه. هنوز به دلیل بعضی بده بستونهای مالی با اون آقا، ایشون هم درگیره و مثلا به خاطر وامی که برای اون آقا با ضمانت همکارهای خودش جور کرده، اون همکارها بهش زنگ میزنن و ازش میخوان که به اون آقا بگه که اقساط وام رو پرداخت کنه. این دو نفر با هم یه جا کار میکردن ولی اون آقا از اونجا رفته در حالیکه بسیاری از همکارها و دوستای مشترکشون هنوز هم اونجا هستن و این خانم به طور غیر مستقیم از اوضاع و احوال اون آقا مطلع میشه. مثلا میگه که اون آقا خودش به دوستاش گفته که جدا شدن و به همه خبر داده. میگم تو از کجا میدونی؟؟؟ تو که میگی که با کسی در ارتباط نیستی... ولی جوابی نداره بده.


    سوم اینکه یه بار عکس عروسیش رو زیر تختش پیدا کردم در حالیکه گفته بود که تمام نشونه ها و یادگاریهای زندگی قبلی رو آتش زده بوده. ولی معلوم بود که اون عکس رو عمدا نگه داشته بود (وارد جزییات که چرا و چطور نمیشم). یک بار دیگه هم یه دوربین فیلم برداری و دوتا دوربین عکاسی تو وسایلش پیدا کردم که تو همشون عکسها و فیلمهایی بود که با همسر سابقش داشت. همه رو نگه داشته بود. تو دوربین فیلم برداری همسر سابقش از ایشون بدون لباس عکس گرفته بود و در همون دوربین دیدم که فیلمهایی مربوط به محل کار آقا هم وجود داره. بعد متوجه شدم که آقا دوربین رو به محل کارش میبرده و درحالیکه عکسها و فیلمهای خانوادگی توش بوده، دوربین رو میداده به همکاراش که ازش فیلم بگیرن. حالا آیا اون همکاران عکسها و فیلمهای این خانم رو دیدن یا نه و آیا این عکسها و فیلمها دست کس یا کسان دیگه هم هست و اینکه آیا همسر سابق هنوز هم این عکسها و فیلمها رو در گوشی یا کامپیوترش داره چیزهایی هستن که مثل خوره به جون من افتادن....


    از اینها که بگذریم نگه داشتن تمام این چیزا معنیش اینه که این خانم هنوز دوست داره با زندگی و فرد سابق کانکت باشه و خاطرات رو حفظ کنه. نگه داشتن همه این چیزها نمیتونه تصادفی یا به دلیل فراموشی و غفلت باشه.


    تا با حال چندین بار افراد مختلف فامیل این خانم بنده رو به اسم همسر سابق ایشون صدا کردند. به من میگن این آقا ۷ سال تو این خانواده بوده و بهش احترام گذاشته شده و حالا حالاها اسمش پاک بشو نیست و تو باید تحمل کنی....


    چندین بار توسط خود این خانم و مشاورین به این مطلب اشاره شده که این خانم ۷ سال زن اون آقا بوده و یک رابطه زناشویی کامل وجود داشته. من نمیگم که نداشتن و نمیگم که نمیدونستم که این خانم مطلقه است اما اینکه خود این خانم خودش تو روی من نگاه کنه و بگه من ۷ سال با اون آدم خوابیدم برای یه مرد خیلی سنگینه و نشونه بیحیایی و بی توجهی یه زن به احساسات و عواطف یه مرده. حتی یک بار موقع رابطه به من گفت که پاهام خسته شدن چون مدتیه که تو یه همچین حالتی نبودن... به من خیلی بر خورد. گفتم اگه شعور و حیا داشتی هیچوقت اون حرف رو نمیزدی. درسته که واقعیته ولی آدم که هر واقعیتی رو نباید به زبون بیاره.


    چهارم اینکه بنده هنوز که هنوزه نفهمیدم ایشون چرا از همسر سابقش جدا شده. طبق حرفهای خودش بار اول که بهش خیانت کرده و ایشون فهمیده، آقا عذرخواهی کرده و ایشون هم بخشیده. چون طبق حرفهایی که اون اوایل میزد عاشق شوهر و زندگیش بوده. ولی الان میگه که نبوده. میگه اون آقا سه سال آخر جای دیگه ای خونه گرفته بوده و اونجا با کس دیگه ای مشغول بوده و با ایشون ارتباطی نداشته. در عین حال میگه اوایل که جدا شده بوده از مشکل جن-سی رنج میبرده. خوب کسی که سه سال قبل از جدایی شوهرش باهاش ارتباطی نداشته، چطوری از اون مشکل در زمان طلاق و بعدش رنج میبرده؟ خودش در جای دیگه به بنده گفته که خوب وقتی ارتباط جن-سی نباشه آدم دچار کمبود میشه دیگه ولی بعد از یه مدت عادت میکنه و دیگه مشکلی نیست. خوب ایشون که سه سال قبل از طلاق ارتباطی نداشته، خیلی زودتر باید این مشکل براش حل میشده نه چند ماه بعد از طلاق. از عکسها که تو دوربینها پیدا کردم هم اینطور بر میاد که اینها تا روز آخر هم رابطه بدی با هم نداشتن و آقا همه جا حضور داشته. فیلمها هم نشان از رابطه بسیار صمیمانه داره. البته ایشون میگه فیلمها مال سه سال اوله که خیلی با هم خوب بودن در حالیکه قبلا گفته بود که اون آقا از اولم رفتار خوبی نداشته و این خانم علاقه ای بهش نداشته. ولی عکسها مال سه سال اول نیست و خیلی جدیدترن.


    خلاصه من با یک دنیا تناقض گویی از طرف این خانم مواجه هستم. از طرفی به دلیلی که ذکر کردم، بیش از حد حساس شدم و رابطه با ایشون برام کمرنگ و ضعیف شده و ازش لذت نمیبرم. ایشون با حرفاش همسر سابقش رو تا توی رختخواب منم آورده. منو به رستورانهایی برده که قبلا با اون آقا میرفته... تو محل کارش این خانم هنوز زن اون آقاست.


    پنجم اینکه تا حرفی میزنم به من میگه که قبلا مشاورین و متخصصین بهش تذکر داده بودن که به دلیل حساسیتهایی که بنده دارم با من ازدواج نکنه ولی ایشون گوش نکرده و آثار این اشتباه رو الان داره تو زندگیش میبینه. سوال من اینکه که ایشون که چنین تذکراتی رو دریافت کرده و بهش اهمیت نداده پس خودشم حالش خوب نیست. برای اینکه اگه خوب بود تذکر اون افراد رو نادیده نمیگرفت و بعدم با اشتباهات متعددش سعی در حساستر کردن من نمیکرد. در ضمن میگه از منابع موثق شنیده که من قبلا اقدام به خودکشی کردم... که دروغ محضه و من هرگز چنین کاری نکردم.


    منظور اینکه این خانم به گفته خودش عاشق که عاشق زندگی با من و بچه دار شدن از منه، الان با اینکه هنوزم عاشقمه ولی چنین حرفایی به من میزنه و در عین حال هرگز عاشق همسر اولش هم نبوده ولی میخواسته ازش بچه دار بشه و نهایت سعیش رو برای این کار کرده و حاضر بوده که با خیانتش هم کنار بیاد و بسازه... این وسط ما بعد از ۴۵ سال معنی عشق و دوست داشتن رو هم گم کردیم.


    سوالم اینه که باید چه کنم و این همه تضاد ذهنی و آشفتگی رو چطوری حل کنم؟ فکر نمیکنم بتونم با ایشون ادامه بدم ولی پای یه بچه وسطه.


    ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.
    ویرایش توسط vahed12 : سه شنبه 04 خرداد 95 در ساعت 17:15

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آبان 95 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    586
    سطح
    11
    Points: 586, Level: 11
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطلب تکمیلی:


    در ضمن شواهدی هست که نشون میده که در محل کار ایشون کنترل کمی روی روابط همکاران زن و مرد وجود داره. طبق حرف خودش بعضی زنها و مردها همدیگر رو به اسم کوچک و با افعال مفرد صدا میکنند در حالیکه به هم نامحرمند. به طور تصادفی و در اثر اشتباه یکی از همکارانشون متوجه شدم که اونجا زن و مرد حتی به گوشی موبایل همدیگه هم دسترسی دارند و عکسهای خصوصی هم رو میبینند.

    مطلب دیگه اینکه این زوج درصدد مهاجرت به خارج بودن و اینطور که از شواهد و قراین پیداست خانم همسر سابق رو در این امر یاری میکرده. عکسها و فیلمهایی هم که باقی مونده نشون میده که ایشون تمایل زیادی به این کار داشته. اینکه تمایل داشته یا نداشته مهم نیست. مهم اینه که چرا به من دروغ میگه و میگه هیچ تمایلی نداشته و همیشه مخالف بوده. در کل تناقض گویی های این خانم سر به فلک میزنه. هر چیزی که اوایل آشنایی گفته بعدا که از من شناخت بیشتری پیدا کرد نقض کرد و ضدش رو گفت و خیلیهاش رو هم کتمان کرد. مثلا میگه من هیچوقت نگفتم که من عاشق شوهر و زندگیم بودم در حالیکه من صددرصد مطمئنم که گفت.
    ویرایش توسط vahed12 : سه شنبه 04 خرداد 95 در ساعت 17:37

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام جناب الان ایشون همسر قانونی شماست بنظر خودت با این کنکاشها میخای به چی برسی؟؟؟
    مگه شما پسر مجرد بودی که با ایشون ازدواج کردی و این مسایل برات حل نشده باشه
    ؟؟؟
    شما وقتی قبول میکنی با یه زن مطلقه ازدواج کنی باید اول این چیزها رو در خودت هضم کنی که ایشون با همسر سابقش عکس داشته رستورانهایی رفتن روزها و شبهای خوشی هم داشته انداما اگه قرار بوداینقدر زندگیشون و عالی باشه نتیجش جدایی نبود
    شما فقط با این کاراتون و پرسجو کردن و تجسسها فکر خودتون و زندگیتون خ اب میکنین
    ایشون اول گفته عاشق همسرش بوده والان میگه نه دلیلش تنها اینه که الان عاشقشما شده و ازون اقاسرد شده تنها علت این تناقض گوییها همین هست
    من قبول دارم ایشون متناقض حرف زده اما الان واقعا شما رو دوست داره
    تنها کاری که شما میتونی برا بهبودی زندگیت بکنی یه مدت اصلا اصلا حرفی راجع به گذشته همسرت نزن خودت واضح میبینی که زندگی قبلیش کمرنگ و کمرنگتر و در نهایت بیرنگ خاهد شد فقط این به مهارت شما و صبر شما بستگی داره هرچی از گذشته کمتر حرف بزنی سریعتر گذشته محو خاهد شد
    شما باید همون ابتدا تحقیقات میکردی اگر از خانومت مطمئن ی دیگه گیرای الکی نده
    در مورد عکس نشون دادن محل کار در یه موقعیت ارام با خانومت صحبت کن و خط قرمزهارو بهش یاد اوری کن اما با روش خیلی نرم
    هیچوقت از خیانت ادم نباید بترسه تا زمانیکه یه تکیگاه ارامش بهش برا خانوادش و زنش باشه

  4. 3 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 06 خرداد 95), toojih2 (چهارشنبه 05 خرداد 95), بالهای صداقت (شنبه 08 خرداد 95)

  5. #4
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام کسى که 7 سال زندگى کرده بعىد مىدونم شوهر سابقشودوست نداشته. خىلى ها لوازم و عکساشون نگه مىدارند ولى نباىد با خودش به خانه شما مىوردکاش حداقل ىه دوسالى براى بچه صبر مىکردىد.اىشون کار خىلى اشتباهى کردند که از روابط زناشوىى قبلىشون گفتند اىشون خىلى اشتباه کردند که عکس برهنه گرفتند همسرتون ببخشىد ولى از اىشون دىگه بخواىن تکرار نشه

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آبان 95 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    586
    سطح
    11
    Points: 586, Level: 11
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    سلام کسى که 7 سال زندگى کرده بعىد مىدونم شوهر سابقشودوست نداشته. خىلى ها لوازم و عکساشون نگه مىدارند ولى نباىد با خودش به خانه شما مىوردکاش حداقل ىه دوسالى براى بچه صبر مىکردىد.اىشون کار خىلى اشتباهى کردند که از روابط زناشوىى قبلىشون گفتند اىشون خىلى اشتباه کردند که عکس برهنه گرفتند همسرتون ببخشىد ولى از اىشون دىگه بخواىن تکرار نشه
    ممنون بابت پاسخ شما.


    درسته. ایشان همسر سابقش رو دوست داشته چون اولا انتخاب خودش بوده و سنتی ازدواج نکرده بوده و ثانیا ۷ سال به پاش نشسته و همه جوره حمایتش کرده و حاضر بوده حتی با خیانتش هم کنار بیاد. خودش به من گفت که دوستش داشته. در ضمن حمایتهای مالی از اون آقا کرده که معمولا کمتر زنی حاضر به چنین کاری میشه. مثلا مطمینم که همین کارها رو حاضر نیست برای من انجام بده. البته خدا نکنه که من نیاز به چنین کمکهایی داشته باشم که اگر هم داشته باشم هرگز از ایشون کمکی رو قبول نخواهم کرد.


    یادم رفت که بگم تا مدتها بعد از جدایی نزد مشاور روان شناس میرفته و تحت درمان بوده و شنیدم که اصلا هم حال خوبی نداشته. علیرغم همه اینها میگه که اون آقا رو دوست نداشته. نمیدونم چرا همچین حرفی میزنه. میگه من اولین عشق زندگیشم. امیدوارم که اینطور باشه ولی باید خیلی احمق باشم که این دروغها رو از یه زن ۳۷ ساله که ۷ سال هم با کس دیگه ای زندگی کرده و همه جوره به پاش وایساده باور کنم.


    در مورد عکسهای برهنه که توسط همسر قبلی گرفته شده بوده و توسط این خانم و به احتمال زیاد خود اون آقا نگهداری میشده یا میشه، فرض کنیم که من گذشت کردم. اگه یه روزی عکس برهنه ایشون از تو گوشی یا کامپیوتر کسی سر درآورد اون وقت چی؟ اگه همکارهای اون آقا عکسها و فیلمها رو نگه داشته باشن و بعد یه روزی و یه جایی به بیرون درز پیدا کنه، اونوقت آبروی کی میره؟ من یا همسر سابق این خانم؟


    اگه اون آقا بی... بوده و نمیفهمیده ناموس یعنی چه، من چرا باید تاوانش رو بدم؟


    متاسفانه عکسها و فیلمها زمانی کشف شد که ما ازدواج کرده بودیم و زیر یه سقف زندگی میکردیم وگرنه محال بود زیر بار ازدواج با این خانم برم.
    ویرایش توسط vahed12 : چهارشنبه 05 خرداد 95 در ساعت 00:33

  7. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahed12 نمایش پست ها
    ممنون بابت پاسخ شما.


    درسته. ایشان همسر سابقش رو دوست داشته چون اولا انتخاب خودش بوده و سنتی ازدواج نکرده بوده و ثانیا ۷ سال به پاش نشسته و همه جوره حمایتش کرده و حاضر بوده حتی با خیانتش هم کنار بیاد. خودش به من گفت که دوستش داشته. در ضمن حمایتهای مالی از اون آقا کرده که معمولا کمتر زنی حاضر به چنین کاری میشه. مثلا مطمینم که همین کارها رو حاضر نیست برای من انجام بده. البته خدا نکنه که من نیاز به چنین کمکهایی داشته باشم که اگر هم داشته باشم هرگز از ایشون کمکی رو قبول نخواهم کرد.


    یادم رفت که بگم تا مدتها بعد از جدایی نزد مشاور روان شناس میرفته و تحت درمان بوده و شنیدم که اصلا هم حال خوبی نداشته. علیرغم همه اینها میگه که اون آقا رو دوست نداشته. نمیدونم چرا همچین حرفی میزنه. میگه من اولین عشق زندگیشم. امیدوارم که اینطور باشه ولی باید خیلی احمق باشم که این دروغها رو از یه زن ۳۷ ساله که ۷ سال هم با کس دیگه ای زندگی کرده و همه جوره به پاش وایساده باور کنم.


    در مورد عکسهای برهنه که توسط همسر قبلی گرفته شده بوده و توسط این خانم و به احتمال زیاد خود اون آقا نگهداری میشده یا میشه، فرض کنیم که من گذشت کردم. اگه یه روزی عکس برهنه ایشون از تو گوشی یا کامپیوتر کسی سر درآورد اون وقت چی؟ اگه همکارهای اون آقا عکسها و فیلمها رو نگه داشته باشن و بعد یه روزی و یه جایی به بیرون درز پیدا کنه، اونوقت آبروی کی میره؟ من یا همسر سابق این خانم؟


    اگه اون آقا بی... بوده و نمیفهمیده ناموس یعنی چه، من چرا باید تاوانش رو بدم؟


    متاسفانه عکسها و فیلمها زمانی کشف شد که ما ازدواج کرده بودیم و زیر یه سقف زندگی میکردیم وگرنه محال بود زیر بار ازدواج با این خانم برم.
    برادر محترم !

    ایشون که ده بار شوهر نکرده بود که بدونه کدومش بهتره !
    تا زمانی که همسر اون آقا بوده فکر می کرده عاشقشه ... حالا با شما ازدواج کرده و احساس خوشبختی بیشتری می کنه
    بعد هم به قول خودتون خوبه با وقاحت برگرده به شما بگه، اون آقا را بیشتر دوست داشتم؟
    وقتی حرف از اون آقا می زنه می گی بی حیاست، وقتی نمی زنه می گی دروغگوئه ... بالاخره باید چی کار کنه؟

    این که همکارهاش یا اقوامش شما را اشتباهی به اسم دیگه ای صدا می کنند تقصیر ایشونه؟

    قبول دارم که همسرتون اشتباهاتی داشتند، ولی نه در این حد که شما مته به خشخاش گذاشتید و افتادید به جوون زندگیتون!

    در مورد اون عکسها هم بهتر هست با همسر سابق ایشون مودبانه و محترمانه صحبت کنید و درخواست کنید حذفشون کنند.

    این خانم هم روزی که ازدواج کرده که با تنفر سر سفره عقد ننشسته، توی سالهای زندگیش هم بالا و پایین و روزهای خوب و بد با همسرش داشته


    ایشون هفت سال زندگی کرده شما 15 سال.
    مگه شما خانم سابقتون را دوست نداشتید؟ مگه دو تا بچه از ایشون ندارید؟ ازش متنفر بودید و دو تا بچه به دنیا آوردید و 15 سال زندگی کردید؟
    خوبه ایشون هم هر روز گیر بدن به شما که چرا از همسر سابقتون بچه دارید و چرا رابطه داشتید و چرا دوستش داشتی و ... سوالهای عجیب و غریب دیگه؟می شه بفرمایید خودتون چرا 15 سال با زنی که دوست نداشتید موندید؟ اگر دوستش داشتید چرا جدا شدید؟ بالاخره دوستش داشتید یا نداشتید؟

    - - - Updated - - -

    به قول فرشته مهربان فاعل تمام جمله ها هم ایشون هستند و شما هیچ نقشی نداشتید

    با هم پس از مدتی ازدواج کردیم و ایشان بلافاصله باردار شدند برای اینکه به شدت مشتاق بچه دار شدن بودند.
    با شروع تاپیکتون به این جمله که رسیدم برام عجیب بود. یه طوری نوشته بودید انگار ایشون به تنهایی اقدام به این کار کردن ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  8. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 06 خرداد 95), بالهای صداقت (شنبه 08 خرداد 95)

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    2,794
    سطح
    32
    Points: 2,794, Level: 32
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    20

    تشکرشده 181 در 88 پست

    Rep Power
    33
    Array
    من خودم نمیتونم از خاطرات گذشتم راحت دست بکشم.حتی اگر تلخ باشند.بعضی خانم ها اخلاقشون اینطوریه.چیزی را دور نمیندازن.بالاخره ایشون حق داره بخواد خاطرات خوب و بد زندگیش را مرور کنه ولی خب اشتباه کرده که توی مسائل رابطه و محل کار و ... شما را وارد کرده.سن اون خانم را نگفتید ولی به نظرم نهایتا باید 30 تا 35 باشن و خب این اختلاف سن زیادتون هم به اینکه نتونید همدیگه را درک کنید کمک میکنه. وقتی اختلاف سن زیاد باشه دو نفر اصلا حرف همدیگه را نمیفهمن چون فضای فکریشون خیلی از هم دوره.مثل همون حرفی که ایشون در مورد خسته شدن زدن.این حرف برای هر مردی شاید سنگین باشه ولی شما هم به نسبت جواب سنگینی دادید.میشد خیلی ملایمتر بهشون گوشزد کرد که شما مایل نیستین این مسائل مطرح بشه.کلا به نظرم مشکل شما بیشتر تفاوت فضای فکریه و البته اشتباهات خانم در زمینه هایی به بیشتر شدن حساسیت شما دامن زده.اگر واقعا مسئله محل کار اذیتتون میکنه ازشون بخواین دنبال کار جدیدی با شرایط بهتر باشن و اگر پیدا کردن استعفا بدن که بیکار هم نمونن.

  10. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آبان 95 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    586
    سطح
    11
    Points: 586, Level: 11
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kaspian نمایش پست ها
    من خودم نمیتونم از خاطرات گذشتم راحت دست بکشم.حتی اگر تلخ باشند.بعضی خانم ها اخلاقشون اینطوریه.چیزی را دور نمیندازن.بالاخره ایشون حق داره بخواد خاطرات خوب و بد زندگیش را مرور کنه ولی خب اشتباه کرده که توی مسائل رابطه و محل کار و ... شما را وارد کرده.سن اون خانم را نگفتید ولی به نظرم نهایتا باید 30 تا 35 باشن و خب این اختلاف سن زیادتون هم به اینکه نتونید همدیگه را درک کنید کمک میکنه. وقتی اختلاف سن زیاد باشه دو نفر اصلا حرف همدیگه را نمیفهمن چون فضای فکریشون خیلی از هم دوره.مثل همون حرفی که ایشون در مورد خسته شدن زدن.این حرف برای هر مردی شاید سنگین باشه ولی شما هم به نسبت جواب سنگینی دادید.میشد خیلی ملایمتر بهشون گوشزد کرد که شما مایل نیستین این مسائل مطرح بشه.کلا به نظرم مشکل شما بیشتر تفاوت فضای فکریه و البته اشتباهات خانم در زمینه هایی به بیشتر شدن حساسیت شما دامن زده.اگر واقعا مسئله محل کار اذیتتون میکنه ازشون بخواین دنبال کار جدیدی با شرایط بهتر باشن و اگر پیدا کردن استعفا بدن که بیکار هم نمونن.
    ایشون ۳۷ سال دارند.


    ایشون میتونه خاطرات گذشته رو حفظ کنه ولی در این صورت منو نمیتونه حفظ کنه. فکر کنم تا حالا هم خیلی منو از خودش دور کرده.


    در مورد تغییر کار نمیتونم چیزی از ایشون بخوام. این انتخاب خودشه و خودش دوست داره اینطوری زندگی کنه. اگه من بخوام سر کار نره یا کارش رو عوض کنه بعدا باید سرکوفت بشنوم که تو کار منو هم ازم گرفتی. من یا باید خودم رو عوض کنم، یا اینکه این وضع رو تحمل کنم، یا از زندگیش برم بیرون.

  11. #9
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    به نظر میرسد که وقت و دقت کافی برای شناخت پیش از ازدواج صرف نکرده اید . اما اکنون انتخاب کرده اید و تناقض هایی می بینید که شما را رنج می دهد ....

    شما مرد زندگی هستید یعنی در واقع ریاست این زندگی با شماست اما من در این زمینه ضعفهایی می بینم که اشاراتی از میان بیانات خود شما خواهم داشت ...

    می فرمایید مرا به بیمارستانی که قبلاً با همسر سابقش می رفته برد ...... در جای دیگر می فرمایید مرا به رستورانی که با همسر سابقش رفته می برد و .....و نمونه های دیگر

    در این روند شما نقش منفعلی دارید و به گونه ای خود را در دست ایشان و تصمیم گیریهایش نشان می دهید که انگار ایشون مرد زندگی است و شما زن این زندگی .....دقت داشته باشید در روند طبیعی این مرد است که زن را به رستوران ... بیمارستان و .... می برد و نه زن .... یعنی ایشان برای شما تعیین تکلیف می کند ؟ آیا شما اختیار ندارید برنامه بریزید که کجا رستوران بروید و یا چه بیمارستانی همسرتان را ببرید ؟؟ یا ایشان تعیین می کنند و شما هخم به دنبالشان راه می افتید و بعد می بینید جایی هست که با همسر سابقش می رفته و شما ناخوشایندتان هست ؟؟

    نیاز هست روند شما در این زندگی از نظر جایگاه روشن شود تا بعد بتوانیم به شما راهنمایی دهیم که با این اوضاع چه باید بکنید ... پس لطفاً به سئوالاتی که مطرح شد پاسخ دهید و جایگاه خود را به عنوان مرد این زندگی برای ماروشن و اضح بیان فرمایید ..... ضمناً سن همسرتان را هم بیان فرمایید


    با تشکر





  12. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (چهارشنبه 05 خرداد 95), toojih2 (چهارشنبه 05 خرداد 95), بی نهایت (چهارشنبه 05 خرداد 95), عشق آفرین (چهارشنبه 05 خرداد 95)

  13. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آبان 95 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    586
    سطح
    11
    Points: 586, Level: 11
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    با سلام

    به نظر میرسد که وقت و دقت کافی برای شناخت پیش از ازدواج صرف نکرده اید . اما اکنون انتخاب کرده اید و تناقض هایی می بینید که شما را رنج می دهد ....

    شما مرد زندگی هستید یعنی در واقع ریاست این زندگی با شماست اما من در این زمینه ضعفهایی می بینم که اشاراتی از میان بیانات خود شما خواهم داشت ...

    می فرمایید مرا به بیمارستانی که قبلاً با همسر سابقش می رفته برد ...... در جای دیگر می فرمایید مرا به رستورانی که با همسر سابقش رفته می برد و .....و نمونه های دیگر

    در این روند شما نقش منفعلی دارید و به گونه ای خود را در دست ایشان و تصمیم گیریهایش نشان می دهید که انگار ایشون مرد زندگی است و شما زن این زندگی .....دقت داشته باشید در روند طبیعی این مرد است که زن را به رستوران ... بیمارستان و .... می برد و نه زن .... یعنی ایشان برای شما تعیین تکلیف می کند ؟ آیا شما اختیار ندارید برنامه بریزید که کجا رستوران بروید و یا چه بیمارستانی همسرتان را ببرید ؟؟ یا ایشان تعیین می کنند و شما هخم به دنبالشان راه می افتید و بعد می بینید جایی هست که با همسر سابقش می رفته و شما ناخوشایندتان هست ؟؟

    نیاز هست روند شما در این زندگی از نظر جایگاه روشن شود تا بعد بتوانیم به شما راهنمایی دهیم که با این اوضاع چه باید بکنید ... پس لطفاً به سئوالاتی که مطرح شد پاسخ دهید و جایگاه خود را به عنوان مرد این زندگی برای ماروشن و اضح بیان فرمایید ..... ضمناً سن همسرتان را هم بیان فرمایید


    با تشکر
    سلام.


    ممنونم که جواب دادید.


    در مورد رستوران و محلهایی که برای گردش میرفتیم، بیشتر من تصمیم میگرفتم و دوست داشتم ایشون رو با انتخابام سورپرایز کنم. در موارد خیلی استثنایی که از ایشون پرسیدم دوست داری کجا بریم، ایشون محلهایی رو که قبلا با همسر قبلی میرفته انتخاب میکرد که وقتی من بعدا میفهمیدم ناراحت میشدم. در مورد بیمارستان هم ایشون گفت اون بیمارستان رو دوست داره و میخواد اونجا در دوره بارداری تحت نظر باشه چون بیمارستان خوبیه و همکاراش توصیه کردن و به محل کارش هم نزدیکه و ..... من هم فکر کردم به عنوان یه زن باردار حقشه که خودش بیمارستانش رو انتخاب کنه. ولی بعد معلوم شد که بیمارستانی رو انتخاب کرده که با همسر قبلی میرفته.


    بنده به عنوان یه مرد چیزی برای ایشون کم نگذاشتم و به گفته خودش حسی رو که از من تو این مدت کم دریافت کرده براش بی سابقه بوده. مگر اینکه این رو هم به من دروغ گفته باشه. ولی خودش میگه که با من فهمیده که معنی شوهر داشتن چیه. البته با تناقض گوییهایی که کرده اعتماد من ازش سلب شده و من دیگه حرفاش رو باور ندارم و فقط براتون نقل قول کردم.


 
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.