حدود 22 سال پيش (1986) در ايتاليا، در اعتراض به تجاوز فست فودها يا غذاهاي سريع به سبك زندگي سنتي نواحي مديترانه، جنبش غذاي آهسته بهوسيله يک رستوراندار به نام کارلو پتريني پايهگذاري شد .
جنبش غذاي آهسته در بيانيهاي در سال 1989 وضعيت را اينگونه بيان کرد: «ما برده سرعت شدهايم و خود را در برابر ويروس خطرناکي که زندگي سريع ناميده ميشود باختهايم، اين ويروس عادتهايمان را از بين برده، حريم خصوصي خانههايمان را مختل کرده و ما را مجبور ساخته که از غذاهاي سريع استفاده کنيم»
. اصول جنبش پتريني انتخاب محصولات تازه محلي، آمادهسازي آن براساس شيوههاي سنتي، و صرف غذا به همراه دوستان و خانواده بود؛ و شعار جنبش: مردم خواستار کاهش صرف زمان در آشپزخانههايشان هستند، اما دوست ندارند اين کار به بهاي از دست دادن طعم مناسب غذا و تغذيه درست تمام شود
کيفيت غذاهاي سريع مورد پرسش بسيار است و علاوه بر آن، استفاده از آنها نوعي اعتياد به سريعتر و بيشتر خواستن را بهوجود ميآورد .
غذاهاي سريع،
نيايش هاي سريع،
خواندن سريع،
جادههاي سريع،
پيادهروي هاي سريع،
رشد سريع
و همه چيز سريع شمايي از زندگي در عصر مدرن است. بسياري از واژگان و خطوط، صداها و نشانهها و بسياري از نيازها و خواستهها در طول مسير مسابقه به سوي موفقيت و به دست آوردن نتايج، ناديده گرفته ميشود.
آهنگ تند زندگي جايي براي تفريح، استراحت، تعمق، روابط معنيدار و بالاتر از همه، جايي براي ارتباط با خالق يکتا بر جا نميگذارد.
در واقع زماني که از راه زندگي سريع ذخيره ميشود، پيش از آن هدر رفته است، چراکه در بسياري مواقع اصلاح اشتباههايي که براثر عجله زياد حاصل شده، وقت بيشتري طلب ميکند؛ و در پايان يک روز پرشتاب، افراد چنان خستهاند که نميتوانند از لحظههاي باقيمانده روز لذت ببرند.
پتريني ميگويد: در جهان مدرن، گاهي سرعت آن چنان بالا ميرود که افراد نميتوانند همپاي تغييرات پيش روند. با اين وجود، پرسش اين نيست که چطور بايد سريعتر حرکت کرد تا کار بيشتري انجام شود، پرسش اين است که چگونه ميتوان براي زندگي بهتر، از وقت، هوشمندانهتر استفاده کرد. در واقع، نبايد تصور کرد که مدرنيته و آهستگي مخالف يکديگرند؛ آهستگي، يک استراتژي براي هدايت و معني دادن به مدرنيته است و ميخواهد توازني بين سنت و مدرنيته ايجاد كند .
برپايه اين انتقادها، جنبش غذاي آهسته، پايه جنبش بزرگتري شد. اين جنبــش اساسا حس شتاب و سرگشتگي ناشي از حركت جهاني شدن را - که کميت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگي کرده است – مورد پرسش قرار ميدهد و بر يادگيري دوباره هنر انجام دادن کارها به بهترين وجه ممکن، و نه به سريعترين وجه ممکن، تاكيد دارد .
يک گروه ميلاني به نام: روز 19 فوريه را به عنوان روز جهاني آهستگي نامگذاري کرده است. اين كار براي نخستين بار در 2007 با اين اميد آغاز شد که اين روز، روزي براي لذت بردن، تعمق، حركت در راستاي آهستگي و کمک به انسانها براي يافتن راهي براي آرامش در محل کار، خانه و يا هر جاي ديگر، باشد. در عين حال، يک روز بين المللي آهستگي نيز توسط گروهي در مونترال کانادا و چند کشور ديگر در 21 ژوئن اعلام شده است
خبرنگاري آهسته به اميد فراهم آوردن جايگزيني براي سيستم پرشتاب دنياي اخبار سريع رويکرد جديدي را براي گزارش اخبار در پيش گرفته است که در آن داستانها با کالبدشکافي دقيق حقايق پديد ميآيند و شهرهاي آهسته شبكه اي جهاني از شهرهاي کوچک و بزرگاند که مديران آنها ترجيح ميدهند ساختمانهاي قديمي را ترميم کنند و به جاي توسعه تفريحگاهها در مکانهاي ويژه، پيادهروهاي طبيعي بيشتري ايجاد کنند و کيفيت زندگي شهروندان خود را بالا ببرند
از سر گرفتن توجه به کيفيت،
ماهيت و اصالت،
با در نظر گرفتن ارزشها و هنجارهاي مسئوليت اجتماعي،
از راه درگير کردن افراد از پايين به بالا، به جاي از بالا به پايين،
مفهوم اصلي همه اين جنبشها است.















پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)