
نوشته اصلی توسط
fakhteh1365
دوستای خوبم کمکم کنید احساس میکنم زندگیم با علاقه نیست به زور همو تحمل میکنیم بدون عشق نه اون علاقه به خانوادم داره نه من به خانواده اون
یک جورایی الان که سال چهارمه باهمیم عشق هیچ وفت نبوده صرف زندگی و تحمل هیچ زیبایی نیست هرروز تو این چندسال فکر کردم بمونم برم دوسش دارم ندارم جدیدا با اقایی که قبلن بهم علاقه داشت ولی اون موقع شرایط نداشت برای ازدواج دوباره حرف میزنم بیشتر اس ام اس و چت خیلی بهش وابسته شدم اونم بهم علاقه داره هی دلداریم میده ادم خوبیه حسرت میخورم کاش صبرکرده بودم خیلی تاییدم میکنه نمیدونم چیکارکنم نه زندگی با عشق مه کار هیچی همش فکر طلاق من به یک کسی نیاز دارم منو بفهمه شوعرم نمیتونه اینکاره نیست چه کنم
علاقه مندی ها (Bookmarks)