به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 04:54]
    تاریخ عضویت
    1393-1-22
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    1,280
    سطح
    19
    Points: 1,280, Level: 19
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    بخاطر نیاز جنسی بمونم یا بیخیال و طلاق؟

    سلام
    لطفا کمکم کنید 29 سالمه شوهرم 30 . سه ساله ازدواج کردیم.تقریبا بلایی نیست که سرم نیاورده باشه .اول از همه صحبت های خواستگاری رو تقریبا مسایل مهمش رو زد زیرش و گفت قولی نداده.
    با هر اختلافی تلفن میکرد به مادرش و مادرش که 5 دقیقه ای خونمون بود میامد و با بی احترامی منو وادار میگرد به حرف شوهرم گوش بدهم.(شدیدا اعتقاد به مردی گفتن زنی گفتن دارن خانواده اش)
    من از خانواده ام دور بودم و توی غربت 2 سال تمام سعی کردم هیچ کدام از مشکلاتم را نفهمند.
    خدا شاهده که من چی کشیدم .خرجی نمیداد ، نمیذاشت برم بیرون یا حتی کلاس یا باشگاه نمیذاشت برم، چند بار برخورد فیزیکی بدی باهام داشت حتی یه بار تو خیابان و جلو همه ، 4 روز در را قفل کرد و منو زندانی کرد تو خونه ، خرید خونه اصلا و ابدا در حد شان من نبود ، برای دیدن خانواده ام آزارم میداد و حتی اواخر گفت باید قطع ارتباط کنیم. شدیدا بهم در همه مسایل گیر میداد حتی در آشپزی معمولا وانمود میکرد که داره به زور غذا میخوره، مشکل زود ارضایی شدید داشت که با اصرار من رفتیم دکتر که فهمیدم واریس بیضه داره و دکتر براش جراحی و قرص تجویز کرد که هیچ کدام را انجام نداد حتی قرص را نخورد.آنقدر از من پیش خانواده اش بد گفت که دیگه هر چی تلاش میکردم که احترام ها و صمیمیت ها حفظ بشه نشد که نشد. 4 بار به شکل های متفاوت منو از خونه بیرون کرده .هر بار ازش میخواستم که کمی محبت کنه و میگفتم از افسرده شدن و تنهایی میترسم میگفت محبت و گل خریدن را با خودت به گور میبری. و .....
    البته یه نکته بگم هر بار که ازش دلیل بد رفتاری هاشو میپرسیدم میگفت من ازت 1 چیز میخوام باید فلان جا از حالا به بعد چادر بزنی که البته من بعد مقاومت به حرفش گوش میدادم و چاره ای نداشتم جز قبول زور گویی هاش ولی دفعه بعد یه جای جدید هم میگفت باید بپوشی تا جایی که من قبول کردم حتی کنار دریا هم چادر بپوشم و جز داماد هامون کسی بدون چادر منو نبینه.قضیه چادر از مسایلی بود که تو خاستگاری مطرح شد و ایشون زد زیرش.

    خانواده ام از تیر ماه گذشته برای اولین بار موضوع منو فهمیدن و ازم حمایت کامل کردن و الان نزدیک 8 ماه است که منزل پدرم هستم و شوهرم درخواست تمکین داده .ولی چون هیچ کدام از بزرگتر هاش نمیخوان اشتباهات شوهرم را قبول کنن و مدام ازش طرفداری میکنن ،دیگه هیچ امیدی به این زندگی ندارم .فقط ترسم از اینه که نکنه بعد طلاق از لحاظ جنسی دچار مشکل بشم چون طبع گرمی دارم و نمیخوام به گناه بیفتم.هر چند شاید به جرئت بتونم بگم توی 2 سالی که پیش هم بودیم حتی یه رابطه جنسی که من ارضا بشم نداشتیم.راستش از تنهایی میترسم.با توجه به بد اخلاقی های خانوادش دیگه پدر و مادرم هم که به هیچ عنوان راضی به طلاق نبودن راضی شدن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید eli90 تشکرکرده است .

    grey-sm (دوشنبه 11 خرداد 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 04:54]
    تاریخ عضویت
    1393-1-22
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    1,280
    سطح
    19
    Points: 1,280, Level: 19
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون که جواب دادین ،من با توجه به عقاید خودم و خانواده ام و شرایط شهر بومی که توش زندگی میکنم حتی 1 درصد به چیزایی که شما میگی فکر نمیکنم من فقط و فقط یه راه دارم اونم ازدواج دومه که با شرایط الان جامعه نمیدونم چقدر میتونم امیدوار باشم .اون مسایلی هم که گفتم بعضی هاش ذاتیه مثل بدبینی و تعصب خشک و خساست و استقلال فکری نداشتن ولی کتک کاریی و دروغ گویی و گیر دادن به دکور خانه یا غذا فکر کنم مقتضای شرایط باشه و تو ذاتش نیست.
    و مسئله مهم دیگه من اینه که 1 ماه دیگه دادگاه عدم تمکین دارم .تا الان بخاطر اینکه تو زندگیمون چه من چه اعضای خانوادم دادگاه ندیدیم به مهریه حتی فکر نمیکردیم ولی الان میخوام مهریه را اجرا بزارم.دعا کنید تو جلسه تمکین بگه از خواستش گذشته و میخواد طلاقم بده.نمیدونم اگه بگه مهریه ات را میدم ولی باید زندگی کنی چه کنم؟
    اونم الان که اونقدر اشتباه کرده که دل همه رو زده و فقط دوست داریم دیگه نبینیمش تا دوباره خونه قشنگ پدریم به آرامش برسه.

  4. 2 کاربر از پست مفید eli90 تشکرکرده اند .

    grey-sm (دوشنبه 11 خرداد 94), دختر آریایی (دوشنبه 11 خرداد 94)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط eli90 نمایش پست ها
    1-من فقط و فقط یه راه دارم اونم ازدواج دومه

    2-کتک کاریی و دروغ گویی و گیر دادن به دکور خانه یا غذا فکر کنم مقتضای شرایط باشه و تو ذاتش نیست.

    1-شما انگار می دونی راه حل مشکلت چیه (ازدواج دوم )فقط نمی دونم الان برا چی تاپیک باز کردی !!!!!!!

    2- یعنی چی این حرفت ؟؟؟؟؟؟؟؟
    تو ذاتش کتک کاری نبوده پس شرایطی ایجاد می کردی که کتک بخوردی!!و خودت هم دقیقا میدونستی که اقتضا میکنه که کتک بخوری !!!!!


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli90 نمایش پست ها
    ،راستش من نه از کتک میترسم نه از قرصا و نه ..چیزی که باعث شده مصرانه بگم طلاف
    ا

    آها راستی بنظرتون در مورد حرف های بدی که میشنوم پشت سرم میزنن چه کار کنم چه عکس العملی نشون بدم؟به بابام گفتم میخوام به قاضی بگم اگه نتونن حرفاشونو ثابت کنن من شکایت میکنم.فکر کنید پشت سرم گفتن بدون اجازه شوهرش همه جا میره ماشین شوهرشو بر میداره همه جا میره،یا گفتن من شوهرمو زدم که اونم مجبور شده منو بزنه ،یا گفتن ولخرجم و یا اینکه غذا درست نمیکردم.....
    طبق معمول خواست بعد دعوا منو تنها بزاره بره پیش مامانش گفتمش نره ولی لباس پوشید داشت میرفت (همیشه این کارو میکنه و من تا شب اجازه ندارم برم بیرون حتی مسجد حتی ج تلفنم هم نمیده) دیدم لباس عقدمون رو پوشید منم پریدم جلوش گفتم دیگه نمیخوام اینو بپوشی این لباس بدبختی منه و یقه شو کشیدم و دکمه بالاییش در امد اونم هولم داد نزدیک بود سرم بخوره به لبه تخت و رفت بیرون .
    .
    انگار تصمیمت جدی هست برا طلاق و مشخص نیست برا چی تاپیک زدی ؟؟!!
    این حرف برا کسانی که طلاق میگیرن متاسفانه هست و تازه بازار این حرف خیلی هم گرمه یعنی تا کسی حرفی در مورد اختلاف دو نفر می شنوه فقط زود دنبال یه جفت گوش هست که این حرف را براش تعریف کنه

    یه جور لباسش را کشیدی که دکمش در امد خب حتما گردنش هم اذیت شده اینطور که شما کشیدی اونم در عوض هلت داد تازه سرت نزدیک بود بخوره به تخت نخورده که و تو هم چیزیت نشد شما کشیدی اونم هل داده غیر از این نبوده که
    با احترام که بهش نگفتی که با احترام بهت جواب بده

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli90 نمایش پست ها
    با تشکر
    ع.راستشو بخوای من دوست ندارم بگم کتک خوردم چون از گفتنش هم تحقیر میشم ولی برای اینکه بهتر بتونید راهنمایی کنید من چندین شب تا صبح دقیقا از درد کتک ها به خودم پیچیدم.حتی یه بار که خواستم برم بیمارستان مادرش رو خبر کرد و زندانی ام کردند و نذاشتن برم دکتر.ولی خدایی از گرسنگی نمردم ولی احساس ضعف و مدام مریض میشدم و توی مزاجم کلی اثر میگذاشت نوع تغذیه بدی که داشتم.(برای اینکه شرایط بد من درک بشه پدر من فوق العاده سخاوتمند و بخشنده هستن و فکر نکنم مسجدی توی شهرمون باشه که پدرم کمک نکرده باشه و در خرید همیشه بهترین چیزا رو انتخاب میکرد و همیشه میگفت من زحمت کشیدم به اینجا رسیدم که بچه هام درجه یک بخورن و بپوشن) ولی شوهرم ماهی 50 بزور بهم میداد و چند بار آخر ماه باید براش توضیح میدادم که کجا خرج شده.
    دیگه از این حرف ها گذشته ، و من هیچ احساسی بهش ندارم و حتی با رفتاراش باعث شد پدرم مریض شود.چند بار با حالت جنون داد میزد که من خودم پدرتو میکشم خودم (دور از جان)کفنش میکنم و...
    بهم تهمت دزدی زد برای 5 هزار تومان فکر کنید،اگه بخوام از کار هاش بگم تا صبح باید تایپ کنم.
    تنها چیزی که باعث میشه نگران شم که شاید بعدا بهش فکر کنم رابطه جنسیه دیگه هیچ رفتار حسنه ای نداره که بخاطرش وایسم و بسازم .حس حمایت و پشتیبانی که هر زنی بهش نیاز داره حتی ذره ای بهم نمیده و تو خونه پدری حس حمایت هزار برابر بیشتره.
    تمام اطرافیانم بدون اغراق بهم میگن تو زیادی شفافی و نیاز نیست ریز مسایلت رو بگی اونوقت آقا بهم شک داشت.و عدم اعتمادش روز بروز داشت بیشتر میشد.
    خلاصه نمیدونم این حس خوشحالی قلبی و آرامشی که تو قلبم دارم که دیگه زجر ها تموم شد دوام داره؟ میترسم فشار جنسی اذیتم کنه.چون تو مجردی این مشکل را داشتم.
    راستی یه مسیله هم هست که با چند نفر مشاور که مشورت کردم خیلی نگران شدن ،یه شب که مهمون داشتیم بهم گفت از دستت ناراحتم و باید خودتو بکشی وگرنه داد میکشم و آبروریزی میکنم و بزور 8 قرص بهم خوراند.
    کلا از قضیه آبروداری من نهایت سواستفاده رو برد .
    غذا درست میکردی ایراد میگرفت خوب خودش هم داشته از همون غذا می خورده چی شد که رو مزاج شما اثر گذاشت ولی رو مزاج ایشون اثری نداشته در ضمن یعنی شما زن و شوهر که تو یه خونه بودید غذا هاتون مختلف بوده !!!!! که رو شما اینطور اثر داشته ؟
    اگه بیرون غذا می خورده پس چرا از غذای شما که تازه خوشش هم نمی امده می خورده ؟
    برای من عجیبه شما که تو خونه بودی و اجاره بیرون رفتن نداشتی چطور بوده که یه چیزی نمی خوردی تو خونه خودت ؟

    بدون اغراق بهت می گم برای پدر و مادر اینقدر شفاف نیستی که از مشگلاتت خبر داشته باشن !!!!!!!!!!!!!
    یا اینکه قضیه ابرو داریت زیاد شفاف نیس!!!!!!!!!!!
    موندم تو حرفات

    کاش گفته بودی شوهرت سر چی اینقدر عصبانی شده بود که مجبورت کرد قرص بخوری

    از هی طرف میگی یه زن خیلی گرم هستی که شوهرت مشکل جنسی داشته و در مدت 2 سال زندگی اصلا ارضا نشدی ولی نمی تونی تصمیم بگیری برا طلاق چون میدونی از لحاظ جنسی به مشکل بر می خوری و از یه طرف دیکه اعلام میکنی تصمیت برا طلاق جدی هست
    الان دقیقا چی را می خوای مشاوره بگیری؟


    باید عرض کنم که هدفم از نوشتن این پست خیر بوده و اصلا و ابدا نظری جر این نداشتم
    دوستان میان تشویق می کنند برا طلاق و شما هم چون الان خیلی از دست شوهرت ناراحتی چشمت را به روی همه چی بستی و یه طرفه رفتی قاضی

    حالا اگه از پستم تشکر نمی کنی و لایک نمیزنی مهم نیست ولی دو سه بار حتما بخونش خواندن پستم از طرف شما برای من هیچ نفعی نداره ولی برا خودت خوبه
    ویرایش توسط کمال : چهارشنبه 13 خرداد 94 در ساعت 20:30

  6. 3 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    eli90 (چهارشنبه 13 خرداد 94), Eram (سه شنبه 09 تیر 94), رنگین (چهارشنبه 13 خرداد 94)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array

    Icon16

    به نظر من این قدر عجله برا طلاق لازم نیس
    برا چی الان می خوای مهریه اجرا بزاری ؟ سعی نکن کار را به لج و لج بازی (تمکین در مقابل مهریه )و دادگاه و شکایت برسونی

    سعی کن همیشه مودبانه و با احترام برخورد کنید


    تو الان باید تاپیک باز کنی که چطوری خواسته هات را به روش مناسب مطرح کنی
    چطوری باهاش رفتار کنید که باهاتون راه بیاد و برید مشاوره

    اینجا تالار مشاوره رواتشناسی هست نه مشاوره حقوقی

    در ضمن اینقدر قضیه گل نخریدن و تو خونه موندن 4 روزه را بزرگ نکن بگو چی شد که مجبور به کار کار شد ؟


    این طوری که نوشتی کاری نیس که به سرم نیاورده باشه فکر کردم راهی بیمارستان کرده تورا یا حداقل شب تا صبح از درد کتک هاش به خودت می پیچیدی یا گرسنگی بهت میداده 200 کیلو وزن کم کردی
    دوست خوبم صادقانه بهت می گم که اصلاح زندگیت خیلی بهتر و راحتر از ساختن یه زندگی جدید هست و سعی نکن برای اصلاح زندگیت راه شکایت و دادگاه پیش بگیری
    ویرایش توسط کمال : دوشنبه 11 خرداد 94 در ساعت 22:22

  8. 5 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    eli90 (پنجشنبه 11 تیر 94), واحد (سه شنبه 12 خرداد 94), اقای نجار (سه شنبه 12 خرداد 94), اعجاز عشق (دوشنبه 11 خرداد 94), رنگین (دوشنبه 11 خرداد 94)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 04:54]
    تاریخ عضویت
    1393-1-22
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    1,280
    سطح
    19
    Points: 1,280, Level: 19
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر
    عجیبه چون یه نفر اول جواب داد ولی الان جوابش نیست.راستشو بخوای من دوست ندارم بگم کتک خوردم چون از گفتنش هم تحقیر میشم ولی برای اینکه بهتر بتونید راهنمایی کنید من چندین شب تا صبح دقیقا از درد کتک ها به خودم پیچیدم.حتی یه بار که خواستم برم بیمارستان مادرش رو خبر کرد و زندانی ام کردند و نذاشتن برم دکتر.ولی خدایی از گرسنگی نمردم ولی احساس ضعف و مدام مریض میشدم و توی مزاجم کلی اثر میگذاشت نوع تغذیه بدی که داشتم.(برای اینکه شرایط بد من درک بشه پدر من فوق العاده سخاوتمند و بخشنده هستن و فکر نکنم مسجدی توی شهرمون باشه که پدرم کمک نکرده باشه و در خرید همیشه بهترین چیزا رو انتخاب میکرد و همیشه میگفت من زحمت کشیدم به اینجا رسیدم که بچه هام درجه یک بخورن و بپوشن) ولی شوهرم ماهی 50 بزور بهم میداد و چند بار آخر ماه باید براش توضیح میدادم که کجا خرج شده.
    دیگه از این حرف ها گذشته ، و من هیچ احساسی بهش ندارم و حتی با رفتاراش باعث شد پدرم مریض شود.چند بار با حالت جنون داد میزد که من خودم پدرتو میکشم خودم (دور از جان)کفنش میکنم و...
    بهم تهمت دزدی زد برای 5 هزار تومان فکر کنید،اگه بخوام از کار هاش بگم تا صبح باید تایپ کنم.
    تنها چیزی که باعث میشه نگران شم که شاید بعدا بهش فکر کنم رابطه جنسیه دیگه هیچ رفتار حسنه ای نداره که بخاطرش وایسم و بسازم .حس حمایت و پشتیبانی که هر زنی بهش نیاز داره حتی ذره ای بهم نمیده و تو خونه پدری حس حمایت هزار برابر بیشتره.
    تمام اطرافیانم بدون اغراق بهم میگن تو زیادی شفافی و نیاز نیست ریز مسایلت رو بگی اونوقت آقا بهم شک داشت.و عدم اعتمادش روز بروز داشت بیشتر میشد.
    خلاصه نمیدونم این حس خوشحالی قلبی و آرامشی که تو قلبم دارم که دیگه زجر ها تموم شد دوام داره؟ میترسم فشار جنسی اذیتم کنه.چون تو مجردی این مشکل را داشتم.
    راستی یه مسیله هم هست که با چند نفر مشاور که مشورت کردم خیلی نگران شدن ،یه شب که مهمون داشتیم بهم گفت از دستت ناراحتم و باید خودتو بکشی وگرنه داد میکشم و آبروریزی میکنم و بزور 8 قرص بهم خوراند.
    کلا از قضیه آبروداری من نهایت سواستفاده رو برد .
    ویرایش توسط eli90 : سه شنبه 12 خرداد 94 در ساعت 00:57

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    عجیبه چون یه نفر اول جواب داد ولی الان جوابش نیست.
    ريشه و ماده اصلي هر درد و مشكلي ودرمان آن در يكي دوجمله وماده بيشتر نيست ولي ما عادت كرديم موضوعات را آنقدر دور سرطرف يا مريضمون بپيچانيم تا خفه اش كنيم يا نيمه جان رها كنيم به هر خس و خاشاكي چنگ بزند و ما هم بشينيم براش با منت غصه بخوريم و ماتم بگيريم .

    بله =دوستي نوشته ]نیاز جنسی کردن تابو[/color]
    منم نیاز جنسی دارم منم گرمم و همه داریم سرکوب میشیم[/right]

    جواب منو برداشتن چون خلاصه و بدرد بخور عنوان كرده بودم البته بقيه دوستان در دل صحبتاشون اشاره كردن .
    چرا نگراني؟ با وكيل صحبت كن تمام راههاي ادعايي ايشان عليه خودت را ببند -هر چه قانوناً‌ميتواني از ايشان ادعا كن تا مرحله آخر اگر خواستي چيزي را ببخشي بعد از گرفتن و اثبات حقت و بخاطر دل خودت ببخش نه باج دادن-- ازپدرت كمك بگير و به پشتيبانيش تكيه كن تعصبات را بزار كنار همه آنها ظرف چند روز تمام ميشود و تو ماني و زندگي خودت رو پاي خودت باش هر كي خواست اون بياد با تو زندگي كنه تو آويزون كسي نيستي و نباش . با كسي كه لايقت نيست زندگي نكن اندازه احتياجي كه داري روي طرفت حساب باز كن بيشتر به خود متكي باش- مهاجرت و تغيير شريك زندگي اگر لازم است توصيه ديني است شك نكن كي گفته بساز و بسوز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید حسين40 تشکرکرده است .

    eli90 (سه شنبه 12 خرداد 94)

  12. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    سلام دوست عزيز
    فيلم پارك وي رو ديدي؟سرگذشت زندگي شماست ،شما با يه بيمار رواني زندگي كردي بعد به خاطر نياز جنسي مردد هستي ازش جدا بشي؟كسي كه به زور به شما قرص ميده بخوريد خودكشي كنيد شك نكن به شدت مشكل رواني داره،من اگه به جاي شما بودم فقط فكر نجات جونم بودم نه چيز ديگه

  13. 4 کاربر از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده اند .

    Aras (شنبه 13 تیر 94), eli90 (سه شنبه 12 خرداد 94), آنیتا123 (سه شنبه 12 خرداد 94), رنگین (سه شنبه 12 خرداد 94)

  14. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 آذر 94 [ 22:17]
    تاریخ عضویت
    1394-2-29
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    535
    سطح
    10
    Points: 535, Level: 10
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر ازدواجی گذاشته شده حکم طلاقی هم هست! اگر طرفین اینقدر درگیری دارن و مشکلات اینچنینی هست نباید برای راحت شدن همدیگرو بکشن که!حکم طلاق هم وجود دارد

  15. 2 کاربر از پست مفید نگار بارون تشکرکرده اند .

    eli90 (سه شنبه 12 خرداد 94), آنیتا123 (سه شنبه 12 خرداد 94)

  16. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 تیر 96 [ 02:16]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    3,018
    سطح
    33
    Points: 3,018, Level: 33
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    101

    تشکرشده 87 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    قرص خورونده بهت ؟ چرا نرفتی پزشک قانونی ؟ پدر مگه نداری ؟
    منم نظرم به نظر آسمان آبی نزدیکه

    جای شما بودم دیگه جرئت نمیکردم برم خونه طرف این آقا رسما دیوانه است

    شما دو ساله ارضای جنسی نشدی بعد میگی نیاز جنسیمو بعد طلاق چی کار کنم ؟ یعنی الان نیاز جنسیت برطرف میشه ؟!

    من منکر مشکلات بسیار زیاد یک خانم مجرد طلاق گرفته در جامعه مون نیستم اما با سازش و این جور چیزا اونم توی این شرایط موافق نیستم
    از نظر من از بد و بدتر بد رو انتخاب کن اگر جدایی رو بد در نظر بگیریم مشاور هم که میگی رفتی و اونا هم اظهار نگرانی کردن یعنی جدایی منطقی ترین راهه

    مطمئنم شما یک خانم زیبا و میتن هستین و در آینده فرصت های خیلی بهتری براتون پیش میاد اگر هم که خارج زندگی میکنی که خیلی از مشکلاتی رو که بعد از طلاق توی ایران پیش میاد اونجا نداری
    ویرایش توسط the boy : سه شنبه 12 خرداد 94 در ساعت 04:49

  17. 5 کاربر از پست مفید the boy تشکرکرده اند .

    eli90 (سه شنبه 12 خرداد 94), maryam123 (پنجشنبه 14 خرداد 94), نادیا-7777 (سه شنبه 09 تیر 94), آنیتا123 (سه شنبه 12 خرداد 94), رنگین (سه شنبه 12 خرداد 94)

  18. #10
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 تیر 94 [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1394-1-10
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    757
    سطح
    14
    Points: 757, Level: 14
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 71 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بدبختی جامعه رو میبینی؟؟
    نیاز جنسی کردن تابو
    منم نیاز جنسی دارم منم گرمم و همه داریم سرکوب میشیم
    خانم محترم شما باید حتما طلاق بگیری حتی یک روز هم با اون روانی زیر یک سقف نباشی
    برای نیاز جنسی خودت هم نظری ندارم ولی چاره نیست بین بد و بدتر باید بد رو انتخاب کنی
    امیدوارم خوشبخت بشی

  19. 3 کاربر از پست مفید دوچمدان_سیزده_کیلویی تشکرکرده اند .

    eli90 (سه شنبه 12 خرداد 94), نادیا-7777 (سه شنبه 09 تیر 94), رنگین (سه شنبه 12 خرداد 94)


 
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.