با سلام زنی 25 ساله هستم متاهل و دارای یک فرزند دختر 3.5 ساله.7 ساله ازدواج کردم ازدواجم به زور کتک و تحت فشار شدید خانواده بوده.همسرم همسایه ما بودن و بدلیل اینکه من برادری ندارم پدرم و مادرم شدیدا این پسر رو دوست داشتند. ایشون مثلا تحصیلکرده هم هستند.به هر حال من نتونستم کاری بکنم و تنها کاری که تونستم بکنم لجبازی و بر هم ریختن عروسی بود. نتیجش هم فقط برگزار نشدن مراسم بود.زندگی شروع شد.2 سالی با پدرم صحبت نمی کردم.فکر می کردم شاید باید علاقه و عشقی که به این مرد نداشتم و تو زندگی ایجاد کنم پس حسابی تلاش کردم . ولی ایشون ابراز علاقه و عشق رو کاری خنده دار می دونن و هیچ اعتقادی بهش ندارن.هیچ کدوم خواهان بچه نبودیم ولی تصادفا بوجود اومد حتی می خاستم بچه رو بندازم ولی ایشون اجازه ندادن. آمادگی بچه دار شدن رو نداشتم و می ترسیدم.ولی به هر صورت شد. ایشون حتی تا 1 سالگی بچه رو بقل هم نمی کردند. تمام مشکلات نگهداری بچه بر عهده من بوده و هست.کاملا تنها هستم.برای من و بچمون وقت ندارن .صبح ساعت 6 میرن سر کار و 12 شب خونه میان.حتی جمعها.خودشون و با کار و ورزش مشغول کردند هر وقت هم که می گم برای ما هم وقت بزار می گن من تمام کارهام بخاطر شماست.به ارتباطات خصوصی و sex هم اهمیت نمیدن به طوری که من آخرین مورد رو به یاد نمی یارم و اگر هم باشه به محض ارضاء شدنشون میرن کنار و من اصلا مهم نیستم.زن زشت و معمولی هم نیستم که بگم بخاطر اینه.واقعا دارم عذاب می کشم طاقت این رفتارهاشو ندارم. امکان طلاق رو هم ندارم چون جایی رو ندارم که اونجا برم .حدود یک سالی هم هست که با پسری آشنا شدم.حدود 8 ماهی نمیدونست من متاهل هستم ما عاشق هم هستیم .تا حالا خطایی ازمون سر نزده من دوست دارم ارتباط نزدیکی باهاش برقرار کنم ولی اون اجازه نمیده.2 بار هم خاستیم جدا شیم ولی هر دو بار هم من نتونستم و تماس گرفتم.
2 سوال اصلی دارم.
1_ اولا من رو راجع به مشکلاتم با همسرم راهنمایی کنید که چی کار می تونم بکنم.
2_راجع به ارتباطم با اون پسر هم منو راهنمایی کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)