به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مثل یک موج سینوسی فراز و نشیب دارد افکار و احساسم .

    سلام
    فکر نمیکردم روزی من هم نیاز پیدا کنم به همدردی.
    با سایت کم و بیش آشنا هستم مقالات ومطالبی رو خوندم ولی وقت زیادی نیست
    یک سال پیش تو محیط کار با دختری آشنا شدم از همان لحظه اول به قولی دلم لرزید . با وجود اینکه در برنامم ازدواج نبود اما تصمیم به ازدواج گرفتم.زمان برد تا توانستم به دلش راه بیابم.در مدت آشنایی فهمیدم قبلا رابطه جدی در حد نامزدی با کسی داشته و محرم اون شخص بوده.
    من مردی بودم اولین باری که دست یک دختر رو گرفتم اون زنم بود. اولین باری که در چشمان کسی نگاه کردم بهش گفتم بهت علاقه دارم زنم بود.اما اون
    با وجود اهمیتی زیادی که این مسئله برام داشت انقدر در این دختر جنبه های مثبت دیدم که نتوانستم ازش دل ببرم و علارغم مخالفت های خانواده به خواستگاریش رفتم.
    خانوادم پس از اولین دیدار نظرشون مساعد شد و همراهم شدند.
    الان بعد از یک سال با تمام مشکلاتی که وجود داشته می توانم اقرار کنم من با زنی از جنس بلور ناب و خالص، زندگی می کنم.زنی که روح بزرگی دارد و هر شب برای اینکه خدا او را نصیب من کرده است شکر می گویم .
    با وجود این چیزایی هست که آزار دهنده هست برام و هر ازگاهی موجب اختلال در زندگی من میشوند.
    می دانم من اولویت اول زندگی او نیستم .اولویت اول خانوادش هستند.در حالیکه درمورد من چنین نیست.
    مسائلی هست از گذشته و اطرافیانش ذهنم رو آشفته میکند.

    بعضی اوقات فکر می کنم زیباییش دیگران رو تحت تاثیر قرار میدهد .ظاهری که روزی موجب رغبت من به این ازدواج بود گاهی برام آزار دهنده میشود می ترسم این توجهات باعث .....
    بعضی اوقات فکر می کنم بی علاقه حتی از اجبار ازدواج کرد.
    افکار آزار دهنده سراغم میاد.به گذشتش و روابطی بین آنها بوده فکر میکنم.حسی در من ایجاد میشه که گویی به من بدهکار هست.بعضی اوقات زمانیکه نزدیکش میشوم تصوراتی از گذشته آزارم می دهد.
    این افکار انقدر قدرت مند هستند که باعث میشن رفتاری کنم که ازآن طریق، این بدبینی رو کاهش بدم.بعضی اوقات حس میکنم در حال نقش آفرینی است به اصطلاح فیلم بازی می کند و گرگی هست که در لباس بره رفته است.

    در این یک سال با وجود اینکه بسیار خانمی و صبوری کرده است آروم و قرار نداشتم مثل یک موج سینوسی فراز و نشیب دارد افکار و احساسم .
    می دانم در این بی قراری او سهمی ندارد. هرچه هست ریشه در من دارد.
    امشب رو به فال نیک گرفتم شاید در این شبهای عزیز بتوانم از این بی قراری های گاه و بیگاه رها شم و کاری نکنم که شرمنده همسرم شوم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ghayeghran تشکرکرده است .

    سان آی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چه قدر خوبه یک مرد این طوری از همسرش تعریف کنه البته دو گانگی که در شما هست نشون دهنده وسواسیه شما باید به روانشناس مراجعه کنید تا از این وسواس فکری راحت بشید

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر نمی کردم انقدر زود پاسخی دریافت کنم
    این دوگانگی باعث مشکلات شدیدی در زندگی من شده.حتی زمان هایی بوده که به طلاق هم فکر کردم اما بعد از گذشت چند روز از رفتار خودم پشیمون شدم و شرمنده .ولی بازهم این مسائل تکرار شدند البته موجب ایجاد چنین افکاری خود همسرم هست در اون زمان واقعا نسبت بهش احساس منفی پیدا می کنم. فکر میکنید از طریق مشاوره انلاین وسواس حل شندی نیست؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید ghayeghran تشکرکرده است .

    Pooh (یکشنبه 27 مرداد 92)

  6. #4
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    جناب
    ghayeghran


    به تالار همدردی خوش آمدی



    چقدر خوب که ابتدا محسنات خانمت را اشاره داشته ای و بعد از حال خودت گفته ای .

    نگران نباشید وضعیت شما بغرنج نیست و حل شدنی هست ، همچنین آفتی جدی زندگی شما را تهدید نمی کند و همسرتان نیز به شما وفادار است و اصل نگرانی شما از جوانب هست نه از خود او


    پیداست و به خوبی هم پیداست که
    شما بسیار عاشق همسرت هستی و این تحسین برانگیز هست .... اما از طرفی همین منشاء ترس شما شده . ترس اینکه نکنه روزی او را از دست بدهی . ترس از اینکه نکنه کسی برای او جذاب تر باشد و اینگونه دل اور را از دست بدهی و .....

    این ترسها باعث وسواس فکری در شما شده ... ریشه این ترس و وسواسها احساسات شماست و سینوسی بودنش هم بخاطر این است که شما منطق را هم نادیده نمی گیرید . یعنی هر وقت در فاز عقلانیت و منطق هستید نسبت به همسرتان و عشقتان .... رفتار معقول تر و مهربانتری دارید و هر وقت توی فاز احساس آنهم احساسات منفی هستید رفتارتان یا سرد می شود یا حتی گاه تند اگر چه فقط در درونتان باشد .


    بهتر است کمی از ویژگیهای مثبت همسرتان که شما راجذب کرده برایمان بگویی . همچنین توقعاتی که از وی داری را بیان کنی تا بهتر بتوانیم کمکتان کنیم . به عبارتی
    لیستی از نقاط قوت و دوست داشتنی همسرتان و لیستی از انتظاراتتان از وی را برایمان در پست بعدی بیاورید . تا عطف به آن بتوانیم کمک کنیم به برون رفت شما از این وضعیت


    .






  7. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (شنبه 12 مرداد 92), taraneh89 (دوشنبه 07 مرداد 92)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 مهر 92 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    16
    سطح
    1
    Points: 16, Level: 1
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    من فك كنم ميدونم علت اين افكار چيه!!!!!! علتش اينه كه شما احساس ميكنيد كه همسرتون از شما سرتره. در مقابلش احساس حقارت ميكنيد.
    به نظر من شما بايد اعتماد به نفس خودتون رو زياد كنيد. ظاهره خودتون رو با همسرتون مقايسه نكنيد و بر مبناي اون نتيجه گيري نكنيد. ارزش آدما به قيافه شون نيس.
    در مورد گذشته ي همسرتون هم بايد قبل از ازدواج بهش فكر ميكردين. اين افكار براي مردا طبيعيه و به نظر من نميشه كاريش كرد و بايد باهاش كنار بياي.

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    به نظر منم شما برید مشاوره حضوری تاثیر بهتر خواهد داشت . راهکارهایی برای رفع این وسواس های فکری میدن که واقعا کارآمده

    اگه مشکل مالی ندارید حتما این کارو انجام بدید!!

  10. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام.به همدردی خوش اومدین
    شما خیلییییییییییی خوش شانسین که فرشته مهربون براتون پست گذاشتن.باهاشون همکاری کنید و مطمئن باشین این مسائل حل میشه.
    منم فکر میکنم اعتماد بنفستون پایینه.روش کار کنین

  11. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    ghayeghran (جمعه 11 مرداد 92)

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    25
    Array
    آقای قایقران من دقیقا دقیقا و دقیقا تو زندگیم مثل همسر شما هم هستم طوری که شک دارم شاید قایقران همون شوهرم باشه؟!!!حالا اگه تایپک هام رو بخونید متوجه میشید ! و از این بات احساس میکنم از زبون خانمتون باید یه چیزایی بهتون بگم و اونم اینه یه زن وقتی توی رابطه دنبال محبت بیشتر میره و حتی ذهنش هم اسیر محبته یعنی اگه از شما به حد نرمال عشق ومحبت دریافت کنه وفادار همون شخصه و اونطور که شما تعریف میکنید صد در صد پایبند به اصول هستش و از زمان عقد به بعد شما فقط و فقط مرد زندگیش هستی و گذشته شو همونطور دور انداخته که انگار از اولشم نبوده همونطور که من اینکارو کردم و مطمئن باشید همونطور که احساس میکنید اون به شما بدهکاره خودش هم این احساس رو داره و صبر و گذشتش به خاطر اینه که دینشو به شما ادا کنه! دوستان گفتند شما در برابر همسرتون اعتماد به نفستون پایینه در حالی که به نظر من اعتماد به نفستون در برابر نامزد قبلی پایینه و همیشه به این فکر میکنید که اون بهتر از شما بوده و بیشتر به همسرتون محبت داشته! ولی اینم بدونید اون اگه خوب بود و به درد هم میخوردن این نامزدی به جدایی و بهم خوردن نمیرسید پس خیالتون راحت برید بچسبید به زندگیتون و از بودن با همسرتون لذت ببیرید و بذارین اونم از بودن با شما لذت ببره!

  13. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 مهر 92 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    16
    سطح
    1
    Points: 16, Level: 1
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    بابا اين چيزايي كه تو از خانومت نوشتي كه يعني اين زن فرشته س خوش بحالت كه يه همچين همسري داري.
    در مورد وابستگي به خانواده ش خب اين يه امره كاملا طبيعيه همه ي دخترا به خانواده شون واسته ان و معمولا مادرشون بهترين مشاورشون هست. اينكه با خانواده ي شما سرده بايد دنبال دليلش باشي. اينكه آيا اين سردي دو طرفه س يا فقط از طرف همسر شماست؟

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1392-5-07
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 24 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط aboy نمایش پست ها
    بابا اين چيزايي كه تو از خانومت نوشتي كه يعني اين زن فرشته س خوش بحالت كه يه همچين همسري داري.
    در مورد وابستگي به خانواده ش خب اين يه امره كاملا طبيعيه همه ي دخترا به خانواده شون واسته ان و معمولا مادرشون بهترين مشاورشون هست. اينكه با خانواده ي شما سرده بايد دنبال دليلش باشي. اينكه آيا اين سردي دو طرفه س يا فقط از طرف همسر شماست؟
    ادامش رو نشنیدید هنوز.

    این سردی دو طرفه نیست خانواده من بخصوص پدرم خانم من رو ازدخترهای خودش بیشتر دوست دارد.خواهر های من به بهانه مختلف قرار بیرون با او می گذارن ولی خانم من هر دفعه بهانه ای جور میکنه که با اونها بیرون نره.البته من به این مسائل کاری ندارم و خودم را دخالت نمی دهم همین که میگیم با احترام با آنها برخورد میکنه و وظایف عروس بودنش را انجام میدهد انتظار دیگری ندارم و نمیخواهم باخواهران من دوست باشد.

    در این که در ازدواج شانس اوردم هیچ شکی ندارم اما در مورد وابستگی ایشون به خانوادش همین کافیه که بگم از اول ماه رمضان تا امروز ما فقط 2 روز منزل خودمان بودیم و برای نمونه همین الان هم منزل پدر زنم هستم. روزهایی که منزل خودمون هستیم ما فقط یک جمعه را کنار هم هستیم و می توانیم باهم صبحانه بخوریم اما همان یک جمعه هم ایشون تا چشم باز می کنند قبل از اینکه چایی دم کنن زنگ می زنن به مادرشون.البته مشکل اصلی من اینها نیست اینها را گفتم تا بگویم من هم در قبال خوبی های او خوبی هایی دارم و با این شرایط کنار امدم.
    من هم نیاز به توجه دارم ولی همیشه درجه دوم اهمیت به من داده می شود.

    ادامه مشکلاتی که با خانمم دارم

    کند هست در حاضر شدن و غذا درست کردن.برای مثال یک سالاد ساده رو یک ساعت برای مهیا کردنش زمان لازم دارد. البته دست پختش بسیار عالی هست و با سلیقه .اما این کندی بعضی وقت ها باعث عصبانیت من می شود.

    و مورد اصلی که واقعا آزار دهنده است این هست که همه مردها رو به چشم خوب می بیند رفتارش با مردهای غریبه و فامیل مشکلی ندارد اما انطوری نیست که من می خواهم .ایراد خاصی در رفتارش نیست ولی من انتظار دارم خانم من انحصارا برای خودم باشد و لبخندش ومهرش را خرج شوهر خواهر و یا هر مرد نامحرم دیگری نکند.


 
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. قهر خانواده همسرم قبل عروسی و اکنون سعی در برقراری رابطه و آشتی بعد عروسی
    توسط نازگل71 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 22 اسفند 94, 12:20
  3. برخورد با مشکلات هنگام جشن عروسی
    توسط رفتگر در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 10 مرداد 94, 00:53
  4. پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 شهریور 93, 22:05
  5. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.