به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 63

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 دی 92 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    من به شوهرم خیانت بزرگی کردم(متن زیاد ولی من به کمکتون احتیاج دارم)

    سلام .دیگه نمیدونم باید چی کار کنم که اومدم سراغ اینترنت .خلاصه میگم .من 5 سال با شوهرم دوست بودم 2 سال عقد و کمتر از 1 سال ازدواج کردیم شوهرم کارش عسلویه است و 45 روز اونجا و 12 روز پیش من هست من تو نبودش دست به یه کار احمقانه زدم که همه عالم وآدم میگفتن نکن .رفتم یه خط موبایل گرفتم دور از چشم شوهرم و به هر کسی که اون دوست نداشت من باهاش حرف بزنم چه دختر چه پسر با اون خط تو دورانی که اون نبود در تماس بودم .دوست های قدیمی و.... ولی با هیچ کدوم نه بیرون میرفتم نه رابطه ...... داشتم فقط تلفن بود حتی اگر بهم پیشنهادم میدادن که داده بودن جواب نه بود یه وقت هایی هم که خیلی دلم می خواست یکی باشه باهاش برم بیام تو خیابون اگه کسی شماره میداد میگرفتم ولی بعد یک بار حرف زدن پشیمون میشدم بعضی وقت ها هم یهو 2 هفته دست به تلفن نمیزدم درکل همیشگی نبود .من این تلفن و خونه نمیبردم چه شوهرم بود چه نبود میگذاشتم کشو میز محل کارم .تا بالاخره یه روز به خواست خدا کار شوهرم درست شد و واسه همیشه اومد پیش من زندگی خیلی قشنگ شده بود صبح با هم صبحانه می خوردیم میرفتیم سرکار عصر من یکم زود تر برمیگشتم تا شام درست کنم یکم خونه آب و جارو کنم تا اونم بیاد شب ها فیلم میدیدم زندگیم خیلی خوب شده بود همه چیز سرو سامون داشت منم خیلی وقت بود سراغ کشو میزم نرفته بودم تا یه یروز اشتباهی وقتی رفتم سر کشو اون گوشی رو انداخته بودم توکیفم اصلا" یادم نمیاد چجوری این اتفاق افتاد در هر صورت صبح روز بعد که رفتم سر کار یه حسی میگفت برو گوشی و بردار ببین چه خبر رفتم دیدیم متوجه شدم نیست حدس زدم چه گندی زدم سریع رفتم خونه دیدیم بله شوهر گوشی رو تو کیفم دیده با 200 تا اس ام اس گذشته فقط بهم گفت خیلی پستی و تو من و تو خودم کشتی .یه عالمه گریه کردم التماس کردم تا به کسی نگه و طلاق نده .........نمیدونم الان تصمیمش چیه فعلا" گفته سر کار نرو من مشکلی ندارم هر شرطی باشه قبول میکنم ولی شوهرم فکر میکنه من کسی و میوردم خونه و با100 نفر رابطه داشتم زندگی میکنه ولی در کمال بی اعتنایی.من هم ار از عذاب وژدان دارم له میشم که الکی واسه هیچ گند زدم به همه آرزوهامو هم از بی توجهی ..........سفید شدن موی شقیقه شوهرم و دارم میبینم ولی نمیدونم باید چی کارکنم دارم میمیرم.حتی به مرز این رسیدم برم تواتوبان چشمام وببندم رد شم شاید بمیرم راحت شد ولی بعضی وقت ها مرگ هم لیاقت می خواهد اونم ندارم
    دوستان خواهش میکنم کمکم کنید .

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    می تونی همه این ها رو براش بنویسی؟
    نامه بنویسی می خونه؟
    براش احساست رو بنویس کامل و واضح. بگو که تنها بودی. بگو فقط میخواستی با کسی حرف بزنی و اشتباه کردی. صادقانه و احساسی بنویس و بهش زمان بده.
    عجب داستانی!! خودت رو جای همسرت بذار... ببین چطوری می تونه باور کنه؟
    روحیه ات رو نباز. یه جوری برخورد نکن که فکر کنه چه خبر بوده!!!

  3. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 21 فروردین 92), باران بهاری11 (دوشنبه 19 فروردین 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 دی 92 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مرسی ازینکه توجه کردی .همه اینها رو بهش گفتم ولی اون حق داره اونم تنها بود تازه تو شرایط بدتر .........نمیدونم اگه جای اون بودم چی کار میکردم ولی میدونم که حاضرم تمام زندگیمو بدم ولی سفید شدن موهاشو نبینم
    میدونی از همه بدتر اینکه کسی نمیدونه و باید جلویه همه آبرو داری کنی .....

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ببین دختر خوب اگه می خوای که همسرت تو رو ببخشه اول باید خودت بتونی خودت رو ببخشی!!
    اول باید خودت با خودت کننار بیای و حد و مرز گناه و اشتباهت مشخص کنی. باید بفهمی که اشتباه تو در چه حدی بوده و چه مجازاتی براش منصفانه است.
    می تونی به شوهرت بگی که این عذابی که داره به خودش و تو می ده زیادیه!
    دستش رو بگیر و برید یه امامزاده ای چیزی. بگو که دیکه هیچ وقت چیزی رو ازش پنهون نمی کنی. بگو که بچگی کردی. بازیگوشی کردی. تازه الان که اون کنارته داری مزه ی زندگی مشترک رو می فهمی.

    - - - Updated - - -

    شما 5 سال دوست بودین. همین خودش می تونه عامل شک به تو باشه! نکنه توی اون مدت هم!!! نکنه توی دو سال عقد هم !!!
    چه جوابی برای این سوالا داری؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    کامران (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 دی 92 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آخه من تا حالا بابت هزار تا چیز ازش عذز خواهی کردم و گفتم دیگه تکرار نمیشه از نحوه برخورد با همکار تا بگو و بخند با کسایی که دوست نداره تا نحوه صحبت کردنم کلی چیز کلی اینم که آخرین اشتباهم از همه بدتر تا حالا همش من وبخشیده ولی من چی کار کردم بازم اشتباه کردم .........مثلا" الان که میگه س کار نرو می خواهم نرم ولی به پولش احتیاج داریم خودش میره تحت فشار نمی خواهم اینجوری بشه...........خیلی داغونم زندگی تو اوج با من خداحافظی کرد.

    - - - Updated - - -

    نه میدونم تو اون دوران به من شک نداشته در این حد به من شک نداشت که وقتی این اتفاق افتاد همون لحظه همکارم که شوهرم زیاد باهاش اوکی نیست زنگ زد شوهر برداشت من تو اتاق بودم بعد همکارم واسم تعریف کرد که گفته زن من اینکاره نبود زن من عاشق من بود تو بهش این کارارو یاد دادی پا تو از زندگیش بکش بیرون چرا می خواهی بدبختش کنی
    انقدر به من اطمینان داشت که تو دوران عقد مت 2 ماه 2 ماه میرفتم ماوریت کاری خارج از محل زندگی
    ولی الان فکر کنم داره

  8. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیاه نمایش پست ها
    آخه من تا حالا بابت هزار تا چیز ازش عذز خواهی کردم و گفتم دیگه تکرار نمیشه از نحوه برخورد با همکار تا بگو و بخند با کسایی که دوست نداره تا نحوه صحبت کردنم کلی چیز کلی اینم که آخرین اشتباهم از همه بدتر تا حالا همش من وبخشیده ولی من چی کار کردم بازم اشتباه کردم ..........

    شما باز اشتباه نکردی. همون اشتباهات قبلیتون داره پیشرفت می کنه. قبلا در حد بگو بخند بوده، حالا رسیده با اس ام اس و ...
    شوهرت چطور و با کدوم اعتماد باور کنه؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط سیاه نمایش پست ها
    مثلا" الان که میگه س کار نرو می خواهم نرم ولی به پولش احتیاج داریم خودش میره تحت فشار نمی خواهم اینجوری بشه........
    کاش اینقد که به فکر فشار اقتصادی بودی به فکر روح و روانش بودی.

    قصدم سرزنش شما نیست. شاید این تلنگر برای شما لازم باشه تا مساله را جدی بگیرید. اگر باهاشون بیرون نمی رفتی و رابطه ای نبوده جز اس ام اس و ... خب همین اس ام اس و تلفنها را به شوهرت می زدی.
    پس دو حالت داره یا مساله نبودن همسرت و پر کردن جای خالی اون نبود ( چون این اس ام اس ها را می تونستی به جای مرد همسایه به همسرت بزنی )
    یا روابط بیشتر از اس ام اس بوده که کمبود شما را جبران می کرده.

    انشالله که این بحران رد شه و همسرتون بتونه شما را ببخشه.
    اما بعدش حتما یک روانشناس برو علت و ریشه این رفتارهات را پیدا کن و درمانش کن.

  9. #7
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    در این شرایط اول باید کاری کنی که این لحظات بحرانی بگذرد و کار بدتر نشود
    به این منظور:
    به او بگو من واقعا کار اشتباهی کردم
    هر تصمیمی بگیری حقم هست
    میدونم تو بدترین فکرها را در موردم می کنی
    گرچه من در حد یه sms یا زنگ ارتباط داشتم ، اما برای خودم هم قابل دفاع نیست.
    دوستت دارم
    وفادارت بودم و هستم
    اما اشتباهاتم فاحش تر از آنست که حتی بخواهم مرا ببخشی
    من مستحق تاوان دادن همه اشتباهاتم هستم.
    اما تو اشتباهی نکردی که بخواهی این همه رنج ببری و این مرا اذیت می کند
    همراهی ، هم حسی، عدم دفاع از خودتون و ... آلام او را کاهش می دهد.
    به او بگو که بدون او می میری و واقعا دوستش داری
    اما بگو اشتباهاتت خیلی بزرگتر از آنست که انتظار بخشش داشته باشی.
    اگر مذهبی هست.
    او را به صفات خداگونه مبتنی بر راز پوشی، قبولی توبه، گذشت و ... متوج ساز
    بگو که اگر بتواند یکبار دیگر بهت فرصت بدهد آنگاه متوجه خواهد شد که چقدر تغییر خواهی کرد و چقدر در جبران گذشته خواهید کوشید.
    بگو شرمنده اید از همه قولهایی که شکسته اید و اشتباهاتی که کرده اید. اما خدا گفته که امید داشته باشید و من الان از ته دل پیشمانم و در عمل هم نشان خواهم داد.
    تغییرات رفتاری پیشه کنید. پوشش خود را تغییر داده و بیشتر کنید. ارتباطاتتان را به شکلی که همسرتان می خواهد سنگین کنید.
    و به هر حال در عمل نوازشگر باشید و او را محق بدانید.
    و....

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  10. 14 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 19 فروردین 92), Ayeh (سه شنبه 20 فروردین 92), baran.68 (دوشنبه 19 فروردین 92), barani (دوشنبه 19 فروردین 92), rozaneh (دوشنبه 19 فروردین 92), she (دوشنبه 19 فروردین 92), tamanaye man (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), taraneh89 (سه شنبه 20 فروردین 92), کامران (چهارشنبه 21 فروردین 92), ویدا@ (سه شنبه 20 فروردین 92), ارمیا (دوشنبه 10 تیر 92), باران بهاری11 (دوشنبه 19 فروردین 92), شمیم الزهرا (سه شنبه 20 فروردین 92), عشق آفرین (جمعه 11 تیر 95)

  11. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 دی 92 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از راهنماییتون .من عاشق شوهرم هستم بهش گفتم اگر بخواهد من جدا میشم در ضمن باید یه چیزیم اعتراف کنم شوهر من یه آدم معتاد بود که امسال سال 5 پاکی ایشونه و با عشق به خانواده و توکل به خدا زندگی میکنه و تو ی اعمالی که برای پاک بودن انجام میده جزو اون گروهی که هستن یک قانون دارند که نباید لب به مشروب بزنن و یا استامیوفون و غیره ولی کار من باعث شد شوهرم بعد از 5 سال مشروب بخوره واین از همه چیز بدتره حتی بهش گفت همین امروز درخواست طلاق میدم ولی این کارو نکن ولی گفت تو چه طلاق بگیری چه نه من می خواهم بخورم
    و من زندگی سالمه 5 سالش و خراب کردم

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیاه نمایش پست ها
    ممنون از راهنماییتون .من عاشق شوهرم هستم بهش گفتم اگر بخواهد من جدا میشم در ضمن باید یه چیزیم اعتراف کنم شوهر من یه آدم معتاد بود که امسال سال 5 پاکی ایشونه و با عشق به خانواده و توکل به خدا زندگی میکنه و تو ی اعمالی که برای پاک بودن انجام میده جزو اون گروهی که هستن یک قانون دارند که نباید لب به مشروب بزنن و یا استامیوفون و غیره ولی کار من باعث شد شوهرم بعد از 5 سال مشروب بخوره واین از همه چیز بدتره حتی بهش گفت همین امروز درخواست طلاق میدم ولی این کارو نکن ولی گفت تو چه طلاق بگیری چه نه من می خواهم بخورم
    و من زندگی سالمه 5 سالش و خراب کردم
    سلام
    بعضی وقتا بعضی چیزها قابل بازگشت به گذشته نیست و دیگه مثل اولش نخواهد شد اگر انتظار دارید که روزهای طلایی برگرده به خودتون دارید دروغ میگید اما زمان!!! زمان چیزیه که اگه با اون مواردی که مدیر همدردی عزیز اشاره کردند مخلوط و صبر کنید نتیجه میگیرید ولی نگرانی بابت اینه که خدایی نکرده همسرتون به دنیای اعتیاد قبلش برنگرده. راستش اون که اون همه تلاش کرد اونم توی جایی مثل عسلویه که شما در رفاه باشید بدجوری جواب زحماتشو دادید . به هر حال من با روحیاتون همسرتون آشنا نیستم اما مردها معمولاً توی این موارد باید بهشون ثابت بشه که اشتباهات شما فقط در حد اس ام اس و صحبت های تلفنی بوده . یه جورایی باید بپذیرید که راه سختی در پیش رو دارید به هر حال حالا دیگه شده بهتره سعی کنید اول خودتون آروم باشید و توی روابطتون با افرادی که ایشون رو حساستر میکنه تجدید نظر کنید توی هر چیزی که فکر میکنید حساسش میکنه فکر کنید و مراقب باشید شما به تنها چیزی که نیاز دارید زمانه. گذر زمان و نشون دادن احساس پشیمانی تون به همسرتون.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  13. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    barani (دوشنبه 19 فروردین 92), کامران (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 دی 92 [ 14:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی .شما مشاوره خوب میتونید معرفی کنید .مرسی از راهنمایتون

    - - - Updated - - -

    سلام ممنون از توجهتون یه سوال در مورد کارم ما به پولش احتیاج داریم اگه گفت نرو قبول کنم نمی خواهم بهش فشار بیاد؟


 
صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا من اشتیاه میکنم یا همسرم توقع زیادی دارید ؟
    توسط شبنم211 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 مهر 91, 12:44
  2. به یک مشاور خوب احتیاج دارم می تونین معرفی کنین
    توسط shabetarik در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 شهریور 90, 17:06
  3. مشکلات کوچک و بزرگ زندگی من(به کمکتون احتیاج دارم)
    توسط الهام90 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 مرداد 90, 04:30
  4. یادتونه آخرین بار کی حمام رفتید !؟...
    توسط m.mouod در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 دی 88, 11:32

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.