به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array

    Posticon (5) انجام دادن کارها در دقیقه 90!

    سلام دوستانخوب همدردی
    بیشتر دوستام و خیلی از هم نسل های من کم و بیش این مشکلو دارن اما شرایط من خیلی حاده! در واقع من یه کار رو انقدر نگه میدارم و انجامش نمیدم تا وقتی که مطمئن شم اگه از همین لحظه شروع کنم امکان نداره به موقع تموم شه! زمانی که کارای پایان نامم رو انجام میدادم حتی دوستای صمیمیم هم باورشون نمیشد که من تا چند روز مونده به دفاعم هنوز کارای اساسیم مونده و فکر میکردن دروغ میگم! تازه قکر کنید که من بسیاااار شخصیت کمال گرایی دارم و وقتی یه کاری دارم باید خیلی خوب انجامش بدم. برای همین برای هر کاری کلی ایده و طرح جدید توی ذهنم دارم که انجامشون بدم اما انقدر معطل میکنم و دیر اقدام میکنم که همشون اونجور که دلم میخواد انجام نمیشه و برای همین همیشه از دست خودم ناراضی ام! جالبه که توی اون شرایطی که اصلا وقت ندارم و کلی کار مونده حاضر نیستم بعضی از قسمت های کارمو کم کنم و قضیه رو سرهم بندی کنم! انگار یه حسی عمدا جلومو میگیره و با اینکه واقعا دلم میخواد شروع کنم نمیتونم! دیگه از دست خودم خسته شدم و میخوام شرایطو تغییر بدم :((( دوستان ممنون میشم اگه شرایط مثل من داشتین و راهکارهایی دارین که از پسش بربیاین در اختیار منم بذارین

  2. 2 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    tanin-91 (یکشنبه 17 اسفند 93), TikTak (یکشنبه 17 اسفند 93)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 خرداد 05 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-6-19
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    14,053
    سطح
    77
    Points: 14,053, Level: 77
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 397
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    1 - اول اینکه صبور باشید .
    2- کار هایی که هر روز باید انجام بدید را صبح آن روز یا شب قبل لیست کرده و هر کدام را که کامل انجام می دهید تیک بزنید و آنهایی را که ناقص انجام داده اید درصد پیشرفت برایش بنویسد . سپس روزهای بعد سعی کنید که درصد انجام کارهای ناتمام و یا انجام نشده رو بالا ببرید . البته در این راه زیاد آرمانی فکر نکنید و به خودتان اجازه دهید که در طول یک زمان معقول پیشرفت کرده و نه چند روزه و به سرعت .
    3 - اگر خیال پردازی و رویا بافی می کنید سعی کنید از این کار به شدت پرهیز کنید .
    امیدوارم موفق باشید
    هر که بی‌مشورت کند تدبیر * * غالبش بر غرض نیاید تیر

    بیخ بی‌مشورت که بنشانی * * بر نیارد بجز پشیمانی

  4. 3 کاربر از پست مفید TikTak تشکرکرده اند .

    sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), واحد (یکشنبه 17 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 17 اسفند 93)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام، وقت به خیر

    جواب سوالات و جملات زیر رو حداقل با کلماتی که مشخص کردم بدین، اگه خواستین، توضیح اضافی هم بدین:

    ابدا
    کمی
    تا اندازه ای
    خیلی زیاد

    1-اغلب اوقات تن به کار نمی دهم زیرا احساس می کنم در حالت احساسی خوبی نیستم
    2-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا انجام آن ها به نظرم دشوار می آید
    3-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا از شکست می ترسم
    4- اگر احساس کنم که نمی توانم کاری را به نحو احسن انجام دهم از انجام آن صرف نظر می کنم
    5- اغلب احساس می کنم کارم را به شکل مطلوب انجام نداده ام زیرا دربرخورد با کار بسیار سختگیر هستم
    6- وقتی کاری را که قرار بوده انجام نمیدهم احساس گناه میکنم
    7-وقتی از دیگران خشمگین هستم از انجام کارها طفره میروم
    8-اغلب چون نمیتوانم جواب نه بدهم انجام کارهایی خلاف میل تقبل میکنم
    9- گاهی اوقات چون احساس میکنم دیگران میخواهند ریاست کنند و از من انتظارات بی مورد دارند از انجام کارها طفره می روم
    10-اغلب احساس میکنم باید کارهایی انجام دهم که علاقه ای به آنها ندارم
    11 -انگیزه مقدم بر کار است یعنی تا انگیزه نباشد نمیتوانم کار را انجام دهم
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  6. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    salehe92 (شنبه 23 آبان 94), sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), tanin-91 (یکشنبه 17 اسفند 93), واحد (یکشنبه 17 اسفند 93), اقای نجار (یکشنبه 17 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 17 اسفند 93), صبا_2009 (دوشنبه 18 اسفند 93)

  7. #4
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها

    جواب سوالات و جملات زیر رو حداقل با کلماتی که مشخص کردم بدین، اگه خواستین، توضیح اضافی هم بدین:

    ابدا
    کمی
    تا اندازه ای
    خیلی زیاد

    1-اغلب اوقات تن به کار نمی دهم زیرا احساس می کنم در حالت احساسی خوبی نیستم کمی
    2-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا انجام آن ها به نظرم دشوار می آید ابدا
    3-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا از شکست می ترسم ابدا
    4- اگر احساس کنم که نمی توانم کاری را به نحو احسن انجام دهم از انجام آن صرف نظر می کنم کمی ( معمولا فکر می کنم هر کاری دلم بخواد را می تونم خیلی خوب انجام بدم )
    5- اغلب احساس می کنم کارم را به شکل مطلوب انجام نداده ام زیرا دربرخورد با کار بسیار سختگیر هستم (وقتی کاری را انجام بدم معمولا ازش راضیم. کم پیش می آد اونی که دلم می خواسته نشه)
    6- وقتی کاری را که قرار بوده انجام نمیدهم احساس گناه میکنم زیاد ( احساس گناه نه. ولی به خودم غر می زنم. مثلا هر بار می اومدم همدردی می گفتم، قرار بود جواب سوالات آقای رضا را بنویسی. بعد دو سه تا پست می ذاشتم و می رفتم. می گفتم بذار یه وقت بهتر می آم انجامش می دم. نمی دونم اون وقت بهتر یعنی چی؟ ولی همش می گفتم یه وقت بهتر. تا بالاخره الان وقت بهتر شد. )
    7-وقتی از دیگران خشمگین هستم از انجام کارها طفره میروم ربطی نداره. نه.
    8-اغلب چون نمیتوانم جواب نه بدهم انجام کارهایی خلاف میل تقبل میکنم کم.
    9- گاهی اوقات چون احساس میکنم دیگران میخواهند ریاست کنند و از من انتظارات بی مورد دارند از انجام کارها طفره می روم ابدا
    10-اغلب احساس میکنم باید کارهایی انجام دهم که علاقه ای به آنها ندارم خیر
    11 -انگیزه مقدم بر کار است یعنی تا انگیزه نباشد نمیتوانم کار را انجام دهم کار بدون انگیزه یعنی چطوری؟ به نظرم نمی شه.
    پستهای شکوه جان هم باشه دفعه بعد.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  8. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 24 اسفند 93), sara 65 (سه شنبه 05 خرداد 94), شکوه (یکشنبه 24 اسفند 93)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1393-7-05
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    1,430
    سطح
    21
    Points: 1,430, Level: 21
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 64 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام sara 65 عزیز و بقیه دوستان عزیزم
    براي اين كه کمال گرایی در کسی شكل بگيره عوامل زيادي از لحظه ي تولد دست به دست هم مي دهند که یکی از اونها والدين كمال گرا و قدرت طلب است.
    ثابت شده معمولا ورزشكاراني كه بيش از حد كمال گرا هستند در كودكي والديني داشته اند كه کمال گرا بوده اند.
    چنین والدينی بدون توجه به توانايي هاي فرزندانشون، همیشه سعي مي كنند اونا رو مجبور به رسيدن به معيار هاي خودشون كنند.
    معيارهايي كه آن قدر غير واقع بينانه اند كه در كمتر مواقعي به آن دست پيدا مي كنند. و زمينه هاي كمال گرايي در كودك هم ایحاد میشه و در عین حال عزت نفس پایینی هم پیدا می کنه.
    چون هر بار که فرد موفق میشه در واقع یه شکست براش محسوب میشه و احساس میکنه می تونست بالاتر هم باشه پس هر بار عزت نفس او کمتر و کمتر میشه.
    این مشکل به تعویق انداختن کارها هم بر می گرده به نداشتن اعتماد به نفس کافی و کمال گرایی و نداشتن خودباوری.
    وقتی خود را باور نداشته باشیم و عزت نفس نداشته باشیم، از خود توقع بالاترین و برترین بودن را داریم (کمال گرایی) تا بدینوسیله تایید دیگران را بگیریم و عزت نفس نداشته ی خود را جبران کرده باشیم.
    مواردی که آقای m.reza91 عزیز به خوبی و به شکلی عالی توضیح دادند و دسته بندی کردند، هر کدوم به شکلی به همین عامل عدم خودباوری و نداشتن عزت نفس مربوط میشن.
    توجه کنیم که یک کاری را که ما به تعویق می اندازیم در ظاهر یک علت متفاوت از یک کار دیگر دارد ولی دست آخر همه به همین ریشه عدم خودباوری و عدم خویشتن دوستی بر می گردن.
    مثلا ما یک کاری را به تعویق می اندازیم چون می خواهیم آن را عالی و درحد کمال انجام بدیم مثل ارائه سمینار.
    خوب اگه ما خود را به همین شکل که هستیم قبول داشته باشیم و همینطوری خود را دوست بداریم، دیگه از خودمون توقع عالی ترین بودن رو نخواهیم داشت. اگه خودمون رو باور داشته باشیم، احساس رضایت را داریم و دیگه رضایت از خودمون مشروط به بهترین بودن نمی کنیم و دیگه به تایید دیگران هم نیاز نداریم چون خودمون، خود رو تایید می کنیم. برعکس اگه به تایید دیگران نیازمند باشیم خود رو مجبور می کنیم عالی باشیم تا اونها ما رو تحسین کنند.

    یا مثلا یک نوع کار دیگه مثلا پرداخت قبوض رو به تاخیر می اندازیم که این دیگه به خاطر کمال گرایی نیست. چون پرداخت قبض که دیگه عالی انجام دادن و بد انحام دادن در موردش صدق نمی کنه. یا شستن ظرفها یا چیزایی شبیه این.
    علت تعویق این سری از کارها ممکنه این باشه که ما برای انجامشون انگیزه کافی نداریم یا به این کارها علاقه نداریم. که این باز بر می گرده به اینکه خودمون رو به حد کافی دوست نداریم و برای خودمون ارزش کافی قائل نیستیم.
    دلیل: همون کارهایی رو که بهشون علاقه ای نداریم و مدام عقبشون می اندازیم، اگه یه نفر تو زندگیمون که خیلی دوستش داریم و خیلی قبولش داریم، بیاد و ازمون بخواد براش انجام بدیم، سریع اون کارو می گذاریم تو اولویت و با چه شور و شوقی اول میریم اون کارو انجام میدیم براش.
    حالا اگه خودمونو همینقدر دوست داشته باشیم، با همون شدت هیجان و انگیزه برای خودمون و برای آرامش خودمون کارو انجام میدم.
    اگه خودمونو دوست داشته باشیم انجام کار برای خود عزیزمون بزرگترین انگیزه و نیرومحرکه برامون خواهد بود.

    یا در انجام یک کار دیگر، می بینیم که نتیجه محور هستیم و ترس از شکست در نتیجه کار داریم، برای همین به تعویق می اندازیم.
    خوب کسی که خودش رو باور نداره و قضاوت دیگران براش مهمه، همش به خاطر نتیجه کار انجام میده. تا با نتایج حیرت انگیز و فوق العاده اونها رو به تحسین خودش وادارد. خودمون رو با موفقیت هامون می سنجیم ، چون عزت نفس نداریم و فکر می کنیم دیگران در مورد ما چی فکر می کنند. چون نظر دیگران برامون مهمه ، موفقیت هم برامون حیاتی شده.
    اما اگه خودمون رو با همین شرایط ارزشمند بدونیم، به نتیجه هیچکدوم از کارهامون اهمیت نمیدیم ، به موفق شدن یا نشدن اهمیت نمیدیم و کارهارو فقط به خاطر لذتی که از تلاش کردن به ما دست میده انجام میدیم. در اونصورت خود رو تحت فشارهای روانی نمی گذاریم که برای فرار از این فشارها، کار رو به تعویق بندازیم.
    اگه عزت نفس بی قید و شرط داشته باشیم و خودمون رو همینجوری بی هیچ شرطی دوست داشته باشیم و باور داشته باشیم، کمالگرا هم نمیشیم.
    جایی خوندم که دوست داشتن خود، یک ماجراجوئی هیجان انگیز است، مثل یاد گرفتن پرواز! دوست داشتن خود، ما رو پر از شور و هیجان و انگیزه برای حرکت می کنه. پر از نیرو و انرژی های مثبت و سازنده!

    چند وقت پیش هم تلویزیون یه برنامه مستند نشون داد فکر کنم شبکه 4 برنامه چهار سوی علم بود که یه برنامه دوبله شده بود که درباره همین موضوع به تعویق انداختن کارها بود مه مطالبشو یادداشت کردم.
    چند استاد در دانشگاه کاسل روی این موضوع تحقیق کرده بودند. یه روانشناس می گفت دلیلش "تسلط نداشتن بر خود" است نه تنبلی. دانشمندان در دانشگاه مونستر آلمان هم روی این مساله آزمایشاتی انجام داده بودند
    و دلیل این مساله رو ترس از شکست می دونستند و می گفتند مردم خودشون برای خودشون موانعی ایجاد می کنند تا اگر موفق نشدند بهانه ای براش داشته باشند و پیش خودشون اینطور استدلال کنند که زمانیکه در فرصت اندکی از کاری نتیجه متوسط می گیرم، پس اگر وقت کافی داشتم قطعاً بهترین می شدم.
    خوب این هم باز دلیلش اینه که خودمون رو باور نداریم و بدینوسیله ناخودآگاه داریم به خودمون میگیم که من توانایی انجام این کار رو به خوبی ندارم پس مجبورم چنین بهانه ای برای خودم دست و پا کنم.
    در حالیکه اگه به خود اعتماد داشته باشیم و از عزت نفس برخوردار باشیم، اصلا به نتیجه کاری نداریم و بدون رسیدن به نتیجه موفقیت آمیز در این کار یا هر کار دیگری، به خود می بالیم و خود را ارزشمند می دونیم.

    یکی از راهکارهایی که در این برنامه تلویزیونی توضیح می داد این بود که زمانی رو که صرف هر کار می کنیم برامون مهم باشه نه نتیجه کار. صرف زمان برای انجام کار برامون اهمیت داشته باشه. مثلا نگوییم من دارم زبان یاد می گیرم. بلکه بگوییم دارم زمانم رو صرف یادگیری می کنم. یا دارم زمانم رو صرف آماده سازی برای سمینار می کنم یا.....
    زمان صرف کردن برامون ارزش بشه نه رسیدن به نتیجه یک کار.
    زمان رو مثل ظرفی ببینیم که توی اون رو با کارهای مختلف پر می کنیم. وقتی خالی نگهش داریم احساس کنیم زمان سوخت شد بدون اینکه هیچ بهره ای ازش ببریم. در این عصر حاضر، "زمان" دنیا را اداره می کند و طلاست.

    ولی قبل از هر چیز خویشتن دوستی را تمرین کنیم. خویشتن دوستی!

  10. 6 کاربر از پست مفید پری وش تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 24 اسفند 93), sara 65 (سه شنبه 05 خرداد 94), آویژه (یکشنبه 24 اسفند 93), شکوه (شنبه 23 اسفند 93), شیدا. (جمعه 22 اسفند 93), صبا_2009 (یکشنبه 24 اسفند 93)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 فروردین 94 [ 03:20]
    تاریخ عضویت
    1393-12-16
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    177
    سطح
    3
    Points: 177, Level: 3
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    دوستان به نکات خوبي اشاره کردن
    جا داره بهت تبريک بگم که از حالت بد خودت متنفر شدي و مي خواي تغيير کني.
    همه ما هدف گذارهاي خوبي هستيم فقط خيليامون اين استعداد رو کشف نکرديم و يا اون رو به طريقي سرکوب کرديم، بايد اون مواقعي رو به ياد بياريم که تو بحران و دردسر بوديم و اونوقت بود که سرتاپا هدف براي برطرف کردن مشکل بوديم. شما هم همينطور هستيد، در دقيقه 90 احساس جديت بيشتري به شما دست ميده و در نتيجه اقدام به عمل مي کنيد اما در مرحله بعدش عواملي از جمله کمالگرايي باعث ميشه نتوني کارت رو تموم کني.
    کمالگرايي به نحوي عزت نفس انسان رو پايين مياره. بايد بدونيد که تو دنيا هيج چيز کامل نيست، خود انسان ها هم کامل نيستند و همواره نقص و ايراد جزئي از امور اين دنياست. پس بيام خودمون رو با تمام ايراداتي که داريم دوست داشته باشيم تلاش کنيم دونه به دونه ايراداتمون رو به تدريج بهبود بديم.

  12. 2 کاربر از پست مفید e.v تشکرکرده اند .

    sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 18 اسفند 93)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سارا جان درکت میکنم همه چیزایی که گفتی دقیقا توصیف اوضاع منه.
    انقدر معطل میکنم تا دقیقه نود همش استرس بکشم سر این قضیه خیلی استرس کشیدم
    ولی بازم هر کار جدیدیو بخوام شروع کنم نگهش میدارم برا روز اخر
    متاسفانه راه حلیم براش پیدا نکردم!

  14. 2 کاربر از پست مفید محیا ناز تشکرکرده اند .

    sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 18 اسفند 93)

  15. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    مرسی از دوستانی که برام وقت گذاشتن
    Tik Tak عزیز
    هیچوقت توی زندگیم آدمی نبودم که با برنامه ریزی پیش برم! همیشه برنامه ریزی هام با شکست مواجه میشه! وقتی تصمیم میگیرم که یه کاری تا ساعت 2 انجام بدم مطمئنا ساعت 2 تموم نمیشه! با اینکه برنامه ریزی هام خیلی سخت هم نبوده. کلا خیلی وقته بیخیال برنامه ریزی های روزانه شدم! شاید برای خودم توی روز تصمیم بگیرم که یه کاری رو تا یه ساعتی انجام بدم که اون هم مشمول دقیقه 90 شدن میشه !! اهل خیال پردازی و رویا بافی هم زیاد نیستم

    e.v گرامی
    من خیلی زیاد به خاطر این اخلاقم دردسر و استرس تحمل کردم. خیلیییییییی زیاد ! امیدوارم بتونم مشکلمو حل کنم هرچند که حتی برای پیش بردن این تاپیک هم اونقدر باانگیزه نیستم

    محیا ناز جان
    تاپیک رو دنبال کن شاید نکات خوبی توش باشه که به درد هر دومون بخوره و امیدوارم با راهنمائی های دوستان نتیجه ی خوبی بگیری و همیشه موفق باشی

    - - - Updated - - -

    آقای m.reza91
    ممنون از لطفتتون

    راستش همیشه از پر کردن پرسشنامه با چند تا جواب کوتاه و محدود فراری ام سعی کردم با دقت به سوالا فکر کنم امیدوارم کمک کننده باشه

    1-
    اغلب اوقات تن به کار نمی دهم زیرا احساس می کنم در حالت احساسی خوبی نیستم

    ابدا! موضوع اصلا احساسات نیست. همین الان من توی فاز احساسی خوبی هستم اما هفته ی قبل کاری داشتم که حداقل هشت ساعت وقت میخواست اما من انقدر اون کار رو انجام ندادم تا ساعت 11 شبی که فرداش باید کار رو تحویل میدادم! لازم به ذکر نیست که تا خود صبح براش بیدار بودم!

    2-
    گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا انجام آن ها به نظرم دشوار می آید

    بله تا اندازه ای. گفتم که برای انجام یک کار بهترین حالت انجامش رو در نظر میگیرم و برای همین کار برام سخت میشه! گاهی این سخت بودن اجازه نمیده که اصلا طرفش برم. البته اکثر اوقات برعکسش صادقه یعنی من تصمیم میگیرم که چه کارهایی میخوام انجام بدم و وقتی خیالم راحته که میدونم میخوام چیکار کنم و چقدر زمان براش مورد نیاز هست تا آخرین لحظات از انجامش طفره میرم

    3-
    گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا از شکست می ترسم

    معمولا وقتی احتمال شکست رو میدم اصلا اون کار رو قبول نمیکنم! من کاری رو قبول میکنم که بدونم میتونم به بهترین نحو انجام بدم (هرچند در دقیقه ی 90)

    4-
    اگر احساس کنم که نمی توانم کاری را به نحو احسن انجام دهم از انجام آن صرف نظر می کنم

    دقیقا همینطوره! بدون هیچ توضیح اضافی

    5-
    اغلب احساس می کنم کارم را به شکل مطلوب انجام نداده ام زیرا دربرخورد با کار بسیار سختگیر هستم

    خیلیی زیاد. گفتم که حتی وقتی وقت هم ندارم حاضر نیستم قضیه رو سر هم بندی کنم. مثلا تصور کنین برای یه سمینار کلاسی دوستام یه مقاله میخوندن و از یه هفته قبل آمادش میکردن (چون نیاز به کار خاصی نداشت) اما من بالای 200 تا مقاله جمع میکنم و انقدر کارم زیاد بود که تا آخرین لحظات باز هم نمیتونستم به اون ایده الی که میخوام برسم و در نهایت نمره ها یکی بود!

    6-
    وقتی کاری را که قرار بوده انجام نمیدهم احساس گناه میکنم

    خیلی زیاد. حتی اگه نتیجه از نظر دیگران هم رضایت بخش باشه اما من به اون چیزی که میخوام نرسیده باشم احساس بدی دارم! شاید اسمش احساس گناه نباشه اما احساس بدی دارم

    7-
    وقتی از دیگران خشمگین هستم از انجام کارها طفره میروم

    شاید گاهی اوقات این اتفاق افتاده باشه اما همونطوری که گفتم انجام ندادن کارهام ربط زیادی به احساساتم نداره

    8-
    اغلب چون نمیتوانم جواب نه بدهم انجام کارهایی خلاف میل تقبل میکنم

    کمی! اکثرا اینطور نیست . میتونم نه بگم اما خب من هم مثل بقیه گاهی توی شرایطی قرار میگیرم که مجبور به قبول کردن یک کار میشم.

    9-
    گاهی اوقات چون احساس میکنم دیگران میخواهند ریاست کنند و از من انتظارات بی مورد دارند از انجام کارها طفره می روم

    خیلی زیاد. اگه برخلاف میلم کاری رو قبول کنم تنها شرایطیه که حاضرم یه کار سرسری رو انجام بدم و اونقدر سختگیر نباشم.

    10-
    اغلب احساس میکنم باید کارهایی انجام دهم که علاقه ای به آنها ندارم

    شاید توی چند وقت اخیر اینطور بوده. اما وقتی به کاری علاقه هم دارم بازم لحظات آخر رو برای انجامش انتخاب میکنم

    11 -
    انگیزه مقدم بر کار است یعنی تا انگیزه نباشد نمیتوانم کار را انجام دهم

    تا اندازه ای.

  16. 2 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 19 اسفند 93), صبا_2009 (دوشنبه 18 اسفند 93)

  17. #9
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 00:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-18
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    4,145
    سطح
    40
    Points: 4,145, Level: 40
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    462

    تشکرشده 404 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دو تا سوال دارم:

    وقتی بچه بودی کارهاتو مادرت برات انجام میداد یا خودت؟

    تو دوران مدرسه نمره ی الکی زیاد میگرفتی و معلمات زیاد جدی نبودن؟

  18. 2 کاربر از پست مفید شکوه تشکرکرده اند .

    sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 18 اسفند 93)

  19. #10
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سارا فکر می کنم تا حدی با کمال گراییت ارتباط داره.

    من هم تا حدودی این اخلاق را دارم. گاهی اوقات اون کار توی ذهنم تا آخرین مرحله پیشرفت کرده، اما روی برگه هیچی ندارم!
    چون دلم راضی به شروع کردن و نوشتن نمی شه. همش می گم حالا می نویسمش، حالا شروع می کنم
    بدون قصد قبلی و تا حدودی ناآگاهانه، اون موضوع را شفاهی (ذهنی) خیلی جلو می برم، اما عملا چیزی دستم نیست.
    خیلی طول می کشه تا راضی به زدن استارت عملی کار بشم.

    معمولا هم توی اون ساعات فشرده کار خوبی از آب درمی آد، اما پدر من هم باهاش در می آد

    ولی می بینم کسانی را که خیلی راحت از همون روز اول شروع به نوشتن می کنند.
    کار را ساده می گیرند، با سادگی هم پیش می برند و بدون فشار و استرس روزهای پایانی یه کار متوسط یا خوب تحویل می دن و خیلی هم راضی و راحتند.

    این کمال گرایی نمی ذاره من همون روز اول و با همون اطلاعات ساده شروع کنم.
    دائم تو فکر بهتر کردنش هستم و به تعویق می ندازمش.

    گاهی کاری که به قول شما در حالت عادی (برای خودم، نه دیگری) هشت ساعت زمان لازم داره در شرایط فشار دقیقه نود، سه چهارساعته عالی تمامش می کنم.

    نظر کلی من، با نگاهی به پشت سر خودم و زندگیم اینه که
    بدترین روش کار کردن همینه که ما داریم (البته اگر درست متوجه شده باشم و مشکل شمام همین باشه)

    تا جایی که می تونی باید سعی کنی این روند را عوض کنی.

    برنامه ریزی را به خودت تحمیل کن. از همون اول ذره ذره برو جلو.
    برنامه را هم سبک و ساده بنویس که قابل اجرا باشه. برای خودت برنامه سخت و فشرده نذار.
    ولی خودت را ملزم کن هر روز یه ذره از کار را انجام بدی.
    اگه بهش عادت کنی خیلی خوبه.

    ----------------------------
    شکوه من الان سوالات را دیدم.
    چون مشکل سارا را دارم با اجازه منم جواب می دم.

    تقریبا مستقل بودم و همیشه خودم کارهام را می کردم. اما مادرم اهل کنترل و بکن نکن هست.
    نمره الکی نمی گرفتم. نمی شه که یه عمر نمره الکی بگیری. حالا یکی دوبار ...
    معلمها هم که نمی شه گفت همشون مثل هم بودند. اون همه معلم! بالاخره همه جور اخلاقی توش بوده.


    -------------------------
    سوالات آقای رضا را هم در پست بعدی جواب می دم.
    اگر سارا جان اجازه بدن، با هم مشترک تو این تاپیک باشیم و اگر مشکلمون مشابه هست و به پیشرفت تاپیکش کمک می کنه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : دوشنبه 18 اسفند 93 در ساعت 16:29

  20. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), آویژه (یکشنبه 24 اسفند 93), صبا_2009 (دوشنبه 18 اسفند 93)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.