به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 93 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1389-3-24
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,108
    سطح
    34
    Points: 3,108, Level: 34
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    عذاب وجدان در ازدواج کردن

    با سلام
    دختری 31 هستم .کارشناسی ارشد کامپیوتر دارم.مدرس دانشگاه هستم. سال پیش به یکی از دانشجویانم(29 ساله) علاقه پیدا کردم و ایشون هم همینطور. بعد از چند هفته خودشون گفتن که متاهل هستند ولی با زنشون تفاهم ندارند در اون چند هفته همسرشون شمال منزل مادرش بود، وقتی رفت سراغ همسرش و او را به تهران آورد من از زندگیش خارج شدم و برای فراموش کردنش به یک خواستگار نامناسب جواب مثبت دادم ولی قسمت نشد با اشون ازدواج کنم.در طول این مدت اون آقا بارها به من التماس کرد برگردم که شدیدا به من علاقه دارد ولی چون زن داشت این اجازه را به خودم ندادم.بعد از چند ماه از آن خواستگاری ناموفق ایشان را در اینترنت دیدم و فقط یک سلام کردم و ایشون دوباره شروع کرد ابراز علاقه که زنم بعد از یک ماه رفت شمال و چند ماهه تنهاس و من دوباره با ایشون ارتباط داشتم و کلاس زبان میرفتیم و رستوران.تا اینکه بعد از حدود 6 ماه به من گفت که یه بچه 2 ساله هم داره.چون علاقه زیادی به ایشون داشتم این شرایطش رو درنهایت پذیرفتم ویک ماه بعد از آن درخواست طلاق داد.چند وقت دیگه لسه اوله طلاقشه.با زنش اختلاف تفکری زیادی داره رنش اهل درس و پیشرفت و آینده نگری نیست و میگه علاوه بر اینها از ابتدا هیچ علاقه ای به او نداشته و هشت سال پیش یک ازدواج کاملا سنتی کرده. ..حالا من موندم وعذاب وجدان اینکه من باعث طلاق شدم دلم برای زنش میسوزه در صورتیکه اون میگه منم نبودم اون بازم از زنش جدا میشد ولی من بازم نمیپذیرم.خواهشا بگید چیکار کنم.مطمینم با ایشون خوشبخت میشم وعلاقه و تفاهم بسیاری باهم داریم.
    از طرفی از عذاب وجدان دارم دیوووونه میشم.بگید چیکار کنم؟؟؟؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 اسفند 93 [ 10:05]
    تاریخ عضویت
    1392-12-13
    محل سکونت
    دشت
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    1,390
    سطح
    20
    Points: 1,390, Level: 20
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    834

    تشکرشده 492 در 107 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    24
    Array
    متاسفم اشتباه بزرگی کردید از یک انسان متفکر و دانشگاهی بعید بود
    این راه سرابه
    بیاموزیم بی قید و شرط عشق بورزیم،

    بی قصد و قرض حرف بزنیم،

    بی دلیل ببخشیم،

    و از همه مهمتر

    بی توقع به انسانها
    محبت کنیم

  3. 8 کاربر از پست مفید fariba s تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), nimaaa (چهارشنبه 05 شهریور 93), فدایی یار (پنجشنبه 06 شهریور 93), فرهنگ 27 (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), هم آوا (چهارشنبه 05 شهریور 93), رزا (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 93 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1389-3-24
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,108
    سطح
    34
    Points: 3,108, Level: 34
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    خواهش میکنیم با دید باز و در نظر گرفتن تمام جوانب پاسخ بدید.
    چرا طلاق انقدر بد جا افتاده.ایشون از زندگیش هیچ لذتی نمیبرد

  5. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    شما مطمعنین ایشون با همسرشون اختلاف دارن و این اختلاف ها همه بخاطر بد بودن همسرشونه نه این آاقا؟
    اگه بلی، منبع اطمینان شما غیر از حرفای این آاقا چی بوده؟

    شما اصلا تا حالا با خانوم این آقا معاشرت داشتین که براحتی حرفشونو قبول کردین؟
    به نظر خودتون آیا واقعا این آقا یه فرشته اس و خانومشون کامل مقصر؟
    شما زیاد با این آقا معاشرت داشتین پس اگه با دید احساسی به قضیه نگا نکنین میتونستین خیلی از بدی هایی که ین آاقا در حق همسرشون داشتن و ببینین.

    بعنوان مثال من خودم در همین یه پستتون یه ظلمی که این آقا در حق همسرشون و فرزندشون کردن متوجه شدم.
    اونم رابطه داشتن با شماست.
    ایشون مشکل داشتن خب مشکلشونو بگن ک بفکر راه حل باشن، اول تکلیفشو با همسرش مشخص کنه، طلاقش بده حق و حقوقشم بده بعد بفکر عشق جدید باشن.

    شما خودتون اگه زمانی متوجه بشین همسرتون با فلان اخلاق شما مشکل داشتن، خب انتظار دارین، بیاد اینو بشما بگه بعد با هم بفکر راه حل باشین بعد اگه نشد برین طلاق بگیرین.
    یا نه دوست دارین همسرتون یراست برن سراغ عشق جدید؟ بدونیکه تکلیف شمارو مشخص کنن.

    اگه فردا شما هم دل این اقارو زدین و ایشون همین رفتارو با شما داشتن، چی؟

    چه تضمینی وجود داره که اینکارو برای شما هم نکنن؟
    مردی که به همسر اولش وفا نکنه به دومی جفا میکنه.

    نمیدونم واقعا برچه اساسی حرفای این آقارو باور کردین، تو همین تالار یه سرچی بکنین ، تاپیک های خانوم هایی و پیدا میکنین که از خیانت همسراشون رنج میبرن.، خیلیاشون میگن، همسرم به دوست دخترش گفته من مشکل داشتمو.... مثه حرفایی که بشما گفتن. در صورتی که خانوم میگه نه ما این مشکلات و نداشتیم تا وقتی که این خانوم پاش بزندگیمون وا نشده بود ما خوب و خوش خرم بودیم.

    شما از کجا میدونین یه عشق تازه، یه هوس! ! یه خانوم جدید چشای این اقاو کور نکرده و دروغ تحویل شما نداده باشه.
    شاید اون زن الان از وجود شما داره رنج میکشه.اون بچه چه گناهی کرده.

    اصلا اون زن بد، خداییش بدترین زن دنیا هم سزاوار خیانت همسرش هست؟ بهتر نیست اول تکلیف این زن مشخص بشه بعد شما تشریف بیارین؟

    شما با ایشون قطع رابطه کنین و بگین حتی اگه طلاقم بگیرین من با شما ازدواج نخواهم کرد. بعد جوابشونو دیگه تحت هیچ شرایطی ندین.
    اگه ایشون طلاق گرفتن و اومدن خواستگاری شما، اونجا بهشون فکر کنین.
    درغیر ین صورت بذارین زندگیشونو بکنن.
    آخه رو ویرانه های زندگیه کس دیگه که آدم خونشو نمیسازه.
    زن اول ایشون رو ویرانه نساخته، خونه اش داره ریزش میکنه. دیگه وای بحال شما که رو ویرانه میخواین بسازین.


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط asmaneaabi نمایش پست ها
    خواهش میکنیم با دید باز و در نظر گرفتن تمام جوانب پاسخ بدید.
    چرا طلاق انقدر بد جا افتاده.ایشون از زندگیش هیچ لذتی نمیبرد
    خب درجه اطمینان شما چقدره؟
    مطمعنین شما با دید باز زندگیشونو دیدین؟

    فکر میکنین مردا نمیتونن دروغ بگن؟؟
    اگه خدایی نکرده حضور شما باعث جداییوشن باشه چی؟
    اگه مطمعن بودین که لذت نمیبرن نیمومدین اینجا تاپیک بزنین.

    شما تو زندگیشون نیستین،شاید الان خانوم ایشون در تکاپویه اینن که شوهرشون بخودشون جذب کنن اما حضور و تازگی شما مانعش شده.

    شما ایشونو رها کنین بگین اگه طلاقم بگیرین حاضر به ازدواج با شما نیستم.
    بعد ببینین ایشون طلاق میگیرن یا نه!!

    شما واقعا در جایگاهی هستین که دارین یه زندگی و نابود میکنین.
    ایشون تا زمانی وه مجرد بودن لذت خودشون به تنهایی مهم بود.
    اما حالا لذت همسرشون و فرزندشون هم مهمه! !!
    پس همسرشون چی؟ جوونیش؟ زیباییشو سر زندگی با همین همسر از دست داده.
    همسر ایشونو خواهر کوچیکتر خودتون در نظر بگیرین

    آخه انصافه در اوج جوونی مطلقه بشه؟ فقط بخاطر زیاده خواهی این آقا؟
    مشکل دارن خب برن حلش کنن، برن مشاوره.
    چرا از راه ارتباط با یک زن دیگه میخواین حلش کنن؟؟؟ بنظر خودتون این راه حل درستتیه؟ اگه شما جای این خانوم بودین دوست داشتین همسرتون همچین راه حلی و انتخاب کنه؟؟؟؟؟ صادقانه جواب بدین.

    این آقا جرات حرف زدن در برابر خانوادش نداشته بگه مثلا من این خانوم نمیخوام، با حرف نزدن باعث شده یه خانوم بدبخت بشه. سرمایه های زندگیشون به پای ایشون هدر بده. بعد همچین مردی و شما بعنوان همسر انتخاب میکنین؟

    اگه سنتی بوده، خب دختر و معرفی کردن، ایشون حرفش میزد میگفت نمیخوام، چرا همون اول نگفته؟؟؟ چرا بعد از اینکه فرزندشون بدنیا اومدن تازه صداشون دراومده؟
    چرا الان تازه فهمیدن نه مثیکه بدرد هم نمیخورن؟

    اینو بدونین اگه شما بهتر از همسر ایشون برای این آقا باشین، و ایشون بخاطر برتری شما بر خانومشون ، شمارو انتخاب کردن، همیشه و در همه حال خانومی برتر از شما هم هست. مراقب باشین این بلا سرتون نیاد. چون مثیکه این آقا تا به مشکل میخورن میرن سراغ برترین ها!!!!
    پس کل برترین هارو از زندگیتون باید دور کنین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : چهارشنبه 05 شهریور 93 در ساعت 16:37

  6. 7 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (پنجشنبه 06 شهریور 93), deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), فرهنگ 27 (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), آونگ (چهارشنبه 05 شهریور 93), تیام (چهارشنبه 05 شهریور 93), رزا (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 93 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1389-3-24
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,108
    سطح
    34
    Points: 3,108, Level: 34
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از اینکه جوابمو دادید.من اگر جای همسر ااین آقا بودم راضی به طلاق بودم.ایشون به من گفت بارها به زنش خیانت کرده چون هیچ علاقه ای نبوده.من باعث شدم ایشون دوباره نمازه بخونه محرم و نامحرمی رو رعایت کنه.به من میگه تو فرشته نجاتمی که خدا فرستاده میگه اگر بری من یه مرد هرزه میشم و زنمم که طلاق دادم و دیگه هم متعهد نیستم.اینارو میگه فکر میکنم در قبالش مسیولم .
    ولی میخوام به حرف شما گوش بدم اگرچه خیلی سخته ولی بهش میگم به من ربطی نداره زنش رو طلاق میده یا نه من باهاش ازدواج نمیکنم و جوابش هم نمیدم هر چقدر ناله و زاری کنه.حتیبارها گفته که اگر برم خودکشی میکنه.راستش این حرفش خیلی نگرانم میکنه.
    خدایااااااا کمکم کن.من تا حالا به یه مورچه هم ظلم نکردم چه بریه به یه انسان مثه زن و بچه اون.خیلییییییی حالم بده.خدایااااااا کمکم کن.خواهشا با کمکتون راهنماییم کنید

  8. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asmaneaabi نمایش پست ها
    ممنون از اینکه جوابمو دادید.من اگر جای همسر ااین آقا بودم راضی به طلاق بودم.ایشون به من گفت بارها به زنش خیانت کرده چون هیچ علاقه ای نبوده.من باعث شدم ایشون دوباره نمازه بخونه محرم و نامحرمی رو رعایت کنه.به من میگه تو فرشته نجاتمی که خدا فرستاده میگه اگر بری من یه مرد هرزه میشم و زنمم که طلاق دادم و دیگه هم متعهد نیستم.اینارو میگه فکر میکنم در قبالش مسیولم .
    ولی میخوام به حرف شما گوش بدم اگرچه خیلی سخته ولی بهش میگم به من ربطی نداره زنش رو طلاق میده یا نه من باهاش ازدواج نمیکنم و جوابش هم نمیدم هر چقدر ناله و زاری کنه.حتیبارها گفته که اگر برم خودکشی میکنه.راستش این حرفش خیلی نگرانم میکنه.
    خدایااااااا کمکم کن.من تا حالا به یه مورچه هم ظلم نکردم چه بریه به یه انسان مثه زن و بچه اون.خیلییییییی حالم بده.خدایااااااا کمکم کن.خواهشا با کمکتون راهنماییم کنید

    واقعا مردی که به همسرش خیانت کنه، و شما انتخاب میکنین؟
    خب دختر گل فردا بخودتم خیانت میکنه.
    از کجا میدونی همسرش میدونه که این مرد بهش خیانت کرده. چقدر جالب که این مرد براحتی حرف از خیانت میزنه و قبح اینکار واسش ریخته بعد شما قصد زندگی باهاش و دارین؟
    واقعا بهشون چطور اعتماد میکنین؟

    شما هیچ مسولیتی در قبالش ندادین.
    ایشون میدونن شما مذهبی هستین و احساساتی، دارن قشنگ سواساتفاده میکنن یادتون باشه شیطان همیشه در کمین ماست ، مراقب وسوسه هاش باشین.

    ببخشید اینو میگم ولی اگه همسر ایشون بخواین جدا بشن شما یکی از اون دخترهایی هستین که باعث خیانت این اقا شدین.
    شما یکی از دلایلی هستین که باعث جدایی این آقا از خانومشون شدین.
    یکی از دلایلی هستین که یک زن زندگیش از هم میپاشه.
    یکی از دلایلی هستین که یک بچه بی پدر یا بی مادر میشه
    .
    میدونی بعضی وقتا من با خودم میگم اگه دخترانی مثه شما گول همچین مردانی و نخورن، مردا کمتر خیانت میکنن و بیشتر ترغیب میشن که به رابطه اشون با همسرشون فکر کنن.
    اما وقتی دخترها راحت گول مردای متاهل و میخورن، خب متاسفانه مردای متاهل کمتر بفکر درست کردن روابطشون میوفتن.

    بهیچ عنوان گول این حرفا رو نخورین، که خودکشی میکنن، شما مسول زندگی هیچکس نیستین. نذارین با این حرفا گولتون بزنن. ، شما هم مثه همون دخترهایی هستین که ایشون باهاشون به همسرشون خیانت میکردن.

    چه بسا الان کسان دیگه ای و جز شما نداشته باشن.
    شما از کجا میدونین به دخترهای قبلی همین حرفایی که بشما زدن و نگفتن.
    از کجا مطمعنی خانومشون از خیانت ها خبر دارن.
    از کجا میدونی خانومشون میتونن طلاق بگیرن و شرایطشو دارن ( میدونی چرا این حرفو زدی چون الان ایشون میخواین، چقدر جالب شما میگین جاشون بودین طلاق میگرفتین، خب پس چرا دارین آیندتونو با همچین مردی ترسیم میکنین؟؟؟؟ د آینده میخوین جای همسر ایشون باشین؟)

    اینجا تاپیک های زیادی هست که به خانوم ها خیانت شده اما قصد ادامه و بخشش شوهرشونو دارن، چون شرایط طلاق و ندارن!!!!

    چقدر راحت حرف از طلاق میزنین!!

    خانوم باید حمایت خانوادشو داشته باشه
    خانوم باید استقلال مالی داشته باشه
    دوست داره فرزندش پیشش باشه
    بعضیا مادرن خیانت و تحمل میکنه که فردا بچه اش بی پدر نشه یا با نامادری نخواد بزرگ بشه.

    خیانت و تحمل میکنه که جامعه فردا بهش به چشم.یه زن مطلقه نگا نکنه، نخواو ازش سواستفاده بشه.
    متاسفانه شما طوری حرف میزنین انگار تو این جامعه نیستین انگار تا حالا عاشق نشدین، انگار از مشکلتت زن مطلقه اصلا آگاه نیستین.

    خداییش چرا گفتین طلاق بگیره، ؟ وجدانا جواب بدین؟ بخاطر دل خودتون نبود؟ ته حرف طلاق بفکر اون بچه هم بودین بی مادر و پدر بخواد بزرگ بشه؟

    بعضی دخترا اولین عشقشونو با همسرشون تجربه میکنن.
    اولین رابطه زناشویی و با همسرشون تجربه میکنن.طوری تربیت شدن که تمام عشقشونو نثار همسرشون بکنن، شما چند ماه با این اقا اشنا شدین همسر ایشون چندین ساله، فرزند دارن ازشون، پس خیلی باید به همسرشون علاقه مند باشن.
    شاید از عشق زیاد دارن وجود دخترانی چون شما رو در زندگیشون تحمل میکنن تا شاید روزی روزگاری همسرشون سرش بسنگ بخوره و کانون گرم خانواده برگرده.

    امیدوارم بهترین تصمیمی و بگیرین ..تصمیمی که پشیمونتون نکنه. و باعث نشه آه و نفرین پشتتون باشه.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : چهارشنبه 05 شهریور 93 در ساعت 21:21

  9. 7 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (پنجشنبه 06 شهریور 93), deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), فرهنگ 27 (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), هم آوا (شنبه 08 شهریور 93), تیام (چهارشنبه 05 شهریور 93), رزا (پنجشنبه 06 شهریور 93)

  10. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    asemaneabi
    که هم اسم هم هستیم سلام


    نقل قول نوشته اصلی توسط asmaneaabi نمایش پست ها
    ممنون از اینکه جوابمو دادید.من اگر جای همسر این آقا بودم راضی به طلاق بودم.(اصلا سعی نکن به جاش بشی،حتی توی فکرت)ایشون به من گفت بارها به زنش خیانت کرده چون هیچ علاقه ای نبوده ("آدم" فقط صرف علاقه ش متعهد نمیشه،البته تاکید میکنم "آدم").من باعث شدم ایشون دوباره نمازه بخونه محرم و نامحرمی رو رعایت کنه (عزیزم شما تحصیلکرده ای و استاد دانشگاه چرا با سابقه ی درخشان این آقا یک درصد فکر نمیکنی ایشون از روی هیجانات داره رفتار میکنه؟).به من میگه تو فرشته نجاتمی (به خاطرهمین یک کلمه بهت میگم با سرعت هرچه تمام تر از این آدم فاصله بگیر ،کلا خودش و خاطراتش و اسم و مشخصاتش رو shift+delete کن)که خدا فرستاده میگه اگر بری من یه مرد هرزه میشم (حرفی ندارم برای این جمله ایشون بزنم جز اینکه ) و زنمم که طلاق دادم و دیگه هم متعهد نیستم (الان سرآمد همه ی متعهدهای عالم هستش که شما نگرانی بعدا بی قید و بند بشه؟؟؟).اینارو میگه فکر میکنم در قبالش مسیولم .
    ولی میخوام به حرف شما گوش بدم (پس با سرعت این آدم رو از همه جای زندگیت جذف کن) اگرچه خیلی سخته ولی بهش میگم به من ربطی نداره زنش رو طلاق میده یا نه من باهاش ازدواج نمیکنم و جوابش هم نمیدم هر چقدر ناله و زاری کنه.حتیبارها گفته که اگر برم خودکشی میکنه(لابد عمرش به دنیا نیست .آدمی که به خودش رحم نمیکنه اصلا قابل اعتماد نیست و مهمتر اینکه آدمی که برای رسیدن به خواسته اش طرف رو تحت فشار میذاره نباید بهش هیچگونه فرصتی داد).راستش این حرفش خیلی نگرانم میکنه.
    خدایااااااا کمکم کن.من تا حالا به یه مورچه هم ظلم نکردم (الان داری به همجنس خودت ظلم میکنی ،صرف نظر از هر مشکلی)چه بریه به یه انسان مثه زن و بچه اون.خیلییییییی حالم بده.خدایااااااا کمکم کن.خواهشا با کمکتون راهنماییم کنید

    و در آخر اینو میگم دیگه تصمیم با خودت

    ذات بــد نـیــکــو نـگـردد
    آن کـه بـنـیـادش بـد اســت
    تـربـیـت نـا اهـل را
    چــون گـردکــان بــر گـنـبـد اسـت


    (گردکان:درخت گردو)
    (گردکان بر گنبد بودن:کنایه از ناپایداری )

  11. 4 کاربر از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), فرهنگ 27 (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), هم آوا (شنبه 08 شهریور 93)

  12. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asmaneaabi نمایش پست ها
    ممنون از اینکه جوابمو دادید.من اگر جای همسر ااین آقا بودم راضی به طلاق بودم.ایشون به من گفت بارها به زنش خیانت کرده چون هیچ علاقه ای نبوده.من باعث شدم ایشون دوباره نمازه بخونه محرم و نامحرمی رو رعایت کنه.به من میگه تو فرشته نجاتمی که خدا فرستاده میگه اگر بری من یه مرد هرزه میشم و زنمم که طلاق دادم و دیگه هم متعهد نیستم.اینارو میگه فکر میکنم در قبالش مسیولم .
    عزیزم اگر با ایشون ازدواج کنی دیری نمی رسه که جای الان همسر این اقا میشی.

    کسی که به خاطر یک ادم دیگه نماز بخونه و ارتباطش با خدا وابسته به ارتباطش با بنده خدا باشه در واقع خداش همون بنده خداست نه خدای واقعی. الان دیده شما این مسائل برات مهمه ایشون خودش رو داره در قالب شما در میاره. فردا که به دستتون اورد دیگه نیازی نیست این کارها رو انجام بده.

    آیا مجرد بودن و وجود نداشتن زنی در زندگی دلیل خوبی برای هرزه بودن است؟ یعنی هر کس زن نداشت یا زنی توی زندگیش نبود مجازه بره هرزه بشه؟ آیا می تونی با چنین ادم سست عنصری زندگی کنی؟ کافیه دو روز بری مسافرت یا قهر کنی دیگه زندگیت به فنا میره. نمی دونم چقدر واضحتر از این یک مرد می تونه خودش رو بد جلوه بده؟ فقط موندم شما چرا این همه نشانه رو نمی بینی و باز می گی جوری حرف می زنه که شما قانع میشی؟ شما احتمالا حس حمایتگریتون بالاست.
    اگر با کسی هم مسیر بودیم به معنای این نیست که می تونیم همسفر های خوبی باشیم. (چون گفته بودی علت علاقت به ایشون هم مسیر بودنتون در هدفهای زندگی هست)

    چیزی که در مورد این آقا به نظر می رسه که دوستان گفتند و خودتم کمی دقیق بشی می بینی که مثال بارز نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار هست.

    اما در مورد خودت باید کمی بیشتر کند و کاو کنی که چرا اصلا وارد این رابطه شدی (چه خصوصیت اخلاقی ای در شما باعث افتادنتون در این تله شد)؟ و چرا الان هم داری با اکراه و فقط برای اینکه به دیگری ظلم نکنی داری از این رابطه میری بیرون و یک لحظه فکر نمی کنی که با زندگی با این آقا به خودت بزرگترین ظلمو کرده بودی؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  13. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), هم آوا (شنبه 08 شهریور 93), رزا (یکشنبه 09 شهریور 93)

  14. #9
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرده خودش داره می گه من هرزه و خیانتکارم و آنقدر از نظر روانی مشکل داره که تهدید به خودکشی
    می کنه که تو را تحت فشار بذاره. من نمی دانم دیگر شما درباره چه چیزی تردید دارید. البته می دانم.
    احتمالا یا وابسته احساسی هستید و مثل بقیه که به این حالت دچار می شوند نمی توانید هیچ نشانه ای را ببینید و اگر هم ببینید نمی توانید باور کنید . کلا آدمی که برانگیخته و وابسته شده به یک مرد همین حالت ها را دارد.
    یا می ترسید که اگر این آقا برود دیگر کسی از شما خواستگاری نکند و نتوانید ازدواج کنید.

  15. 8 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (پنجشنبه 06 شهریور 93), deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), فرهنگ 27 (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), هم آوا (چهارشنبه 05 شهریور 93), آونگ (چهارشنبه 05 شهریور 93), رزا (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 19 آذر 95 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    6,319
    سطح
    51
    Points: 6,319, Level: 51
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    405

    تشکرشده 1,144 در 414 پست

    Rep Power
    79
    Array
    سلام.

    قصد نصیحت ندارم و در جایگاهش هم نیستم. اون خانم هم کمک نخواستن تا بهشون راهنمایی بدم. شخصیت اون آقا رو هم قضاوت نمی کنم.

    در حال حاضر شما مهمید. پس خودم رو جای شما میزارم:

    من یه دخترخانم جوون، باهوش و تحصیل کرده ام. زندگی نسبتا موفق و وجهه اجتماعی خوبی هم دارم.

    خواستگاری دارم با این شرایط: دوسال از خودم کوچیکتره. تحصیلاتش از من کمتره. یکبار ازدواج کرده و همسرش رو طلاق داده.
    به همسرش خیانت میکرده(احتمالا خانمش می دونسته). بچه داشته و به من نگفته. ضمنا تکلیف بچه هم هنوز مشخص نیست.

    به نظرتون چه جوابی باید به این خواستگار داد؟

    اگر پاسختون مثبته، یعنی حرف مردم و مسائل دیگه براتون مهم نیست و در حال حاضر مشکل فقط نگرانی برای اون خانمه؛ کاری نداره. رابطه رو برای مدتی قطع کنید و اگر ایشون علارغم این مسئله طلاق گرفتن یعنی شما از اینجا به بعد نقشی نداشتید و با خیال راحت می تونید بعد از جدایی، به ازدواج با ایشون فکر کنید.

  17. 6 کاربر از پست مفید mahasty تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), واحد (جمعه 07 شهریور 93), هم آوا (چهارشنبه 05 شهریور 93), تیام (چهارشنبه 05 شهریور 93), رزا (چهارشنبه 05 شهریور 93), صبا_2009 (چهارشنبه 05 شهریور 93)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.