سلام
اصولا وقتی مبنای شناخت خود را از آدمها صرفا محدود به بعد جنیست بكنیم، و به 2 طبقه مردا و زنا تقسیم كنیم. چنین چالشهای حاشیه ای و صف بندی های جنسیتی اجتناب ناپذیر است ، (مخصوصا با ریشه های فیمنیستی كنونی كه مثل درخت پسته خیلی خیلی عمقی شده و از جاهایی آب می خوره كه در نگاه اول به چشم نمی آیند)
اما من می خواهم بگویم اگر به جای طبقه بندی جنسیتی، بیاییم از زوایای دیگری به رفتار و خصوصیات آدمها نگاه كنیم، شاید بهتر بتوانیم نتیجه بگیریم.
البته قبول دارم كه نوع مشكلات و ضعفهای آقایان و خانمها در خیلی زمینه ها متفاوت است. لیكن این فقط شكل مشكلات هست و اما وقتی عمیق تر نگاه می كنیم ریشه تقریبا مشتركی دارد.
مثل عدم مسئولیت پذیری، عدم انعطاف پذیری، خودمیان بینی و خودخواهی، عدم صبر، زیاده خواهی ، بی توجهی به احساسات طرف مقابل....
اما شكل بروز این ضعفها در دو جنس متفاوت است.
خانمها این ضعف را ممكن است به شكلی نشان دهند و آقایان به شكل دیگر...
اما اینكه بخواهیم یا خانمها یا آقایان را یك جانبه عامل مشكل بدانیم باید بگوییم كم كم به اشتباه می افتیم و امر بر ما مشتبه می شود.
خوب دقت كنیم. در همین تالار هم آقایان و هم خانمهایی بوده اند كه آشكارا دچار ضعف و اشتباه بوده اند و همه ما با آنها گفتگو كرده ایم.
البته بعضی از ما به خاطر تجارب شخصی كه نسبت به نزدیكان خود داریم ممكن است شدت ضرب یك نوع ضعف را بیشتر حس كرده باشیم و آن را تعمیم دهیم.
ممكن است همسر من به خاطر پرتوقعی، عدم به رسمیت شمردن احساسات بنده، و زیاده خواهی مرا تحت فشار قرار دهد، لذا روان من تحت این فشار آسیب می بیند از این به بعد دست به انتخاب گزینشی ضعفهای خانمها می زنم. و از میان ضعفهای خانمها ، صرفا این چند مشكل را برجسته می بینم. (در واقع درست هم هست) اما این همه مسئله نیست. و همه خانمها اینطور نیستند و همه ضعفها هم به این ها خلاصه نمی شود. و از طرفی آقایان هم در همه زمینه ها مظلوم و دست بسته نیستند.

خلاصه: ازدواج نه هدف زندگی هست و نه تنها راه آرامش و نه حتی تنها راه ارضاء نیازها....، اما اگر انتخاب صحیح در میان باشد و تناسب خوبی بین همسران از نظر معیارها وجود داشته باشد می توان گفت راه بسیار امن، آرامش بخش و همواری جهت رسیدن به هر هدفی هست كه به تنهایی بسیار سخت به نظر می رسد.
وقتی ازدواجی به درستی صورت می گیرد و عوامل مساعد دست به دست هم می دهند انرژی غیر قابل توصیفی در آدمی ایجاد می كند كه هر هدفی را در نظر او كوچك می كند و قدرتش را شدت می بخشد.
خلاصه خدا قسمت همه شما بكنه،‌ تجربه كردم خیلی عالیه... حسی هست كه نمی توان توصیفش كرد...
شاید حسی مثل پرواز كردن باشه.... ممكن است اگر اشتباه كنی سقوط كنی، لیكن اگر مهارت داشته باشی ،‌ اشتباه هم نكنی و (البته هوا هم مساعد باشه)،‌تجربه بی نظیری هست پرواز كردن....