
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
با سلام و احترام khaste2000
به تالار همدردی خوش آمدید.
از اینکه به تالار همدردی اعتماد کردید و مسئله خصوصی خود را طرح کردید بسیار سپاسگزارم.
خواهش می کنم با دقت به نکات ذیل توجه فرمایید. مطالعه کافی نیست. نیازی هم به پاسخ سریع شما نیست. اما تامل و تفکر در مورد همه آنها بسیار ضرروری هست و بعد هم به کار گیری.
یکم:
برای حل یک مشکل باید شناخت دقیقی نسبت به گستردگی، عمق ، ابعاد، شدت، اهمیت و مدت آن ، همچنین درمان داشته باشیم. در مورد خود ارضایی هم این نکات مهم هست.
برای حل این مشکل باید واقع بین بود. نه باید مشکل را بزرگتر دید، نه کوچکتر
دوم:
لطفا با «احساس گناه » بیشتر آشنا شوید. احساس گناه کارکردهای بسیار مهمی دارد اما باید محدودیت ها و مشکلات احساس گناه را هم بشناسید.
احساس گناه یک قدرتی هست که باید هدایت شود. و کارکردش تا جایی هست که به عنوان یک نیروی مفید و موثر برای جلوگیری از گناه و جبران نتایجش ، استفاده شود. اما اگر به صورت افراطی پیش برود به ضد خود تبدیل می شود. یعنی فرد می برد و کم می آورد و خود را رها می کند. و از طرفی همین احساس گناه گاهی افراد را به کارهایی وا می دارد که از اصل آن گناه عظیم تر هست.
مثلا در مورد شما احساس گناه برای اینست که شما کارکردجنسی خود را متمرکز بر همسرت انجام دهی. ولی گاهی آنقدر شدید می شود که خواهان کنار گذاشتن همسرت می شوی. گاهی آنقدر شدید می شود که حوزه های تحصیلی، شغلی، ارتباطی و مذهبی شما را هم داغون می کند. در واقع این احساس گناه به صورت افراطی موجب شده که کارکردهایش را از دست بدهد و از آن بدتر موجب عملکرد منفی آن می شود. و می تواند فرد را از زندگی ساقط کند.
این به خاطر اینست که ابعاد خودارضایی و راهکارهای حل آن را نمی دانید.
سوم:
خودارضایی یک نوع اعتیاد جنسی هست. لذا درمان آن را ساده نگیرید. صرفا قصد ترک آن کافی نیست.
چهارم:
درمان خودارضایی مانند اعتیاد های دیگر بسیار زمانبر هست. و از همه مهمتر مانند همه اعتیادهای دیگر همیشه احتمال عود و وسوسه روانی بازگشت وجود دارد. حالا اگر شمااین مهم را ندانید هر بار که دوباره عود می کند همه امیدتان را از دست می دهید و خودتان را با ناامیدی رها می کنید. در این مورد باید به این ضرب المثل توجه کنید:
افتادن در چاله ای شاید گناه باشد، اما ماندن در آن گناهی عظیم تر هست.
یعنی اینکه حتی اگر عود کرد و دوباره دست به این عمل زدید، به این معنا نیست که از آن پس مانند گذشته تکرار کنید.
پنجم:
به نظر می رسد نوع شخصیت شما طوری باشد که «قانون همه یا هیج بر رفتارتون حاکم هست» در این صورت شما یا باید صد درصد پاک باشید یا آلوده. اما درمان این مشکل ظرافت خاصی دارد و همانطور که وقتی می خواهید دست به این عمل بزنید به نوعی قبلش با وسوسه خود را می فریبید، باید برای درمان هم، با ظرافت با این وسوسه مقابله کنید.
الف ) یکی از این روشها استمهال هست. یعنی در برابر این وسوسه بدون اینکه مستقیما بخواهید ترک کنید آن را به یک زمان بعد موکول کنید. هر وقت وسوسه می شوید آنرا به چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز دیگر موکول کنید.
ب) بستر زدایی مهم تر از مقابله و جنگ رو در رو با هر گونه اعتیادی هست. یعنی شما قبل از ا ینکه به حالت غیر قابل برگشت برانگیختگی برسید یعنی زمانی که دیگر کنترل خود را از دست می دهید. باید زمینه ساز ها و بستر سازها را شناسایی و آنها را مهار کنید. مثلا خلوت را شروع نکیند.( نه اینکه اجازه خلوت را به خودتان بدهید و تصمیم بگیرید که کنترل کنید.) مثلا برای پر کردن وقت در تعامل با دیگران برنامه داشته باشید. تصور سازی های جایگزین را باید با برنامه انجام دهید. مجموعه خاطرات، موفقیتها و شرایط غیر جنسی که در زندگی شما مایه افتخار هست را باید انتخاب کنید و هنگامی که تمایل کنترل ناپذیر جنسی در شما در حال جرقه زدن هست. خاطرت و موفقیت ها و برنامه هایی که قبلا در ذهن داشتید فعال کنید.
ج) پریود خود ارضایی خود را به عنوان رکوردی در یک دفتر ثبت کنید.
یعنی این مهم هست که زمان بین آنها افزایش یابد.
مثلا اگر هفته ای یکبار هست، همه انرژی خود را بگذارید که دو هفته یکبار باشد. و هرروز سعی کنید ، آنروز را پاک بگذرانید. در واقع اگر ثانیه ها، دقیقه ها ، ساعت ها ، روزها ، هفته ها و ماهها را بشناسی و رویش کار کنید آن وقت می توانید به خودتان اعتماد بیشتری کنید.
شما از ثانیه و دقیقه شروع کنید و زمان دو عمل را افزایش دهید بعد به ساعت و روز برسید و بعد هفته.
د) با توجه به جنبه مذهبی خود باید زمانهای خاصی به اعمال مذهبی (نه تفکرات مذهبی )دست بزنید. یک خطای رایج اینست که وقتی فردی یک گناه می کند دست از یک ثواب هم می کشد. در حالیکه باید به عکس باشد.
شما برای خود مقرر کنید احساس گناه خود را با یک کارصحیح و ثواب جبران کنید. مثلا خواندن نماز، یا روزه ، یا ارتباط بهتر و مهربان تر با همسرتان ، صدقه ، قرآن خواندن به عنوان مجازات و جبران گناه خود قلمداد کنید. تا امیدتان از دست نرود.
اگر احساس گناه با ناامیدی از درمان و خود و خدا ترکیب شود، معجون مخربی خواهد شد که زندگی شما را از بین خواهد بود.
هـ) در مورد مشکلت اصلا سعی نکن منتشر کنی یا در مورد آن و جزئیاتش برای کسی حتی همسرت توضیح دهید. به نظر تا همین جا هم که سربسته با همسرت صحبت کردی اشتباه بوده است. او را نباید درگیر مشکلات فردی خود بکنید. چون این مسئله دیر یا زود درمان می شود، اما اعتماد و ذهنیت های همسرت ممکن است هرگز بهبود یابد.
ز) البته راهکارهای بی شمار دیگری هم برای برطرف شدن خود ارضایی هست که همه آنها در بستر زمان طولانی جواب می دهد. همچنین بیشتر از اینکه بخواهید در مورد آن بدانید و آگاهی کسب کنید نیاز به عمل دارد.
ششم:
احساس گناهت الان خطرناکتر و مخرب تر از خود گناهت هست. چرا که این احساس گناه ممکن است همه وجودت را منهدم کند. احساس گناهت علاوه بر اینکه کارایی اش را برای شما از دست داده هست بلکه هم اکنون خساراتی بیشتر از خودارضایی به شما می زند. سعی کنید احساس گناه خود را کنتزل و هدایت کنید. به این منظور دقت کنید ببیند بعد از احساس گناه چه تصمیمی می گیرید و چه رفتاری انجام می دهید.
مثلا خود ارضایی موجب از هم پاشیدگی یک خانواده نمی شود. اما احساس گناه شما سعی می کند زندگی شما را ویران کند.
خودارضایی موجب ناامیدی از خدا و درمان نمی شود. اما احساس گناه شما موجب این عمل شده است.
خود ارضایی موجب افسردگی ، تنهایی، اشتغال فکری و ... نمی شود اما احساس گناه شما چنین فشارهایی را به شما وارد می سازد.
پس از این به بعد توجه کن احساس گناهت را تا آنجا حفظ کرده و پرورش دهی که شما را انجام بازداری و جبران سوق دهد و از طرف دیگر موجب تقویت جنبه های دیگر زندگیت بشود.
هفتم:
قانون همه یا هیچ را از خود دور کنید. سعی کنید مانند یک تومور خوش خیم با خودارضایی خود برخورد کنید.
یعنی سعی کنید این تومور به جنبه های دیگر زندگیتان سرک نکشد. و شما در محدوده خودش درمانش کنید اگر درمان هم به تاخیر افتاد یا انجام نشد به عنوان یک انسان همه جنبه های زندگیت از این تومور پاک باشد.
اکنون ترس من از متاستاز(انتشار به دیگر بافتهای زندگیت )هست، همسرت، خانواده ات، تحصیلاتت ، شغلت ، سلامتی روانی ات در معرض متاستاز هستند. یعنی ممکن است قبل از اینکه خودراضای موجب انهدامت شود، تاثیر آن در سایر بخشهای زندگیت تو را از پا در می آورد.
خلاصه: (درمان با سعه صدر و تدریجی و باقوت خود ارضایی در محدوده خودش، و استفاده از احساس گناه جهت صعود نه سقوط)
علاقه مندی ها (Bookmarks)