سلام دوستان
چند وقتی نبودم تو همدردی. ولی یه مدتی هست که بدجور دودلم و افکارم آشفته هست. تصمیم گرفتم مثل همیشه اینجا مطرح کنم تا عزیزان در موردش نظر بدن.

راستش تو تاپیک های اولم یه سری اطلاعات در مورد خودم دادم. الان 29 سالمه و چندی سالی هست که تو یه شرکت خصوصی مهندسی کار میکنم. البته حقوقش زیاد رضایت بخش نیست و کلا حس می کنم به روزمرگی افتادم و خیلی کمتر از توان خودم درآمد و فعالیت دارم.

یکی از گزینه هام ادامه تحصیل در خارج از کشور و کلا رفتن از این مملکت بود. خیلی تحقیق کردم و با خیلی از دوستان و آشنایان که رفتن و موندن، مشورت کردم. بالاخره تصمیم گرفتم که مقدمات رفتن رو فراهم کنم. چند ماهی میشه که دوره زبان رو شروع کردم و دارم رزومه خودم رو هم تقویت می کنم.

ولی هر از گاهی ، در مورد تصمیم خودم مردد میشم. دلیلش هم اینه که فکر می کنم کاش میتونستم که یه کاری راه بندازم تا درآمد و شرایط بهتری داشتم و برای ازدواج هم برنامه میریختم.
حتی چند وقت یه بار بعضی از دوستان قبلی خودم رو میبینم که با اینکه توان علمی و فنی زیادی نداشتن ولی الان برای خودشون کسب و کار خوبی راه انداختن یا کار مناسبی دارن. البته نمیشه سعی تلاش خودشون رو نادیده گرفت.

مسائل بالا مدام فکرم رو مشغول خودش کرده و هر لحظه حلاجی می میکنمشون. مواردی که از نظر خودم مثل ترمز هستن تو پیشرفتم. یکی اینکه کار فعلی، یه نوع حاشیه اطمینان کاذب درست کرده واسم که نمیتونم از این پیله بیرون بیام. مورد بعدی اینه که همش فکر می کنم که هر کاری رو شروع کنم باید خیلی خیلی خیلی روش فکر کنم و یه انتخاب ایده آل داشته باشم تا هم در آمد خوبی داشته باشم هم اینکه تا آینده همون کار رو ادامه بدم. بعدی هم در مورد همین مسئله ادامه تحصیل در خارج هست. میدونم که اگه برم هم زیاد ضرر نمیکنم نسبت به موندن تو ایران. ولی باز هر موقع درباره سختی غربت و اینا میشنوم سست میشم.

واقعا دیگه موندم چیکار کنم و روز های بدی رو سپری می کنم.

تصمیم گرفتم که برم مشاوره ولی بیشتر متمایل هستم که مشاور مجرب باشه که در مورد مسائل بالا و حیطه کاری و تحصیلی هم تجربه و اطلاعات داشته باشه.
یعنی یکی رو میخوام که این وضعیت من رو بفهمه و واقعا راهنمایی کنه تا بتونم یه تصمیم قاطع بگیرم و دنبالش برم و زندگیم رو بسازم.

ببخشید اگه طولانی شد.