سلام دوستان
مشکل من نداشتن دوسته یه دوست صمیمی الان براتون دلایل این مشکلمم میگم

من از یک شهرستان به تهران اومدم اکثر دوستای صمیمیم هم اونجا بودن
تهران که اومدم یه مدت تنها بودم بعد مشکل حل شد چون اون موقع زیاد با مردم معاشرت میکردم ولی الان بعد از 8 سال مشکلم دوباره شروع شده یعنی راستشو بخاین من همیشه با این قضیه عدم تواناییم توی پیدا کردن دوست مشکل داشتم.. :(

حالا مشکل کجاست؟ من شدیدا آدم خجالتی و کم حرفیم این مسئله بزرگترین مشکل من برای پیدا کردن دوسته وقتی با یه نفر تنها میشم عضا میگیرم.. :( که حالا اون بیچاره هم از دست من دق میکنه
این به قول روانشناسا یه نتیجه گیری شتاب زده یا پیشگویی نیستا.. چون بهم بارها گفتن که چقدر کم حرفی..

و اینقدر روی این قضیه حساس شدم که وقتی یه نفر بهم میگه چرا حرف نمیزنی یا کم حرفی دیگه حتی نفسم نمیتونم بکشم و لال لال میشم.

همین مسئله باعث میشه وقتی از یه نفر خوشم میاد و میخام باهاش ارتباط برقرار کنم اصلا کمتر باهاش برم و بیام که یه وقت از دستم ناراحت نشه یا یه وقت زبونم لال بهم نگه چرا ساکتی..
خیلی دیوونه شدم نه؟

میدونم ممکنه الان بهم بگین خب تمرین کن و با تمرین مشکلت حل میشه
اما مشکل دوم رو بگم اونم اینه که من الان اصلا با هیچ بنی بشری رفت و آمد ندارم که بتونم یه تمرینکی برای پیدا کردن دوست بکنم روزا میرم سر کار که توی محل کارمم یه مدیر داریم یه کارمند (خودم) بعدش میام خونه و تنها رفیق من شده اینترنت زمان کمیم نیستا الان دوساله اینجوریم.
یه مدت میرفتم کلاس کامپیوتر اما اونجام نتونستم دوستی پیدا بکنم :(

اصلا من نمیدونم چه مرگیمه که وقتی از یکی خوشم میاد که باهاش دوست بشم.. دیگه اصلا نمتونم برم طرفش و اون سکوت مرگبارم شروع میشه باز :(
اما اگه برام مهم نباشه با طرف دوست بشم اینجوری نیستما اصلا یه آدم دیگه میشم.

نمیدونم چیکار کنم یعنی برم توی خیابون به یه نفر گیر بدم بگم یالا با من دوست شو..

ممنون که وقت گذاشتین و خوندین