سلام من ۹ ماهه ازدواج کردم و ۴ ماهه عروسی کردیم خونه خودمون هستیم . همسر من خیلی بی احساسه و یه کارایی کرده که من واقعا نمیتونم تحمل کنم از جمله اینکه یک ماه بعد عروسی من مشکوک بودم به کرونا تلفنی بهش گفتم بیا باهم بریم دکتر ولی گفت نمیام و نیومد خونه کلا من دو شب تنها موندم خونه که بعدش پدر و مادرش فهمیدن فرستادنش منو بیاد ببره دکتر یا یکبار تو دوران عقد من عادت ماهیانه شدم و درد داشتم به جای اینکه منو درک کنه یا یه نوازشی چیزی با من رابطه برقرار کرد که خیلی تو ذهن من اثر بدی گذاشت یا هربار که منو بغل میکنه میفهمم که رابطه میخواد و موارد خیلی زیاد دیگه ی این چنینی . ازدواجمون هم سنتی بوده حس میکنم کلا علاقه ای به من نداره . باهاش حرف زدم گلایه کردم تو این چندوقت یکمی بهتر شده سعی میکنه اون چیزایی که ناراحتم میکنه انجام نده مثلا بهش گفته بودم تو به من محبت نمیکنی الان میاد خونه گاهی میاد آشپزخونه بوسم میکنه یا گاهی همینجوری بغلم میکنه بدون اینکه به رابطه جنسی ختم شه ولی خب هم اینکه به دل من نمیشینه دیگه کاراش و یاد بدیاش میفتم کلافه میشم احساس میکنم حفظی و از روی اجبار انجام میده هم اینکه واقعا ناراحت میشم که بخوام همه چیز رو بهش یاد بدم دوست دارم خودش بدونه گاهی باید برای من گل بخره یا بهم محبت کلامی کنه یا دعواهامون رو برای مامانش تعریف نکنه . چندروزیه انقدر باهاش بحث کردم دیگه خسته شدم و دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم چون وقتیم که شکایت میکنم اصلا بامن حرف نمیزنه هیچی نمیگه انگار که با دیوار صحبت میکنم . من به طلاق فکر میکنم اما خانوادم اصلا درکم نمیکنن و میگن شوهرت کار میکنه دست بزن نداره بهت پول میده بداخلاق نیست تو داری بازی درمیاری و واقعا هم ازین نظرا مرد خوبیه ولی من واقعا از نظر احساسی دچار کمبود شدم و اصلا زندگیمو دوست ندارم . شاغل هم نیستم که استقلال مالی داشته باشم ولی دیگه هیچجوره شوهرمو دوست ندارم و واقعا دلم نمیخواد باهاش زندگی کنم چون خیلی اذیت شدم و غرورم خورد شده تو این چندماه . بهم بگید چیکار کنم برای زندگیم چجوری جدا بشم . خودم ۲۷ سالمه شوهرم ۳۱








علاقه مندی ها (Bookmarks)