سلام سارا-ف
2 سال زمان زيادي هست، و در اين مدت ضعف و قوت آقا سعيد را به اندازه كافي متوجه شدي. شما بايد معيارهاي خودت را پررنگ جدا از احساساتي كه داري در مورد او ارزيابي كني. گر بخواهم جزئي تر بگويم به اين معناست كه او آنقدر مستقل نيست كه بتواند ضمن جلب رضايت خانواده اش با شما ازدواج كند، و به هرترتيب اگر اين اتفاق هم بيفتد، بايد آمادگي واكنشهاي بعدي خانواده را داشته باشيد. اگر او آنقدر با ساير معيارهاي درخواستي شما تطابق دارد كه تحمل اين نقطه ضعف عمده را برايتان ممكن كند پس مي توانيد بله را بگوئيد، و البته شما با همين آقا سعيد(نه آقا سعيد تغيير يافته)ازدواج خواهيد كرد.
اما در مورد اتفاق اخير كاملا به جواب شما در قبال سئوال بالا مربوط مي شود
اگر بررسي هاي دقيق شما (نه اين احساسات پاكي كه نسبت به ايشون داريد)، او را به عنوان همسر مي تواند به شما پيشنهاد دهد و در واقع شما با توجه به اين نقطه منفي كه در او هست قصد ازدواج با او را داريد، طبق خواسته او مداخله كنيد و كمكش كنيد.
اما اگر اين مسئله پايان يافته است،شما هيچ تعهدي بيشتر از سايرين مثل خانواده اش، همكاران و ... .نسبت به او نداريد. اگر شهادتي، كاري كه عرفا نياز هست مي توانيدحضور يابيد،اما اينكه بصورت اكتيو و فعال مثل يك عاشق سينه چاك در اين امر دخالت كنيد،دوباره اين اتش و مشكلات قبلي ات پس از طي اين مسائل فوران مي كند واين بار احساس گناه بيشتري خواهيد داشت.
در هر حال عليرغم قدرت منطقي كه در شما هست بايد به شما گوشزد كنم از نظر احساسي هم بايد مواظب باشيد،امكان آسيب ديدنتون هست.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)