به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    سلام دوستای خوبم
    مدتی است خیلی دلم گرفته از همه چیز و جایی رو بهتر از اینجا واسه مطرح کردن مشکلم ندارم.ازتون می خوام بهم کمک کنین تا از این حالت بیرون بیام.شوهر من آدم اجتماعی نیست.از ابتدای ازدواجم این رو برادرایشون بهمون گفته بودن.همسرم من رو خیلی دوست داره.ناراحتی من به شدت ایشون رو تحت تاثیرقرارمی ده طوری که من اصلا دوست ندارم ناراحتی ام رو ببینه.مشکل من این هست که وقتی توی جمع هستن اصلا صحبت نمی کنن.اگه ازشون سوالی پرسیده بشه به زور جواب می دن.غرور هم دارن و همین باعث می شه دیگران از برخوردش خوششون نیاد.طوری که مادرم امروز به من گفت از این به بعد خودت تنها بیا خونه ی ما.دیگه شوهرت رو نیار که حوصله اش رو ندارم عین یه بت می شینه!!
    من خیلی دلم گرفت ازاین حرف مادرم...
    دوستای عزیزم می خوام بدونم وظیفه من الان چی هست؟
    آیا باید سعی در تغییر رفتار شوهرم داشته باشم؟آیا باید سعی کنم ایشون عوض بشن ؟اگه پاسختون به این سوالم مثبت هست راهش رو هم بهم بگین.
    یا اینکه مثل روندی که تا الان داشتم رفتار ایشون رو توجیه کنم و بگم خب ایشون آدم ساکتی هستند و دلیل سکوتشون بی اعتنایی نیست و ...
    ناگفته نماند یه بار به شوهرم گفتم مادرم دوست داره بیشتر باهاش حرف بزنی و همین طور داداشم.ایشون گفت "کم گوی و گزیده گوی چون در ......
    هر وقت جایی دعوتیم البته از فامیل های خودمون من تمام وجودم پر از ترس و اضطراب می شه.شوهرم می بینه من خیلی ناراحت می شم و خودش هم ناراحت می شه.اما با این حال تغییری توی رفتارش نشون نمی ده.البته فامیل های خودشون تا حدودی همین طورن و با رفتار ایشون مشکلی ندارن.

    دوستای عزیزم ممنون می شم من رو راهنمایی کنین.
    صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم






    [size=medium]
    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

    [/size]

  2. 3 کاربر از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده اند .

    tasnime_elahi (یکشنبه 02 بهمن 90)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط tasnime_elahi

    دوستای عزیزم می خوام بدونم وظیفه من الان چی هست؟


    پذیرش همسرت و دعوت سایرین به پذیرش ایشان و احترام به ایشان .



    آیا باید سعی در تغییر رفتار شوهرم داشته باشم؟


    ابدا

    آیا باید سعی کنم ایشون عوض بشن ؟

    اصلا



    یا اینکه مثل روندی که تا الان داشتم رفتار ایشون رو توجیه کنم و بگم خب ایشون آدم ساکتی هستند و دلیل سکوتشون بی اعتنایی نیست و ...

    بله و حساسیت را درخودت و سایرین کم کنی . ایشان همین است و از روز اول هم همه می دانستند .

    ناگفته نماند یه بار به شوهرم گفتم مادرم دوست داره بیشتر باهاش حرف بزنی و همین طور داداشم.ایشون گفت "کم گوی و گزیده گوی چون در ......

    ذائقه من می گوید : حرف ایشان واقعا درست است .
    اگر ایشان پرحرفی کند مردم به نوعی دیگر بنا به ذائقه هایشان بهانه گیری می کنند .
    دلیل ندارد آدم ها بنا به ذائقه دیگران خودشان را تغییر دهند . مگر این که خود فرد از رفتاری که داره احساس رضایت نکند که در مورد همسر شما بنا به این حرفی که خودشان زده اند ( کم کوی و گزیده گوی...... ) نشان از انتخاب دارد .
    یعنی پشت این عمل منطقی و دلیلی هست که به واقع ستودنی و قابل تحسین ست


    هر وقت جایی دعوتیم البته از فامیل های خودمون من تمام وجودم پر از ترس و اضطراب می شه.شوهرم می بینه من خیلی ناراحت می شم و خودش هم ناراحت می شه.اما با این حال تغییری توی رفتارش نشون نمی ده.

    اینکه شما دچار ترس از قضاوت و ترس از حرف مردم و ............می شوید به همسرتان ربطی ندارد . همسرتان اگر ناراحت می شود به دلیل مهر و عشقی است که به شما دارد .
    بعد چرا فکر میکنی که اگر ذائقه ها یک نفر را به نزول شخصیت دعوت کردند باید این تغییر اتفاق بیفتد ؟

    دیگران اغلب یا مشغول خوب و بد کردن هستند یا بی تفاوت نسبت به رویدادهای اطراف و آدمهای دورو برخودشان .


    حال اگر همسرت مرد پرحرفی بود .
    شوخ طبع بود و یا ................
    حتما دیگران انگشت اتهام می گرفتند و چند تایی هم برچسب به ایشان می زدند که چقدر مرد جلفی است . چقدر حرف می زند درست مثل خاله زنک ها و یا ابدا حد و حدود خودش را نمی داند و هر مزخرفی از دهانش در می آید به اسم شوخی بیرون می دهد و ............................

    ابدا نترس به شخصیت همسرت احترام بگذار . و به دلیل ذائقه دیگران زندگی را بابت هیچ تلخ نکن و همسر نازنین خودت را هم اذیت نکن . مهم رابطه ی شما دو نفر است . همین که به دیگران احترام بگذارید کافی است .
    ضمن احترامی که باید به خانواده ها گذاشت اما همسرت خانواده ی درجه یک توست .

  4. 8 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 01 بهمن 90)

  5. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    آنی عزیزم بسیار ممنونم از راهنماییت.در خصوص ارتباط با مادرم و خانواده ام آیا صلاح هست من تنها برم؟
    خودم دوست ندارم تنهایی جایی برم.دوست دارم هر جا می رم با شوهرم باشم.اما با این حرف مادرم حس می کنم همسر بی ارزش می شه اگه باهام بیاد.
    دوستان خوبم منتظر شنیدن نظراتتون هستم.
    صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم






    [size=medium]
    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

    [/size]

  6. 3 کاربر از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده اند .

    tasnime_elahi (یکشنبه 02 بهمن 90)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 94 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1389-12-01
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    5,807
    سطح
    49
    Points: 5,807, Level: 49
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 1,724 در 298 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    سلام تسنیم الهی عزیز

    همونطور که انی گفتن،شما نباید در صدد تغییر رفتار همسرت باشی.
    و یا بخاطر ناراحتی خانوادت،شما هم ناراحت بشی و اینو به همسرت منتقل کنی،بنظرم اینجوری اعتماد بنفس همسرتون بشدت پایین میاد و از بودن در جمع های خانوادگی شما، احساس ِخوشایندی نخواهند داشت،شما
    نه میتونی خانوادتو تغییر بدی و نه شاید همسرتو،بهتره رو خودت کار کنی و حساسیتو نسبت به کم حرف بودن همسرت و گوشه کنایه های فامیلت کمتر کنی،و از همسرت حمایت کافی رو داشته باشی.
    ولی خب،شما میتونی تو جمع، همسرتو هم یجوری وارد بحث بکنی،نظرشو بپرسی،خودت تو جمع بیشتر
    باهاش حرف بزنی،تا ایشون هم کم کم بحرف بیاد.

    خلاصه که اگه بخواهیم با ساز مردم برقصیم تا خوششون بیاد باید هر روز خودمونو به یه شکلی دربیاریم و مسلما هیچ وقت ازین رفتار اجباری رضایت خاطر نخواهیم داشت،پس بهتره،خود ِ خودمون باشیم.

    من بنظرم،درست نیست تنهایی بری،خودمو تصور میکنم که مثلا خونواده شوهرم به همسرم بگن تنهایی خودت پاشو بیا خونمون،اگه همسرم اینکارو بکنه،بشدت دلخور میشم ازش(البته من مجردم)،حالا نمیدونم نظرات کارشناسا و با تجربه ها چیه!



  8. 6 کاربر از پست مفید shayana تشکرکرده اند .

    shayana (شنبه 01 بهمن 90)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    شایانای عزیزم ممنونم از راهنمایی ات .خودم هم احساس بدی دارم از تنهایی رفتن.اما این خواسته مادرم هست.نمیدونم چکار کنم؟!
    صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم






    [size=medium]
    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

    [/size]

  10. کاربر روبرو از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده است .

    tasnime_elahi (شنبه 01 بهمن 90)

  11. #6
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    tasnime_elahi عزیز

    اگر زحمتی نیست به این سئوالها پاسخ بده :


    1- آیا همسرت ، عبوس و گرفته هم هست ؟
    2 - آیا از جمع گریزان و میل به تنهایی و در منزل بودن و مهمانی و ...... نرفتن دارد ؟
    3 - چهره اش بیشتر گرفته است یا باز و گاهی هم بشاش هست ؟
    4 - با تفریح و مسافرت چطور است ؟
    5 - صحبت کردنش با خود شما چطور است ؟
    6 - کجاها و در چه موضوعاتی بیشتر به حرف میاد ؟
    7- با چه کسانی بیشتر مایل است دمخور شود ؟ فهمیده ای چرا ؟
    8 - علائقش بیشتر در چه زمینه هایی است ؟
    9 - ویژگیهای مثبتی که از همسرت می شناسی را برایمان لیست کن ؟
    10 - چه ویژگیهای منفی ای در همسرت آزارت می دهد ؟



    .

    .

  12. 11 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 03 بهمن 90)

  13. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    با تشکر از همه دوستای عزیز و مهربونم .خیلی دوستتون دارم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    tasnime_elahi عزیز

    اگر زحمتی نیست به این سئوالها پاسخ بده :


    1- آیا همسرت ، عبوس و گرفته هم هست ؟
    چهره اش توی جمع اغلب این طور نشون می ده اما شخصیت ایشون این طور نیست.
    2 - آیا از جمع گریزان و میل به تنهایی و در منزل بودن و مهمانی و ...... نرفتن دارد ؟
    تا حدودی این طور هست که تمایل زیادی به رفت و آمد البته بیشتربا خانواده من نشون نمی ده ولی اگه من ازش بخوام میاد.توی منزل بودن رو بیشتر دوست داره اما این طور هم نیست که اصلا خوشش از مهمونی نیاد.دوست داره با آدمهایی که بهش علاقه دارن و بهش احترام می ذارن رفت و آمد داشته باشه.
    3 - چهره اش بیشتر گرفته است یا باز و گاهی هم بشاش هست ؟
    چهره اش بیشتر گرفته است خصوصا توی مهمونی هاالبته نه اینکه خودش ناراحت باشه اما اینطوری نشون می ده.
    4 - با تفریح و مسافرت چطور است ؟
    مسافرت های کوتاه مدت رو بیشتردوست داره.خوشش میاد فقط خودمون دو تا با هم بریم البته گاهی هم با مادرش.خودش می گه دوست دارم زمانی که حال و هوای مسافرت داشتم بریم
    5 - صحبت کردنش با خود شما چطور است ؟
    در حد معمول با هم صحبت می کنیم.ولی خب بیشتر من حرف می زنم.بیشتر باهام شوخی می کنه .اینطور نیست که باهام صحبت جدی داشته باشه.
    6 - کجاها و در چه موضوعاتی بیشتر به حرف میاد ؟
    زمانهایی که به شخصیت اش ارزش داده بشه.ازش درخواست بشه.مثلا راجع به ازدواج برادرم چون برادرم ایشون رو محرم دونستن و حرفهاشون رو باهاش مطرح کردن خیلی دوست داشت بهش کمک کنه.موضوع خاصی به ذهنم نمیاد.مثلا خونه برادرش هم که می ریم کلمه ای صحبت نمی کنه مگه ازش نظرخواهی کنن.ازش بپرسن.خودش شروع کننده صحبت نیست.
    7- با چه کسانی بیشتر مایل است دمخور شود ؟ فهمیده ای چرا ؟
    دوست خیلی صمیمی نداره.مثلا برادرم رودوست داره و می گه چون برادرت آدم خونگرم و خوبی هست.کلاازکسایی که تحویلش بگیرن و باهاش گرم بگیرن خوشش میاد.بیشتر از کسانی که طبیعت گرم و تا حدودی شوخ هستند خوشش میاد.شاید چون خودش هم اهل شوخی هست البته نه توی جمع!خوشش از جمع های خانوادگی ما به خاطر باکلاس بودنش نمیاد.البته این ذهنیت من هست.
    8 - علائقش بیشتر در چه زمینه هایی است ؟
    آرامش رو خیلی دوست داره.تلویزیون زیاد نگاه می کنه.به موسیقی هم علاقه داره.
    9 - ویژگیهای مثبتی که از همسرت می شناسی را برایمان لیست کن ؟
    خانواده دوسته ،مادرش رو خیلی دوست داره و از هیچ کمکی بهش دریغ نمی کنه.انسان صبوریه من تا به حال عصبانیتش رو ندیدم.آدم دست و دل بازیه.منظم و منضبط هست.توی کارهای خونه بهم کمک می کنه و نمی ذاره احساس خستگی کنم.توی مسائل زندگی باهام مشورت می کنه و اهل پنهان کاری نیست.آدم باصداقتیه.خوش قول هست وامانت دار،هم هوای من رو داره هم مادرش با وجود علاقه زیاد مادرش به ایشون و علاقه زیاد خودش به مادرش حد تعادل رو رعایت می کنه.
    10 - چه ویژگیهای منفی ای در همسرت آزارت می دهد ؟

    گاهی از شوخی هاش(چون گاهی با تمسخر دیگران همراهه) ناراحت می شم اما اون میگه دوست دارم تو شاد باشی و بخندی.
    البته وقتی بهش می گم از این جور شوخی ها باهام نکنه به حرفم گوش می ده و تا مدتی تکرار نمی کنه اما گاهی فراموشش می شه.
    یکی هم توی جمع های خانوادگی ما که خودش هم می گه فقط به خاطر من میاد و تمایلی نداره بیاد.احساس آرامش ندارم توی اون جمع ها .شاید غرورش هم توی این جور مواقع کمک کننده باشه.
    .


    .

    نقل قول نوشته اصلی توسط ليلا موفق
    با مادرت حرف بزن و قانع اش كن كه اون شوهرت هست و اگه شما و زندگيتون را دوست دارند بايد شوهرتون را هم در كنار شما بپذيرند و به ايشون احترام بگذارند.
    لیلا جان من با مادرم صحبت کردم اما بی فایده بود.تا مدتی خوب شده دوباره با یه برخورد بد شوهرم (همون سکوت بیش از حد )که از نظر مادرم به بی اعتنایی تعبیر می شه باعث شده مادرم دوباره برگرده سر حرف قبلیش!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    از نگاه من تنها برو

    و ابدا هم احساس ناراحتی و احساسات بد را به خودت تحمیل نکن . شاد و شنگول باش و عادی .

    چند بار که تنها بروی سراغ همسرت را از تو خواهند گرفت و زمانی که سراغش را گرفتند برایشان توضیح می دهی که چرا نیامده و اگر حضور او را می خواهند باید در پذیرش کم گویی و گزیده گویی اش باشند .

    به همین راحتی .

    مهم این است که ارتباط تو و همسرت ارتباط خوب و سالمی باشد . لازم نیست در به در تائید گرفتن از این و آن شوی حتی اگر آن فرد مادر و عزیز و احترامش واجب باشد .


    به نظر من این توقعات خیلی ایرونی است و الزاما هم درست تیست
    آنی عزیزم
    می دانم که همسرم از تنها رفتن من ناراحت میشه.میدونم اصلا مخالفتی با تنها رفتم ندارد و خودش هم من را می رساند اما قلبا این کار من را نمی پسندد.یادم هست جایی ما را دعوت کردند و ایشان روی خوش نشان نداد من هم گفتم چون تو دوست نداری من هم نمی روم خدا می داند چقدر از این کار من خوشحال شد و با من همراه شد و آمد .هر چند اصلا به من خوش نگذشت چون می دانستم او به خاطر من دارد آن جمع را تحمل میکند!
    آنی جان دوست دارم ریشه این رفتار همسرم را بیابم و با توجه به علاقه وافری که به من دارد اگه بتوانم تاثیرگذار باشم.هر چند اصلا قصد ندارم ایشان را یک دفعه تغییر دهم و نظرخودم را به ایشان تحمیل کنم.دوست دارم درست و کامل زندگی کنیم طوری که این احساس های بد از وجوم بروند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلنوش67
    وقتي با شوهرت مشكل نداري چرا ميخواي ...........
    اصلا به فكر تغيير شوهرت نباش چون يه كار نشدنيه و عواقبي جز دلخوري و دعوا نداره

    خانوادت بايد شوهرت رو همون طور كه هست بپذيرن چون انتخاب خودشونه و الان هم همسر شما . احترامش واجب

    فقط خواهش ميكنم به خاطر ديگران زندگيت رو به هم نريز
    موفق باشي
    گلنوش عزیزم
    ما از قبل می دونستیم ایشون آدم اجتماعی نیستن و برای من این مسئله قابل پذیرش بودو الان هم هست.هر چند دوست دارم به مرور ایشون تغییرات مثبتی رو به دلخواه خودشون داشته باشن تو این قضیه.اما متاسفانه خانواده ام با توجه به اینکه فکر می کنن قضیه اجتماعی نبودن ایشون به خاطر تجردشون بوده انتظار دارن بعد از گذشت چند ماه از ازدواج به یک باره تغییر کنن!!
    عزیز دلم من تمام سعیم بر این هست به هیچ وجه ناراحتی هام رو بروز ندم و اصلا راجع به این مسائل با ایشون صحبتی نداشته باشم.هر چند گاهی از چهره ام متوجه می شن دلخورم.

    بالهای صداقت نازنینم
    خدا می داند هر وقت به مشکلی توی زندگی بر می خورم روحیه مقتدرانه شما توی حل مشکلات بهم نیرو می ده.خدا رو شاکرم به خاطر آشنایی با دوستان خوبی مثل شما و دیگر عزیزانم.دونه دونه جملاتت روکه قسمتی اش حرفهای دلم بود رو با تمام وجود خواندم.ممنونم از راهنمایی ات.راهکار شمارو به امید خدا انجام می دم.بالهای صداقت عزیز من دوست دارم به مرور همسرم را به حضور در جمع های خانوادگی مان و همچنین اظهار نظر نمودن در جمع ترغیب کنم.ممنونم می شم راهکارهایی هم در این زمینه به من ارائه بفرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت

    سلام تسنیم ( ؟) الهی عزیز
    ===تسنیم : چشمه آبی در بهشت / / تصنیم :تصویر کردن ===
    خوبی خانوم


    چرا اکثرا به دنبال آن هستی که همه را از خودت راضی کنی؟
    پس خودت چی؟ نیاز های خودت چی میشه؟ ناراحتی تو را چه کسی مرهم می گذارد؟!
    وقتی دلت می گیره چه کسی دلت را نوازش خواهد کرد؟

    اونقدر روان و زلال شده ای که نوشته ای


    نقل قول نوشته اصلی توسط tasnime_elahi

    مدتی است خیلی دلم گرفته از همه چیز
    یه نگاهی داشتم روی سیر تاپیک هایی که باز کردی
    تقریبا ماهی یکی
    و در همه اونها درصدد بودی به نحوی آرامش را به دیگران بازگردانی ، از ناراحتی شون کم کنی و همدرد و همدل شون باشی

    از این هم حسی های خوبت کیف کردم .... عزیز دل لحظه ای درنگ کن ! شاید دل تو نیز رنجیده شود ، پس کمی مرهم برای خودت نیز نگه دار

    یعنی چی؟
    یعنی خواسته ات ، دلگیری ات را ... بگو
    اجازه بده دیگران خود ، بار وظایفشان را به دوش بکشند
    نترس
    درنگ کردن تو و صبر کردن تو برای اینکه شخص خود وظیفه اش را انجام دهد مشکلی به وجود نمی آورد
    اگر تو اجازه دهی تا دیگران نیز در کنار تو زیر بار را بگیرند اینقدر احساس نمی کنی که دلت از همه جا و همه چیز گرفته شده



    -------------------
    چه خوب که رابطه تو و همسرت عالی است
    (نهال عشق را آبیاری کنید ، هردو باهم ، اگر تو امروز آب دادی ، بگذار فردا همسرت اقدام کند .... گیاه عشق ساقه ای ترد و شکننده دارد اما باید انقدر تناور شود که در تندبادهای زندگی پابرجا بماند ، اونجایی که هم تو و هم همسرت هردو بتوانید دست خود را به آن بیاوزید)

    و در خصوص رفتار همسرت در جمع
    اگر تو با این قضیه مشکلی نداری ، پس اصلا جای نگرانی نیست


    (فرض من بر آن هست که شما در این تاپیک به دنبال راهکار گرفتن در جهت اجتماعی تر شدن همسرت نیستی ، بلکه به دنبال رفتار درست در قبال سخن مادرت می باشی)

    آنچه تو را آزرده ، نپذیرفتن شوهرت در جمع خانواده یتان به دلیل کم حرفی ایشون هست ، که از نظر شما دلیل قانع کننده که نیست بلکه حسنی هم برای همسرت میدونی
    پس انرژی ات را بگذار تا شخصیت شوهرت را همان گونه هست در جمع خودتان جا بیندازی


    و اما سخن مادرت
    کاملا حق با تو هست
    من هم وقتی مادرم ، شوهرم را نپذیرد ، ناراحت می شوم
    اما بیان این ناراحتی باید بگونه ای باشد که مادرم بدون دلخوری متوجه شود
    باید مادر را متوجه کرد که پذیرش شوهرت هرآنچه که هست ، یعنی پذیرش شما
    پس در صدد هیچ توجیهی برنیا
    سعی نکن کم حرفی شوهرت را در جمع به بهانه ای ربط دهی
    اما به مادرت و خانواده خیلی محترمانه و با لبخند بگو : مامان شوهرم اگه زیاد حرف نمیزنه ، نه اینکه از چیزی ناراحت باشه ، نه اتفاقا خیلی هم شما و اینجا رو دوست داره ، اما ذاتا کم حرف هست ، به هرحال شوهرم در خانواده ی دیگر و با روحیات دیگری بزرگ شده ، طبیعی هست که زمان ببرد تا روحیات ما در او تاثیر بگذارد



    راه کاری که به نظرم می رسد را در زیر می نویسم ، امیدوارم برایت مفید باشد
    پیشنهاد می کنم کمی در رفتن به منزل پدر و مادرت تاخیر بندازی
    و هنگامی که علت را جویا شدند ، بگویی اتفاقا دلت خیلی تنگ آنهاست ، و دوست داری با همسرت به پیش آنها بروی ، اما چون کم حرفی همسرت آنها را آزار میدهد و شما نمی خواهی آزار پدر و مادرت را ببینی ، سعی می کنی این دلتنگی را تحمل کنی و کمتر می روی ولی با شوهرت
    اگر گفته شد شما خودت تنها بروی
    بگو : هر موقع کاری هست و نیازم ضروری است سریع خودم را می رسونم ، اما مامان خوبم اجازه بده هر چقدر دیر به دیر اما با همسرم بیایم
    بگو : من و همسرم عمری می خواهیم باهم زندگی کنیم ، و اگر من از این ابتدا بخواهم تنها بیام ، کم کم نقش شوهرم در کنار من در پیش شما کمرنگ میشه ، و من این رو نمی پسندم .

    به هر حال عزیزم شما اکنون علاوه بر نقش فرزند، خواهر و ... نقش همسر و شریک یک زندگی را نیز داری و این شما هستی که باید این نقش را به خوبی ایفا کنی اون هم نه با از خودگذشتی بلکه با رفتاری محترمانه و قاطعانه


    پس
    1) کمی از همدری ات نسبت به دیگران کم کن (کمتر خودت را مسئول همه چیز بدون)
    2)به دیگران فرصت بده تا وظایف خود را انجام دهند ، ولو با نقص و کاستی و همین حال مشوق آنها باش
    3)همسرت را همین گونه که هست به دیگران نشان بده ( در صدد توجیه رفتارهایش برای دیگران نباش)
    4)با مهربانی برای پدر و مادرت مشخص کن احترام به همسرت و پذیرش و محبت به او در حقیقت احترام ، پذیرش و محبت به شماست و از این بابت احساس خوبی به شما دست می دهد
    5)با مهربانی سعی کن علایق شوهرت را بشناسی ، و کم کم آنها را به خانواده ی خودت در لفافه اعلام کنی
    6)به شوهرت محبت و علاقه خانواده ات رو منتقل کن (احساس دوست داشتن آنها را در همسرت پرورش بده )

    صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم






    [size=medium]
    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

    [/size]

  14. 2 کاربر از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده اند .

    tasnime_elahi (دوشنبه 03 بهمن 90)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: دوستای خوب همدردی به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    با مادرت حرف بزن و قانع اش كن كه اون شوهرت هست و اگه شما و زندگيتون را دوست دارند بايد شوهرتون را هم در كنار شما بپذيرند و به ايشون احترام بگذارند.

  16. 4 کاربر از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده اند .

    ليلا موفق (شنبه 01 بهمن 90)

  17. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    از نگاه من تنها برو

    و ابدا هم احساس ناراحتی و احساسات بد را به خودت تحمیل نکن . شاد و شنگول باش و عادی .

    چند بار که تنها بروی سراغ همسرت را از تو خواهند گرفت و زمانی که سراغش را گرفتند برایشان توضیح می دهی که چرا نیامده و اگر حضور او را می خواهند باید در پذیرش کم گویی و گزیده گویی اش باشند .

    به همین راحتی .

    مهم این است که ارتباط تو و همسرت ارتباط خوب و سالمی باشد . لازم نیست در به در تائید گرفتن از این و آن شوی حتی اگر آن فرد مادر و عزیز و احترامش واجب باشد .


    به نظر من این توقعات خیلی ایرونی است و الزاما هم درست تیست

  18. 7 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 01 بهمن 90)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: به کمک شما نیاز دارم(اختلاف با خانواده ام به خاطر شوهرم)

    وقتي با شوهرت مشكل نداري چرا ميخواي ...........
    اصلا به فكر تغيير شوهرت نباش چون يه كار نشدنيه و عواقبي جز دلخوري و دعوا نداره

    خانوادت بايد شوهرت رو همون طور كه هست بپذيرن چون انتخاب خودشونه و الان هم همسر شما . احترامش واجب

    فقط خواهش ميكنم به خاطر ديگران زندگيت رو به هم نريز
    موفق باشي

  20. 6 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (یکشنبه 02 بهمن 90)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.