به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array

    راهنمایی در مورد برخورد مادرشوهرم

    .


    سلام دوستای خوبم
    دیروز یه مسئله ای پیش اومد که خیلی ذهنم رو درگیر کرده و نیاز دارم تا در موردش حرف بزنم.
    دیشب برای شام به منزل مادرشوهرم رفتیم ، یکم گرفته و سرسنگین بود و من هم به روی خودم نیاوردم تا اینکه برادرشوهرم بهش زنگ زد. طی صحبت هاشون متوجه شدم مادرشوهرم شدیدا از دست برادرشوهرم و همسرش( که یه ساله عقد کردن) دلخور هست بابت موضوعی. من که دیدم موضوع خصوصیه رفتم توی آشپزخونه نشستم تا به پسرم غذا بدم. باید بگم که موضوع ناراحتی اونها هیچ ربطی به ما نداشت. مادرشوهرم اما توی صحبت هاش که در مورد انتظارات از جاریم و رفتارهای او بود همیشه من رو هم وارد می کرد. مثلا می گفت: من اون توقع محبتی که از عروس هام دارم از هیچکدومشون نمیبینم، من برای این دوتا می میرم یعنی اونها یه تب هم نباید برام بکنن؟
    عروس های من تو کار خونه به من کمک نمی کنند و من این رو به حساب بی محلی می ذارم یعنی برای من ارزش قائل نیستن.
    می گفت من دوست ندارم پسرهام برام کار کنند ،مشکل من کار نیست و الا میتونم کارگر بگیرم برام کار کنند من می خوام عروسام از سر محبت و دلسوزی برام کار کنند.
    اینکه مادرشوهرم در حضور من و در غیاب جاریم این حرف ها رو زد برای من خیلی ناراحت کننده بود، فهمیدم دل پری از دست من داره که پای من رو به داستانی که هیچ نقشی درش نداشتم باز کرده. البته این حرف هاش قبل اینکه به زبون بیاد من از رفتارهاش فهمیده بودم.
    توی حرف هاش دائم ما رو با عروس های خواهرش مقایسه می کرد بدون اینکه رفتار خودش رو با رفتارهای خواهرش مقایسه کنه.

    و اما اون طرف قضیه از رفتار جاریم و خودم بگم:
    من 6 ساله که عروس این خانوادم و از روز اول عقدم همیشه در منزلشون گوشه ای از کار رو می گرفتم تا حتی وقتی پسرم به دنیا اومد و مادرشوهرم جراحی کرد خودم رو موظف می دونستم که کار کنم به عنوان عروس، جوری که شد وظیفه ام ، واگر کار نمی کردم برخوردشون با من سرد میشد. همسرم در بچه داری حداقل کمک رو می کرد اما من باید تو کار خونه بهشون کمک می کردم، تا اینکه از یه سال پیش با مشورت با یه مشاور خبره تصمیم گرفتم که من در خانه مادرشوهرم مراقب بچه باشم و همسرم به مادرش کمک کنه که البته گاهی انجام نمی داد.
    با اینکه من هم دانشجو هستم و هم بچه دارم و توی شهر همسرم زندگی می کنم و تقریبا اینجا دیت تنها هستم اما با حرف های مادرشوهرم احساس می کنم که اونها اصلا درکم نمی کنند هیچ، وقت عصبانیت حتی اگر موضوع به ما ربطی نداشته باشه هم من رو بی نصیب نمی گذارند.
    من وقتی میرم خونشون ازشون توقع زیادی ندارم، اگر نون و پنیر هم بهمون بدن راضیم ، ازین به بعد قصد دارم وقتی رفتم خونشون در حد توانم مقداری کمک کنم اما نه زیاد که برای خودم سخت بشه و وظیفه ام بشه. قبلا پسرم رو هفته ای یه بار می بردم پیش مادرشوهرم تا به کارها و درس هام برسم، دیگه نمی خوام ببرم و فقط وقتی خودش اظهار علاقه و دلتنگی کرد ببرمش و در غیر این صورت درسم رو کم کم بخونم و انشالله بعد کرونا می برمش مهدکودک.
    دیگه وقتی خوراکی از توی یخچالش بهمون میده نمیخوام ازش قبول کنم و بسپارم به همسرم.
    واقعا ناراحتم، ازینکه کاش اگر با ما مشکلی داشت به همسرم یا خودمون می گفت نه اینکه وقتی مهمون هستیم به این روش ما رو غافلگیر کنه.
    مادرشوهرم ویژگی افراد خودخواه و وابسته رو هم دارند و مقداری متظاهر و درصدد جلب توجه هم هستند و در ابتدای روابط خیلی خوش زبان، گیرا، شدیدا مهربان و خوش صحبت و فداکار و عاشق و شیدای فرزندانشون،مهمان نواز و دست و دل باز و خیرخواه نشون میدن درحالی که در باطن خودخواه و پرتوقع و حسود، پرحرف و هیجان زده و اغراق کننده ، در صدد جلب توجه و مقایسه گر و برتری طلب هستند.
    من فکر می کنم ضمن اینکه باید کمک بیشتری در منزل به ایشون کنم لازمه حد و مرزم رو باهاشون بیشتر کنم. از اون جا که این رابطه برام مهم هست می خوام با مشورت تصمیم خوبی بگیرم. من این سالها خیلی احترامشون رو حفظ کردم و الان هم می خوام با رعایت احترامشون ، برای خودم هم ارزش و احترام قائل بشم.
    در مورد همسرم : با ایشون از ناراحتیم گفتم اما به من گفت خیلی بزرگش کردی و اصلا این جور که تو تعریف می کنی نیست، هیچ حقی به من نداد و کاملا سمت مادرش رو گرفت و گفت اصلا منظور صحبتش تو نبودی بلکه اون عروسش بود. یه جوری همسرم از مادرش دفاع می کنه که آدم به عقل خودش شک می کنه. چیزی رو که شنیدی رو میگن نهههه اصلا این طور نبوده.
    منتظر راهنمایی شما عزیزان هستم
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  2. 4 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    فرزانه 123 (سه شنبه 25 خرداد 00), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 24 خرداد 00), الهه زیبایی ها (دوشنبه 24 خرداد 00), ارشد (یکشنبه 27 تیر 00)

  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    294
    Array
    سلام، اعتنا نکنین و طبق نظر قبلی مشاورتون و مشورت هایی که اینجا در مورد موارد مشابه و نوع صحیح رویارویی با مسائل گرفتین پیش برین.

    توپ زمین بازی دیگران نشین،‌ شما اگر قرار باشه با هر تحرک یا حرف طرف مقابلتون ( هر شخصی )، واکنشتون رو تنظیم کنین او در واقع براحتی از دور یا نزدیک شما رو تو مشتش میگیره و تعیین میکنه چطور پیش برید و قسمت بد ماجرا این هست اگر آسیب روانی ببینین این آسیب رو وارد محیط زندگی خودتون و روابط دیگرتون میکنین که دومین قربانی همسر هست، سومین فرزند و ... . مثل تکه ای که جدا کردم↓


    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    .
    در مورد همسرم : با ایشون از ناراحتیم گفتم اما به من گفت خیلی بزرگش کردی و اصلا این جور که تو تعریف می کنی نیست، هیچ حقی به من نداد و کاملا سمت مادرش رو گرفت و گفت اصلا منظور صحبتش تو نبودی بلکه اون عروسش بود. یه جوری همسرم از مادرش دفاع می کنه که آدم به عقل خودش شک می کنه. چیزی رو که شنیدی رو میگن نهههه اصلا این طور نبوده.
    دوستان گرامی ؛

    لطفا، انجمن آموزش استفاده از تالار همدردی را مطالعه بفرمایید.

  4. 4 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 24 خرداد 00), فرزانه 123 (سه شنبه 25 خرداد 00), الهه زیبایی ها (دوشنبه 24 خرداد 00), ارشد (یکشنبه 27 تیر 00)

  5. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستانم<br><br>ممنون كه نظرات خودتون رو برام نوشتين، همه رو خوندم و استفاده كردم .<img src="images/smilies/72.gif" border="0" alt="" title="" smilieid="22" class="inlineimg"><br><br>
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    <font color="#0000CD">سلام، اعتنا نکنین و طبق نظر قبلی مشاورتون و مشورت هایی که اینجا در مورد موارد مشابه و نوع صحیح رویارویی با مسائل گرفتین پیش برین.<br>
    <br>
    توپ زمین بازی دیگران نشین،‌ شما اگر قرار باشه با هر تحرک یا حرف طرف مقابلتون ( هر شخصی )، واکنشتون رو تنظیم کنین او در واقع براحتی از دور یا نزدیک شما رو تو مشتش میگیره و تعیین میکنه چطور پیش برید و قسمت بد ماجرا این هست اگر آسیب روانی ببینین این آسیب رو وارد محیط زندگی خودتون و روابط دیگرتون میکنین که دومین قربانی همسر هست، سومین فرزند و ... . مثل تکه ای که جدا کردم↓</font>
    <br><br>سحر بهاري عزيز خيلي ممنونم، خيلي خوب و تاثيرگذار گفتين.<br><br>ديگران موظف نيستند جوري كه خوشايند ماست با ما رفتار كنند، ديگران احساسات و مسائل خاص<br><br> خودشون رو دارند. ديشب بعد خوندن پست هاي شما به اين فكر كردم كه چي شد كه منو همسرم<br><br> انقدر راحت&nbsp;مسائلي كه ديگران ايجاد مي كنند رو بر مي داريم و با دستاي خودمون مياريم توي<br><br> زندگيمون، بهش پروبال ميديم و&nbsp; حس بد براي همديگه مي سازيم؟ روزمون رو خراب مي كنيم؟<br><br>فهميدم اتحاد و همدلي مون رو بايد قوي تر كنيم، پس نشستم و با همسرم حرف زدم. بهش از<br><br> احساسم گفتم از اينكه بايد اتحادمون رو بيشتر كنيم و براي خودمون چهارچوب مستقل داشته باشيم. <br><br>&nbsp;همسرم از حرفهاي من استقبال كرد&nbsp; خصوصا وقتي ديد كه دنبال مقصر نيستم و پذيراي شرايط<br><br> هستم.<img src="images/smilies/72.gif" border="0" alt="" title="" smilieid="22" class="inlineimg"><img src="images/smilies/72.gif" border="0" alt="" title="" smilieid="22" class="inlineimg"><br><br><br>
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  6. 3 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    لاله123 (سه شنبه 25 خرداد 00), الهه زیبایی ها (سه شنبه 25 خرداد 00), سحر بهاری (سه شنبه 25 خرداد 00)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آبان 00 [ 20:09]
    تاریخ عضویت
    1400-3-13
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    3,448
    سطح
    36
    Points: 3,448, Level: 36
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 259 در 102 پست

    Rep Power
    30
    Array
    چند وقت پیش یه تاپیکی ایجاد شد ، همین الان هم جریان داره در رابطه با مادر زن . بچه ها اونجا نظراتشون را دادن . فکر کنم ریشه اصلی همه اینها یکی باشه - جناب مدیر همدردی هم اونجا نظراتی گذاشتن بعضی هاشو می گذارم . . لینکش هم اینجاست : زخم زبان های مادر زن

    --- ما وقتی که توقع و انتظاراتمان نسبت به کسی بالا برود به همان اندازه آسیب پذیر می شویم.

    --- مهارت های ارتباطی
    بسته مهارتهای ارتباطی خودش بیش از یک کتاب هست که نیاز به تمرین دارد. با مهارتهای ارتباطی حتی می توان با افرادی که چنین برخوردهایی دارند ، تعامل کرد و کمتر آسیب دید. اگر تمایل دارید خود را تقویت کنید حتما این مهارتها را نخست یادبگیرید و بعد طی ماهها و سالها تمرین کنید. (این تمرین ها ثانویه هست. اولیه آنست که شما توقع و انتطارات از خانواده همسرت را تغییر داده و با همسرت بیش از پیش یکپارچه شوی و عیب ها خانواده اش را به او نشان ندهی و صحبت نکنی و شرمنده اش نکنی)
    مهارتهای ارتباطی و لینکهای آن جهت مطالعه و تمرین


    تاپیکی که گذاشتم کامل بخون Eram . ریشه مشکل یکی هست . تو همه چیز بکار میاد این مهارت ها . مادرشوهر - مادر زن - شوهر - برادر شوهر و غیره .
    ویرایش توسط لاله123 : دوشنبه 24 خرداد 00 در ساعت 19:16

  8. 3 کاربر از پست مفید لاله123 تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 24 خرداد 00), فرزانه 123 (سه شنبه 25 خرداد 00), ارشد (یکشنبه 27 تیر 00)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط لاله123 نمایش پست ها
    چند وقت پیش یه تاپیکی ایجاد شد ، همین الان هم جریان داره در رابطه با مادر زن . بچه ها اونجا نظراتشون را دادن . فکر کنم ریشه اصلی همه اینها یکی باشه - جناب مدیر همدردی هم اونجا نظراتی گذاشتن بعضی هاشو می گذارم . . لینکش هم اینجاست : زخم زبان های مادر زن

    --- ما وقتی که توقع و انتظاراتمان نسبت به کسی بالا برود به همان اندازه آسیب پذیر می شویم.

    --- مهارت های ارتباطی
    بسته مهارتهای ارتباطی خودش بیش از یک کتاب هست که نیاز به تمرین دارد. با مهارتهای ارتباطی حتی می توان با افرادی که چنین برخوردهایی دارند ، تعامل کرد و کمتر آسیب دید. اگر تمایل دارید خود را تقویت کنید حتما این مهارتها را نخست یادبگیرید و بعد طی ماهها و سالها تمرین کنید. (این تمرین ها ثانویه هست. اولیه آنست که شما توقع و انتطارات از خانواده همسرت را تغییر داده و با همسرت بیش از پیش یکپارچه شوی و عیب ها خانواده اش را به او نشان ندهی و صحبت نکنی و شرمنده اش نکنی)
    مهارتهای ارتباطی و لینکهای آن جهت مطالعه و تمرین


    تاپیکی که گذاشتم کامل بخون Eram . ریشه مشکل یکی هست . تو همه چیز بکار میاد این مهارت ها . مادرشوهر - مادر زن - شوهر - برادر شوهر و غیره .
    خیلی ممنونم لاله . این تاپیک رو خوندم و واقعا مفید بود.

    در مورد انتظارات بله حق با شماست، من مدتی هست که دارم روی رابطه خودم با خانواده همسر کار می کنم،انتظاراتم رو هم ازشون کم تر از گذشته کردم اما خب فکر می کنم احتیاج به زمان دارم تا به اون درجه از انتظار نداشتن برسم . من نباید ازشون انتظار داشته باشم که از ما انتظاری نداشته باشن. در واقع قسمت سخت ماجرا برام اینجاست.
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  10. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    لاله123 (چهارشنبه 26 خرداد 00)

  11. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    ممنون الهه زیبایی ها
    بله واقعا حیفه وارد حاشیه شدن.
    آره واقعا من کار غیراخلاقی نمی کنم و این رابطه برام خیلی مهمه و براش تلاش هم می کنم، اما با توجه به ویژگی شخصیتی خودم، از دیروز یه فکری در من شکل گرفته که پس ازین به بعد باید هرکارشون رو جبران کنم. اینو اصلا دوست ندارم، و در توان من هم نیست. یعنی ترجیح میدم هیچی ازشون به ما نرسه.
    در مورد محبت زبانی فوق العاده باید بگم اصلا اهلش نیستم و سعی میکنم دلم با زبونم تفاوت زیادی نکنه. من بلدم محبتم رو نشون بدم و تو دلم نگه نمی دارم اما خب بازم زمان میبره تا بتونم به این حد از پذیرش نسبت بهشون برسن. که البته به موفقیت های خیلی خوبی رسیده ام و فکر نمی کنم این خیلی دور باشه.
    راستش خوب فهمیدی من یکم می ترسم که براشون کار کنم، چون یه اخلاقی دارند اینکه ببینن خوب کار می کنی نهایت بهره رو میبرند. البته اوایل تقصیر خودم هم بود. مثلا می رفتم ظرف شام رو بشورم میز آشپزخونه رو هم تمیز می کردم ،کاری که خود مادرشوهرم هم انجام نمی داد انجام می دادم. با اینکه هم تحصیلکرده بودم هم از هر لحاظ چه خانوادگی چه تحصیلی از خانوادشون بالاتر بودیم ، کم کم هوا برشون داشت و فکر کردند حتما ما انقدر خوب و کم نظیریم که عروسمون انقدر هوامونو داره. یه روز که تا ساعت 10 خواب بودم پدرشوهرم داشت به مادرشوهرم میگفت این چقدر میخوابه؟ مگه درس نداره؟ یا در مورد رسم و رسوم هاشون میگفتن ما رسمی نداریم، اما برای جاریم که فامیلشون بود تازه رسم هاشون رو فهمیدم که برای من انجام نمی دادن. خلاصه بگم هروقت میخوام کاری کنم ، اکراه دارم، در تلاش هستم که کم کم رابطه رو درستش کنم و کمک هم انجام بدم بدون اینکه زیاده روی کنم.
    واقعا جمله خوبی گفتی ، ما باید توی یه تیم باشیم و رابطه خودمون رو محکم کنیم و اجازه ندیم دیگران به راحتی اتحادمون رو بهم بریزن. خیلی دیروز این جمله ات بهم کمک کرد تا بتونم مکالمه ام رو با همسرم به نتیجه بروسونم.ممنونم ازت
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  12. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 26 خرداد 00)

  13. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستان من
    چه کار کنم که بتونم ظرفیتم رو بالا ببرم در برابر بی محلی هاشون؟
    چندوقتی هست که مشکل معده پیدا کردم و امروز هم دکتر بودم. پسرم رو سپردم به مادرشوهرم و چند باری بهشون گفتم که می خوام برم دکتر اما حتی نپرسیدن چرا؟ چی شده؟ کاملا بی تفاوت.
    بعد برگشتن از دکتر هم اصلا هیچی نپرسیدن.
    یهو خیلی دلم گرفت ، احساس تنهایی کردم. می خواستیم شام خونشون بمونیم که دیدم زیاد حالم خوب نیست نه جسمی و نه روحی. مادرشوهرم تدارک شام رو داشت می دید و دوست داشت ما هم بمونیم. من بهش گفتم حالم مساعد نیست و می خوام برم خونه ،حتی نپرسید چرا؟ و با حالت بی تفاوتی گفت من شام دارم درست می کنم. دوست داشتم بمونین بازم هرطور راحتین.
    منم اومدم خونه خودمون.
    خیلی دلم گرفته. نمی دونم چی شد که رابطه ما به این جا رسید، حس خیلی بدی دارم.
    واقعا دوست نداشتم رابطه ما اینطور بشه
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  14. 2 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    Mvaz (پنجشنبه 10 تیر 00), wisdom (دوشنبه 31 خرداد 00)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام ارم جان خوبی خانم
    حیف زندگی نیست حاشیه رو دامن بزنید
    در کل که به نظر من
    مهم نیست کی چی فکر میکنه کی چی انتظار داره
    مثلا دل پری دارن ایشون...خب داشته باشن مشکل خودشونه..میتونن برن مشکلشونو حل کنن :)
    همین که ادم خودش تایید کنه که من کار غیر اخلاقی نمیکنم وظایف فرزندی عروسی رو به جا میارم کافیه.

    مگر تو یک حالت
    اونم وقتی که طرف مقابل برای ما مهم باشه و یا ما جلوش احساس ضعف کنیم و یا عدم اعتناد به نفس...ی همچین چیزهایی.

    حالا اگه برای شما هم حرفهای ایشون و نظر ایشون در مورد خودتون مهمه،
    علی رغم اینکه میگین ایشون خودخواه پرتوقع اند ، جلب توجه میخوان، با همه همین اند
    پس
    دوراه داره از نظر من
    ۱.محبت زبانی فوق العاده...مخصوصا جلوی دیگران مثلا خواهرشون

    حرفتونو تو دلتون نگه ندارین
    یعنی ایشون متوجه بشن که شما کمک وظیفه خودتون میدونین. نترسین پرتوقع تر نمیشن
    قبل از اینکه کاری کنین بگین باعث خوشحالیم میشه من مثل دختر شما
    شما بزرگتر ما همیشه زیر سایه شما باشیم
    خوبیهاشونو پررنگ کنین ووو
    هر جا هم حس کردین از اون حدو حدود خودتون که ( تو دلتون نگه داشتین به کسی نگفتین حتی همسرتون)
    بگین
    حتما دلم میخواد انجام بدم بتونم روچشم
    بگین میخوام کار و خوب انجام بدم ولی متاسفانه اون روز فلان کار هست مثلا پسرم و باید ببرم فلان جا ...یا پسر شما رو قول دادم ببرم فلان جا:) در هر صورت من خدمت شما و پسران شما هستم:)
    حالا باز اگه شما بگین من بیام.
    بعد اگه نتونستین کلی عذرخواهی کنین.
    این جور ادمها نیاز دارن دیده بشن.

    راه دوم
    همراهی همسر تون.
    همه باید تایید کنن که شما هیچ وقت بر علیه هم رای نمیدین
    باهم تو یک تیم هستین. و هوای همو دارین
    تو نوع رابطه خانواده همسر تاثیر داره

    در کل ایشونو تو ذهنتون کمرنگ کنین
    انتظار نداشته باشین ایشون یعنی ی ادم دهه ۳۰ مثلا ارتباط موثر بلد باشه بعد
    اگه مشکلی داره بیاد به خودتون بگه وو

    موفق باشین .

  16. 3 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 24 خرداد 00), فرزانه 123 (سه شنبه 25 خرداد 00), سحر بهاری (سه شنبه 25 خرداد 00)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 آبان 00 [ 09:13]
    تاریخ عضویت
    1399-5-06
    نوشته ها
    219
    امتیاز
    5,439
    سطح
    47
    Points: 5,439, Level: 47
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 423 در 177 پست

    Rep Power
    48
    Array
    + کمال گرایی را بررسی کن Eram - مادرشوهر را یه فرد معمولی در نظر بگیر نه رویایی . اینجوری حد انتظارت نسبت به بقیه بهتر تنظیم میشه
    + رفتار جراتمندانه هم تمرین کن .
    + یه خورده هم باید حساسیت خودتو مدیریت کنی , فاجعه سازی نکن .
    مهارت های ارتباطی خیلی مهمه که دوستان بیان کردن .

  18. 3 کاربر از پست مفید Niagara تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 24 خرداد 00), فرزانه 123 (سه شنبه 25 خرداد 00), لاله123 (سه شنبه 25 خرداد 00)

  19. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Niagara نمایش پست ها
    + کمال گرایی را بررسی کن Eram - مادرشوهر را یه فرد معمولی در نظر بگیر نه رویایی . اینجوری حد انتظارت نسبت به بقیه بهتر تنظیم میشه
    + رفتار جراتمندانه هم تمرین کن .
    + یه خورده هم باید حساسیت خودتو مدیریت کنی , فاجعه سازی نکن .
    مهارت های ارتباطی خیلی مهمه که دوستان بیان کردن .
    خیلی ممنونم نیاگارا
    در حال تمرین هستم برای رشد فردی خودم و افزایش مهارت های ارتباطی ام،چون اینها برام خیلی مهمه، فکر می کنم رابطه با همسرم خیلی خیلی مهمه و باید بیشتر روی اون کار کنم.
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  20. 2 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    Niagara (چهارشنبه 26 خرداد 00), الهه زیبایی ها (چهارشنبه 26 خرداد 00)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.