به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دوست پسر سابق زنم اومد شرکتم

    خدمت دوستان عرض کنم که چندین جلسه مشاوره رفتیم با زنم.منتها مشاور اصلا امیدی نداره به شرایط ما. خودمم تا اینجا هیچ علاقه ی خاصی ندارم بهش. بعدا اون صحبت ها رو میگم.یه ماجرای مسخره ای جدا از اون بحثا پیش اومد که نمیتونستم اینجا نگم
    دو روز پیش تو شرکت مشغول کارم بودم یهو دیدم در اتاقم با شدت باز شد و یه آقایی اومد تو پشت سرشم منشیم سراسیمه اومد تو و گفت این آقا گوش ندادن به حرفم همینطوری اومدن تو...
    خلاصه آقا بعد از کلی داد و هوار و فحش دادن به من معلوم شد یکی از دوستای سابق زنمه و ظاهرا زنم با ازدواج با من قالش گذاشته. گفتم خب حالا هدف شما از اینهمه فریاد زدن چیه؟ دیگه ازدواج صورت گرفته و ایشون زن منه گفت بدبخت با تو ازدواج کرده دختر نبوده و من بکارتشو از بین بردم و بخاطر پول و قیافه ت باهات ازدواج کرده و منو دوست داره و از اینجور حرفا. منم با خنده گفتم خب که چی؟اون مال گذشته بوده.گفت نه اتفاقا چند ماه پیش بازم با من بوده!
    من جا خوردم چون به گروه خونی زنم نمیومد اینطوری باشه با این حال خودمو زدم به اون راه و گفتم این دیگه مشکل من و زنمه و به شما ربطی نداره لطفا برین بیرون. نگهبان شرکتو صدا زدم که بیاد ببرتش بیرون. به زور فرستادنش بیرون در طی بیرون رفتنشم چند دفعه گفت بدبخت زن خراب گرفتی سرت کلاه رفته آبروشو میبرم منو قال گذاشته.
    خلاصه بعدظهر همون روز رفتم خونه ی زنم با گل.ازش خواستم بریم یجا صحبت کنیم. ماجرا رو در اوج آرامش و حتی گاهی خنده بهش گفتم و ازش پرسیدم کی هست این یارو و اینکه آیا براش مزاحمت ایجاد میکنه؟ اگه مزاحمت ایجاد میکنه بدم حالشو بگیرن. (حتی قسمتی که اون یارو گفته بود زنت چند ماه پیش بازم با من بوده رو اصلا بیان نکردم!) در این لحظه عجیب ترین صحنه ی زندگیمو دیدم!زنم شروع کرد به گریه کردن اول یکی از مجسمه های اتاقشو زد شکوند بعد کتابای روی میزو ریخت رو زمین و بعدش شروع کرد به خود زنی!من با تلاش زیاد نگهش داشتم گفتم خب حالا چی شده مگه یارو دیوانه س چرا گریه میکنی این کارا چیه ولش کن اصلا مهم نیست که منو پس زد و گفت من حجاب دارم این کارا رو نمیکنم اون دروغ میگه... دی همین بین مادرش اومد تو و پرسید چی شده و زنم با گریه ی شدید ماجرا رو براش گفت و مادرش گفت خب میریم پزشک قانونی تشخیص بدن. من گفتم من از این کارها متنفرم مگه زن من بی شخصیته ببرمش اونجا.یعنی چی اصلا.من اعتقاد ندارم به اینجور چیزا.زنم گفت تو تهمت میزنی به من که من خرابم. گفتم من چنین چیزی به تو گفتم؟!!؟!؟(اصلا و ابدا من این حرفو نزده بودم بهش!)
    خلاصه سرتونو درد نیارم.هیچ یادم نیست چطوری دیگه از اونجا اومدم بیرون.به حد مرگ سردرد داشتم و حالم از اینجور رفتارا و زندگی بهم میخورد.شب بهش اس دادم که حالت بهتره؟ جواب داد برو با دوست دخترای خرابت بگرد منم انقدر اعصابم خرد شده بود نوشتم باشه!

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    حرف زیادی برای گفتن ندارم ولی
    رفتارتون در قبال اون اقا خ خوب و مردانه بود . نمی دونم هدفتون از زدن تاپیک پی بود ایا این بود که حال دوستانی که رفتار شما رو به چالش کشیدن رو بگیرین یا نه. البته ببخشید مزاح کردم. قصد ازار شما رو نداشتم اما با اون اتفاقاتی که افتاد چقدر خوب شد که مشاوره رو ادامه م یدین
    خوشحالم به تفاوتهاتون پی بردین. شاید احساستون راجع به خانمتون تغییر نکنه اما لااقل اگه این بار بخاین به جدایی فکر کنین هم تصمیمتون عاقلانه خاهد بود هم عوارضش برای اون خانم کمتر خاهد بود.


    من متوجه نشدم الان مشکلتون ادعاهای این اقاست یا نه رفتار دور از منطق خانمتون؟

    اگه حرفهای این اقا براتون خ گرون تمام شده بالاخره باید حقیقت مشخص شه که در صورت تهمت این اقا عواقب کارش رو ببینه اگه نه واقعا بوده خب تکلیف شما راحت تر مشخص میشه

    نطر خودت چیه؟ خودت می خای چه کار کنی؟ ولی نیما جان عجب دوران پر تلاطم و پر از هیجانی داریهااااا!!!
    در مورد مشاوره هم ( من در جریان تاپیکهای قبلتون بودم)
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    خدمت دوستان عرض کنم که چندین جلسه مشاوره رفتیم با زنم.منتها مشاور اصلا امیدی نداره به شرایط ما. خودمم تا اینجا هیچ علاقه ی خاصی ندارم بهش. بعدا اون صحبت ها رو میگم.یه ماجرای مسخره ای جدا از اون بحثا پیش اومد که نمیتونستم اینجا نگم
    دو روز پیش تو شرکت مشغول کارم بودم یهو دیدم در اتاقم با شدت باز شد و یه آقایی اومد تو پشت سرشم منشیم سراسیمه اومد تو و گفت این آقا گوش ندادن به حرفم همینطوری اومدن تو...
    خلاصه آقا بعد از کلی داد و هوار و فحش دادن به من معلوم شد یکی از دوستای سابق زنمه و ظاهرا زنم با ازدواج با من قالش گذاشته. گفتم خب حالا هدف شما از اینهمه فریاد زدن چیه؟ دیگه ازدواج صورت گرفته و ایشون زن منه گفت بدبخت با تو ازدواج کرده دختر نبوده و من بکارتشو از بین بردم و بخاطر پول و قیافه ت باهات ازدواج کرده و منو دوست داره و از اینجور حرفا. منم با خنده گفتم خب که چی؟اون مال گذشته بوده.گفت نه اتفاقا چند ماه پیش بازم با من بوده!
    من جا خوردم چون به گروه خونی زنم نمیومد اینطوری باشه با این حال خودمو زدم به اون راه و گفتم این دیگه مشکل من و زنمه و به شما ربطی نداره لطفا برین بیرون. نگهبان شرکتو صدا زدم که بیاد ببرتش بیرون. به زور فرستادنش بیرون در طی بیرون رفتنشم چند دفعه گفت بدبخت زن خراب گرفتی سرت کلاه رفته آبروشو میبرم منو قال گذاشته.
    خلاصه بعدظهر همون روز رفتم خونه ی زنم با گل.ازش خواستم بریم یجا صحبت کنیم. ماجرا رو در اوج آرامش و حتی گاهی خنده بهش گفتم و ازش پرسیدم کی هست این یارو و اینکه آیا براش مزاحمت ایجاد میکنه؟ اگه مزاحمت ایجاد میکنه بدم حالشو بگیرن. (حتی قسمتی که اون یارو گفته بود زنت چند ماه پیش بازم با من بوده رو اصلا بیان نکردم!) در این لحظه عجیب ترین صحنه ی زندگیمو دیدم!زنم شروع کرد به گریه کردن اول یکی از مجسمه های اتاقشو زد شکوند بعد کتابای روی میزو ریخت رو زمین و بعدش شروع کرد به خود زنی!من با تلاش زیاد نگهش داشتم گفتم خب حالا چی شده مگه یارو دیوانه س چرا گریه میکنی این کارا چیه ولش کن اصلا مهم نیست که منو پس زد و گفت من حجاب دارم این کارا رو نمیکنم اون دروغ میگه... دی همین بین مادرش اومد تو و پرسید چی شده و زنم با گریه ی شدید ماجرا رو براش گفت و مادرش گفت خب میریم پزشک قانونی تشخیص بدن. من گفتم من از این کارها متنفرم مگه زن من بی شخصیته ببرمش اونجا.یعنی چی اصلا.من اعتقاد ندارم به اینجور چیزا.زنم گفت تو تهمت میزنی به من که من خرابم. گفتم من چنین چیزی به تو گفتم؟!!؟!؟(اصلا و ابدا من این حرفو نزده بودم بهش!)
    خلاصه سرتونو درد نیارم.هیچ یادم نیست چطوری دیگه از اونجا اومدم بیرون.به حد مرگ سردرد داشتم و حالم از اینجور رفتارا و زندگی بهم میخورد.شب بهش اس دادم که حالت بهتره؟ جواب داد برو با دوست دخترای خرابت بگرد منم انقدر اعصابم خرد شده بود نوشتم باشه!
    در مورد سوالهام لطفا ذهن خانی نکنین من هیچ منظوری ندارم دوست من

    - - - Updated - - -

  3. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    malakeh (دوشنبه 14 مرداد 92), nima23 (دوشنبه 14 مرداد 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها
    حرف زیادی برای گفتن ندارم ولی
    رفتارتون در قبال اون اقا خ خوب و مردانه بود . نمی دونم هدفتون از زدن تاپیک پی بود ایا این بود که حال دوستانی که رفتار شما رو به چالش کشیدن رو بگیرین یا نه. البته ببخشید مزاح کردم. قصد ازار شما رو نداشتم اما با اون اتفاقاتی که افتاد چقدر خوب شد که مشاوره رو ادامه م یدین
    خوشحالم به تفاوتهاتون پی بردین. شاید احساستون راجع به خانمتون تغییر نکنه اما لااقل اگه این بار بخاین به جدایی فکر کنین هم تصمیمتون عاقلانه خاهد بود هم عوارضش برای اون خانم کمتر خاهد بود.


    من متوجه نشدم الان مشکلتون ادعاهای این اقاست یا نه رفتار دور از منطق خانمتون؟

    اگه حرفهای این اقا براتون خ گرون تمام شده بالاخره باید حقیقت مشخص شه که در صورت تهمت این اقا عواقب کارش رو ببینه اگه نه واقعا بوده خب تکلیف شما راحت تر مشخص میشه

    نطر خودت چیه؟ خودت می خای چه کار کنی؟ ولی نیما جان عجب دوران پر تلاطم و پر از هیجانی داریهااااا!!!
    در مورد مشاوره هم ( من در جریان تاپیکهای قبلتون بودم)

    در مورد سوالهام لطفا ذهن خانی نکنین من هیچ منظوری ندارم دوست من

    - - - Updated - - -
    مهرااد عزیز
    اصلا حرفهای اون آقا برام گرون تموم نشد.مردی که راه بیفته بیاد با اون وضع حشیانه درو باز کنه و بپره تو و اونهمه فحش بده قطعا به نظر من از شخصیت و کلاس اجتماعی پایینی برخورداره. مشکلم رفتارای عجیب زنمه.من تابحال با این طور رفتارها برخورد نداشتم. من الان مدتهاست به جدایی فکر میکنم ولی دوستان فرمودن فرصت بده گفتم چشم.

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    نیما جان سلام
    خوندم خیلی تلخ بود واقعا سردردی که میگی رو حس میکنم
    چرا قبول نکردی بری پزشک قانونی چون حق شماست که زن شما باکره باشه چون قرار بر این بوده مگر اینکه قبل ازدواج بدونی
    اگر بکارت نداشته باشه یه دروغ گنده گفته و شما راحت میتونی متهمش کنی. اگر هم موضوع اشتباه باشه عذرخواهی میکنی ..
    ببین توی زندگی قراره اعتماد باشه خوب پس بذار یه بار برای همیشه تموم بشه یا اعتماد صورت میگیره یا شکت به یقین تبدیل میشه
    اینم بدون گاهی ادمای مریضی مث اون اقا چون شکست عشقی خوردن میخوان زندگی یکی دیگه رو هم خراب کنن پس خیلی منطقی و عقلانی بگو به خانمت که این حرف ها چیه و چرا زده شده . بهش بگو بهش اعتماد داری ولی برای اینکه این قضیه تموم بشه یه دکتر زنان یا پزشک قانونی بریم.
    ایشون نباید ناراحت بشن چون قضیه یه عمر زندگیه شوخی که نیست. میدونین یه درصد اگر دختر نباشه ینی چی؟ ینی حتی ممکنه خداینکرده بیماری های دیگه هم داشته باشه پس بهتره منطقی باشین.
    چند روز بهش کاری نداشته باشین مطمینا شما رو دوست داره ولی شاید با خودش مشکل داره و درگیره...اون اقا رو فراموش کنین چون مال گذشته بوده فقط همین قضیه رو حل کنین چون خیلییییییی مهمه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad2012 نمایش پست ها
    نیما جان سلام
    خوندم خیلی تلخ بود واقعا سردردی که میگی رو حس میکنم
    چرا قبول نکردی بری پزشک قانونی چون حق شماست که زن شما باکره باشه چون قرار بر این بوده مگر اینکه قبل ازدواج بدونی
    اگر بکارت نداشته باشه یه دروغ گنده گفته و شما راحت میتونی متهمش کنی. اگر هم موضوع اشتباه باشه عذرخواهی میکنی ..
    ببین توی زندگی قراره اعتماد باشه خوب پس بذار یه بار برای همیشه تموم بشه یا اعتماد صورت میگیره یا شکت به یقین تبدیل میشه
    اینم بدون گاهی ادمای مریضی مث اون اقا چون شکست عشقی خوردن میخوان زندگی یکی دیگه رو هم خراب کنن پس خیلی منطقی و عقلانی بگو به خانمت که این حرف ها چیه و چرا زده شده . بهش بگو بهش اعتماد داری ولی برای اینکه این قضیه تموم بشه یه دکتر زنان یا پزشک قانونی بریم.
    ایشون نباید ناراحت بشن چون قضیه یه عمر زندگیه شوخی که نیست. میدونین یه درصد اگر دختر نباشه ینی چی؟ ینی حتی ممکنه خداینکرده بیماری های دیگه هم داشته باشه پس بهتره منطقی باشین.
    چند روز بهش کاری نداشته باشین مطمینا شما رو دوست داره ولی شاید با خودش مشکل داره و درگیره...اون اقا رو فراموش کنین چون مال گذشته بوده فقط همین قضیه رو حل کنین چون خیلییییییی مهمه
    محمّد عزیز مگه شما در جریان صحبت های من در تاپیک های قبلیم نبودین؟ من اونجا به صراحت گفتم که مساله ی بکارت ذره ای برای من اهمیت نداره و باکره بودن زنم هم حق مسلم خودم نمیدونم بلکه این مساله مربوط به خودشه نه من. من شکی ندارم در این مورد.یعنی اصلا برام اهمیتی نداره صرفا ازش پرسیدم چون فکر کردم شاید اون آقا داره آزارش میده یا تهدیدش میکنه.همین.

  7. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    محمّد عزیز مگه شما در جریان صحبت های من در تاپیک های قبلیم نبودین؟ من اونجا به صراحت گفتم که مساله ی بکارت ذره ای برای من اهمیت نداره و باکره بودن زنم هم حق مسلم خودم نمیدونم بلکه این مساله مربوط به خودشه نه من. من شکی ندارم در این مورد.یعنی اصلا برام اهمیتی نداره صرفا ازش پرسیدم چون فکر کردم شاید اون آقا داره آزارش میده یا تهدیدش میکنه.همین.
    نیما جان بحث نداشتن بکارت با فریب در ازدواج خیلی فرق داره .
    مثلا اروپایی ها به راحتی قبول می کنند این موضوع رو و کلا حساسیتی رو این موضوع نیست
    ولی وقتی شما داری ازدواج در یه کشوری مثل ایران می کنی و مهریه و ... باید بپردازی ، اگر همسر شما ادعای دروغی کرده باید پیگیر دروغش باشی ، نه از جهت جدایی یا ... ! جهت جلوگیری از ادامه دروغ گویی ها .
    این احتمال رو بده همه بد خلقی های همسر شما بابت همین قضیه باشه و بعد حل این مشکل آرامش پیدا کنه
    از این منظر هم نگاه کنی بد نیست ، شاید عذاب وجدان داره که می خواد از طریق مختلف حلش کنه

  8. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    nima23 (دوشنبه 14 مرداد 92)

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    با توجه به چینش کلمات و تعریف کردن یک سری ماجراهای غیر عادی از جمله دعوت عاقد به منزل برای طلاق!!!! و اتفاقا آمدن عاقد و اتفاقا تر! عدم گوشزد کردن عاقد به اینکه طلاق به این روش اصلا نه اتفاق میافته و نه قانونی است! و کشیدن چک مهریه و ... و الان هم این شکل پیدا شدن دوست پسر!!! یکی توی روز روشن بیاد بره توی یک جای عمومی و بگه که من بکارت یک خانمی رو از بین بردم!!! و خودش رو به لحاظ قانونی و کیفری و...دچار دردسر کنه که نمیدونم چی بشه!

    از طرف دیگه این فردین بازی نیما در این سناریو، همچین دور از ذهن هم نیست!!! این آقا نیما به هر حال وقتی زنش رو دوست نداره و دنبال یک طلاق بی دردسره، پس نه تنها از ناپاک بودن زنی که چشم دیدن حجابش رو نداشته ناراحت نمیشه بلکه خیلی هم خوشحال میشه و شروع میکنه به بشکن زدن. پس این تعجبی هم نداره!!!

    من بشکن نزدم.بشکن زدن داره؟شما بودی بشکن میزدی؟

    حالا بماند که یک زنی که واجد همه کمالات بوده و اجتماعی بوده و امروزی و تحصیل کرده بوده و... در عرض مدت کوتاهی یکهویی حجابش میشه در حد مادربزرگ ها و از جمع فراری میشه و تنها عکس العمل منطقی اش هم در برابر هر موضوعی میشه شکستن مجسمه!!!

    مگه چند تا مجسمه توی این خونه های شما و خانوم هست که هر چند روز یکبار ایشون چند تاشو میزنه میشکنه؟!!!

    سر کاریم دیگه نه؟

    بله.من بیکارم میام اینجا الکی تاپیک داستانی باز میکنم شما بخونید لذت ببرید.


    خیلی خوب اصلا شما راست میگی! مگه نمیگی ازش متنفری! مگه حالت رو بهم نمیزنه؟ مگه اینهمه تفاوت و اختلاف بنیان بر انداز با هم ندارید؟ مگه شما هم اینقدر دست به جیب و آماده پرداخت مهریه نیستی؟ خوب! الان دیگه همه چی اوکیه برای طلاق! پاشو برو طلاقش بده خلاص دیگه. معطل چی هستی؟

    نکنه میخوای چند تا بیانیه در باب فاسد بودن دختران با حجاب صادر کنی و چند تا تئوری در مورد امل بودن و غیر اجتماعی بودن و خائن بودن و عهد شکن بودن و بی اعصاب بودن و مجسمه خورد کن بودن و... با ایمانها و با حجابها از خودت در کنی و به به و چه چه چند نفر توی این سایت رو هم دنبال خودت راه بندازی؟

    حال شما خوبه!؟

    تاپیک زدی همه حرفهات رو توش زدی و همه راهکارهای لازم رو هم گرفتی. با همه اینها همین پست اول این تاپیک ات یک پایان زیبا برای این سناریو ات میتونه باشه که توی اون آقا نیما یک قهرمان باز و آزاد با خانواده آزاد و امروزی و واجد همه خوبیها و کلاس اجتماعی بالا که به سنتها و دین و شرع و قانون و...هم گفته اند زکی، از پیش خانوم با حجاب و متدین ولی واجد همه بدیهاش، خیلی جذاب و پیروزمندانه بلند میشه و میره در افق محو میشه.
    ؟!؟!؟!؟


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    این پست را گذاشتم چون حس کردم دوستان دیگر و حتی خانم شما برداشت من را داشته اند. خواستم این نکته از ذهنتان دور نباشد که احتمالا رفتار آن روز خانم شما به خاطر همین برداشت است در حالی که از طرف شما مشکلی نیست . پس ممکن است بسیاری از رفتارهای دیگرش هم به خاطر برداشت اشتباه از حرف ها و حتی رفتارهای شما باشد. یک مسایلی در جامعه این گونه است. ذهن افراد آن جامعه را به طور خودکار به سمت یک موضوع مشخص هدایت می کند و ممکن است بیشتر افراد یک برداشت واحد داشته باشند که ممکن است اشتباه هم باشد. برای همین از شما می خواهم این مسایل را فعلا و در این برهه حساس که ذهن خانم کاملا به هم ریخته است نگویید. مواظب آن مرد هم باشید. ممکن است خطرناک باشد.

    ممنون از نظر شما با شما کاملا موافقم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط داود.ت نمایش پست ها
    نیما جان بحث نداشتن بکارت با فریب در ازدواج خیلی فرق داره .
    مثلا اروپایی ها به راحتی قبول می کنند این موضوع رو و کلا حساسیتی رو این موضوع نیست
    ولی وقتی شما داری ازدواج در یه کشوری مثل ایران می کنی و مهریه و ... باید بپردازی ، اگر همسر شما ادعای دروغی کرده باید پیگیر دروغش باشی ، نه از جهت جدایی یا ... ! جهت جلوگیری از ادامه دروغ گویی ها .
    این احتمال رو بده همه بد خلقی های همسر شما بابت همین قضیه باشه و بعد حل این مشکل آرامش پیدا کنه
    از این منظر هم نگاه کنی بد نیست ، شاید عذاب وجدان داره که می خواد از طریق مختلف حلش کنه
    واقعاً خیلی خسته هستم این چند وقت از نظر روحی.میدونم حرف شما هم صحیحه. من با آرامش کامل و خنده ازش پرسیدم این دیوونه کیه اذیتت کرده؟ اونوقت اون اینطوری کرد.شاید در دلش فکر میکنه برای من مهمه این مساله. واقعا دیگه نمیدونم

  10. کاربر روبرو از پست مفید nima23 تشکرکرده است .

    malakeh (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  11. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نمیدونم اون اقاتاچه حدراست گفتندولی بعضی ازادمهامریضی خاصی دارندوچون دوستشون بایه نفردیگه ازدواج کرده میخوان انتقام بگیرند چون دیدم وشنیدم که گفتن اگه غرورم بشکنه بدمیشکنم وکینه به دل میگیرم وهرطوریکه شده جوابش رومیدم
    برای عدم اثبات حرف اون اقاوبرای اینکه خیال خودتون هم راحت بشه ومدام دغدغه فکری نداشته باشیدپیش متخصص زنان وزایمان بریداینکه کاری نداره برای خانمتون هم خوبه حتی اگه بیماری یامشکل خاصی داشته باشندمشخص میشه وبسیاری ازمسائل دیگه که لازم درجریان قراربگیرین یه روززودتریادیرترفرقی نداره بالاخره خانمتون میخواست پیش متخصص بره زودتربره

  12. #9
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا نیما توی این دوره و زمانه دیگر این حرف ها مطرح نیست. چه حرف هایی ؟ اینکه زن من قبلا دوست پسر داشته یا نداشته. چون الان جامعه عوض شده است . جوانها دوست دارند برای شناخت جنس مخالف هم که شده یا حتی برای اینکه دیگران مسخره شان نکنند ( واقعا خیلی فشار می آورند) یک دوستی ساده را هم که شده تجربه کنند. متاسفانه این دوستی ها ضررهای عاطفی بدی به هر دو طرف می زند و انتقام گیری های بعدی را به دنبال دارد. متاسفانه افرادی که این شکست عاطفی را دیده اند هر حرکتی می کنند. پس نه دوست پسر داشتن دلیل باکره نبودن همسر شما است و نه حرف ها و حرکات زشت و شنیع آن مرد که به شرکت آمد.

    ساده کردن مساله به این پیچیدگی در باکره بودن یا نبودن واقعا دور از عقل است. شما یا خودت رابطه دوستی قبل از ازدواج نداشته ای و می خواهی همسرت هم مثل خودت باشد و حتی یک دوستی تلفنی را هم نداشته باشد یا خودتان دوستی های ساده یا هر نوع دوستی دیگری را تجربه کرده اید و می پذیرید که همسر شما هم مثل خودتان باشد. به همین سادگی. اینکه بروی و تجسس کنی مشکلی حل نمی کند. شما دو نفر یا اعتقاد به دوستی قبل از ازدواج دارید ( هم برای خود و هم برای همسر ) و هر دو تجربه کرده اید که در این صورت دیگر تجسس در گذشته هم بی معنا است چون خودت می دانی در دوستی چه قدر دختر و پسر با هم رابطه عاطفی دارند و حتی اگر دختر باکره هم بماند دیگر مثل یک دختر بدون دوستی نیست. پس باید بدون سوال در مورد بکارت او را بپذیری.

    یا اینکه هر دو ( هم شما و هم همسر شما ) اهل هیچ گونه رابطه دوستی حتی تلفن و اس ام اس و حتی چت نیستید. پس در این صورت نباید به حرف های یک مرد پرخاشگر اهمیت دهید. و به هم اعتماد کنید.

    این قسمت هم خطاب به خانم ملکه است : شما هر عقیده ای دارید برای خودتان است. اینجا تالار مشاوره روانشناسی است و هیچ کس حق ندارد به عقاید مذهبی کس دیگر توهین کند. شما اگر می خواهی بی حجاب باشی به خودت مربوط است اما حق ندارید زن های با حجاب یا هر گروه دیگری را که عقیده مخالف شما را دارند متهم به فساد کنید. اینجا برای راهنمایی دوستان است نه خالی کردن کینه های شما از زنان محجبه یا هر گروه دیگری.

  13. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 14 مرداد 92), reyhan (دوشنبه 14 مرداد 92), yaaldaa (دوشنبه 14 مرداد 92)

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    آقا نیما توی این دوره و زمانه دیگر این حرف ها مطرح نیست. چه حرف هایی ؟ اینکه زن من قبلا دوست پسر داشته یا نداشته. چون الان جامعه عوض شده است . جوانها دوست دارند برای شناخت جنس مخالف هم که شده یا حتی برای اینکه دیگران مسخره شان نکنند ( واقعا خیلی فشار می آورند) یک دوستی ساده را هم که شده تجربه کنند. متاسفانه این دوستی ها ضررهای عاطفی بدی به هر دو طرف می زند و انتقام گیری های بعدی را به دنبال دارد. متاسفانه افرادی که این شکست عاطفی را دیده اند هر حرکتی می کنند. پس نه دوست پسر داشتن دلیل باکره نبودن همسر شما است و نه حرف ها و حرکات زشت و شنیع آن مرد که به شرکت آمد.

    ساده کردن مساله به این پیچیدگی در باکره بودن یا نبودن واقعا دور از عقل است. شما یا خودت رابطه دوستی قبل از ازدواج نداشته ای و می خواهی همسرت هم مثل خودت باشد و حتی یک دوستی تلفنی را هم نداشته باشد یا خودتان دوستی های ساده یا هر نوع دوستی دیگری را تجربه کرده اید و می پذیرید که همسر شما هم مثل خودتان باشد. به همین سادگی. اینکه بروی و تجسس کنی مشکلی حل نمی کند. شما دو نفر یا اعتقاد به دوستی قبل از ازدواج دارید ( هم برای خود و هم برای همسر ) و هر دو تجربه کرده اید که در این صورت دیگر تجسس در گذشته هم بی معنا است چون خودت می دانی در دوستی چه قدر دختر و پسر با هم رابطه عاطفی دارند و حتی اگر دختر باکره هم بماند دیگر مثل یک دختر بدون دوستی نیست. پس باید بدون سوال در مورد بکارت او را بپذیری.

    یا اینکه هر دو ( هم شما و هم همسر شما ) اهل هیچ گونه رابطه دوستی حتی تلفن و اس ام اس و حتی چت نیستید. پس در این صورت نباید به حرف های یک مرد پرخاشگر اهمیت دهید. و به هم اعتماد کنید.

    این قسمت هم خطاب به خانم ملکه است : شما هر عقیده ای دارید برای خودتان است. اینجا تالار مشاوره روانشناسی است و هیچ کس حق ندارد به عقاید مذهبی کس دیگر توهین کند. شما اگر می خواهی بی حجاب باشی به خودت مربوط است اما حق ندارید زن های با حجاب یا هر گروه دیگری را که عقیده مخالف شما را دارند متهم به فساد کنید. اینجا برای راهنمایی دوستان است نه خالی کردن کینه های شما از زنان محجبه یا هر گروه دیگری.

    نوپوی عزیز
    ممنون که از ابتدای داستانم با من همراه بودین
    مثل اینکه شما متوجه منظور من نشدین. اصلا مساله ی بکارت اینجا برای من اهمیتی نداشته. سوال من از زنم هم برای این بوده که بفهمم آیا اون آقا داره اذیتش میکنه یا نه.شاید زن من خحالت میکشیده به من بگه که فردی داره اذیتش میکنه. وگرنه باکره بوده یا نبودن یا دوست بودن یا نبودن ذره ای برای من اهمیت نداره.حرف اون آقا مبنی بر اینکه چند ماه پیش هم با من بوده به روی خودم نیاوردم چون حس کردم چرند میگه.

    ملکه که حرف بدی نزدن فقط گفتن من با اینکه بی حجابم تا الان از این حرفا نزدم.چیزی غیر از این گفتن؟

  15. کاربر روبرو از پست مفید nima23 تشکرکرده است .

    malakeh (چهارشنبه 16 مرداد 92)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری را دوست دارم که میدانم او قبلا پسری دیگر را دوست داشته، چیکار کنم؟
    توسط behroozoorheb در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 اردیبهشت 93, 06:42
  2. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  3. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00
  4. +دخترها جواب بدین چه پسرهای رو دوست دارین
    توسط ramin2009 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 دی 87, 16:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.